[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations85672969
h-index3616
i10-index25266
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
20 نتیجه برای تومور

دکتر بهروز قاضی مقدم، دکتر پرویز جبل عاملی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده

در این بررسی 32 بیمار که فقط یک تومور سطحی مثانه (T?-T1 stage) داشتند، از حیث میزان کارآیی ب.ث.ژ و اینترفرون آلفا در جلوگیری از عود تومور و نیز تحمل آنان به دو درمان فوق الذکر مورد مقایسه قرار گرفتند. هیچکدام از این بیماران قبلا تومور نداشته و یا برای آنها درمان های ایمونوتراپی انجام نشده بود. بیماران بطور تصادفی به دو گروه 16 نفره تقسیم شدند و دو هفته بعد از برداشتن تومور که معمولا یک تومور سطحی از نوع TCC بود، مورد درمان قرار گرفتند. به گروه اول مقدار 10 میلیون واحد اینترفرون آلفا به صورت هفتگی و در هفت بار و در گروه دوم مقدار 120 میلی گرم ب.ث.ژ باز هم به صورت هفتگی و در هفت وهله تزریق گردید. عود تومور از گروه اول (اینترفرون) در 8 نفر (50%) و از گروه دوم (ب.ث.ژ) در 3 نفر (18.5%) مشاهده شد (P=0.07). همچنین متوسط عود تومور در گروه اول 0.046 عود به ازای هر شخص-ماه (Patient-month) و در گروه دوم 0.015 عود به ازای هر شخص-ماه بود. خطر نسبی برابر 3 با حدود اطمینان 95% بین 10.38-0.87 بود. اما در گروه اینترفرون فقط 4 تن و در گروه ب.ث.ژ 13 تن از بیماران دچار عوارض جانبی داروها شدند. این مطالعه نشان داد که مصرف داخل مثانه ای داروی اینترفرون آلفا در مقایسه با ب.ث.ژ همراه با عود بیشتر ولی عوارض جانبی کمتر بوده است. با درنظر گرفتن قیمت بالای داروی اینترفرون در مقایسه با ب.ث.ژ و عود بیشتر تومور پس از مصرف اینترفرون، علی رغم عارضه جانبی کمتر مصرف این دارو، در کشورمان توصیه نمی شود.
دکتر سپیده بخشنده نصرت، دکتر رامین آذرهوش،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده

وقوع حاملگی دو قلو که یک قل آن را مول هیداتیدیفرم و قل دیگر آن را جنین و جفت سالم تشکیل دهد، نادر و با شیوع 1 در 22000-100000 می باشد. مشخصه این بیماری وجود تظاهرات بالینی مدل هیداتیدیفرم همراه جنین سالم در کیسه آمینوتیک مجزا از حاملگی مولار است. در این گزارش خانمی با حاملگی اول معرفی می گردد که با خونریزی واژینال و تهوع و استفراغ شدید به کلینیک زنان مراجعه کرد و پس از معاینه بالینی و سونوگرافی تشخیص حاملگی دوقلو همراه با مول هیداتیدیفرم داده شد. اقدامات درمانی مناسب برای بیمار انجام شد و پس از ختم خودبخودی حاملگی تخلیه رحم و پیگیری های لازم به دلیل خطر بالای ایجاد تومور تروفوبلاستیک بارداری صورت گرفت.
دکتر ننا زابلی نژاد، دکتر سعادت میرصدرائی، دکتر مهران هیرادفر، دکتر زهرا بدیعی، دکتر امیر مریخی اردبیلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : تومورهای کلیه حدود 7درصد از تومورهای بدخیم کودکان را شامل می‌شود و کاملاً از انواع آن در بالغین متفاوت است. هدف این مطالعه بررسی ویژگی‌های بالینی و آسیب شناسی تومورهای بدخیم کودکان در بیمارستان کودکان دکترشیخ و امام‌رضا‌(ع) مشهد طی سال‌های 85-1370 بود. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 52 کودک شامل 27 پسر و 25 دختر با تشخیص تومور کلیه در مراکز پاتولوژی بیمارستان‌های کودکان دکتر شیخ و امام رضا (ع) مشهد طی سال‌های 85-1370 مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها : ابتلا کلیه هر طرف در 24 نفر (3/45درصد) و دوطرفه در 5 مورد (4/9درصد) مشاهده شد. توده شکمی شایع‌ترین شکایت و نشانه بالینی بود. ناهنجاری‌های مادرزادی در 6 بیمار (6/14درصد) مشاهده گردید. در بررسی هیستوپاتولوژیک 46 مورد (8/86درصد) تومور ویلمز، 2 مورد (8/3درصد) نفروبلاستوم کیستیک با تمایز نسبی، 2 مورد (8/3درصد) نفروم مزوبلاستیک، 1مورد (9/1درصد) تومور رابدوئید کلیه، 1مورد (9/1درصد) آدنوم متانفریک با کارسینوم توبولوپاپیلری گرید پائین و 1مورد سارکوم با سلول روشن کلیه (9/1درصد) داشتند. در هنگام مراجعه 11 مورد (8/20درصد) در مرحله یک، 16 مورد (2/30درصد) در مرحله دو، 13 مورد (5/24درصد) در مرحله سه، 8 مورد (1/15درصد) در مرحله چهار و 5 مورد (4/9درصد) در مرحله پنج بودند. نتیجه‌گیری : اگرچه تومور ویلمز شایع‌ترین تومور کلیه در دوران کودکی است، اما موارد اخیر توصیف شده‌ای نظیر تومورهای متانفریک و کارسینوم‌های کلیه کودکان نیز می‌بایست در بررسی هیستوپاتولوژیک مدنظر قرار گیرند. نقش روش‌های مولکولی و سیتوژنتیک برای تقسیم‌بندی و درمان تومورهای کلیه کودکان رو به افزایش می‌باشد.
دکتر محمدرضا جلالی ندوشن، دکتر علی دواتی، دکتر شهاب باقرزاده شهیدی،
دوره 10، شماره 2 - ( 4-1387 )
چکیده

