35 نتیجه برای کودکان
عبدالرسول علایی، حسن کرمی، سهیلا شاه محمدی، ضحی مهرارا،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : عفونت مجاری ادراری دومین عفونت شایع باکتریال در کودکان است. عوامل خطر متعددی از جمله یبوست برای عفونت مجاری ادراری وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین رابطه قطر رکتوم و یبوست با عفونت ادراری در کودکان 2 تا 12 ساله انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد – شاهدی 40 کودک 2 تا 12 ساله مبتلا به عفونت مجاری ادراری و 40 کودک سالم از نظر خصوصیات دموگرافیک، قطر رکتوم با استفاده از سونوگرافی، علایم و مدت زمان ابتلا مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. یافتهها : یبوست در 25 کودک (62.5%) از گروه مورد و 7 کودک (17.5%) از گروه شاهد وجود داشت (P<0.05). قطر عرضی رکتوم گروه مورد (47.64 mm) در مقایسه با گروه شاهد (26.48 mm) افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). نتیجهگیری : با توجه به نتایج این مطالعه مبنی بر افزایش قطر عرضی رکتوم کودکان مبتلا به عفونت ادراری در مقایسه با کودکان سالم، استفاده از سونوگرافی به عنوان روشی قابل اعتماد در رد یا تایید یبوست همزمان در مبتلایان به عفونت ادراری پیشنهاد میگردد.
فیروزه درخشانپور، محمدعلی وکیلی، مهین نوملی، فاطمه حسینی،
دوره 16، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال بیش فعالی و نقص توجه (ADHD) شایعترین اختلال عصبی تکاملی دوران کودکی است. در حدود 20 تا 50 درصد از این کودکان اختلالات خواب دارند که میتواند منجر به تغییرات رفتاری و شناختی شود. این مطالعه به منظور تعیین مشکلات خواب کودکان مبتلا به ADHD در شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد – شاهدی روی 52 کودک مبتلا به ADHD مراجعه کننده به درمانگاه روانپزشکی مراکز آموزشی - درمانی 5 آذر و طالقانی و 52 کودک دبستانی غیرمبتلا به ADHD در گرگان طی سال 1392 انجام گردید. از پرسشنامه DSM-IV برای رد تشخیص ADHD در گروه شاهد استفاده شد. برای کودکان پرسشنامههای عوامل دموگرافیک و رفتارهای خواب کودک (CSHQ) تکمیل گردید. یافتهها : اختلالات خواب در 45 نفر (86.5%) از گروه مورد و 36 نفر (69.2%) از گروه شاهد مشاهده شد (P<0.05). میانگین نمره کلی اختلالات خواب در گروههای مورد و شاهد به ترتیب 6.61±48.25 و 6.23±45.87 برآورد گردید (P<0.05). میانگین نمرات مقاومت در به خواب رفتن، عادات اضطرابی خواب و بیدار شدن شبانه گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود (P<0.05). نتیجهگیری : مشکلات خواب کودکان مبتلا به ADHD از فراوانی بالاتری در مقایسه با کودکان غیرمبتلا به ADHD برخوردار است.
حسین هراتی پور، بهروز یحیایی، حدیثه جهان پور،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : مسمومیت یکی از شایعترین علل مراجعه به اورژانس بیمارستانها در بسیاری از کشورهاست. بروز انواع مسمومیتها براساس ویژگیهای فرهنگی و اقتصادی جوامع مختلف متفاوت است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل ایجاد کننده مسمومیت در کودکان مراجعه کننده به اورژانس بیمارستانهای شاهرود انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی به صورت مقطعی روی 201 کودک زیر 12 سال مراجعه کننده به بیمارستانهای امامحسین (ع) و فاطمیه و خاتم الانبیاء شاهرود به دلیل مسمومیت از فروردین ماه 1390 تا پایان اسفند ماه 1391 انجام شد. چکلیستی حاوی اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات مربوط به علت و عامل مسمومیت، علایم بالینی، مدت زمان بستری و نتیجه آن تکمیل شد.
