دکتر فاطمه وحید رودسری، دکتر صدیقه آیتی، دکتر سارا میرزائیان، دکتر محمد تقی شاکری، دکتر حسین اختردل،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : میزان موفقیت IVF به علل ناباروری و درمان آن بستگی دارد. روشهای مختلف درمانی و مراکز مختلف، میزان موفقیت متفاوتی را گزارش کردهاند. این مطالعه به منظور بررسی نتایج باروری به دنبال IVF و عوامل موثر بر آن در مرکز ناباروری منتصریه مشهد انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی- تحلیلی در مرکز ناباروری منتصریه وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد روی 150زوج نابارور به دنبال IVF طی سالهای 85-1380 انجام شد. اطلاعات به وسیله پرسشنامهای که شامل سن زن، سن همسر، علت ناباروری، اسپرموگرام، مدت ناباروری، تعداد فولیکولهای ایجاد شده به دنبال درمان، تعداد اووسیتهای به دست آمده، تعداد جنینهای تشکیل شده، منتقل شده و نتایج درمان بود؛ جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمونهای آماری کایاسکوئر، تی مستقل، ANOVA یکطرفه و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شد. یافتهها : متوسط سن زنان مورد مطالعه 4/5+-7/29 سال بود. میانگین تعداد فولیکولهای شمارش شده 6+-11، تعداد اووسیتهای به دست آمده 9/3+-6 و تعداد جنینهای منتقل شده 5/1+-6/2 بود. میزان موفقیت IVF با تعداد فولیکولهای شمارش شده (P<0.05)، تعداد اووسیت به دست آمده (P<0.05) و تعداد جنینهای منتقل شده (P<0.05) رابطه معنیداری وجود داشت. میزان باروری 6/24درصد بود. میزان باروری در بین گروههای مختلف سنی اختلاف معنیداری نداشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که پاسخ تخمدان به تحریک تخمکگذاری و تعداد جنینهای انتقال یافته از عوامل مهم و موثر در پیشبینی نتایج IVF میباشد.
غلامرضا وقاری، دکتر عبدالجلال مرجانی، علیاکبر عبداللهی، حسین رحمانی، عینالله ملائی، سیدعابدین حسینی، معصومه بمانی، محمدابراهیم کردجزی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : استفاده از شاخصهای تنسنجی یکی از بهترین شیوههای تعیین وضعیت سوء تغذیه و چاقی که از مشکلات بهداشتی امروز کودکان دنیاست؛ میباشد. این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت رشد جسمی در گروههای قومی ترکمن و غیرترکمن ساکن روستاهای شهرستان گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 551 کودک ترکمن و 895 کودک غیرترکمن 5-2 ساله ساکن روستاهای شهرستان گرگان در پاییز 1384 انجام شد. اندازهگیری قد و وزن و مشخصات فردی کودکان در پرسشنامه ثبت گردید. از شاخصهای SD1-، SD 2- و SD3- استاندارد NCHS و صدکهای BMI برای مقایسه استفاده شد. یافتهها : میانگین وزن و قد کودکان ترکمن به ترتیب 426 گرم و 9/4 سانتیمتر بیشتر از کودکان غیرترکمن بود. میانگین و انحراف معیار قد کودکان دختر ترکمن و غیرترکمن به ترتیب 1/8+-3/95 و 48+-5/90 و در کودکان پسر 6/7+-96 و 6/8+-9/90 سانتیمتر بود. همچنین انحراف معیار و میانگین وزن کودکان دختر ترکمن و غیرترکمن به ترتیب 4/2+-5/14 و 9/2+-2/14 و در کودکان پسر 03/2+-15 و 3/2+-5/14 بود. اختلاف بین دو گروه از نظر قد و وزن معنیدار بود (P<0.05). کوتاه قدی و کموزنی به ترتیب 2/13 درصد و 9/1 درصد براساس SD2- در کودکان ترکمن کمتر از کودکان غیرترکمن بود (P<0.05). چاقی و افزایش وزن به ترتیب 5/24 درصد و 6/2 درصد به صورت معنیداری در گروه ترکمن کمتر از گروه غیرترکمن بود (P<0.05). کموزنی در دختران بیش از پسران (2/7 درصد در مقابل 2/4 درصد) بود. چاقی در دختران (5/26 درصد) کمتر از پسران (9/28 درصد) بود. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که رشد جسمی کودکان دو گروه قومی متناسب با یکدیگر نیست و کودکان ترکمن کمتر از کودکان غیرترکمن دچار سوءتغذیه هستند.
