[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
هیئت تحریریه::
اعضای اجرایی::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2020
Citations72572917
h-index3317
i10-index21465
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
6 نتیجه برای صرع

زکیه صلبی، غلامحسن واعظی، عباسعلی دهپور جویباری، ناهید مسعودیان، ویدا حجتی،
دوره 0، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سدیم والپروات (Sodium valproate: SV) یک داروی ضدصرع پرکاربرد است؛ اما استفاده درمانی از آن به دلیل توانایی آن در ایجاد استرس اکسیداتیو محدود است. رزوراترول، یک پلی فنل طبیعی با خواص آنتی اکسیدانی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر رزوراترول بر استرس اکسیداتیو القا شده ناشی از مواجهه تحت سدیم والپروات در بافت هیپوکامپ مغز جنین‌های موش سوری انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش ماده باردار نژاد BALB/c به پنج گروه هشت تایی شامل کنترل، سدیم والپروات mg/kg/bw 40، سدیم والپروات mg/kg/bw40 + رزوراترول 0.6 mg/kg/bw ، سدیم والپروات mg/kg/bw 40 + رزوراترول 0.35 mg/kg/bw و سدیم والپروات mg/kg/bw 40 + رزوراترول 0.225 mg/kg/bw تقسیم شدند. سدیم والپروات روزانه به روش دهانی و رزوراترول روزانه به صورت داخل صفاقی تجویز شد. در روز 8 تا 18 بارداری مداخلات دارویی شروع و تازمان تولد نوزادان ادامه یافت. در روز 18 بارداری موش‌های مادر تحت بیهوشی قرار گرفتند و 8 جنین مربوط به هر گروه جدا گردید. پس از بیهوشی جنین‌ها، بافت مغز جدا شد. سپس پارامترهای استرس اکسیداتیو از جمله میزان مالون‌دی‌آلدید (MDA) برحسب nmol/mg به عنوان شاخص پراکسیداسیون لیپیدی، تغییرات سطح گلوتاتیون (GSH) برحسب µg/mg و تغییرات سطح پروتئین کربونیل (PC) برحسب nmol/mg در بافت هیپوکامپ مغز ارزیابی شدند.

یافته‌ها: سدیم والپروات موجب ایجاد استرس اکسیداتیو از طریق افزایش MDA (4.8 nmol/mg) و PC (51.4 nmol/mg) و نیز کاهش GSH (31.86 μg/mg) در بافت مغزی نسبت به گروه کنترل گردید (P<0.05). رزوراترول با یک روند وابسته به غلظت باعث کاهش استرس اکسیداتیو از طریق کاهش MDA وPC به ترتیب با مقادیر 3.02 nmol/mg  و 37.21 nmol/mg و همچنین افزایش GSH (49.76 μg/mg) در بافت مغزی شد. و بیشترین اثر در غلظت 0.6 mg/kg/bw بود که نسبت به گروه SV از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: استفاده از سدیم والپروات به همراه رزوراترول موجب کاهش التهاب و عوامل ناشی از استرس اکسیداتیو در جنین موش می‌گردد.