یافتهها : شایعترین ماده مصرفی اپیوم (51.2%) بود و متادون شایعترین ماده مصرفی در میان اپیومها بود. در 180 کودک (89.6%) به طور اتفاقی و در 21 کودک (10.4%) توسط والدین یا اطرافیان تجویز شده بود. 15 کودک (7.5%) فاقد علامت بودند. 11 کودک (5.5%) با علایم عصبی – تنفسی، 93 کودک (46.3%) با علایم بالینی عصبی و 26 کودک (12.9%) با علایم گوارشی، 19 کودک (9.5%) با علایم گوارشی – تنفسی و 22 کودک (10.9%) با ضعف و بیحالی مراجعه کرده بودند و 2 کودک فوت نمودند. ارتباط آماری معنیداری بین علت مسمومیت و سن و نیز بین سطح تحصیلات والدین و نوع مسمومیت و بین نوع مسمومیت و محل سکونت وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری : شایعترین علت مسمومیت در میان کودکان مصرف مواد اپیوئیدی بود.
منصوره توکلی، محمد سبحانی شهمیرزادی، حسین زائری، علی ژیانی اصغرزاده، مصطفی زارع، محمدهادی قریب، غلامرضا روشندل،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : کبدچرب غیرالکلی شایعترین بیماری کبدی سراسر جهان بوده و اختلالی است که با تجمع چربی اضافی در کبد تعریف میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی کبدچرب در کودکان با نمایه توده بدنی طبیعی، اضافه وزن و چاق انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه همگروهی تاریخی بر روی 90 کودک 13-5 ساله در مرکز آموزشی درمانی کودکان طالقانی گرگان در شمال ایران انجام گردید. نمایه توده بدنی طبیعی، دارای اضافه وزن و چاق به ترتیب با مقادیر 85-5 درصد، 95-85 درصد و بیشتر یا مساوی 95 درصد درنظر گرفته شد. کودکان از لحاظ سن و جنس همسانسازی شدند. تستهای آزمایشگاهی شامل آنزیمهای کبدی ALT (Alanine aminotransferase) و AST (Aspartate aminotransferase) و پروفایل چربی شامل تریگلیسرید (Triglyceride: TG)، کلسترول تام، لیپوپروتئین با چگالی بالا (High Density Lipoprotein: HDL) و لیپوپروتئین با چگالی پایین (Low Density Lipoprotein: LDL) انجام شد. کودکان توسط رادیولوژیست غیرمطلع از مقادیر نمایه توده بدنی از لحاظ متغیرهای سونوگرافیک کبدچرب ارزیابی شدند.
یافتهها : فراوانی کبدچرب در کودکان چاق (23.3%) بهطور غیرمعنیداری بیشتر از کودکان دارای اضافه وزن (16.7%) و طبیعی (16.7%) بود. همچنین فراوانی کبدچرب غیرالکلی در میان دو جنس تفاوت آماری معنیداری نداشت. میزان AST کودکان طبیعی بهطور معنیداری (P<0.05) بیشتر از دو گروه دیگر بود. در گروه چاق بیشترین میزان کلسترول و در گروه با BMI طبیعی، کمترین میزان کلسترول مشاهده گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : فراوانی کبدچرب در کودکان چاق در مقایسه با کودکان با وزن طبیعی و دارای اضافهوزن بهطور غیرمعنیداری بالاتر بود.
سیداحمد حسینی، محمدهادی قریب، علی ژیانی اصغرزاده، مجید کریمی، مصطفی زارع، فریبا اسمعیل مشرفی،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
کیستهای آراکنوئید به دو صورت اولیه و ثانویه وجود دارند. شیوع این کیستها حدود یک درصد از ضایعات فضاگیر جمجمه است و مطابق موقعیت آناتومیک میتوانند سبب تظاهرات بالینی متفاوتی مانند همیپارزی، افزایش فشار داخل جمجمه، ماکروسفالی، سردرد ایزوله و توقف رشد شوند. سیر طبیعی بیماری دقیقاً مشخص نیست. بعضی از افراد در تمام طول عمرشان بدون علامت هستند و برخی سالها فاقد علامت بوده و سپس علامتدار میشوند. مورد گزارش شده مربوط به پسر ۱۰ سالهای است که تنها علامت بالینی وی سردرد ژنرالیزه بود. موقیت آناتومیک کیست در لوب راست تمپورال مغز و بر روی استخوانهای تمپورال، پریتال، بال بزرگ و حفره استخوان اسفنوئید بود. آراکنوئید کیست در پی سیتی اسکن و MRI تشخیص داده شد. طی دوره درمانی سه روزه با بروفن علایم بهبود پیدا یافت و بیمار تحت پیگیری قرار گرفت تا در صورت ظهور نشانه بالینی جدید درمان مناسب مانند جراحی و خارج کردن مایع درون کیست انجام گردد.