دکتر حمیدرضا هنرمند، دکتر فریبرز منصور قناعی، دکتر آبتین حیدرزاده، دکتر مهدی آسمار،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : لپتوسپیروز یک بیماری مشترک انسان - حیوان شایع در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری است و در استان گیلان آندمیک میباشد. معمولاً در هر منطقه آندمیک، تعداد اندکی از سروتایپها شایع هستند و شناسایی آنها به شناسایی مخزن و یا مخازن اصلی کمک میکند. این مطالعه به منظور جداسازی لپتوسپیراها از آب شالیزارها، کانال و رودخانههای ناحیه شرق منطقه جلگهای استان گیلان و به منظور شناسایی گونهها و زیرگونههای بومی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقطعی نمونهبرداری از آبهای سطحی شهرستانهای استان گیلان در فاصله زمانی خرداد تا پایان شهریور سال 1385 انجام شد. مقدار 2 میلیلیتر از آب فیلتر شده هر نمونه در محیط کشت مایع EMJH حاوی 5-فلورواروسیل تلقیح شد و در دمای 30 درجه سانتیگراد در انکوباتور قرار داده شد و هر 2 هفته یک بار با میکروسکوپ زمینه تاریک مورد مشاهده قرار گرفت. موارد مثبت با استفاده از 30 نوع آنتیسرمهای ضدسویههای استاندارد شناسایی شدند. یافتهها : در مجموع 320 نمونه بررسی شد. 47 نمونه مثبت و 273 نمونه منفی شدند. هویت گونهای و زیرگونهای ایزولههای مشخص شده به ترتیب شامل گونه ساپروفیت بیفلکسا شامل سروگروپهای آندامانا و سمارانگا و گونههای بیماریزا شامل اینتروگانس، کیرشنری و بورگ پترسنی بودند که سروگروپهای ایکتروهموراژی، پومونا، سجروئه، هارجو، کانیکولا و گریپو تیفوزا را شامل میشدند. در این مطالعه سروگروپهای غیربیماریزا در همه انواع آبهای سطحی مطالعه شده؛ یافت شدند. ولی سروگروپهای بیماریزا تنها از شالیزارها جدا شدند. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه با شیوع بالای لپتوسپیروز در نواحی روستایی و در فصل شالیکاری در این منطقه مطابقت داشت. رفتوآمد زیاد جوندگان و حیوانات اهلی در شالیزارها و نیز بالا رفتن دما و اسیدیته آب شالیزارها میتواند؛ سبب حضور گونهها و زیرگونههای بیماریزا در شالیزارها شود.
مهندس محمدهادی مهدی نژاد، دکتر بیژن بینا، دکتر مهناز نیک آئین، دکتر حسین موحدیان عطار،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : کیتوزان و پروتئین انعقادی مورینگا اولیفرا از منعقدکنندههای طبیعی هستند که امروزه به منظور رفع مشکلات مربوط به منعقدکنندههای شیمیایی، کاربرد فراوانی پیدا کردهاند. این مطالعه به منظور تعیین کارآیی این ترکیبات طبیعی به عنوان کمکمنعقدکننده به همراه آلوم، برای حذف ذرات کلوئیدی، باکتریهای اشرشیاکلی و استرپتوکوکوس فیکالیس در شرایط بهینه انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مداخلهای شبهتجربی، نمونههای آب ساختگی با کدورتهای کم (NTU20-10)، کدورت متوسط (NTU120–100) و کدورت زیاد (NTU220–200) تهیه شد. غلظت بهینه آلوم توام با کمکمنعقدکنندهها و PH بهینه از طریق آزمایش جار تعیین گردید. سنجش کدورت از طریق دستگاه کدورتسنج HACH مدلP2100و براساس اصل پراکندگی نور صورت گرفت. نمونهبرداری از عمق10 سانتیمتری زیر سطح آب برای تعیین کدورت و حذف باکتریها انجام گرفت. آزمون تی زوج با ضریب اطمینان 95 درصد در این مطالعه استفاده شد. یافتهها : غلظت بهینه آلوم برای کدورتهای کم ، متوسط و زیاد به ترتیب 40 ، 20 و 20 میلیگرم در لیتر و PH بهینه 5/7-7 به دست آمد. کاربرد پروتئین انعقادی مورینگا بین 5/12 تا 5/62درصد و کایتوزان بین 50 تا 5/87درصد غلظت منعقدکننده آلوم را در کدورتهای مختلف کاهش داد و آلومینیوم باقیمانده را تا زیر 0.2 mg/l رساند. میزان حذف باکتریها بین 90 تا 9999/99درصد بود و بعد از 24 ساعت هیچگونه رشد مجددی از باکتریها در نمونههای آب تصفیه شده مشاهده نگردید. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کیتوزان و پروتئین انعقادی مورینگا اولیفرا به عنوان کمک منعقدکننده ، بدون فیلتراسیون، کدورت آب را تا زیر NTU5 کاهش میدهند.
