[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
هیئت تحریریه::
اعضای اجرایی::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2020
Citations72572917
h-index3317
i10-index21465
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
122 نتیجه برای پا

لیلا صبوری، عباس معمارباشی، محسن برغمدی، زلجکو زیلیک، امیر فتح الهی،
دوره 0، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم درد پاتلوفمورال از جمله علل شایع درد قدامی زانو در نوجوانان و افراد زیر 60 سال است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات زنجیره جنبشی بسته بر تغییرات دینامیک فشار کف پای زنان مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه‌تجربی روی 30 دانشجوی دختر در محدوده سنی 35-20 سال در دو گروه 15 نفری مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال و سالم در دانشگاه محقق اردبیلی طی سال 1402 انجام شد. گروه مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال دارای سابقه درد حداقل بیش از دوماه و حداکثر یک سال بودند. گروه تجربی تمرینات زنجیره جنبشی بسته را سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته اجرا کردند. اندازه‌گیری متغیرهای فشار کف پا با دستگاه فوت اسکنر فشاری (نمونه‌برداری 300 هرتز) انجام شد.

یافته‌ها: اوج نیروها در انگشت اول در گروه سالم (64.91±28.69) و مبتلا به سندرم پاتلوفمورال (215.19±60.28) طی دویدن با سرعت آهسته کاهش آماری معنی‌داری داشت و زمان رسیدن به اوج نیروی عکس‌العمل زمین در گروه مبتلا به سندرم پاتلوفمورال (49.65±44.332) طی پس آزمون در سرعت آهسته افزایش آماری معنی‌داری پیدا کرد (P<0.05). همچنین نیروی خارجی پاشنه (153.97±3.62) و پنجمین استخوان کف پایی (65.19±19.77) در گروه سالم طی پس آزمون کاهش آماری معنی‌داری در مقایسه با گروه مبتلا به سندرم پاتلوفمورال طی دویدن با سرعت تند داشت (P<0.05). در گروه سالم و مبتلا به سندرم پاتلوفمورال طی پس آزمون متغیرهای جابجایی مرکز فشار در ناحیه داخلی-خارجی و قدامی-خلفی در سرعت آهسته و تند طی دویدن کاهش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). همچنین در گروه سالم جابجایی مرکز فشار در انگشت اول در مرحله پس آزمون (64.5±51.08) طی دویدن با سرعت تند کاهش آماری معنی‌داری پیدا کرد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: تمرینات زنجیره جنبشی بسته باعث کاهش معنی‌دار در متغیرهای فشار کف پا در زنان مبتلا به سندرم پاتلوفمورال و زنان سالم می‌گردد.


دکتر موسی احمدپور، محمدعلی وکیلی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده

در این مطالعه به منظور بررسی ارتباط بین تغذیه با شیر مادر و رشد کودکان بستری شده در بیمارستان، پارامترهای پایش رشد 324 کودک زیر سه سال، هنگام بستری شدن در بیمارستان به همراه شکل تغذیه در 6-4 ماه اول زندگی و زمان شروع تغذیه کمکی، ثبت گردید و پس از تجزیه و تحلیل، نتایج زیر بدست آمد: 58% جمعیت، پسر و 42% دختر بودند، 55.6% جمعیت زیر یکسال و 44.4% بالای یکسال سن داشتند. در 6-4 ماه اول زندگی 67.3% (218 مورد) انحصارا با شیر مادر، 21.3% (69 مورد) با شیر مادر به همراه شیر غیر مادر (شیر گاو، شیر خشک و شیر پاستوریزه) و 11.4% (37 مورد) فقط با شیر غیر مادر تغذیه شده اند. 44.8% بیماران وزن برای سن زیر صدک 5 و 53.7% قد برای سن زیر صدک 5 و 26.9% جمعیت دور سر زیر صدک 5 منحنی NCHS داشتند. 77.8% شیرخواران زیر شش ماه که وزن برای سن آنها زیر صدک 5 واقع می شد، یا اصلا شیر مادر نخورده بودند یا با شیر مادر همراه شیر غیر مادر تغذیه شده بودند. از طرف دیگر 72.2% بیماران با صدک وزنی 5 تا 100 به تنهایی با شیر مادر در 4 تا 6 ماه اول زندگی تغذیه شده بودند. ارتباط موجود بین دو موضوع فوق معنی دار بوده است (P<0.03). از مقدار 48.7% شیرخواران 12-6 ماهه که وزن برای سن آنها زیر صدک 5 واقع می شد، 63.2% آنها طی 6-4 ماه اول زندگی با شیر مادر تغذیه نشده بودند و یا تغذیه کمکی را در زمان مقرر شروع نکرده بودند. نسبت وزن به قد بیماران در مقایسه با وزن به قد استاندارد برای همان سن (معیار مک لورنس) نیز نشان می دهد که 49.2% شیرخواران زیر شش ماه دارای درجاتی از سوء تغذیه می باشند که 74.2% آنها نیز انحصارا با شیر مادر تغذیه نشده بودند (P<0.03) نتیجه نشان می دهد که شیر مادر به تنهایی در شش ماه اول زندگی و همراه با شروع بموقع تغذیه کمکی، بعد از شش ماهگی، می تواند جنبه های رشدی برتر را نسبت به سایر روش های تغذیه ای فراهم نموده، از بروز سوء تغذیه در ماه های بعدی نیز جلوگیری نماید.
دکتر بهروز ادیبی،
دوره 2، شماره 2 - ( 7-1379 )
چکیده