فریده فرخزادی، افسانه خواجوند خوشلی، محمدرضا محمدی، ملاحت اکبرفهیمی، ندا علی بیگی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال کمتوجهی - بیشفعالی (Attention Deficit / Hyperactivity Disorder: ADHD) از شایعترین اختلالات روانی است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی طب سوزنی گوش بر علایم ADHD کودکان 14-7 ساله انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 30 کودک مبتلا به ADHD با عدم مصرف ریتالین مراجعه کننده به کلینیک خصوصی روانپزشکی کودکان در شهر تهران انجام شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مرضی کودکان (فرم والدین) و آزمون بررسی عملکرد دیداری و شنیداری با طرح اجرای پیشآزمون – پسآزمون بود. طب سوزنی گوش به مدت 8 هفته، با فشار متوسط روی چسب دانهای در پنج نقطه لاله گوش به نامهای Brain ، Excitement ، Prefrontal Cortex ، ShenMen و Tranquilizar انجام شد.
یافتهها: خرده مقیاس گوش به زنگی شنیداری از حیطه توجه و در خرده مقیاس بازداری پاسخ شنیداری از حیطه بازداری در مرحله پیشآزمون در مقایسه با پسآزمون افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: اجرای طب سوزنی 8 هفتهای بر روی گوش موجب بهبود خرده مقیاسهای مربوط به گوش به زنگی شنیداری و بازداری پاسخ شنیداری در کودکان دارای ADHD میگردد.
محمد صالحی، محمد سبحانی شهمیرزادی، لیلا براتی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: درد راجعه و مزمن شکم در 7 تا 20 درصد از کودکان دیده میشود و علت 2 تا 4 درصد از مراجعات پزشکی کودکان است. عفونت هلیکوباکترپیلوری در کودکان یکی از علل مشکلات گوارشی است که عدم درمان آن موجب عوارض جدی میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آنتیژن مدفوعی هلیکوباکترپیلوری در کودکان با درد شکم مزمن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی تعداد 33 کودک با تشخیص درد شکم مزمن و 30 کودک بدون شکایت مورد بررسی قرار گرفتند. مدفوع به روش ELISA برای ارزیابی آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری مورد آزمایش قرار گرفت.
یافتهها: در گروه مورد 9 پسر (27.3%) و 24 دختر (72.7%) بودند. 5 کودک (15.2%) از کودکان گروه مورد تست مدفوعی هلیکوباکترپیلوری مثبت داشتند و در گروه شاهد هیچ مورد مثبتی یافت نشد. این تفاوت از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: 15.2% کودکان در گروه مورد تست مدفوعی هلیکوباکترپیلوری مثبت داشتند. در میان گروه شاهد هیچ مورد مثبتی یافت نشد.
حمیدرضا خورشیدی، سجاد دانشیار، زینب السادات اسلامی، عباس مرادی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تروما سومین علت مرگ و عامل اصلی ناتوانی در کودکان ایرانی است. کودکان بهعلت شرایط فیزیولوژیک و فرآیند رشد بیشتر در معرض تروما هستند. شناسایی عوامل خطر میتواند از میزان بروز این حوادث و عواقب آنها بکاهد. این مطالعه به منظور ارزیابی ترومای کودکان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 482 کودک (330 پسر و 152 دختر) زیر 14 سال دچار تروما مراجعه کننده به بیمارستان بعثت شهر همدان در سال 1295 انجام شد. اپیدمیولوژی و عواقب تروما مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بیشترین موارد تروما به ترتیب 195 مورد (40.5%) در محدوده سنی 7 تا 14 سال (دوران مدرسه)، 189 مورد (39.2%) در محدوده سنی 2 تا 7 سال (قبل از مدرسه) و 98 مورد (20.3%) در محدوده سنی صفر تا 2 سال (شیرخوارگی) رخ داده بود. وقوع تروما در دو گروه قبل از مدرسه (67.8%) و دوران مدرسه (75.4%) در پسران بیش از دختران بود (P<0.05). بیشترین شیوع در فصل تابستان (36.9%)، بیشترین مکان وقوع حادثه در منزل (44%)، بیشترین علت آسیب سقوط (53%)، بیشترین نوع آسیب شکستگی (35%) و بیشترین محل آسیب در ناحیه سر و صورت (41%) تعیین گردید. از نظر پیامد بعد از ترخیص، 10 مورد مرگ ناشی از تروما و 42 مورد ناتوانی بعد از تروما مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به این که بیشترین محل وقوع حادثه در منزل به علت سقوط و شکستگی بود؛ میتوان با ایمن کردن بیشتر منازل و آگاهی بیشتر والدین از خطرهای پیش روی کودکان جلوگیری نمود.