زمینه و هدف : سرطان پستان شایع‌ترین سرطان در زنان می‌باشد. اخیراً عوامل شناخته شده‌ در ‌پیش‌آگهی سرطان پستان افزایش یافته است که یکی از این عوامل حضور ژن MDM2 در بعضی کارسینوم‌ها، سارکوم‌ها و لوکمی‌ها می‌باشد. هدف از این مطالعه تعیین حضور ژنMDM2 در بیماران ‌با سرطان‌ ‌اولیه پستان ‌و ارتباط ‌آن با درجه بدخیمی، مرحله پیشرفت و درگیری گره لنفاوی زیربغل بود. روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 75 نمونه از بیماران با سرطان پستان اولیه در طی سال‌های 1379 تا 1384 مراجعه کننده به بیمارستان مصطفی خمینی تهران صورت گرفت. در این مطالعه از بلوک‌های پارافینی بایگانی شده دو برش بافتی از هر نمونه تهیه گردید که لام اول با روش هماتوکسیلین و ائوزین رنگ‌آمیزی شد و در لام دوم MDM2 با روش آنتی‌بادی پلی‌کلونال با روش ایمونوهیستوشیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با کمک آزمون کای‌دو، من‌ویتنی و به وسیله نرم‌افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته‌ها :میانگین و انحراف معیار سنی بیماران 5/1254 تعیین شد. 7/58 درصد از تومور بیماران از نظر پیشرفت تومور در مرحله II و 7/42 درصد تومور بیماران از نظر درجه بدخیمی در مرحله III قرار داشت. بین درجه بدخیمی تومور بیماران و ژن MDM2 ارتباطی وجود نداشت، ولی از طرف دیگر 3/69درصد بیماران دارای درگیری گره‌لنفاوی و 32درصد آنها MDM2 مثبت بودند. بین ظهور ژن MDM2 با مرحله تومور و درگیری گره لنفاوی ارتباط معنی‌داری وجود داشت (05/0P<). نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که ژن MDM2 می‌تواند به عنوان عامل مؤثری در پیش‌آگهی سرطان پستان در نظر گرفته شود.
دکتر آزیتا آذریان، دکتر طاهر آخوندزاده،
دوره 10، شماره 3 - ( 7-1387 )
چکیده

زمینه و هدف : سی‌تی اسکن مغزی صحت (accuracy) شناخته شده‌ای در تشخیص تومورهای مغزی دارد. این مطالعه با هدف بررسی میزان هماهنگی تشخیص‌های داده شده توسط سی‌تی‌اسکن با نتایج آسیب‌شناسی در ضایعات مغزی مراجعین بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه توصیفی به صورت مقطعی روی 75 بیمار 5 تا 83 ساله که مشکوک به ضایعه فضاگیر مغزی بودند، در سال 1381 انجام شد. برای این بیماران پس از بستری و معاینه توسط متخصص اعصاب یا جراح مغزواعصاب سی‌تی‌اسکن مغزی انجام گردید. سپس برحسب یافته‌های سی‌تی‌اسکن یک تا سه تشخیص افتراقی برای هر بیمار مطرح گردید. پس از آن بیماران تحت عمل جراحی و انجام بیوپسی قرار گرفتند و تشخیص‌های سی‌تی‌اسکن با یافته‌های آسیب‌شناسی مقایسه گردید. یافته‌ها : بیشترین هماهنگی تشخیص‌های رادیولوژیک و آسیب‌شناسی در آدنوم هیپوفیز، نورینوم آکوستیک، کیست اپیدرموئید و کرانیوفارنژیوما دیده شد. همچنین برحسب یافته‌های سی‌تی‌اسکن، بیشترین حساسیت و ویژگی و ارزش اخباری مثبت و منفی مربوط به آدنوم هیپوفیز ، آستروسیتومای با درجه بالا و مننژیوما بود. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که هیچ‌یک از روش‌های تصویربرداری حساسیت و ویژگی منحصر به فرد و صددرصد برای تشخیص ضایعات مغزی را ندارند. اگرچه روش‌های مختلف هرکدام اطلاعات تکمیلی و مستقل از یکدیگر را ارائه می‌دهند، سی‌تی‌اسکن نیز توانائی متفاوتی در تشخیص انواع مختلف تومورها و ضایعات مغزی را دارد.
دکتر محمدرضا دارابی محبوب، دکتر علیرضا دلیجانی،
دوره 10، شماره 3 - ( 7-1387 )
چکیده