حمید حجتی، شمس الملوک جلال منش، دکتر محمد فشارکی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : کار در شیفت شب اثرات منفی فیزیکی، روانی و اجتماعی روی زندگی فردی پرستاران دارد و در ساعات طولانی کار، سلامت آنها را به مخاطره میاندازد. این مطالعه به منظور بررسی اثر بیخوابی بر سلامت عمومی پرستاران شیفت شب شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تحلیلی مقطعی 124 پرستاری که شرایط ورود به مطالعه را داشتند؛ به صورت سرشماری از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان گلستان طی سال 1387 انتخاب شدند. دادهها در یک پرسشنامه حاوی مشخصات فردی و دو پرسشنامه در ارتباط با اثر بیخوابی و سلامت عمومی (GHQ-28) ثبت گردید. یافتهها : اثر بیخوابی به ترتیب در بیشترین و کمترین واحدهای مورد پژوهش 6/55 درصد و 4/2 درصد و میزان بیخوابی (9+-58) در حد متوسط بود. بیشترین درصد (6/60 درصد) سلامت عمومی مطلوب و کمترین درصد (5/2 درصد) سلامت عمومی نامطلوب داشتند. اثر بیخوابی بر سلامت عمومی پرستاران از نظر آماری معنیداری بود (P<0.05) و با افزایش اثرات بیخوابی، سلامت عمومی کاهش مییافت. همچنین بین اثر بیخوابی با سن، سابقه کار و تعداد شیفت شب ارتباط آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). به طوری که با افزایش سن، سابقه کار و تعداد شیفت شب میزان اثرات و عوارض بیخوابی کمتر میشد. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بیخوابی در پرستاران سبب کاهش سلامت عمومی میگردد. لذا برنامهریزی در راستای بهبود کیفیت خواب پرستاران ضروری است.
دکتر شهریار سمنانی، دکتر سیما بشارت، دکتر علی عربعلی، دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر غلامرضا روشندل، دکتر نفیسه عبدالهی، ناصر بهنام پور،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطانهای مری و معده از سرطانهای شایع در دنیا و عامل مرگ و میر بالایی در سال میباشد. عوامل خطر و محافظتی متعددی برای این سرطانها تصور شدهاند. یکی از عوامل محافظتی مطرح شده سختی آب آشامیدنی است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط سختی آب آشامیدنی با بروز سرطانهای مری و معده در استان گلستان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه اکولوژیک، دادههای منابع آب شهری استان گلستان طی سالهای 84-1383 برای هر شهر بهصورت میانگین گزارش شد. تمامی بیماران تشخیص داده شده ساکن مناطق شهری در طی این مدت وارد مطالعه شدند. تقسیمبندی شهرها به مناطق بروز پایین، متوسط و بالا براساس صدکهای 33 درصد و 66 درصد برای هر کدام از سرطانها انجام شد. برای یافتن روابط موجود از Pearson Correlation Coefficient و مدلهای رگرسیونی استفاده شد. یافتهها : نتایج نشان داد که آب آشامیدنی مناطق شهری استان از آبهای سبک و نسبتاً سخت بوده و در محدوده استاندارد تعریف شده برای آب آشامیدنی قرار دارد. ارتباط معنیداری بین میزان سختی آب آشامیدنی و میزان بروز سرطانهای مری و معده در مناطق مختلف استان وجود نداشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که سختی آب آشامیدنی در سطح اکولوژیک بر بروز سرطان مری و معده در مناطق شهری استان گلستان تأثیری ندارد.
ایوب صوفی زاده، دکتر یاور راثی، مهندس محمدرضا عباسی، دکتر محمدعلی عشاقی، دکتر رسول صلاحی، سینا رفیع زاده، دکتر مهدی محبعلی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماری لیشمانیوز یک بیماری زئونوتیک میباشد که به وسیله پشهخاکی به انسان منتقل میشود. این مطالعه به منظور بررسی برخی خصوصیات اکولوژیک ناقلین بیماری لیشمانیوز در شهرستان کلاله (استان گلستان) طی سالهای 86-1385 انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 6 روستا با توجه به توزیع جغرافیایی روستاها و تعداد موارد مثبت بیماری در سالهای گذشته انتخاب شدند. برای صید پشه خاکی از تلههای چسبان استفاده شد. در هر روستا سه مکان انتخاب و در هر مکان 20عدد تله نصب گردید. کل نمونههای صید شده جمعآوری و برای تعیین گونه از کلیدهای تشخیص استفاده شد. همچنین تعداد موارد انسانی تایید شده مبتلا به لیشمانیوز به تفکیک ماههای سال ثبت گردید. یافتهها : از 6آبادی تحت مطالعه در مجموع 4900 پشه خاکی تعیین گونه گردید و وجود 12 گونه پشه خاکی مشخص شد. این گونهها عبارت از P.papatasi ، P. mongolensis ، P. caucasicus ، P. caucasicus group ، P. sergenti ، P.alexandri ، P. kazeroni ، P. brevis ، P.(adlerius)sp ، S. sintoni ، S. clydei و S. sogdiana بودند. P.papatasi گونه غالب در اماکن داخلی (1/46درصد) و S.sintoni گونه غالب در اماکن خارجی (7/37درصد) بود. فعالیت فصلی پشههای خاکی از نیمه دوم اردیبهشتماه شروع و در دهه اول آبانماه خاتمه یافت. پشههای خاکی دارای دو پیک فعالیت در اواخر تیرماه و در نیمه شهریورماه بودند. پیک بیماری در انسان در نیمه دیماه اتفاق افتاد. از میان گونههای یافت شده P.brevis ، P.kazeruni ، P. (Adlerius)sp و S.sogdiana برای اولین بار از این شهرستان گزارش گردید. نتیجهگیری: بر طبق نتایج این مطالعه P.papatasi به عنوان گونه غالب پشه خاکی منطقه شناخته شد. پیک دوم فعالیت پشه خاکی از لحاظ انتقال بیماری مهم و دوره کمون بیماری 4 ماه بود.