سمیه غلام فرخانی، سحر عرب، الهام خوری،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سوء استفاده جنسی از کودکان، مشکلی بسیار جدی در سراسر جهان است که اثرات منفی گسترده و گاه ترمیمناپذیری برای قربانی، خانواده و جامعه به همراه دارد. بخش قابل توجهی از قربانیان، تجربه سوء استفاده جنسی را در سنین کمتر از ۷ سال گزارش کردهاند. این مطالعه به منظور تعیین دانش و نگرش کودکان پیش دبستانی دختر در زمینه پیشگیری از سوء استفاده جنسی در شهر گرگان طی سال 1395 انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 56 دختر پیشدبستانی با میانگین سنی 3.87±76.13 ماه (6.34 سال) به روش نمونهگیری تصادفی منظم از بین پروندههای خانوار واجد دختر سنین پیش دبستانی در دو مرکز بهداشت شهر گرگان طی سال 1395 انجام شد. دانش و نگرش کودکان در زمینه پیشگیری از سوء استفاده جنسی، با استفاده از نسخه فارسی پرسشنامه ۱۲ سوالی امنیت فردی و با روش مصاحبه تعیین گردید.
یافتهها: از بین ۵۶ کودک مورد مطالعه، تنها 9 کودک (16 درصد) هر سه منطقه خصوصی بدن را میشناختند و از این بین نیز تنها 2 کودک (3.5%) نام صحیح هر سه منطقه را بلد بودند. 80 درصد از کودکان معتقد بودند؛ اگر فرد مجرم از آنها بخواهد که لمس قسمت خصوصی بدنشان به صورت یک راز باقی بماند؛ نباید به فردی اطلاع دهند. 48 درصد از آنان واکنشهای اجتنابی مناسبی را هنگام لمس نامناسب، انتخاب نکردند. 43 درصد از کودکان قسمتهای خصوصی بدن خود را دوست نداشتند و موارد لمس مناسب نیز از جانب اکثر کودکان مجاز دانسته نشد.
نتیجهگیری: اکثر کودکان پیش دبستانی، دانش و نگرش مناسبی در مورد پیشگیری از سوء استفاده جنسی نداشتند که نشان از کاستیهایی در آموزشهای پیشگیری به آنان در سطوح مختلف جامعه دارد.
آرش نصیری، رامین شعبانی، محمدرضا فدایی چافی، الهام بیدآبادی،
دوره 23، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: فلج مغزی دیپلژی اسپاستیک یک اختلال حرکتی با منشأ آسیب مغزی قبل، حین یا بلافاصله پس از تولد است. تمرینات ورزشی نقش به سزایی در بهبود حرکتی دارد این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات دایرهای با شدت بالا در تعادل و فعالیت روزمره زندگی کودکان مبتلا به فلج مغزی انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 34 کودک مبتلا به فلج مغزی به صورت تصادفی در دو گروه 17 نفری شامل گروه کار درمانی (گروه کنترل) و گروه تمرین دایرهای توام با کاردرمانی (گروه مداخله) تقسیم شدند. از ابزارهای سنجش تعادل برگ و مقیاس سنجش فعالیتها در کودکان به ترتیب برای ارزیابی تغییرات تعادل و فعالیت روزمره زندگی قبل و بعد از 12 هفته تمرین استفاده شد. تمرینات دایرهای با شدت بالا که 3 دور و هر دور متشکل از 6 ایستگاه 30 ثانیهای و وقفه 30 ثانیهای بین ایستگاهها بود که هفتهای سه جلسه و به مدت 12 هفته انجام شد. کاردرمانی یک جلسه در هفته انجام شد.
یافتهها: میزان تعادل و فعالیتهای روزمره زندگی و اجزای آن در گروه تمرین دایرهای توام با کاردرمانی در مقایسه با گروه کنترل بهبود آماری معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: تمرینات دایرهای به همراه کاردرمانی میتواند موجب بهبود بیشتر در فعالیت روزمره زندگی و تعادل در کودکان فلج مغزی دیپلژی اسپاستیک در مقایسه با کاردرمانی شود.