تومورهای تولید کننده صفات ثانویه جنسی (ویریلیزان) کورتکس غده فوق کلیوی در اطفال نادر می‌باشد. شیوع سرطان آدرنال حدود 1 درصد است. در مقایسه با بیماران بزرگسال در اطفال توده قشر غده فوق کلیوی دارای علامت می‌باشد. بیمار یک کودک 20 ماهه بود که با علائم بالینی ویریلیزاسیون به صورت افزایش توده استخوانی، رشد موهای ناحیه تناسلی و زیر بغل و رشد اندام تناسلی خارجی مراجعه کرده بود. در بررسی آزمایشگاهی سطح تستوسترون ng/dl 400 ، آندروستندیون ng/dl 6/3 ، پروژسترون ng/dl 9/19 و سطح بالایی از دی‌هیدرواپی آندروسترون ng/dl 8000 وجود داشت. در سی‌تی اسکن توده آدرنال راست به اندازه بیش از حدود 5 سانتی‌متر گزارش شد. بیمار تحت عمل جراحی باز غده فوق کلیوی از طریق برش پهلو قرار گرفت و پس از آن به مدت 10 سال پیگیری شد و هیچ‌گونه عارضه‌ای دیده نشد.
دکتر حمید شافی، مهرداد رفعتی رحیم زاده، دکتر ارسلان علی رمجی، دکتر زلیخا معززی،
دوره 10، شماره 4 - ( 10-1387 )
چکیده

کارسینومای آدرنال بیماری نادری است و پیش‌آگهی ضعیفی دارد. از نظر بالینی به صورت فونکسیونل و غیرفونکسیونل تقسیم‌بندی می‌شود. همچنین درمان کمکی شامل رادیوتراپی و شیمی‌درمانی تنها برای ایجاد تسکین مفید است. هدف از این گزارش معرفی یک مورد آدرنوکارسینوما بزرگ غیرفونکسیون در مردی 46 ساله بود که به علت درد مبهم شکم و ارکید و اپیدیمیت درمانگاه بیمارستان شهیدبهشتی بابل در سال 1385 مراجعه کرده بود. در معاینه بالینی واریکوسل گرید III فیکس همراه با ارکید و اپیدیمیت چپ مشهود بود. سونوگرافی و سی‌تی اسکن یک ضایعه حجیم بر روی آدرنال سمت چپ دیده شد. آزمون‌های عملکرد غده آدرنال انجام شد و طبیعی بود. بنابراین تشخیص آدرنوکارسینوما غیرفونکسیون داده شد. بیمار تحت جراحی آدرنالکتومی باز قرار گرفت. سپس به مرکز سرطان‌شناسی برای شیمی رادیوتراپی معرفی شد. متاسفانه بعد از شش ماه دچار متاستاز متعدد کبدی شد و یک‌سال بعد درگذشت.
ابوالفضل نیک فرجام، دکتر پروانه شکرانی، دکتر حمید امامی، شهرام منادی، الهام گنجعلی خان حاکمی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف : لزوم وجود برنامه‌های دوره‌ای کنترل کیفیت در آنکولوژی تابشی توسط سازمان‌های مختلفی نظیر AAPM ، ACR ، ACMP و ESTRO توصیه شده است. یکی از بهترین روش‌های انجام کنترل کیفیت انجام دزیمتری in vivo در حین پرتودرمانی می‌باشد. این مطالعه به منظور طراحی پروتکلی ساده برای دزیمتری in vivo در پرتودرمانی تومورهای سر و گردن با استفاده از تصویربرداری پورتال انجام گردید.

روش بررسی : در این مطالعه Case Series دز خط میانی به صورت in vivo و همراه با تصویربرداری پورتال روی 19 بیمار مبتلا به تومورهای سروگردن تحت درمان با دستگاه کبالت-60 مراجعه کننده به بخش پرتودرمانی بیمارستان سیدالشهداء اصفهان طی ماه‌های مرداد و آذر 1386؛ اندازه‌گیری شد. توزیع دز ورودی و خروجی با استفاده از دو دیود و نسبت‌های خارج از محور و تصویربرداری پورتال به همراه کد کاربری نوشته شده به زبان MATLAB برای تبدیل شدت نوری فیلم به دانسیته نوری تعیین گردید. با استفاده از مقادیر دز ورودی و خروجی و با به‌کارگیری الگوریتم هوسکین، دز در طول خط میانی در فواصل یک سانتی‌متری به‌دست آمد.

یافته‌ها : دز خط میانی در 165 نقطه اندازه‌گیری شد. میانگین و انحراف معیار بین دز اندازه‌گیری شده و دز تجویز شده در حدود 3.61±4.27 درصد به دست آمد. همچنین در 110 نقطه (66.66 درصد) میزان انحراف کمتر از 5درصد (1.37±2.27) ، در 41 نقطه (24.84 درصد) بین 5 درصد و 10 درصد (1.2±6.51) و در 14 نقطه (8.48 درصد) بیش از 10 درصد (2.34±13.37) تعیین گردید. بیشترین و کمترین میزان انحراف به ترتیب در مرکز میدان درمان (1.63±2.6) و در فاصله 5 سانتی‌متری از مرکز میدان (4.86±7.24) و برای میدان‌هایی با ابعاد 14 سانتی‌متر (3.53±5.08) و 8 سانتی‌متر (2.13±2.95) محاسبه شد.

نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که استفاده از آشکارساز پورتال به همراه دو دیود روشی ساده و دقیق برای کنترل کیفیت روزانه درمان در پرتودرمانی می‌باشد. داده‌های به‌دست آمده از این روش را برای بررسی دقت مراحل درمان شامل تعیین خروجی ماشین درمان، کنترل کیفیت سیستم طراحی درمان و صحت محاسبات و تنظیم بیمار می‌توان مورد ارزیابی قرار داد.


دکتر سیما کدخدایان، دکتر فاطمه همایی، دکتر سیدحسین فتاحی معصوم، دکتر لیلا پور علی، دکتر علی تقی زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده

ملانوم ولو تومور بسیار بدخیم و نادری با شیوع 0.1-0.19 در صدهزار نفر بوده و اغلب بعد از منوپوز اتفاق می‌افتد. در این مقاله بیماری 43 ساله معرفی شده است که با شکایت پیدایش ضایعه کوچک خارش‌دار از 2 ماه قبل در ناحیه ولو مراجعه نمود. ضایعه مذکور به قطر 5 میلی‌متر قهوه‌ای تیره در روی لابیالیس مینور چپ به فاصله بیش از 2 سانتی‌متر از خط وسط وجود داشت. بیوپسی ملانوم بدخیم با عمق 3.5 میلی‌متر طبق تقسیم‌بندی berslow نوع حد وسط گزارش گردید. حذف جراحی با حاشیه بیش از 2 سانتی‌متر و لنفادنکتومی اینگونیال و فمورال در طرف ضایعه انجام شد و تا 4 ماه بعد از عمل جراحی علائمی از عود تومور دیده نشد.


دکتر محمدرضا دارابی، دکتر علیرضا خوئی، دکتر فرناز کلانی مقدم،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده

تومور (BLT) Buschke-Lowenstein Tumor یا تومور گل کلمی شکل یا کوندیلوم ‌آکومیناتوم بزرگ (GCA) Giant Condyloma Acuminatum با رشد آهسته و تهاجم موضعی است که اندازه بزرگی دارد و معمولاً در ناحیه پرینه ایجاد می‌شود. BLT توسط ویروس پاپیلومای انسانی، معمولاً توسط ژنوتیپ 6 یا 11 ایجاد می‌شود. BLT معمولاً در زمینه Condyloma Acuminatum ایجاد می‌شود و در هر سنی بعد از دوران بلوغ می‌تواند بروز کند. ولی معمولاً در دهه‌های 4 و 6 عمر تظاهر می‌یابد. رشد تهاجمی و عود بعد از درمان از ویژگی‌های این تومور می‌باشد. معمولاً امکان تبدیل آن به بدخیمی نیز وجود دارد. در این مطالعه مرد 33 ساله مبتلا به Penile Buschke-Lowenstein Tumor گزارش شده است که تومور وی از زگیل تناسلی معمولی ناشی گردید.


سیما کدخدایان، ویدا تقی پور بازرگانی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده

تغییرات فیبروسیستیک پستان و تومور فیلودس هر دو از تومورهای فیبرواپی‌تلیال پستان بوده که از اجزای اپی‌تلیال و استرومال تشکیل می‌شوند. اگرچه تغییرات فیبروسیستیک شایع‌ترین توده خوش‌خیم پستان می‌باشد که با علائم درد، احساس سنگینی و توده و ترشح از سینه با اوج شیوع در دهه سوم زندگی زنان مشخص می‌شود؛ اما گاهی تظاهرات بالینی، ماموگرافیک و هیستوپاتولوژیک مشابهی با تومور فیلدوس دارد که تشخیص آنها را از یکدیگر بسیار مشکل می‌نماید. با توجه به ماهیت متفاوت این دو توده تشخیص قطعی این توده‌ها و درمان مناسب آن از نظر کاهش اضطراب بیمار و اتخاذ تصمیم مناسب درمانی و پرهیز از جراحی‌های مکرر دارای اهمیت است. در این مقاله یک مورد تغییرات فیبروسیستیک در یک زن 24 ساله که علایم و نشانه‌های بالینی و ماموگرافیک تومور فیلدوس را نشان می‌داد؛ معرفی شده است.
ابوالفضل نیک فرجام، سیدمحمد فیروزآبادی، بیتا کلاغچی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : الکتروپوریشن بازگشت ناپذیر یک مدالیته درمانی جدید برای برداشت تومورهای پوست است. برای یک درمان موفقیت‌آمیز تمام بافت تومورال بایستی تحت میدان الکتریکی شدید قرار گیرد. از طرفی گرمای ایجاد شده در حین جراحی می‌تواند روند بهبود را مختل نماید. این مطالعه به منظور بررسی توزیع حرارتی ناشی از میدان الکتریکی و تاثیر پارامترهای هندسی الکترود بر روی توزیع حرارتی و آسیب گرمایی انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه از مدلسازی عددی به کمک روش المان محدود برای محاسبه توزیع میدان الکتریکی و گرمایی در بافت سالم و تومورال استفاده شد. مدلسازی سه بعدی به کمک تصویربرداری MRI از بیمار مبتلا به اسکواموس سل کارسینومای پوست و در نرم‌افزار v 3.5a FEMLAB صورت گرفت. به کمک معادله لاپلاس توزیع میدان الکتریکی و به کمک معادله بیوگرمایی و معادله آرنیوس توزیع دمایی و میزان آسیب گرمایی برای پارامترهای هندسی مختلف دو نوع الکترود صفحه‌ای و سوزنی انجام شد. یافته‌ها : آسیب گرمایی ناشی از سوختگی درجه یک در هیچ‌کدام از موارد مشاهده نگردید. با این حال در ولتاژهای بالا حجم بافت با دمای بالای 43 درجه سانتی‌گراد به 10 درصد حجم بافت تومورال و 3 درصد بافت سالم اطراف تومور رسید. ولتاژ اعمال شده به الکترودها و فاصله بین دو الکترود بیشترین اثر را روی توزیع‌ گرمایی و الکتریکی نشان داد. علاوه بر این الکترود سوزنی در مقایسه با الکترود صفحه‌ای حرارت بیشتری ایجاد نمود. هرچند الکترود سوزنی پوشش الکتریکی بهتری را در ناحیه تومورال از خود نشان داد. نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که می‌توان به کمک مدلسازی عددی، پارامترهای هندسی و الکتریکی بهینه، الکترود را برای انجام برداشت کامل تومور و کنترل آسیب گرمایی در بافت سالم و تومورال انتخاب نمود.
جواد صادقی نژاد، فاطمه محمودی کردی، حسین لیمویی، سعدی رستمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : اثر گیاه لیسیوم بارباروم (Lycium barbarum L.) در افزایش قدرت ایمنی گزارش شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره آبی میوه گیاه لیسیوم روسنیکوم (Lycium ruthenicum L.) بر شاخص‌های مورفومتریک و هیستوپاتولوژیک اندام‌های لنفاوی موش سوری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 36 سر موش سوری از نژاد BALB/c به صورت تصادفی در شش گروه 6 تایی کنترل و تیمار قرار گرفتند. عصاره آبی میوه گیاه لیسیوم روسنیکوم در دوزهای 50، 100، 200، 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن طی 21 روز برای گروه‌های تیمار گاواژ گردید. گروه کنترل 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن سرم فیزیولوژی را به روش گاواژ دریافت نمودند. پس از مدت تیمار، افزایش نسبی وزن بدن، تغییرات مورفومتری، هیستومورفومتری و هیستوپاتولوژی تیموس، عقده لنفاوی و طحال بررسی شد. یافته‌ها : تجویز این عصاره در دوزهای 50 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن اثری بر وزن موش‌ها نداشت؛ اما در دوزهای بالاتر سبب کاهش وزن بدن گردید (P<0.05). ایندکس تیموس در دوز 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). نتایج هیستومورفومتریک تیموس نشان داد ضخامت بخش مرکزی در دوزهای پایین به‌صورت معنی‌داری افزایش یافت (P<0.05)؛ اما در دوزهای بالاتر تفاوتی با گروه کنترل مشاهده نگردید. ضخامت کپسول در عقده لنفاوی و طحال در دوز800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری نشان داد (P<0.05). با توجه به یافته‌های هیستوپاتولوژیکی، دوزهای 50، 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عصاره این گیاه بر اندام‌های لنفاوی باعث تحریک و ارتشاح سلول‌های ایمنی و افزایش خونسازی شد؛ اما در دوزهای 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن سبب فیبروز کپسول، دژنراسیون فولیکول‌ها و آپوپتوز در سلول‌های داربست سلولی و نیز آسیب در اندام‌های لنفاوی این گروه‌ها گردید. نتیجه‌گیری : دوزهای 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از عصاره آبی میوه گیاه لیسیوم روسنیکوم باعث تغییرات هیستوپاتولوژیک اندام‌های لنفاوی موش آزمایشگاهی می‌گردد.
سیمین فاضلی پور، زهرا طوطیان، محمدتقی شیبانی، جمشید رزم یار، ریحانه هوشمند عباسی، مرضیه مینائی، شیوا کیانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : سویا به عنوان یک پروتئین ارزان قیمت و بدون عوارض جانبی در صنعت غذا معرفی شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر رژیم غذایی حاوی کنجاله سویا بر هیستولوژی و هیستومورفومتری پرزهای روده کوچک و مقادیر سرمی کلسیم، فسفر و گلوکز موش‌های آزمایشگاهی انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 30 سر موش آزمایشگاهی نابالغ ماده نژاد BALB/c در سن سه هفتگی انتخاب شدند. حیوانات در سه گروه ده تایی کنترل، گروه تجربی اول و دوم قرار گرفتند. گروه کنترل تحت رژیم غذایی با پروتئین کامل قرار گرفت. گروه تجربی اول و دوم تحت رژیم غذایی با پروتئین کامل به ترتیب شامل 40 درصد و 20 درصد کنجاله سویه قرار گرفتند. پس از سه ماه موش‌ها بیهوش و از قلب آنها برای تعیین سطح کلسیم، فسفر و گلوکز سرم خونگیری به عمل آمد. سپس مقاطع بافتی از دوازدهه آنها تهیه و به روش هماتوکسیلین - ائوزین رنگ‌آمیزی و مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها : در ساختار بافتی دیواره دئودنوم گروه کنترل در مقایسه با گروه‌های تجربی به جز چند نمونه که درجاتی از تخریب راس پرزها را نشان دادند؛ تغییر قابل توجهی مشاهده نشد. در ارزیابی هیستومورفومتریک، ضخامت زیرمخاط و عضلات گروه‌های تجربی نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). ارتفاع کرپیت‌ها و سطح سرمی گلوکز گروه‌های تجربی نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05) و میزان کلسیم گروه‌های تجربی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری یافت (P<0.05)؛ ولی میزان فسفر گروه‌های تجربی نسبت به گروه کنترل تغییری نشان نداد.