دکتر زهرا کیاسالاری، دکتر محسن خلیلی، دکتر مهرنوش اشرفی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : نتایج تحقیقات مختلف در مقایسه حساسیت به تحریک دردناک حرارتی در دو جنس نر و ماده ، متفاوت و غیریکسان بوده است. در مراحل سیکل استروس نیز به دلیل هورمونی در آستانه درک درک تفاوت وجود دارد. با توجه به اثر ضددردی گیاه بنگدانه، این مطالعه به منظور تعیین اثر ضددردی عصاره الکلی دانه گیاه بنگدانه در فازهای مختلف سیکل استروس موش صحرایی ماده انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 92 سر موش صحرایی ماده با وزن 220-195 گرم از نژاد NMRI انتخاب شدند. موشهای ماده به سه گروه کنترل ، درمان (عصاره الکلی دانه گیاه بنگدانه) و کنترل مثبت (سالیسیلات رقیق شده با نرمال سالین) تقسیم شدند. 8 سر موش نر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. همه موشها برای اندازهگیری آستانه درد حاد تحت آزمون غوطهوری دم در آب 52 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. در گروه تحت درمان 25 تا 30 دقیقه قبل از آزمون ، mg/kg 2000 عصاره الکلی دانه گیاه بنگدانه به صورت داخل صفاقی تزریق شد. از موشهای ماده در هر سه گروه بلافاصله بعد از آزمون نمونه اسمیر برای تعیین فاز جنسی تهیه گردید. همچنین کاهش درد ناشی از عصاره الکلی دانه گیاه بنگدانه با اثر داروی ضددرد سدیم سالیسیلات (mg/kg 300) مقایسه شد. یافتهها : تزریق عصاره الکلی دانه گیاه بنگدانه در جنس ماده ، درد حاد ناشی از آزمون غوطهوری دم در آب را به صورت معنیداری کاهش داد (P<0.05)؛ ولی تفاوت معنیداری در بین فازهای مختلف جنسی موش ماده در کاهش درد ناشی از عصاره الکلی دانه گیاه بنگدانه مشاهده نشد. همچنین تفاوت معنیداری بین کاهش درد ناشی از عصاره الکلی دانه گیاه بنگدانه و داروی ضددرد سالیسیلات مشاهده نگردید. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که موشهای ماده در فازهای مختلف سیکل استروس آستانه درد یکسانی دارند و عصاره الکلی دانه گیاه بنگدانه در تسکین درد فازهای مختلف سیکل استروس موشهای ماده مؤثر است.
دکتر رضا رحمتی، دکتر دیوید گروندی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : نقش بیولوژیکی هیدروژن سولفید روی عضله صاف بافتهای عروقی و غیرعروقی تا حدودی متناقض بوده و شامل فعالیتهای انقباضی و شلشدن میباشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر هیدروژن سولفید بر فعالیت حرکتی عضله صاف ژژنوم موش سوری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی از 23 سر موش با یک زمینه ژنتیکی C57/BL6 به وزنهای 25-20 گرم استفاده شد. ابتدا حیوانات بیهوش شدند و سپس به وسیله تزریق داخل صفاقی دوز بالای سدیم پنتوباربیتون (mg/kg80) کشته شدند. سپس قسمتی از ژوژنوم جدا شد و در محلول کربس گازدهی شده با اکسیژن ؛ قرار گرفت. قطعات ژوژنوم جدا شده به طول تقریبی 4 سانتیمتر به طور افقی در حمام بافتی قرار گرفتند. فعالیت حرکتی بافتی به صورت تغییرات فشار از بخش آنالی توسط ترانسدیوسر فشار اندازهگیری شد. اثرات سدیم هیدروژن سولفید در غلظتهای مختلف (3000-100 میکرومول) به مدت ده دقیقه روی فعالیت حرکتی قطعات جدا شده بررسی گردید. یافتهها : کاربرد سدیم هیدروژن سولفید (پیشساز هیدروژن سولفید) در حمام بافت در حالت وابستگی به دوز، سبب مهار فعالیت حرکتی شد و تفاوت معنیداری بین موشهای دارای گیرنده وانلوئیدی و فاقد گیرنده وانلوئیدی مشاهده نشد. در حضور تترودوتوکسین (یک میکرومول) سدیم هیدروژن سولفید سبب کاهش در تنوس پایه (5n= ، P<0.05 و 5/19 درصد) و مهار انقباض حاصل از 30میکرومول بتانکول و مهار انقباض حاصل از 30میکرومول بتانکول (5n= ، P<0.05 و 55 درصد) گردید. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که هیدروژن سولفید مهار کننده مهم فعالیت حرکتی در ژژنوم موش سوری است.