کوریورتیتیت توکسوپلاسمایی پری پاپیلری یک بیماری نادر است که به علت نزدیکی ضایعه به دیسک اپتیک، همراه با تورم دیسک (papilitis) می باشد. این وضعیت به صدمه فیبرهای عصبی ناحیه گرفتار منجر شده و در میدان بینایی مرکزی نقص ایجاد می کند. به همین علت برخلاف دیگر کوریورتینیت توکسوپلاسمایی، اولین شکایت این بیماران، اختلال در میدان دید مرکزی می باشد. دوشیزه ای 16 ساله، بدون هیچ سابقه ای از بیماری سیستمیک و چشمی با اختلال ناگهانی در میدان دید مرکزی و تاری مختصر دید، به کلینیک مراجعه نمود که در معاینه بالینی، +MG2 با نقص دید رنگ و کوریورتینیت همراه با تورم دیسک بینایی داشت. در بررسی فرابالینی، نیز ایمونوگلوبولین G و M توکسوپلاسموز در ابتداد و یک هفته بعد بالاتر از حد طبیعی بود.
دکتر علی رضا خلدبرین، دکتر پریسا سلطانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده

جراحی سزارین از شایع ترین جراحی ها در دنیای امروز پزشکی می باشد. کاهش درد پس از عمل سزارین، برای کارآیی هر چه بیشتر و سریع تر مادران، از موارد مهم در بی هوشی این بیماران است. روش های کنترل درد پس از عمل متعدد هستد. یکی از انواع آنها بی دردی به روش پیشگیری (Preemptive analgesia) می باشد؛ به این صورت که با استفاده از داروی بی دردی، قبل از شروع عمل جراحی از حساس شدن مسیرهای درد مرکزی و محیطی جلوگیری می شود. چون در سزارین تا قبل از تولد نوزاد از هیچ دارویی به جز داروی خواب آور و شل کننده عضلانی استفاده نمی شود، در این تحقیق از کتامین که تواما دارای خاص بی دردی و خواب آور است و در مقالات داروی قابل قبولی برای سزارین به حساب می آید، برای القاء بی هوشی استفاده، و اثرات آن را بر درد پس از عمل با تیوپنتال که داروی استاندارد در سزارین هست، مقایسه کردیم به همین منظر بیماران در دو گروه تصادفی قرار گرفتند. برای القاء بی هوشی، در یک گروه از کتامین و در گروه دیگر از تیوپنتال استفاده شد. پس از بیداری بیماران، با استفاده از مقیاس نمره عینی درد (OPS)، در دید بیماران و از آنها به داروی بی دردی در 24 ساعت پس از عمل در گروه کتامین حدود 40 درصد کمتر از گروه تیوپنتال بود (2.92 میلی گرم مورفین در مقابل 4.08 میلی گرم مورفین) آپگار نوزادان در دو گروه یکسان بود. میزان آگاهی حین عمل در گروه کتامین صفر ودر گروه تیوپنتال 12 درصد بود. میزان توهم و رویای ناخوشایند هنگام خروج از بی هوشی در گروه کتامین 12 درصد در گروه تیوپنتال صفر بود. به طور کلی کتامین برخلاف تیوپنتال دارای خواص بی دردی است، حساس شدن مسیرهای درد را کاهش می دهد و موجب تجربه کمتر درد پس از عمل می شود
محسن سعیدی، مرحوم دکتر حسن برادران، دکتر محمدرضا هاتف،
دوره 3، شماره 2 - ( 7-1380 )
چکیده

پادتن های ضد سیتوپلاسم نوتروفیل (ANCA) رده ای از پادتن ها یا خود پادتن(نو آنتی بادی) ها هستند که معمولا در شرایطی که تخریب نوتروفیل ها در بدن ایجاد می شود، به وجود آمده، منجر به آسیب عروقی می شوند و بروزشان در بعضی از بیماری های روماتیسمی مثل آرتریت روماتوئید (R.A)، لوپوس (SLE) و بیماری های وسکولیتی مثل گرانولوماتوزوگنر (W.G) شایع تر است. از آنجا که تست غربالی برای تعیین ANCA روش ایمونوفلورسانس غیر مستقیم (IFA) می باشد و همچنین به علت حساسیت بالای روش ایمونوفلورسانس و سادگی و قیمت مناسبش نسبت به سایر تست های الیزا و رادیوایمنواسی (RIA)، تصمیم گرفتیم که روش IFA-ANCA را انتخاب کنیم. روش کار شامل جدا سازی نوتروفیل ها از خون اشخاص سالم، سپس تثبیت کردن با محلول اتانل 96 درصد، فرمالین 0.5 درصد، همراه با بهینه سازی کنترل کیفیت روش می باشد. به این منظور تعداد 44 نفر از بین مبتلایان به بیماری های روماتیسمی و وسکولیتی که تست ANCA در آنها مثبت بود، به روش نمونه گیری غیر احتمالی و آسان، انتخاب شدند. بر این اساس با استفاده از روش IFA، دو الگوی رنگ پذیری به نام های فرم C-ANCA یا نوع سیتوپلاسمی و فرم P-ANCA یا حاشیه هسته ای مشاهده گردید. ضمنا این روش، نسبت به روش Lnter assay از تکرار پذیری 95 درصد و دقت 91 درصد برخوردار بوده است.
حمیدرضا جوشقانی، دکتر محمود جلالی، دکتر عباسعلی صاحبقدم لطفی، دکتر ابراهیم جوادی، احمد رضا بندگی،
دوره 4، شماره 2 - ( 7-1381 )
چکیده