مهلا منصوری، افسانه خواجوند خوشلی، محمد سبحانی شهمیرزادی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات دفعی از جمله شب ادراری، بی اختیاری ادرار در روز و بی اختیاری مدفوع مشکلات رایج دوران کودکی هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش مادران با رویکرد آدلری – درایکورس بر اضطراب کودکان مبتلا به اختلالات دفعی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی مادران 20 کودک مبتلا به اختلالات دفعی مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی گوارش کودکان شهر گرگان با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در سال 1399 انجام شد. بیاختیاری ادرار و بیاختیاری مدفوع کودکان بر اساس تشخیص پزشک از نوع اختلالات آناتومیک نبود و صرفاً با علایم روانشناختی و اختلالات دفعی کارکردی شناسایی شده بودند. مادران در دو گروه 10 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، برنامه آموزشی به روش آدلری – درایکورس را در 12 جلسه 90 دقیقهای دریافت کردند. برای گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. ابزار پژوهش مقیاس اضطراب کودکان اسپنس فرم والد سال 2001 (SCAS-P) بود که توسط مادران در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری طی دوماه اجرا گردید و خرده مؤلفههای اضطراب شامل اضطراب فراگیر، هراس اجتماعی، وسواس-بی اختیاری، فوبی خاص و اضطراب جدایی مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمره اضطراب کلی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری گروه آزمایش به ترتیب 4.04±69.1، 6.1±45.8 و 5.94±47.8 و در گروه کنترل به ترتیب 6.58±69 ، 4.89±67.8 و 5.59±67.6 به دست آمدند. نمرات پسآزمون تمامی زیرمقیاسهای اضطراب کودکان در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنیداری داشتند (P<0.05) و این تفاوت در طول دوره پیگیری به جز زیرمقیاس وسواس –بیاختیاری پایدار بودند (P<0.05).
نتیجهگیری: آموزش مادران به روش آدلری –درایکورس باعث کاهش اضطراب کودکان مبتلا به اختلالات دفعی میگردد.
آی ناز آق، گلبهار آخوندزاده،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع یک یکی از متداولترین بیماریهای مزمن دوران کودکی بهشمار میرود. تشخیص و وجود بیماری مزمن در کودک برای والدین به خصوص مادر که مسؤولیت نگهداری از کودک را برعهده دارد؛ تنیدگی، نگرانی و مشکلاتی را بهوجود میآورد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش تابآوری بر عزتنفس مادران دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 60 مادر دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک مراجعه کننده به کلینیکهای دیابت شهرستانهای گنبدکاووس و گرگان در استان گلستان طی سالهای 1402-1401 انجام شد. مادران به روش در دسترس انتخاب و با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه 30 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. پروتکل آموزش تابآوری برای گروه مداخله به صورت گروههای 5 نفری به مدت 9 جلسه 90 دقیقهای طی 2 ماه اجرا شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه عزتنفس Coopersmith (Coopersmith Self-Esteem Inventory: SEI) بود که در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون تکمیل شد. امتیازدهی عزت نفس ضعیف، متوسط و قوی به ترتیب با کسب نمرات 26 و کمتر، نمرات 43-27 و نمرات بیش از 44 لحاظ شدند.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار ابعاد عزتنفس عمومی (22.73±3.26)، اجتماعی (7.32±0.79)، شغلی / اجتماعی (7±1.46) و عزتنفس کلی (44.73±5.03) مادران گروه مداخله در مقایسه با مادران گروه کنترل در پسآزمون افزایش آماری معنیداری یافتند (P<0.05). میانگین و انحراف معیار نمرات عزتنفس مادران گروه مداخله در ابتدای مطالعه متوسط و در پس آزمون قوی ارزیابی شد (P<0.05).
نتیجهگیری: آموزش تاب آوری سبب افزایش عزتنفس مادران دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک گردید.
محسن یکرنگ، مهسا بشارت، سیما بشارت، جواد عنایت، خدیجه امجدی،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مسمومیت یکی از شایعترین دلایل مراجعه به بخش اورژانس در سراسر جهان است. آگاهی از الگوی مسمومیت به شناسایی عوامل خطر و امکان تشخیص زودهنگام کمک میکند. در ایران یکی از علل اصلی مسمومیت در اطفال، موادمخدر شناخته شده است. این مطالعه به منظور تعیین ﻓﺮاواﻧﻲ ﻣﺴﻤﻮﻣﻴﺖ ﺑﺎ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر در ﻛﻮدﻛﺎن زﻳﺮ 18 ﺳﺎل ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻛﻨﻨﺪه ﺑﻪ ﻣﺮﻛﺰ آﻣﻮزﺷﻲ - درﻣﺎﻧﻲ آلجلیل آققلا، استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی گذشتهنگر روی 36 کودک یک ماهه تا 18 ساله (22 پسر و 14 دختر) با میانگین سنی 51.62±36.25 ماه مراجعه کننده بهدلیل مسمومیت با موادمخدر به مرکز آموزشی - درمانی آلجلیل آققلا طی سالهای 1399 لغایت 1401 انجام شد. نمونهها به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. سوابق پزشکی بیماران از پرونده بررسی و در چکلیست ثبت گردید.