دکتر مهناز طالبی، دکتر محمدحسن نعیمی طبیعی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : استاتوس اپی‌لپتیکوس یا صرع پایدار وضعیتی اورژانس برای نورولوژیست‌ها و پزشکان بخش مراقبت‌های ویژه است. زیرا ناشی از عوامل تهدیدکننده موضعی یا ژنرالیزه مغزی بوده و با مرگ و میر بالایی همراه است. هدف این مطالعه تعیین علت صرع پایدار، علت مرگ و تعیین تأثیر عوارض جانبی بر مرگ و میر آن بود. روش بررسی: در این مطالعه 176 بیماری که به علت صرع پایدار طی 15 سال (83-1369) در ICU اعصاب بیمارستان امام خمینی تبریز بستری بودند، بررسی شدند. از بین آنها مواردی که فوت کرده بودند، استخراج و برای هر کدام پرسشنامه‌های مخصوص تکمیل و از نظر سن، جنس، علت، نوع تشنج، طول مدت و عوارض تاثیرگذار بر مرگ و میر صرع پایدار بررسی شدند. مقادیر به دست آمده با استفاده از نرم‌افزارspss-12 و روش‌های آمار توصیفی و آزمون کای‌اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: در این مطالعه میزان مرگ 2/35درصد بود. در جنس مونث، صرع پایدار بیش از یک ساعت، در نوع تونیک- کلونیک و در گروه سنی بالای 60 سال بیشترین بود. عدم مصرف و یا مصرف ناکافی داروهای ضدصرع شایع‌ترین علت اپی‌لپسی (26درصد) و پنومونی آسپیراتیو شایع‌ترین عارضه تأثیرگذار بر مورتالیته (48درصد) بود. 26درصد از موارد مورتالیته سابقه تشنج و 4درصد سابقه قبلی استاتوس اپی لپتیکوس (SE) را داشتند. شایع‌ترین عارضه تاثیرگذار بر مرگ زودهنگام بیماران، عفونت‌های ریوی بود. نتیجه‌گیری : در این مطالعه، میزان مرگ بیشتر از سایر مطالعات بود که به دلیل عدم مراجعه به موقع بیماران به مراکز درمانی و آشنایی ناکافی کارکنان با نحوه برخورد صحیح با این بیماری می‌باشد. عدم مصرف و یا مصرف ناکافی داروهای ضدصرع شایع‌ترین علت اپی‌لپسی است.
توراندخت بلوچ نژاد مجرد، مهرداد روغنی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف:صرع لوب گیجگاهی شایع‌ترین نوع صرع در انسان است. بیماران مبتلا به این نوع صرع از تشنجات غیرقابل کنترل و اختلال در حافظه رنج می‌برند. این مطالعه برای ارزیابی اثر تجویز کوآنزیم Q10 بر تشنج، حافظه فضایی کوتاه مدت و برخی از شاخص‌های استرس اکسیداتیو هیپوکامپ در صرع القا شده به وسیله اسیدکاینیک در موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 48 سر موش صحرایی نر به شش گروه شم، گروه شم تحت تیمار با کوآنزیم Q10 10 mg/kg/bw، گروه دریافت کننده اسید کاینیک و گروه‌های دریافت کننده اسید کاینیک تحت تیمار با کوآنزیم Q10 شامل 2, 5 , 10 mg/kg/bw تقسیم شدند. کوآنزیم Q10 به صورت داخل صفاقی و روزانه از یک هفته قبل از تزریق داخل هیپوکامپی اسید کاینیک (µg 4) تجویز شد. رفتار تشنجی موش‌های صحرایی براساس تقسیم بندی Racine و حافظه فضایی کوتاه مدت با استفاده از درصدر فتار تناوبی در ماز Y تعیین گردید. همچنین میزان مالون دی آلدئید، نیتریت و سوپراکسید دیسموتاز در هیپوکامپ نیز اندازه‌گیری شد. یافته‌ها :موش‌های دریافت کننده اسیدکاینیک تشنجات خودبخودی حاد و مزمن نشان دادند. به‌علاوه تجویز اسیدکاینیک موجب کاهش درصد رفتار تناوبی (ورودهای موفق و پشت سرهم یا سریالی به‌داخل تمام بازوها در مجموعه‌های سه تایی)، افزایش سطح مالون دی الدئید، نیتریت و کاهش فعالیت سوپراکسید دیسموتاز در موش‌های دریافت کننده اسیدکاینیک در مقایسه با گروه شم شد (P<0.05). پیش‌درمان موش‌های دریافت کننده اسیدکاینیک با کوآنزیم Q10 ، شدت وقوع تشنجات خودبخودی را در آنها کاهش داد (P<0.05). همچنین کوآنزیم Q10 موجب افزایش درصد رفتار تناوب، کاهش میزان مالون دی الدئید و نیتریت شد (P<0.05)؛ ولی در میزان فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز اثر معنی‌داری نداشت. نتیجه‌گیری : به نظر می رسد پیش‌درمان حیوانات دریافت کننده اسیدکاینیک با کوآنزیم Q10 علاوه بر کاهش وقوع تشنجات موجب بهبود حافظه فضایی کوتاه مدت و برخی از شاخص‌های استرس اکسیداتیو در هیپوکامپ موش صحرایی می‌شود.
رحیم گل‌محمدی، بتول کمالی منش،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : هیپوکامپ یکی از نواحی مهم قشر مغز است که در صرع درگیر می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر تزریق داخل بطنی ویتامینC بر ساختار بافتی شکنج دندانه‌ای هیپوکامپ موش‌های صحرایی صرعی شده انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر بالغ به صورت تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. سه گروه پس از صرعی شدن با پنتلین تترازول، دوزهای 12.5, 25, 50 mg/kg/bw از ویتامینC را به صورت تزریق داخل بطنی به مدت 28 روز دریافت کردند. گروه چهارم پس از صرعی شدن با پنتلین تترازول، سرم فیزیولوژی و گروه پنجم (سالم) سرم فیزیولوژی دریافت نمودند. حیوانات پس از گذراندن دوره درمان با داروی کتامین بیهوش شده و هیپوکامپ آنها خارج گردید. پس از پاساژ بافتی و مقطع‌گیری کرونال اسلایدها با هماتوکسیلین ائوزین رنگ‌آمیزی و با میکروسکوپ نوری به‌طور تصادفی سیستماتیک چهل میدان انتخاب و شمارش نورون‌های شکنج دندانه‌ای هیپوکامپ انجام گردید. تغییرات مورفولوژی با روش ایمونوهیستوشیمی ارزیابی شد.