کبد یکی از اعضا بسیار مهم بدن است که در سوخت و ساز (متابولیسم) کربوهیدرات ها، پروتئین ها و چربی ها نقش اساسی دارد. همچنین این عضو نقش بسیار مهمی در دفع و ترشح سموم بازی می کند. این عضو حیاتی در معرض انواع عفونت های انگلی، ویروسی، باکتریایی و آسیب های جدی به وسیله سموم قرار دارد. امروزه یکی از راه های تشخیص و بررسی آسیب های کبدی سنجش برخی از آنزیم های کبدی مانند آلانین آمینوترانسفراز ALT) یا (GPT و آسپارتات آمینوترانسفراز AST) یا (GOTمی باشد. به علت آن که این آنزیم ها در سایر بافت ها نیز وجود دارند، نیاز به سنجش سایر آنزیم ها با ویژگی بیشتر احساس می گردد. در این مطالعه فعالیت آنزیم اورنیتین کربامیل ترانسفراز (EC2.1.3.3) ، دومین آنزیم چرخه اوره، در 56 بیمار کبدی (مبتلا به سیروز و هپاتیت ویروسی) مورد مطالعه قرار گرفت. برای تایید ضایعه کبدی در گروه بیماران و همچنین برای صحت سلامتی در گروه شاهد آزمایش های گلوتامیک پیروویک ترانس آمیناز سرم (SGPT) و گلوتامیک اگزالواستیک ترانس آمیناز سرم(SGOT) ، آلبومین، بیلی روبین، ?GT و آلکالن فسفاتاز انجام گردید. برای سنجش فعالیت اورنیتین کربامیل ترانسفراز (OCT) از روش رنگ سنجی استفاده شد. ما دریافتیم که بین فعالیت OCT با آنزیم P<0.001) SGOT ، (r=0.782 و P<0.001) SGPT ، (r=0.857 همبستگی وجود دارد. با توجه به این که آنزیم OCT برای کبد تا حد بسیار زیادی اختصاصی می باشد، لازم است که در سایر مطالعات، فعالیت این آنزیم در ضایعات مختلف کبدی مورد ارزیابی قرار گیرد.
دکتر ساسان بهشتی، دکتر سیداکبر شریفیان، دکتر رامین مهرداد، دکتر شهرزاد حسینی‎نیا،
دوره 4، شماره 2 - ( 7-1381 )
چکیده

افرادی که در محیط کار با حلال های آلی در تماس باشند مستعد بروز عوارض و بیماری های مختلف در قسمت های متفاوت بدن هستند. یکی از مهم ترین این عوارض، علایم عصبی - رفتاری مانند اختلالات خلقی، خستگی و فراموشی است. این مطالعه به منظور مقایسه فراوانی عوارض عصبی - رفتاری کارگران سالن های رنگ در مقایسه با کارگران سایر بخش های یک کارخانه خودروسازی در تهران طراحی شده است. در این مطالعه همه کارگرانی که در سالن های رنگ کار می کردند (78 نفر) به عنوان گروه مورد، و 83 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده از سایر بخش های کارخانه به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. سپس عوارض عصبی - رفتاری این افراد به وسیله یک پرسشنامه 16 سوالی استاندارد، به عنوان یک ابزار غربالگری اولیه و حساس برای یافتن اختلالات عصبی - رفتاری ایجاد شده بین کارگرانی که در تماس مداوم با حلال های هستند، ارزیابی شدند. نتایج مطالعه نشان می دهد که فراوانی عوارض عصبی - رفتاری، در گروه مورد، 46 درصد و در گروه شاهد، 36 درصد بوده است. تنها، تفاوت مشاهده شده در عصبی شدن و عرق کردن بی دلیل بین دو گروه مورد و شاهد معنی دار بوده است (p < 0.05) به طور کلی طبق نتایج به دست آمده از این مطالعه، بین دو گروه از نظر فراوانی عوارض عصبی - رفتاری تفاوت معنی داری مشاهده نشد گرچه فراوانی بیماری عصبی - رفتاری در هر دو گروه بالاتر از حد انتظار بود.
دکتر عبدالله عباسی، دکتر محمدرضا یوسفی،
دوره 4، شماره 2 - ( 7-1381 )
چکیده

اسهال به عنوان یکی از علل عمده مرگ در بین کودکان کشورهای در حال توسعه می باشد و نیمی از این مرگ ها ناشی از اسهال پایدار است. این پژوهش به منظور تعیین عوامل مرتبط با اسهال پایدار کودکان زیر 5 سال مناطق روستایی، روی 708 کودک مبتلا به اسهال حاد در سال 1377 در روستاهای شهرستان گرگان و به شیوه تحلیلی - مقطعی انجام شده است. برای انجام این پژوهش ابتدا با روش مصاحبه چهره به چهره و اندازه گیری متغیرهای مورد نظر و استخراج بعضی از متغیرها از پرونده خانه بهداشت، برای کودک مبتلا به اسهال حاد پرسشنامه تکمیل گردید. سپس در مرحله دوم، بعد از 14 روز از شروع اسهال حاد، به منزل مسکونی کودک مراجعه شد و پرسشنامه مرحله دوم تکمیل گردید. عوامل خطر آفرین مرتبط با افزایش پایداری اسهال حاد که با انجام این پژوهش شناخته شده اند شامل سن کودک مبتلا به اسهال حاد، قومیت کودک مبتلا، مدت زمان استفاده از شیرمادر، کلرینه بودن آب آشامیدنی و غذای مصرفی کودک در زمان اسهال حاد می باشد. نتیجه این پژوهش مشخص نموده است 11 درصد موارد اسهال حاد کودکان مورد مطالعه شکل پایدار به خود گرفته اند، یعنی بیش از 14 روز از شروع اسهال، ادامه داشته اند. بنابراین با کنترل برخی عوامل خطرآفرین مرتبط می توان میزان مرگ و میرهای ناشی از اسهال را کاهش داد.
دکتر محمدرضا علویان قوانینی، دکتر شهرام صادقی، پیمان جعفری،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