نتیجه‌گیری : مصرف طولانی مدت سویا می‌تواند تغییرات معنی‌داری بر میزان کلسیم و گلوکز سرم خون و ضخامت لایه عضلانی، زیرمخاط، ارتفاع کرک‌ها و عمق کریپت‌های دئودنوم ایجاد نماید.


صدیقه اسدی آهنگر، معصومه حبیبیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : همزمانی دو بیماری دیابت نوع دو و پرفشاری خون ممکن است؛ التهاب مزمن را تشدید نماید و فعالیت ورزشی منظم به عنوان یک راهکار درمانی مهم برای این بیماران محسوب می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین هوازی منظم بر سطح آپلین و عامل نکروزدهنده تومور آلفا در زنان یائسه با ابتلا به پرفشاری خون و دیابت نوع دو انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه شبه‌تجربی روی 20 زن یائسه با ابتلا به پرفشاری خون و دیابت نوع دو در دو گروه 10 نفری مداخله و کنترل انجام شد. برنامه تمرینی شامل 25 تا 40 دقیقه تمرین هوازی با شدت 50 تا 70 حداکثر ضربان قلب، 3 جلسه در هفته و به مدت 8 هفته بود. سپس سطح آپلین، عامل نکروزدهنده تومور آلفا و گلوگز پلاسما گروه‌ها اندازه‌گیری و مقایسه شد.

یافته‌ها : هشت هفته تمرین هوازی منجر به کاهش معنی‌دار سطح آپلین، عامل نکروزدهنده تومور و گلوگز زنان یائسه با پرفشاری خون و ابتلا به دیابت نوع دو در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل گردید (p<0.05).

نتیجه‌گیری : فعالیت ورزشی هوازی منظم می‌تواند برخی از اثرات مطلوب خود را در شرایط پاتولوژیکی پرفشاری خون همراه با دیابت نوع دو، به‌واسطه کاهش سطح پلاسمایی آپلین و عامل نکروزدهنده تومور آلفا میانجی‌گری کند.


علی احمدی، علی اکبر نیک نژاد، معصومه حبیبیان،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت ورزشی حاد منجر به القا برخی از بیومارکرهای قلبی و التهابی می‌شود که به عواملی مانند شدت، نوع و سابقه تمرینی مرتبط است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر تمرینات حاد استقامتی و مقاومتی در دو شدت مختلف بر سطح سرمی تروپونین قلبی T با حساسیت بالا (hs-cTnT) و فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (TNF-α) در مردان دونده و بدنساز انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی 20 مرد دونده و بدنساز با دامنه سنی 24-20 سال به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. مطالعه با طرح پیش آزمون - پس آزمون روی 10 مرد دونده (تمرین استقامتی) و 10 مرد بدنساز (تمرین مقاومتی) اجرا شد. ورزشکاران دونده 6 کیلومتر با شدت‌های متوسط ( 70 تا 75 درصد ضربان قلب ذخیره) و زیاد (80 تا 85 درصد ضربان قلب ذخیره) به فاصله یک هفته، طی جلسات مجزا دویدند. ورزشکاران بدنساز تمرین مقاومتی را با شدت‌های متوسط (70 تا 75 درصد یک تکرار بیشینه) و زیاد (80 تا 85 درصد یک تکرار بیشینه) انجام دادند. نمونه‌های خونی قبل و بلافاصله پس از تمرینات گرفته شد. سپس سطح سرمی hs-cTnT و TNF-α اندازه‌گیری شدند.

یافته‌ها: سطح سرمی hs-cTnT و TNF-α متعاقب تمرین حاد دویدن و مقاومتی با شدت‌های متوسط و زیاد افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05)؛ اما اثر تمرینات حاد شدید بر افزایش سطوح این متغیرها بیشتر بود. همچنین اثر حاد تمرین هوازی شدید بر افزایش hs-cTnT در مقایسه با تمرین هوازی با شدت متوسط و تمرینات مقاومتی با شدت‌های زیاد و متوسط، به طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: پاسخ hs-cTnT و TNF-α ورزشکاران استقامتی و مقاومتی متاثر از شدت تمرینات است و با تمرینات شدیدتر افزایش بیشتری می‌یابد؛ اما تمرین حاد هوازی با شدت زیاد با افزایش بیشتری در سطوح hs-cTnT  همراه است.