صدیقه مقسمی، دکتر سعیده ضیائی، زینب حیدری،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : عملکرد جنسی یکی از جنبههای مهم کیفیت زندگی است که بر سلامت جسمی ، روانی و ذهنی افراد تاثیرگذار است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تیبولون بر عملکرد جنسی زنان یائسه سالم انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 96 زن یائسه سالم 60-45 ساله مراجعه کننده به مراکز درمانی منتخب که کنترااندیکاسیون قطعی هورمون درمانی نداشتند؛ طی دی ماه 1385 تا فروردین ماه 1387 وارد مطالعه شدند. بیماران به طور تصادفی به دو گروه درمان با تیبولون (52نفر) و پلاسبو (44 نفر) تقسیم شدند. گروه تیبولون روزانه 5/2 میلیگرم تیبولون + کلسیم ـ د (500میلیگرم + 200 واحد) و گروه پلاسبو منحصراً کلسیم ـ د (500میلیگرم + 200 واحد روزانه) دریافت کردند. بیماران به مدت شش ماه پیگیری شدند. عملکرد جنسی با استفاده از ایندکس بررسی عملکرد جنسی زنان (FSFI) ارزیابی و به منظور تعیین سطح هورمونها نمونه خون در شروع و پایان درمان گرفته شد. در پایان درمان عوارض جانبی و رضایت از مصرف تعیین و دادهها بااستفاده از نرمافزار آماری SPSS-15 و آزمونهای آماری تی، کای اسکوئر و منویتنی تجزیه و تحلیل شد. یافتهها : 41 زن در گروه تیبولون و 40 زن در گروه پلاسبو مطالعه را به پایان رساندند. تیبولون در مقایسه با شروع درمان و پلاسبو باعث بهبود معنیدار همه جنبههای عملکرد جنسی شد. در گروه تیبولون سطح سرمی هورمون تستوسترون ، ایندکسهای تستوسترون و استرادیول آزاد افزایش و سطح سرمی پروتئین انتقالدهنده هورمونهای جنسی (SHBG) 57درصد کاهش یافت (P<0.05). تیبولون با برخی عوارض جانبی مانند سردرد ، افزایش وزن ، خونریزی و لکهبینی همراه بود. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که تیبولون با ایجاد تغییرات مطلوب در سطح هورمونهای جنسی و SHBG حیطههای عملکرد جنسی زنان یائسه را به طور معنیداری بهبود میبخشد.
دکتر اصغر اکبری، فاطمه غیاثی، مریم براهویی، محمدرضا عرب کنگان،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : تمرین ثباتدهنده گردن روشی است که برای بهبود مکانیسمهای درونی ستون فقرات طراحی شده است و سبب ثبات فقرات گردن و آسیبناپذیری آن میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی تمرینهای اختصاصی ثباتدهنده عضلات گردن نسبت به تمرینهای دینامیک در بهبود ناتوانی و درد مزمن گردن انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده دو سوکور روی 26 بیمار مراجعه کننده به کلینیک فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با تشخیص درد مزمن گردن طی سالهای 86-1385 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه 13تایی تمرینهای ثباتدهنده و دینامیک قرار گرفتند. درد (رتبهای) با مقیاس اندازهگیری دیداری درد و Northwick Park Neck Pain Questionnaire (NPNPQ)، شدت ناتوانی (رتبهای) با Neck Disability Index (NDI)، قدرت عضلات گردن (بار) توسط Dynatest و دامنههای حرکتی (درجه) با گونیامتر مخصوص گردن قبل و پس از درمان ارزیابی شد. برنامه درمان برای هر دو گروه شامل 24 جلسه تمرین طی 12 هفته، هر هفته 2 جلسه و هر جلسه 45 دقیقه بود. از آزمونهای t مستقل ، منویتنی ، t زوج و ویلکاکسون به ترتیب برای مقایسه نتایج قبل و بعد درمان بینگروهی و درونگروهی استفاده گردید. یافتهها : میانگین درد گردن (NPNPQ) در گروه ثباتدهنده از 77/0+-23/18 به 39/4+-54/7 و در گروه دینامیک از 99/3+-31/18 به 89/3+-85/11 کاهش یافت (P<0.05). میانگین ناتوانی (NDI) در گروه ثباتدهنده از 99/4+-69/22 به 09/4+-23/8 و در گروه دینامیک از 88/4+-23/22 به 54/5+-92/14 کاهش یافت (P<0.05). افزایش قدرت عضلات، دامنه حرکتی اکستانسیون و کاهش میانگین درد و ناتوانی بعد از درمان در گروه ثباتدهنده نسبت به گروه دینامیک بیشتر بود (P<0.05). اختلافی بین دو گروه از نظر قدرت عضلات فلکسور و فلکسور طرفی چپ و نیز دامنه فلکسیون و فلکسیون طرفی راست و چپ بعد از درمان وجود نداشت. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که هر دو روش تمرین ثباتدهنده و تمرین دینامیک گردن در بیماران با درد مزمن گردن سبب افزایش قدرت عضلات سطحی و عمقی گردن، افزایش دامنههای حرکتی آن و کاهش درد و ناتوانی میشوند. همچنین استفاده از تمرینهای ثباتدهنده در کاهش درد و ناتوانی و افزایش قدرت، موثرتر از تمرینهای دینامیک بود.