زمینه و هدف: بررسی رفلکس Tp)H)، یکی از روشهای تشخیصی الکتروفیزیولوژیک است که درگیری ریشه عصبی اولین عصب ساکرال (S1) را ارزیابی می کند. این رفلکس، مسیری نسبتا طولانی را طی می کند و حساسیت تشخیصی آن برای ضایعات خفیف ریشه S1 کم است؛ لذا محققین سعی کرده اند که طول این مسیر را کوتاه کنند؛ بررسی قومی مرکزی رفلکس Tc)H)، یکی از این تلاشهاست که احتمالا دقت آن برای تشخیص رادیکولوپاتی S1 از رفلکس H بیشتر است. این مطالعه به منظور بررسی عوامل موثر بر آن و نیز معادله رگرسیون مربوطه انجام شد.مواد و روشها: پس از توضیح روش بررسی،40 داوطلب سالم مورد مطالعه قرار گرفتند که 26 نفر(65 درصد) مرد و 14 نفر(35 درصد) زن بودند. میانگین سن این گروه 37 سال و میانگین طول ساق نیر 36.4 بود. ثبت رفلکس (TP,Tc)H از عضله گاستروکنمیوس - سولئوس راست بر اساس تحریکاتsubmaximal و با مدت یک هزارم ثانیه و با کنترل دما انجام گردید. یافته ها: میانگین Tp و انحراف معیار آن به ترتیب 28.8 ms و 1.66 ms بود:ms) هزارم ثانیه) میانگین Tc و انحراف معیار آن به ترتیب 6.78 ms و 0.6 ms بود. بین Tc و طول ساق ارتباط معنی دار وجود داشت(P<0.05) . ارتباط Tc و سن معنی دار بود(P<0.05) . بین Tp و هر دو متغیر سن و طول ساق ارتباط معنی دار وجود داشت. بین Tc و Tc نیز ارتباط معنی دار وجود داشت (P<0.05) همچنین معادلات رگرسیونیTc=0.04L+5.28، Tc=0.07Tp+4.56، Tp=0.04A+0.3L+16.13 حاصل شد :L) طول ساق بر حسب سانتیمتر، :A سن بر حسب سال، Tp و Tc: بر حسب هزارم ثانیه.(نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه، به نظر می رسد که برای باریکتر کردن محدوده نرمال، باید در بررسیهای بالینی، طول ساق را نیز مد نظر قرارداد. از طرف دیگر لازم است تحقیقات بیشتری درباره حساسیت ویژگی روش مزبور در تشخیص رادیکولوپاتی S1 و مقایسه آن با سایر روشها انجام گیرد.
سید رضا برزو، محسن صلواتی، میترا زندیه، علی‎رضا زمان پرور، بیتا ترکمان،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1382 )
چکیده

مقدمه و هدف: کاتترهای محیطی داخل وریدی دارای عوارض زیادی هستند که پیشگیری از آن یکی از مهم ترین اهداف پزشکی محسوب می شود. این مطالعه به منظور تعیین تاثیر به کارگیری پانسمان با گاز استریل در میزان بروز فلبیت و عفونت موضعی ناشی از کاربرد وریدی بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه قلبی صورت گرفت. مواد و روشها: این کارآزمایی بالینی روی 64 بیمار بستری در بخش CCU و POST CCT بیمارستان امام حسین (ع) ملایر انجام گرفت. 32 بیمار در گروه تجربی (با استفاده از پانسمان با گاز استریل) و 32 بیمار در گروه کنترل (به طور روتین با چسب) به صورت تصادفی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات کاتتر وریدی به طریقه استریل توسط یک نفر در دست بیمار جایگذاری شد. سپس گاز استریل در روی ناحیه کاتتر برای گروه تجربی (برای گروه کنترل طبق روتین بخش) قرار می گرفت. پس از جایگذاری هر 12 ساعت به مدت 72 ساعت محل از نظر قابلیت یا عفونت مورد بررسی قرار می گرفت. در صورت بروز فلبیت و یا گذشت 72 ساعت سر پلاستیکی آنژیوکت با تیغ بیستوری استریل از بدنه جدا و به لوله آزمایش استریل حاوی ماده مغذی انتقال و در کمترین زمان ممکن به آزمایشگاه فرستاده می شد تا در محیط کشت توسط یک نفر کشت داده شود و در صورت رشید تعداد 15 کلنی در هر بشقابک همراه با وجود علایم نتیجه کشت مثبت تلقی می شد. یافته ها: اکثریت (65.6 درصد) افراد دو گروه سنی بین 70-61 سال بودند، 53.1 درصد افراد هر دو گروه بی سواد و اکثریت افراد هر دو گروه (59.4درصد) دارای ایسکمی میوکارد بودند. محل کاتتر در گروه تجربی 53.1 درصد در دست چپ و در گروه کنترل 53.1 درصد در دست راست بود. از نظر نوع داروی مصرفی 44.1 درصد افراد در هر دو گروه از دو داروی هپارین و بازکننده عروق استفاده می کردند. نتایج پژوهش در مورد فلبیت با 0.05
دکتر سیدمحمدتقی آیت اللهی، هاله قائم،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