یافتهها: بیشترین مسمومیت ناشی از مصرف ماده مخدر تریاک (69.4%) و سپس مصرف متادون (25%) تعیین گردید. کاهش سطح هوشیاری بدو مراجعه به بیمارستان 66.7% تعیین شد. فاصله مسمومیت تا مراجعه به بیمارستان 5.60±3.86 ساعت بود. میانگین مدت اقامت در بیمارستان 1.25±0.80 روز بود و هیچ بیماری فوت نشد. بیشتر کودکان پسر (61.1%)، از قومیت ترکمن (69.4%) و ساکن روستا (86.1%) بودند. بیشترین موارد مسمومیت در فصل تابستان (36.1%) تعیین شد. راه رایج تماس از طریق دهان (97.2%) بود.
نتیجهگیری: میزان مسمومیت با تریاک در مقایسه با سایر موادمخدر بالا ارزیابی شد. با اینحال، شواهد قوی مبنی بر افزایش مصرف تریاک در بین جوانان و برخی شواهد برای افزایش مصرف متادون وجود دارد.
نوید محمدی، کیانا اصلانی مهر، عباس علامی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
مهسا بشارت، جواد عنایت، فاطمه نساج ترشیزی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اکثر استانهای ایران از جمله استان گلستان به اهداف توسعه پایدار ۲۰۱۵ برای مرگ و میر کودکان دست یافتهاند؛ اما شواهد نشان میدهند که میزان مرگ و میر در بعضی از گروههای جمعیتی در این مناطق بالا و نگران کننده است. این مطالعه به منظور تعیین میزان مرگ و میر کودکان در شهر آق قلا، استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 416 مورد (243 مذکر، 172 مونث، یک مورد مبهم بودن دستگاه جنسیتی) مرگ و میرهای کودکان 0-18 سال ساکن مناطق روستایی و شهری آققلا طی سالهای 1396 لغایت 1401 انجام شد. تمامی مرگ و میرهای ثبت شده از سامانه پرونده الکترونیک سلامت دانشگاه علوم پزشکی گلستان استخراج شدند. پروندههایی که ناقص بودند یا علت مرگ به طور دقیق ثبت نشده بود؛ وارد مطالعه نشدند. علل مرگ و میر کودکان براساس طبقهبندی بینالمللی بیماریها (بازبینی دهم، ۲۰۱۶) دستهبندی شدند. تقسیمبندی سنی شامل 0-28 روز، 1-12 ماه، 1-2 سال، 2-6 سال، 6-12 سال و 12-18 سال به ترتیب برای نوزادان، شیرخواران، کودکان نوپا، کودکان پیش دبستانی، کودکان در سنین مدرسه و نوجوانان در نظر گرفته شد.
یافتهها: نرخ کل مرگ و میر 2.15 مرگ در هر 1000 تولد زنده در کودکان مذکر 23.1 و کودکان مونث 10.3 تعیین گردید. این میزان از 22.7 مرگ در هر ۱۰۰۰ تولد زنده در سال 1396 به 12.3 مرگ در سال 1401 کاهش نشان داد. میزان مرگ و میر نوزادان 32.8 در هر 1000 تولد زنده و در شیرخواران 5.5 مرگ در هر ۱۰۰۰ تولد زنده تعیین شد. علل اصلی مرگ و میر به ترتیب فراوانی شامل شامل شرایط خاص حول و حوش تولد (پری ناتال) (28.2%)، ناهنجاریهای مادرزادی و کروموزومی (17.2%)، حوادث مرتبط با حمل و نقل (12%) تعیین شد.
نتیجهگیری: علیرغم سیر نزولی میزان کلی مرگ و میر کودکان زیر 18 سال در شهر آق قلا استان گلستان، میزان مرگ و میر نوزادان در این منطقه به شکل نگران کنندهای بالاتر از میانگین ایران است که نیازمند توجه و اقدامات لازم برای ارزیابی بیشتر و مقابله با آن است.