هدی رادمنش، مریم طهرانی پور، آمنه سازگارنیا،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان می‌تواند به قسمت‌های دورتری از بدن از طریق سیستم لنفاتیک یا جریان خون گسترش یابد. آنژیوژنز یک گام اساسی در انتقال تومور‌ها از حالت خفته به بدخیم است. گیاه مریم گلی آذربایجانی متعلق به خانواده نعنا است. گونه‌های Salvia در طب سنتی ایران علیه عفونت‌های مختلف، درمان بیماری‌های التهابی و سرطان به‌کار ‌رفته است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره آبی برگ گیاه مریم گلی (Salvia atropatana) روی مدل تومور زیرجلدی کارسینومای کولون CT26 موش نر نژاد BALB/c انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 18 سر موش نر نژاد BALB/c انجام شد. به منظور القای کارسینومای کولون سلول‌های CT26 به صورت زیرجلدی در ناحیه لومبار راست موش‌ها تزریق شد. زمانی که اندازه تومور به 50±350 میلی‌مترمکعب رسید؛ 18 سر موش به‌طور تصادفی به 3 گروه 6 تایی (یک گروه کنترل و دو گروه تیمار) تقسیم شدند. برای گروه کنترل تیماری صورت نگرفت. به گروه‌های تیمار اول و دوم به ترتیب روزانه 50 و 100 میلی‌گرم بر کیلو‌گرم وزن بدن عصاره آبی گیاه مریم گلی آذربایجانی به مدت 14 روز تزریق شد. برای پیگیری اثرات درمانی، پارامترهای میزان توقف در رشد تومور، تغییرات حجم نسبی و زمان دوبرابر شدن حجم تومورها ارزیابی گردید. پس از قربانی شدن حیوانات در پایان روز چهاردهم، تومورها برای ارزیابی بافت‌شناسی اتوپسی شدند.

یافته‌ها: حجم نسبی تومور در گروه تیمار اول 14.7±216.3 ، تیمار دوم 7.5±174.9 در مقایسه با گروه کنترل 5.2±322.5 کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). کاهش آماری معنی‌داری در میانگین دانسیته تعداد عروق در واحد سطح در دو گروه تیمار نسبت به نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (P<0.05). همچنین نتایج هیستولوژیک کاهش تراکم سلول‌ها و مقاطع عروق در دو گروه تیمار را نسبت به گروه کنترل نشان داد.

نتیجه‌گیری: عصاره‌های آبی گیاه مریم گلی آذربایجانی در دوزهای 50 و 100 میلی‌گرم بر کیلو‌گرم وزن بدن فعالیت آنتی‌آنژیوژنز و اثرات مهارکنندگی قابل توجهی علیه رشد سلول‌های کارسینومای کولون رده CT26 نشان دادند.


مینو دادبان شهامت، اسرا عسکری، فاطمه حبیب اللهی اردهایی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: لپتین با اختلالات متابولیکی همراه بوده و ابتلاء استئاتوز کبدی به استئاتو هپاتیتیس را پیشرفت می‌دهد. لپتین به طور انتخابی ترشح سایتوکاین TNF-α را در پاسخ به اسید چرب اشباع شده افزایش می‌دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین تداومی و مصرف عصاره هیدروالکلی گیاه خار مریم بر فاکتور نکروزدهنده تومور-آلفا و لپتین کبدی موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار با مدل کبد چرب انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن سه هفته و میانگین وزنی 3±159 گرم پس از دو هفته سازگاری با محیط به روش تصادفی به 5 گروه 8 تایی شامل جیره معمولی + سالین، جیره پر چرب + سالین (کنترل)، جیره پرچرب + مکمل، جیره پرچرب + تمرین + سالین و جیره پرچرب + تمرین + مکمل تقسیم شدند. تغذیه روزانه حیوانات 10 گرم به ازای هر 100 گرم وزن بدن موش‌های صحرایی (جیره استاندارد 13 درصد چربی و جیره پر چرب 41 درصد چربی) به مدت 8 هفته و مکمل سیلی مارین با دوز 140 میلی‌گرم به ازای هر کیلو وزن بدن در دو هفته آخر تمرین گاواژ شد. پروتکل تمرینی پس از دو هفته سازگاری حیوانات با محیط آزمایشگاه به مدت 8 هفته کامل تمرین هوازی تداومی شامل 30 دقیقه با شدت 70 تا 75 درصد Vo2max روی نوارگردان انجام شد که به تعداد 5 روز در هفته اجرا شد. پس از کشتار، نمونه‌ها برای آنالیز بافتی به آزمایشگاه ارسال و اندازه‌گیری بیان پروتئین‌های لپتین و TNF-α کبدی به روش الایزا و کیت‌های لپتین و تومور نکروز دهنده آلفا انجام گردید.