مقدمه و هدف: بیماری های اتوپی یکی از شایع ترین بیماری ها در بین کودکان سراسر دنیاست. این مطالعه به منظور تعیین شیوع و عوامل موثر بر بیماری های اتوپی انجام گردید. مواد و روش ها: مطالعه حاضر مطالعه ای مقطعی می باشد که بر پایه جمعیت هدف انجام گرفته است. با توجه به مطالعه اولیه اندازه نمونه 2228 دانش آموز دبستانی 12-6 ساله به دست آمد و با استفاده از طرح نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای دانش آموزان به طور تصادفی از هر یک از مناطق چهارگانه آموزش و پرورش شیراز انتخاب شدند. پرسشنامه غربالگری در مورد هر یک از دانش آموزان انتخابی تکمیل و پس از تشخیص توسط پزشک متخصص، گروه شاهد با روش جورسازی انتخاب و عوامل موثر بر بیماری های اتوپی شناسایی شدند. یافته ها: مهم ترین نتایج به دست آمده به شرح زیر است: شیوع رنیت آلرژیک، کهیر و اگزما در بین کودکان دبستانی شیراز به ترتیب 5.2 (پسران 5.2 و دختران 5.12)، 3.6 (پسران 3.57 و دختران 3.7) و 1.6 (پسران 1.53 و دختران 1.7) درصد به دست آمد. سابقه خانوادگی رنیت آلرژیک )، سابقه خانوادگی کهیر (p<0.05) و سابقه خانوادگی اگزما (p<0.05) متغیرهای معنی داری بودند که با بیماری های اتوپی ذکر شده ارتباط معنی داری را نشان دادند. نتیجه گیری: سابقه بیماری های اتوپی (کهیر، اگزما و رنیت آلرژیک) در خانواده کودک پیش گو کننده های معنی داری هستند که احتمال بروز بیماری های اتوپی (رنیت آلرژیک، کهیر و اگزما) در کودکان را در آینده افزایش می دهند. بنابراین در رابطه با بروز این بیماری ها در کودک ارتباط فامیلی به عنوان عامل موثر و تاثیر گذار مشاهده گردید.
دکتر عطیه مخلوق، دکتر وحید مخبری، دکتر امید صدیقی،
دوره 6، شماره 2 - ( 7-1383 )
چکیده

مقدمه و هدف: بیماری های قلبی و عروقی، مهم ترین علت مرگ و میر در بیماران همودیالیزی محسوب می شود. امروزه گزارشاتی وجود دارد که نشان می دهد کاهش غلظت کارنیتین در بافت ها سبب تشدید نارسایی قلبی در بیمارانی که به طور مرتب همودیالیز می شوند، می گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کارنیتین خوراکی بر عملکرد قلبی بیماران همودیالیزی بیمارستان های فاطمه الزهرا (س) و امام خمینی ساری و بیمارستان ولیعصر قائم شهر در سال 1382 انجام شد.مواد و روش ها: در این مطالعه، 20 بیمار که حداقل 3 ماه هفته ای سه نوبت تحت همودیالیز بوده اند و نارسایی قلبی داشته اند، انتخاب شده و پس از همسان سازی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. به گروه مورد قرص کارنیتین با دوز 1 گرم روزانه و به گروه شاهد پلاسبو تجویز شد. قبل از مطالعه و سپس 3 و 6 ماه پس از تجویز دارو، میزان کسر خروجی (E.F) و قطر پایان دیاستولی بطن چپ (LVEDD) بیماران با اکوکاردیوگرافی تعیین شد. نسبت قطر قلبی به قفسه سینه در گرافی سینه اندازه گیری شد و به طور هم زمان سطح هموگلوبین، کلسترول و تری گلیسرید پلاسما نیز تعیین گردید.یافته ها: شش ماه پس از درمان با کارنیتین1gr/day ، نسبت به گروه شاهد، هیچ گونه بهبود معنی داری در میزان کسر خروجی و قطر پایان دیاستولی بطن چپ و سطح لیپیدهای سرمی در بیماران مشاهده نگردید. در گروه مورد تنها میانگین درصد کسر خروجی بطن چپ به روش حجمی در ابتدای مطالعه و پس از 6 ماه تفاوت معنی داری داشته است. با این وجود، کارنیتین باعث بهبودی معنی داری بر آنمی در این بیماران گردید. (P<0.05).نتیجه گیری: کارنیتین روی عملکرد قلبی و لیپیدها اثر معنی داری ندارد ولی در بهبود آنمی این بیماران موثر است.
دکتر عزت‎ا.. رضایی، دکتر محمد قائمی، دکتر محمد معتمدالشریعتی، دکتر طاهره راشد،
دوره 6، شماره 2 - ( 7-1383 )
چکیده

مقدمه و هدف: در بیماران مشکوک به آپاندیسیت حاد عمل جراحی آپاندکتومی به صورت شایع انجام می شود. تعداد بیمارانی که دارای آپاندیس طبیعی می باشند نسبتا بالا (30-15 درصد) بوده و نیاز به بررسی های دقیق تری جهت کاهش این مشکل می باشد. تعدادی از مطالعات بالا بودن میزان CRP سرم در بیماران مبتلا به آپاندیسیت حاد را نشان داده اند. این مطالعه به منظور تعیین ارزش اندازه گیری CRP سرم و شمارش گلبول سفید در تشخیص بیماران مشکوک به آپاندیسیت حاد در بیمارستان امام رضا (عج) مشهد انجام شد.مواد و روش ها: از 100 بیمار بستری شده (بیماران مورد مطالعه) در بخش جراحی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد قبل از ورود به اتاق عمل نمونه خون جهت شمارش گلبول سفید و اندازه گیری CRP گرفته شده و سپس تمام نمونه های آپاندیس جهت بررسی آسیب شناسی فرستاده شده و آنها را در دو گروه مثبت و منفی از نظر آپاندیسیت حاد طبقه بندی نمودیم. سپس ارتباط بین یافته های آسیب شناسی آپاندیس، CRP و WBC را بررسی نمودیم.یافته ها: در 82 بیماری که از نظر آسیب شناسی آپاندیسیت حاد داشتند به صورت قابل ملاحظه ای شمارش گلبول سفید و میزان CRP بالا بوده است (P<0.05). در 16 بیمار از 18 بیماری که آپاندیست حاد نداشتند در حد طبیعی بود. حساسیت و اختصاصیت این آزمون به ترتیب 92.6 درصد و 88.8 درصد بود.نتیجه گیری: سرم CRP در حد طبیعی در مواردی که مشکوک به آپاندیسیت حاد هستیم، تقریبا در ارتباط نزدیک با آپاندیس طبیعی می باشد و لذا به تعویق انداختن عمل جراحی جهت بررسی بیشتر این دسته از بیماران سبب کاهش تعداد آپاندکتومی های غیر ضروری می شود.
دکتر مجید شربتداران، دکتر شهریار شفایی، دکتر غلامرضا جغتایی،
دوره 6، شماره 2 - ( 7-1383 )
چکیده