یافته‌ها : میانگین تعداد نورون‌های سالم سلول‌های شکنج دندانه‌ای هیپوکامپ موش‌های صحرایی گروه دریافت کننده ویتامین C به میزان 25 mg/kg/bw بیش از گروه‌های 12.5, 50 mg/kg/bw بود (P<0.05). این میزان در گروه صرعی شده دریافت کننده سرم فیزیولوژی کمتر از گروه سالم و نیز کمتر از گروه‌های تجربی بود (P<0.05). تغییرات شدید در مورفولوژی سلول‌های شکنج دندانه‌ای هیپوکامپ در موش‌های صحرایی گروه صرعی شده دریافت کننده سرم فیزیولوژی مشاهده شد (P<0.05). کمترین تغییرات مورفولوژی در موش‌های صحرایی گروه دریافت کننده ویتامین C به میزان 25 mg/kg/bw مشاهده گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری : تزریق داخل بطنی ویتامینC در موش‌های صحرایی صرعی شده با PTZ اثر حفاظتی بر روی نورون‌های شکنج دندانه‌ای داشته و این اثر وابسته به دوز بود.


ریحانه سادات هاشمی گلپایگانی، رضا صداقت، نرگس حدادزاده نیری، مهرداد روغنی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: صرع لوب گیجگاهی با تحلیل رفتن نورون‌های هیپوکمپ و جوانه زدن فیبرهای خزه‌ای ناحیه دندانه‌ای همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی ﮔﻞ‌ﻣﺤﻤﺪی بر تغییرات بافتی هیپوکمپ موش صحرایی در مدل صرع القاء شده با اسید کاینیک انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 28 سر موش صحرایی نر سفید نژاد ویستار در محدوده وزنی 185 تا 225 گرم انجام شد. موش‌های صحرایی به 4 گروه 7 تایی شامل گروه‌های شم، شم تحت تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞ‌ﻣﺤﻤﺪی، صرعی (اسید کاینیک) و صرعی پیش تیمار شده با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞ‌ﻣﺤﻤﺪی تقسیم شدند. برای صرعی نمودن حیوانات از تزریق داخل هیپوکمپی و یک طرفه اسید کاینیک به میزان 0.8 میکروگرم به ازای هر موش استفاده شد. موش‌های صحرایی، ﮔﻞ‌ﻣﺤﻤﺪی را به میزان 500 میلی‌گرم بر کیلوگرم از راه داخل صفاقی، روزانه و به مدت یک هفته تا زمان جراحی دریافت کردند. پنج هفته بعد از جراحی، روش‌های رنگ‌آمیزی تیونین و تیم در مورد برش‌های هیپوکمپ انجام شد.