دکتر مجید شهرتی، نواب شمسپور، دکتر افشین محسنیفر، دکتر مصطفی قانعی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : نقص و کمبود فعالیت آلفایکآنتیتریپسین در بیماریهای مزمن انسدادی ریه به عنوان یکی از عوامل اتیولوژیک شناخته شده است. این مطالعه به منظور تعیین فنوتیپها و فعالیت آلفایکآنتیتریپسین در پلاسمای جانبازان شیمیایی ناشی از عوارض دیررس گازخردل انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کوهورت تاریخی روی 100 جانباز شیمیایی جنگ تحمیلی ناشی از بمباران با گازخردل در شهر سردشت طی تیرماه 1366 و 50 داوطلب سالم غیرسیگاری با سابقه عدم مواجهه با گاز خردل (گروه کنترل)، طی سال 1386 انجام شد. جانبازان دچار آسیبهای ریوی ناشی از گاز خردل بودند. فنوتیپ آلفایکآنتیتریپسین و همچنین فعالیت ظرفیت مهاری تریپسین اندازهگیری شد. یافتهها : تمامی افراد شرکت کننده در این مطالعه فنوتیپ طبیعی MM را دارا بودند؛ ولی میانگین ظرفیت مهاری تریپسین در گروه کنترل 1/0+-2/4 میکرومولبردقیقهبرمیلیلیتر به دست آمد که بیشتر از گروه جانبازان شیمیایی (3/0+-4/3 میکرومولبردقیقهبرمیلیلیتر) بود (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که فعالیت آلفایکآنتیتریپسین در جانبازان شیمیایی ناشی از مواجهه با گاز خردل کاهش یافته است.
مهدی خباز خوب، دکتر سیدمحمدعلی محققی، دکتر سیدعلیرضا موسوی جراحی، دکتر علی جواهرفروش زاده، محسن پدارمفر، علی مرادی، دکتر بیژن رضوان، علی خلفی، نیکو کیاستفرد،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان سومین علت مرگومیر در کشور ما پس از بیماریهای قلبی و تصادفات میباشد. این مطالعه به منظور تعیین بروز سرطانهای دستگاه گوارش در تهران طی سالهای 80-1377 انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی جمعیت ساکن در مناطق شهر تهران، شمیرانات و اسلامشهر به عنوان جمعیت در معرض خطر در نظر گرفته شدند. دادههای ثبت سرطان به صورت فعال از مراکز آسیبشناسی و بایگانی مدارک پزشکی جمعآوری گردید. مواردی که بین سالهای 1377 تا 1380 سرطان آنها براساس ICD-10 تشخیص داده شده بود و حداقل یکسال ساکن تهران بودند؛ به عنوان موارد سرطانی محسوب شدند. میزان بروز انواع سرطانها براساس ساختار سنی جمعیت جهان تطبیق یافت و میزانهای بروز از تقسیم میزان کل این دوره به 4 به صورت سالیانه محاسبه شد. یافتهها : میزان بروز سالیانه اختصاصی سنی و استاندارد شده سرطان معده در مردان و زنان به ترتیب 9/12 و 8/5 در صدهزارنفر تعیین شد. این میزان به صورت خام برای مردان و زنان 2/9 و 1/4 در صدهزار نفر بود. بروز سرطان معده در زنان و مردان گروههای سنی بالاتر بیشتر مشاهده بود. میزان بروز سالیانه اختصاصی سنی و استاندارد شده سرطان کولون در مردان و زنان به ترتیب 7/5 و 4/5 در صدهزارنفر تعیین گردید و این میزان به صورت خام در 3/4 و 4 درصدهزار نفر بود. میزان بروز سالیانه اختصاصی سنی و استاندارد شده سرطان مری در جمعیت مورد بررسی به ترتیب 1/5 و 9/3 درصدهزار نفر مشاهده شد. همچنین این میزان به صورت خام 7/3 و 7/2 درصدهزار نفر بود. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که سرطان معده شایعترین سرطان در تهران میباشد. لذا شناسایی عوامل موثر و پیشگیری از آن ضرورت دارد.