بیماری kikuchi-Fujimoto یک لنف آدنیت نکروزانت خوش خیم با سیر خودمحدود شونده می باشد که در خانم های جوان با علائم تب و لنف آدنوپاتی گردنی و افزایش سدیمانتاسیون و ایجاد لکوپنی در خون محیطی تظاهر می کند. در این گزارش دو بیمار زن معرفی می گردند. بیمار اول خانمی 31 ساله با علائم بالینی تب، بزرگی یک طرفه گره های لنفاوی گردن و کاهش وزن از 20 روز قبل بوده است. از نظر پاراکلینیک mm/hr 50=ESR، gr/dr 10=Hb و شمارش گویچه های سفید برابر /m l 5300 بود. برای بیمار آسپیراسیون، بیوپسی مغز استخوان و بیوپسی گره لنفی انجام که تشخیص هیستوپاتولوژی لنف آدنیت نکروزانت (kikuchi) گزارش شد. بیمار دوم خانمی 35 ساله با توده دردناک گردن (پشت عضله استرنوکلوئید ماستوئید) از 1.5 ماه قبل همراه با تب و لرز بود. از نظر پاراکلینیکmm/hr 52=ESR،ml /5500=WBC و CRP++ بود. نتیجه بیوپسی از توده گردنی ساختمان عقده لنفی با تشخیص هیستوپاتولوژی لنف آدنیت نکروزانت )بیماری(kikuchi بود. بنابراین بیماری kikuchi را باید به عنوان یکی از تشخیص های افتراقی مهم در بیماران جوان به خصوص خانم ها که با لنف آدنوپاتی گردن و تب (F.u.o) مراجعه می نمایند، در نظر داشت.
دکتر وحیده کاظمی‌نژاد، دکتر رامین آذرهوش، دکتر علی‌اصغر مولانا، غلامرضا دهباشی،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: مشاوره قبل از اهدا خون و انجام آزمایش ها غربالگری از نظر بیماری‌های منتقله شایع از طریق انتقال خون نظیر هپاتیت B و C و ایدز در تضمین سلامت خون از اهمیت به سزایی برخوردار است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی این بیماری ها نزد اهدا کنندگان خون با مراجعین سرپایی به آزمایشگاه انتقال خون و بررسی صحت روش های تشخیصی الیزا انجام گردید.روش بررسی: این مطالعه توصیفی روش آزمایش های HBSAg، HCV Ab و HIV Ab به روش الیزا روی کلیه نمونه خون های اهدا شده در پایگاه انتقال خون گرگان و بیماران مراجعه کننده به آزمایشگاه این مرکز در سال 1382 انجام گرفت و در صورت مثبت بودن آزمایش الیزا آزمایش های تاییدی نوترالیزاسیون برای HBSAg، RIBA برای HCV Ab و Western blot برای HIV Ab انجام گردید.یافته ها: 5.‌2 درصد اهدا کنندگان در مقایسه با 13 درصد بیماران از نظر HBS Ag و 3 درصد اهدا کنندگان در مقایسه با 8.3 درصد بیماران از نظر HCV ab و 35.‌0 درصد اهدا کنندگان در مقایسه با 04.2 درصد بیماران از نظر HIV مثبت بودند. همچنین در اهدا کنندگان 92 درصد موارد واکنش دار از نظر HBS Ag، 20.1 درصد از نظر HCV Ab و صفر درصد از نظر HIV به روشهای الیزا در روش های تاییدی نیز مثبت شدند. در حالی که در بیماران مراجعه کننده 97 درصد موارد واکنش دار از نظر HBS ag و 47 درصد از نظر HCV ab و 60 درصد از نظر HIV به روش الیزا در روش‌های تاییدی مثبت شدند.نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد میزان فراوانی هپاتیت C، B و ایدز نزد بیماران سرپایی که به نحوی جز گروه های پر خطر محسوب می شوند، بیشتر از اهدا کنندگان بوده است و نیز آزمایش HBSAg در مقایسه با آزمون های HIV و HCV به روش الیزا از صحت بالاتری برخوردار است.
دکتر حسن مفیدپور، دکتر سید حسن علوی، دکتر سید عباس طباطبائی یزدی، دکتر مختار جعفرپور،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: مرفین از دسته داروهای ضد درد مخدر علاوه بر خاصیت ضد دردی دارای اثراتی روی ساختار بدن است. این مطالعه به منظور بررسی مرفین روی ساختار کبد موش صحرایی انجام شد.روش بررسی: در این تحقیق تعداد 20 سر موش نر نژاد Balb/C در دو گروه ده تایی کنترل و آزمایش استفاده شد. به گروه آزمایش 15mg/kg مرفین به صورت داخل صفاتی روزانه یک نوبت به مدت 21 روز تزریق شد. به گروه کنترل به همان حجم روزانه نرمال سالین تزریق شد. در روز بیست و دوم کبد موش ها با استفاده از بیهوشی عمومی خارج و به روش معمولی هیستوپاتولوژیک لام تهیه و به طریقه H&E رنگ آمیزی و مورد مطالعه میکروسکوپی قرار گرفت.یافته ها: نکروز کانون های کوچک با انفیلتراسیون آماسی پلی مورف و هسته های نکروتیک نشان از بروز هپاتیت مزمن فعال در گروه های آزمونی دیده شد. همچنین تجمع قطرات ریز چربی در سیتوپلاسم هپاتوسیت ها بروز استئاتوزمیکرووزیکولار و همچنین التهاب در اطراف عروق و فضای پورت را نشان داد. هیچ گونه تغییری در نمونه های گروه شاهد دیده نشد.نتیجه گیری: مصرف مرفین می تواند اختلالات ساختاری در کبد ایجاد نماید.