یافته‌ها: القای صرع با اسید کاینیک با یک رفتار تشنجی بارز همراه بود و پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞ‌ﻣﺤﻤﺪی موجب کاهش معنی‌دار شدت حملات تشنجی گردید (P<0.05). تراکم نورون‌ها در ناحیه CA3 هیپوکمپ در گروه اسید کاینیک کاهش معنی‌دار در مقایسه با گروه شم نشان داد (P<0.05). پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞ‌ﻣﺤﻤﺪی موجب افزایش معنی‌دار نورون‌های این ناحیه در مقایسه با گروه اسیدکاینیک گردید (P<0.05). از نظر شدت جوانه زدن فیبرهای خزه‌ای در موش‌های صرعی، یک افزایش معنی‌دار نسبت به گروه شم مشاهده شد (P<0.05) و پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞ‌ﻣﺤﻤﺪی موجب کاهش معنی‌دار آن گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞ‌ﻣﺤﻤﺪی موجب بهبود رفتار تشنجی و حفاظت نورون‌های ناحیه CA3 هیپوکمپ و کاهش شدت جوانه زدن در ناحیه دندانه‌ای هیپوکمپ در مدل تجربی صرع لوب گیجگاهی القا شده با اسید کاینیک گردید.


فرهاد پورفرضی، قاسم فتاح زاده اردلانی، مهدی عالی پور اردی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: هلیکوباکترپیلوری یک عفونت باکتریایی مزمن در انسان است و ارتباط آن با بیماری صرع در مطالعاتی گزارش شده است. این مطالعه به منظور مقایسه فراوانی عفونت هلیکوباکترپیلوری در بیماران مبتلا و غیرمبتلا به صرع انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 234 بیمار مبتلا به صرع نوع فوکال و ژنرالیزه (گروه مورد شامل 88 مرد و 146 زن) مراجعه کننده به بیمارستان علوی شهر اردبیل و 234 فرد غیرمبتلا به بیماری صرع (گروه شاهد شامل 88 مرد و 146 زن) طی سال 1398 انجام شد. از آزمودنی‌ها نمونه مدفوع برای بررسی آنتی‌ژن مدفوعی هلیکوباکترپیلوری گرفته شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس و محل سکونت، مصرف الکل، سیگار، قلیان و اپیوم و همچنین نتیجه تست آنتی‌ژن مدفوعی هیلکوباکترپیلوری در چک لیستی جمع‌آوری گردید.


یافته‌ها: فراوانی عفونت هیلکوباکترپیلوری در گروه مورد 67.2% و در گروه شاهد 71.1% تعیین شد و بین دو گروه مورد و شاهد تفاوت آماری معنی‌داری یافت نشد. مصرف سیگار و اپیوم ارتباط آماری معنی‌دار با صرع داشتند (P<0.05). همچنین افراد مصرف کننده اپیوم نسبت به سایر افراد 6.92 برابر شانس ابتلا بیشتری نسبت به عفونت هیلکوباکترپیلوری داشتند (CI95%=1.05-45, P<0.04, OR=6.92).


نتیجه‌گیری: بین ابتلا به عفونت هیلکوباکترپیلوری در بیماران صرعی با افراد غیرمبتلا به صرع در اردبیل، تفاوتی نبوده است.


 



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 30 queries by YEKTAWEB 4700
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)