زهرا شاهواری، لیدا قلیزاده، سیما محمدحسینی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : رضایت جنسی عامل مهمی در پیشگیری از ایجاد اختلالات جنسی در زنان است. عوامل بسیاری بر رضایت جنسی تاثیرگذار هستند. این مطالعه به منظور تعیین برخی عوامل مرتبط با رضایت جنسی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر گچساران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 1014 زن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد به روش سرشماری از ابتدای زمستان 1386 تا انتهای بهار 1387 انجام شد. دادهها به روش خودگزارشدهی در پرسشنامه ثبت شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری کایاسکوئر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافتهها : میزان رضایت جنسی 7/41 درصد از جامعه مورد مطالعه کامل بود. همچنین 5/47 و 9/10 درصد رضایت جنسی متوسط و کم داشتند و 4/0 درصد ناراضی بودند. بین میزان رضایت جنسی و سن زنان، تفاوت سنی با همسر، مدت ازدواج، وضعیت اقتصادی و نوع روش پیشگیری از بارداری ارتباط آماری معنیداری دیده شد (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که سن زن، تفاوت سنی با همسر، مدت ازدواج، وضعیت اقتصادی و روش پیشگیری از بارداری از دسته عواملی هستند که بر رضایت جنسی زنان مؤثرند و بایستی در مشاورههای جنسی ازدواج و تنظیم خانواده به آنها توجه نمود.
کمالالدین عابدی، محسن زارع، مرحوم محسن رحیمی نژاد، ابراهیم ولیپور، دکتر ابوالفضل برخورداری، مهندس غلامحسین حلوانی، دکتر سیدجلیل میرمحمدی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از هواپیما به عنوان یک وسیله عمده حمل و نقل ، میتوان به بیماریهای مرتبط با شغل نظیر افتشنوایی ناشی از سر و صدای هواپیما اشاره نمود. این مطالعه به منظور تعیین میزان افت شنوایی کارکنان فرودگاه شهید بهشتی اصفهان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کوهورت تاریخی روی 80 نفر از کارکنان فرودگاه شهیدبهشتی اصفهان در 4 گروه کاری متفاوت و دو گروه شاهد شامل 18 نفر از کارکنان اداری فرودگاه (گروه کم مواجهه) و 32 نفر از کارکنان یکی از مراکز اداری اصفهان (گروه عدم مواجهه) در تابستان 1384 انجام شد. تراز فشار صوت محل کار افراد گروه مواجهه یافته با سروصدای هواپیما اندازهگیری شد و براساس زمان مواجهه یا صدا ، تراز معادل (Leq) محاسبه گردید. مواجهه قبلی افراد با سروصدای زیاد (نظیر سوابق جبهه) و همچنین عوامل مداخلهگر همچون استفاده از داروها و سابقه بیماریهای گوش نیز با استفاده از یک پرسشنامه برآورد شد. تقریباً هیچیک از افراد مورد مطالعه از وسایل حفاظت شنوایی استفاده نمیکردند. ادیومتری در فرکانسهای قراردادی (8-5/0کیلوهرتز) از طریق هوایی و استخوانی انجام شد. یافتهها : میانگین سنی افراد در دو گروه مواجهه یافته و بدون مواجهه به ترتیب 75/9+-03/40 سال و 15/8+-85/37 سال برآورد شد. تراز معادل (Leq) برای کارکنان رمپ و ترافیک بیش از 95 دسیبل برآورد شد. 7/35درصد (10 نفر) از کارگران رمپ در گوش راست مبتلا به افت شنوایی ناشی از سروصدا بین 40-26 دسیبل و 1/32درصد (9 نفر) از آنان در گوش چپ به افت شنوایی ناشی از سروصدا بین 40-26 دسیبل مبتلا بودند. خطر نسبی ابتلاء به افت شنوایی ناشی از سروصدا در بین کارگران رمپ نسبت به گروه بدون مواجهه و اداری فرودگاه، در گوش راست و چپ به ترتیب 4/9 و 5/7 برابر بود. درصد بالایی از کارکنان ترافیک نیز در گوش راست (7/66 درصد) و گوش چپ (25 درصد) به افت شنوایی ناشی از سروصدا مبتلا شده بودند. آستانه شنوایی دو گروه مواجههیافته و بدون مواجهه در تمامی فرکانسها (8-5/0 کیلوهرتز) در گوش راست و در فرکانسهای 8-2 کیلوهرتز در گوش چپ از لحاظ آماری اختلاف معنیداری داشت (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که مواجهه با سروصدا باعث افت شنوایی کارکنان فرودگاه شده است؛ لذا لازم است روشهای ارزیابی و کنترل صوت به ویژه برنامه حفاظت شنوایی کارکنان مورد تاکید قرار گیرد.