دکتر رامین آذرهوش، نرجس سادات برقعی، محمدعلی وکیلی، دکتر کیوان لطیفی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: ویروس هپاتیت B عامل ایجاد هپاتیت حاد و مزمن، سیروز کبدی و کارسینوم هپاتوسلولار کبدی است و در حال حاضر تنها راه مطمئن پیشگیری، خصوصا افراد در معرض این بیماری مانند کارکنان بهداشتی، واکسیناسیون است. این مطالعه به منظور بررسی سطح ایمنی سرولوژیکی کارکنان مراکز آموزشی شهر گرگان نسبت به ویروس هپاتیت B انجام شد.روش بررسی: این تحقیق توصیفی و مقطعی در سال 1382 روی 300 نفر از کارکنان درمانی، خدماتی، اداری مراکز آموزشی- درمانی دزیانی، طالقانی و 5 آذر انجام شد. روش نمونه گیری مبتنی بر هدف بود و از افرادی که دعوت شرکت در مطالعه را می پذیرفتند، 3 میلی لیتر خون محیطی گرفته می شد که پس از جدا سازی سرم، آزمایش بررسی وجود Hbs-Ab، Hbs-Ag انجام می گردید. پرسشنامه مربوطه که حاوی اطلاعات دموگرافیکی، وضعیت واکسیناسیون و عوامل خطر آفرین ابتلا بود برای افراد تکمیل شد. پس از ورود داده ها به رایانه توسط نرم افزار آماری SPSS-10 و سطح اطمینان 95 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: 13 درصد افراد مورد بررسی 40) نفر( واکسینه نشده بودند و 74.6 درصد 224) نفر( واکسیناسیون کامل و مابقی دوره ناقص واکسیناسیون را انجام داده بودند و رابطه آماری معنی داری بین HbsAg و وضعیت واکسیناسیون، سن افراد، آخرین نوبت واکسیناسیون و شغل افراد وجود داشت (P<0.05). ضمنا سه نفر 1) درصد( از نمونه ها HbsAg مثبت بودند که 2 نفر زن و 1 نفر مرد بودند. هر سه بالای 10 سال سابقه کار داشته و واکسیناسیون کامل را انجام داده بودند. 1 نفر از این افراد پرستار، 1 نفر خدمه و یک نفر اداری بود. ضمنا هر سه نفر Hbs-Ab منفی داشتند.نتیجه گیری: به دلیل طرح واکسیناسیون همگانی، پوشش واکسیناسیون کارکنان شاغل مراکز و نیز وضعیت ایمنی آنها در حد مطلوب بوده است. به دلیل تماس زیاد افراد مورد بررسی با ویروس هپاتیت 2 درصد افراد بدون واکسیناسیون آلوده شده و خوشبختانه بهبود یافته بودند و هر چه از زمان واکسیناسیون بیشتر می گذشت، احتمال کاهش ایمنی افزایش می یافت که این مساله اهمیت اندازه گیری آنتی بادی 3-2 ماه بعد از واکسینه شدن و سپس کنترل دوره ای افراد مصون و نهایتا تزریق دوز بوستر را مطرح می نماید.
دکتر داوود فرزین، عباس ارجمند، فرشته آقابراری،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: اسید اسکوربیک به عنوان یک ویتامین آنتی اکسیدان در سیستم عصبی مرکزی (CNS) پستانداران یافت می شود. اگر چه تا کنون نقش مرکزی اسید اسکوربیک به خوبی مشخص نشده، ولی شواهدی مبنی بر اثر تعدیلی آن در سندرم محرومیت اوپیوییدها وجود دارد. در این مطالعه، اثر اسید اسکوربیک بر علایم و نشانه های سندرم محرومیت ناشی از نالوکسون در خوکچه های هندی وابسته به مرفین مورد بررسی قرار گرفت.روش بررسی: در این مطالعه تجربی،120 سرخوکچه های هندی نر (300 الی 400 گرم) در15 گروه8 تایی، مرفین سولفات را به صورت زیر جلدی 3 بار در روز به مدت سه روز دریافت می کردند تا به آن وابسته گردند. در روز چهارم، نالوکسون با دوز 15 میلی گرم/ کیلوگرم به صورت داخل صفاقی، 2 ساعت پس از دهمین تزریق مرفین به حیوانات تزریق شد تا سندرم محرومیت ایجاد شود. سپس حیوانات به صورت انفرادی در داخل سیلندرهای شیشه ای (قطر 25سانتیمتر و ارتفاع 180سانتیمتر) قرار گرفتند و علایم سندرم محرومیت با روش مشاهده ای در مدت 60 دقیقه ثبت گردید. داروهای مورد آزمایش شامل اسید اسکوربیک، آپومرفین (آگونیست مختلط گیرنده های دوپامینی D1 وD2)، SCH23390 (آنتاگونیست انتخابی گیرنده D1 دوپامینی)، سولپیراید (آنتاگونیست گیرندهD2 دوپامینی) و دامپریدون (آنتاگونیست گیرنده های محیطی دوپامین) بودند. یافته ها: تزریق زیرجلدی و مزمن اسید اسکوربیک (200 میلی گرم/ کیلو گرم سه بار در روز به مدت سه روز) به حیوانات، نشانه های پرش، حفاری کردن، روی دوپا ایستادن، دل پیچه، تمیز کردن صورت، تکان دادن سرو بدن، لیسیدن آلت تناسلی و همچنین اسهال را کاهش داد. آپومرفین (0/5 میلی گرم/ کیلوگرم، زیر جلدی) اثر مهاری اسید اسکوربیک برعلایم سندرم محرومیت را آنتاگونیزه نمود. اثر مهاری آپومرفین بر پاسخ اسید اسکوربیک توسط SCH23390 ( 0.5و 1 میلی گرم/ کیلوگرم، داخل صفاقی) آنتاگونیزه گردید. ولی تحت تاثیر سولپیراید ( 50میلی گرم/ کیلوگرم، زیر جلدی) و دامپریدون (1میلی گرم/ کیلوگرم، زیر جلدی) قرار نگرفت.نتیجه گیری: تجویز مزمن اسیداسکوربیک، نشانه های سندرم محرومیت ناشی از نالوکسون در خوکچه های هندی وابسته به مرفین را از طریق مکانیسم های گیرنده ای D1 مرکزی دوپامینی مهار می کند.