یافته‌ها: غلظت لپتین کبدی در گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + مکمل سیلی‌مارین (P<0.05) در مقایسه با گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + سالین (P<0.05) کاهش آماری معنی‌دار بیشتری نشان داد. همچنین میزان غلظت TNF-α کبدی در گروه جیره پرچرب + سالین در مقایسه با گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + مکمل سیلی‌مارین (P<0.05) و گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + سالین (P<0.05) کاهش آماری معنی‌دار بیشتری نشان داد. وزن موش‌های صحرایی گروه جیره معمولی+سالین نسبت به تمامی گروه‌ها تفاوت آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: تاثیر توام تمرین هوازی تداومی همراه با مصرف مکمل سیلی‌مارین اثر معنی‌داری بر میزان کاهش لپتین و TNF-α در گروه‌های پرچرب داشت؛ اما این تغییرات در گروه‌های مکمل به تنهایی معنی‌دار نبود. بنابراین تمرینات هوازی تداومی می‌تواند به همراه مکمل در جهت اکسیداسیون بیشتر چربی و کاهش التهاب در بدن گردد.


سمانه برادران سلمانی، کیوان حجازی، وحیدرضا عسکری*، رویا عسکری، سیدمیلاد اسدی فریزی،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سمیت پاراکوات با مکانیسم‌هایی که هنوز به‌طور کامل شناخته شده نیست؛ می‌تواند به ارگانیسم‌ها آسیب برساند. شواهد حاکی از آن است که به‌واسطه انجام تمرینات ورزشی منظم و استفاده از مکمل‌های آنتی‌اکسیدانی مناسب می‌توان به کاهش عوارض ناشی از سمیت پاراکوات کمک کرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین هوازی به همراه مکمل پیپرین بر سطح کبدی فاکتور نکروزدهنده تومورآلفا (TNF-a) و اینترلوکین-10 (IL-10) موش‌های صحرایی القاء شده با پاراکوات انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 5 گروه 8 تایی قرار گرفتند. گروه‌ها شامل: 1) شم، 2) کنترل منفی – پاراکوات، 3) پاراکوات + تمرین، 4) پاراکوات + تمرین + مکمل پیپرین و 5) پاراکوات + مکمل پیپرین بودند. تمرین هوازی به‌مدت 7 هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه به مدت 30 الی 40 دقیقه در روز با سرعت 10 تا 18 متر در دقیقه بود. سم پاراکوات به میزان 5 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن به‌صورت تزریق داخل صفاقی به موش‌های صحرایی القاء شد. مکمل پیپرین با دوز 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن روزانه گاواژ شد. غلظت TNF-a و IL-10 از بافت کبدی اندازه‌گیری شد.


یافته‌ها: بین گروه کنترل منفی - پاراکوات در مقایسه با گروه‌های شم، پاراکوات + تمرین، پاراکوات + پیپرین و پاراکوات + تمرین + پیپرین به‌ترتیب افزایش و کاهش معنی‌داری در غلظت IL-10 و TNF-a دیده شد (P<0.05). میانگین غلظت TNF-a بافت کبد در بین دو گروه کنترل منفی – پاراکوات با پاراکوات + مکمل پیپرین (P<0.05) و بین پاراکوات + تمرین + پیپرین (P<0.05)، پاراکوات + تمرین (P<0.05) و شم (P<0.05) تفاوت آماری معنی‌دار وجود داشت. بین میانگین‌های غلظت IL-10 بافت کبد در بین دو گروه کنترل منفی – پاراکوات با پاراکوات + مکمل پیپرین، پاراکوات + تمرین + پیپرین، پاراکوات + تمرین و شم تفاوت آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: اجرای تمرین هوازی توام با مصرف مکمل پیپرین می‌تواند سبب کاهش التهاب ناشی از پاراکوات گردد.


مرضیه نوشیروانپور کوچکسرایی، حسین عرب زاده، معصومه حبیبیان،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین‌D در افراد چاق بسیار شایع است و مکانیسم‌های مختلفی می‌تواند در آن دخیل باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیبی تمرین تناوبی شدید و مصرف ویتامین D بر سطح مارکرهای التهابی TGF-β1 و TNF-α در زنان جوان با کمبود ویتامین D انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 39 زن کم‌تحرک با کمبود ویتامین‌D به‌طور تصادفی در سه گروه کنترل، تمرین دویدن تناوبی شدید و ترکیبی (تمرین+ ویتامین‌D) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل 12 تکرار یک دقیقه‌ای دویدن با شدت 80 تا 90 درصد ضربان قلب حداکثر و یک دقیقه استراحت فعال با شدت 50 درصد ضربان قلب حداکثر و 3 جلسه در هفته بود. ویتامین‌D به صورت هفتگی با دوز 50000 واحد مصرف شد. سطح مارکرهای التهابیTGF-β1  و TNF-α قبل و بعد از مداخله اندازه‌گیری و مقایسه گردید.

یافته‌ها: سطح هر دو مارکر التهابیTGF-β1  و TNF-α پس از 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید با و بدون مصرف ویتامین ‌D در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میانگین درصد تغییرات TGF-β1 و TNF-α گروه ترکیبی در مقایسه با مداخله تمرینی بدون ویتامین D به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: هر دو مارکر التهابی  TGF-β1و TNF-α متعاقب 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید در آزمودنی‌های مورد مطالعه کاهش یافت و این کاهش در گروه دریافت کننده ویتامین D بیشتر بود.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.26 seconds with 44 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)