محمدجواد هادیان فرد، محمود حصاریان،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم تونل کارپال شایع ترین گیرافتادگی اعصاب محیطی می باشد. یکی از درمان های متداول این عارضه تزریق کورتیکواستروئید در داخل تونل است. این تحقیق به منظور مقایسه تاثیر تزریق متیل پردنیزولون از طریق کف دست (روش جدید) نسبت به تزریق از پروگزیمال مچ (روش متداول) در درمان سندرم تونل کارپال انجام شد.روش بررسی: این مطالعه آینده نگر و دوسوکور روی 56 مچ دست بیمارانی که بر اساس معیارهای الکترودیاگنوستیک دارای سندرم تونل کارپال خفیف تا متوسط بودند، انجام شد. بیماران به صورت تصادفی دو گروه تقسیم شدند. در روش متداول تزریق از سطح قدامی و پروگزیمال مچ و از بین تاندون عضلات فلکسور کارپی رادیالیس و پالماریس لونگوس انجام می شود. در روش دیگر (روش نوین) سوزن از قسمت کف دست وارد می شود. انجام بررسی های الکترودیاگنوستیک به وسیله یک پزشک و تزریق ها به وسیله پزشک دیگر انجام گرفت، به نحوی که پزشک اول از نوع تزریق اطلاعی نداشت. هر دو گروه قبل از تزریق نمودارهای امتیاز بینایی را تکمیل کردند. گروه اول (کنترل) را با روش متداول و گروه دوم (مطالعه) را با روش جدید مورد تزریق قرار دادیم. بعد از یک ماه بیماران مجددا از نظر نمودارهای امتیاز بینایی و الکترودیاگنوستیک مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: میزان افزایش سرعت هدایت عصبی در گروه کنترل (متداول) به طور متوسط 4.00 متر بر ثانیه بود. میزان افزایش سرعت هدایت عصبی در گروه مطالعه (روش نوین) به طور متوسط 12.03 متر بر ثانیه بود. میزان بهبودی درد بر اساس نمودار امتیاز بینایی در هر دو گروه تقریبا یکسان و دو واحد کاهش داشت.نتیجه گیری: در روش تزریق جدید میزان بهبودی بیماران از نظر مطالعات الکترودیاگنوستیک سه برابر روش تزریق متداول بود. بنابراین به نظر می رسد که روش تزریق نوین بتواند جایگزین مناسبی نسبت به روش تزریق متداول در درمان سندرم تونل کارپال باشد.
دکتر سیامک رجائی، دکتر محمدحسین تازیکی، آقای محمدرضا ربیعی، دکتر پویه گرایلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : راه‌های جلوگیری از عفونت زخم متعدد بوده و یکی از آنها انجام پانسمان محل زخم است. پانسمان می‌تواند باعث نوعی آرامش روحی برای بیمار ‎شود. از طرفی انجام آن باعث محدودیت‌هایی برای بیمار از جمله جلوگیری از استحمام و صرف هزینه خواهد شد. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه تاثیر استمرار پانسمان بر میزان عفونت زخم را 48 ساعت اول بعد از عمل مورد بررسی قرار دهیم. روش بررسی : در این مطالعه مداخله‌ای 150 بیمار که تحت عمل جراحی مشابه قرار گرفته بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. در نیمی از آنها بعد از 48 ساعت پانسمان زخم برداشته می‌شد و در بقیه بیماران بعد از 48 ساعت روزانه پانسمان تعویض می‎شد. هر دو گروه روزهای سوم، هفتم و سی‌ام بعد از عمل به وسیله جراح مورد معاینه قرار گرفتند و از نظر وجود یا فقدان علائم عفونت زخم کنترل شدند. در تقسیم‌بندی بیماران معیارهای سن، جنس، نوع عمل و بیماری‌های زمینه‌ای لحاظ شد. روز سی‌ام بعد از عمل به عنوان ختم مطالعه مد نظر قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده از تکمیل پرسشنامه وارد رایانه گردید و با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها : میانگین سنی بیماران در گروه بدون پانسمان 19/20 ±12/35 سال و در گروه با پانسمان 78/18±61/37 سال بود. 74 نفر مرد و 76 نفر زن بودند. عفونت تنها در یک مورد که پانسمان بعد از 48 ساعت استمرار داشت، ایجاد شد که بیمار زن و بدون بیماری زمینه‌ای بود و نیم‌روز قبل از عمل در بیمارستان بستری شده بود. در گروه بدون پانسمان هیچگونه عفونت بعد از عمل دیده نشد. 3/5درصد از گروه بدون پانسمان، از نداشتن پانسمان اضطراب داشتند و در مقابل 3/17درصد از افرادی که پانسمان داشتند از این که استحمام آنها به تاخیر افتاده بود، دچار نگرانی و ناراحتی بودند. نتیجه‌گیری : با توجه به عدم تاثیر پانسمان زخم از بروز عفونت در محل عمل در جراحی تمیز پس از 48 ساعت اول و نیز فقدان اضطراب قابل توجه در گروه بدون پانسمان، توصیه می‎شود در زخم‎های تمیز بعد از 48 ساعت اول پانسمان برداشته شود.

صفحه 1 از 7    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 46 queries by YEKTAWEB 4700
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)