محمدعلی سلیمانی، رضا مسعودی، نسیم بهرامی، مصطفی قربانی، طاهره صادقی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سیستم طبقهبندی شدت بیماریها با عنوان APACHE II (Acute Physiology and Chronic Health Evaluation II)، به عنوان یک ابزار استاندارد، شاخصی برای بررسی میزان مرگ و میر بیماران، ارزیابی کیفیت مراقبتهای ارائه شده و شناسائی بیماران مزمن در مطالعات بهکار میرود. این مطالعه به منظور پیشبینی درصد موارد مرگ و میر بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان کوثر قزوین با استفاده از ابزار APACHE II انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 204 بیماری که با تشخیصهای مختلف در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان کوثر قزوین طی سال 1386 بستری شده بودند؛ انجام شد. نمونهگیری به روش مبتنی بر هدف صورت گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه مشخصات فردی و ابزار APACHE II گردآوری شدند. یافتهها : از 204 بیمار بستری در بخش مراقبتهای ویژه، 147 نفر (1/72 درصد) زنده ماندند. میانگین نمره APACHE II بیماران 38/11 (حداقل صفر و حداکثر 41) بود. میزان پیشبینی مرگ 26/30 درصد بود؛ در حالی که میزان مرگ 9/27 درصد مشاهده شد. بین نمره APACHE II و پیشبینی میزان مرگ و میر بیماران ارتباط معنیداری وجود داشت (r=0.976, p<0.05) . میانگین نمره APACHE II در بیمارانی که زنده ماندند؛ 97/13 و در بیمارانی فوت شد 36/25 به دست آمد (t=9.93, p<0.05). نتیجهگیری : نتایج مطالعه نشان داد که APACHE II به شکل بسیار دقیق، میزان مرگ و میر بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه را پیشبینی کرده و همچنین در پیشبینی روند درمان بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه مفید است.
دکتر محمدرضا مطیع، دکتر مجتبی موسوی بزاز، ناصر بهنام پور، دکتر بهنوش مرتضوی، دکتر محمدرضا کلانی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : آپاندیسیت حاد یکی از شایعترین اورژانسهای جراحی است و علیرغم معاینه فیزیکی و شرح حال دقیق، تشخیص آن قبل از عمل، یک مشکل اساسی است. روشهایی که به تشخیص آپاندیسیت کمک میکنند؛ شامل سونوگرافی، لاپاراسکوپی، سیتی اسکن و MRI میباشند. این مطالعه به منظور ارزیابی دقت سونوگرافی در تشخیص آپاندیسیت حاد انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی آیندهنگر روی 265 بیمار مشکوک به آپاندیسیت مراجعه کننده به اورژانس مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان طی شهریور 1384 لغایت شهریور 1385 انجام شد. بیماران مشکوک به آپاندیسیت توسط جراح عمومی ویزیت شدند و تمامی بیماران تحت سونوگرافی قرار گرفتند. بررسیهای سونوگرافی با روش High graded compression انجام شد و نتایج آن با یافتههای بالینی و آسیبشناسی مقایسه شد. یافتهها : نتایج سونوگرافی نشاندهنده 66 درصد حساسیت، 94 درصد ویژگی ، 98 درصد ارزش اخباری مثبت و 40 درصد ارزش اخباری منفی بود. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که سونوگرافی در تایید تشخیص بالینی کمککننده است و استفاده از سونوگرافی قدرت تشخیص را افزایش داده و در کاهش لاپاروتومی منفی و اجتناب از آپاندکتومی غیرضروری کمککننده است.
میلاد فدایی، دکتر اکرم ثناگو، دکتر لیلا جویباری، کریم آق ارکاکلی، دکتر شهریار سمنانی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم روده تحریکپذیر یک اختلال عملکرد رودهای است که بهترین نشانگر آن وجود نشانههای مزمن یا عودکننده درد یا احساس ناراحتی در شکم همراه با اسهال، یبوست و یا نفخ است. حدود20-3 درصد افراد جامعه به سندرم روده تحریکپذیر مبتلا میباشند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع سندرم روده تحریکپذیر در دانشآموزان دبیرستانهای شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تحلیلی با استفاده از نمونهگیری خوشهای سهمرحلهای 1080 دانشآموز دختر و پسر ساکن شهر گرگان طی سال 1386 به صورت تصادفی مطالعه شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک و معیار استاندارد رم-2 استفاده شد. یافتهها : 1063 پرسشنامه توسط دانشآموزان 19-15 ساله به طور کامل تکمیل شد. طبق معیار رم-2 شیوع سندرم روده تحریکپذیر در بین دانشآموزان دبیرستانی 7/5 درصد تعیین گردید. ارتباط بین قومیت و میزان شیوع ابتلاء به این سندرم معنیدار بود (P<0.05). دانشآموزان ترکمن نسبت به سایر قومیتها بیشترین میزان ابتلاء را داشتند. اختلاف معنیداری بین شیوع سندرم روده تحریکپذیر و متغیرهای جنس، سن و درآمد خانواده دیده نشد. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع سندرم روده تحریکپذیر در این منطقه با شیوع گزارش شده در غرب کشور و همچنین برخی از کشورهای آسیایی نزدیک است.
دکتر آرزو میرفاضلی، دکتر لیلی نجفی، دکتر امیرحسین نوحی، دکتر روزبه چراغعلی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : ایکتر یا زردی مشکل شایع دوره نوزادی است که عدم تشخیص نوع پاتولوژیک آن احتمال کرنایکتروس را افزایش میدهد که با موربیدیتی قابل توجهی همراه است. این مطالعه به منظور تعیین علل هیپربیلیروبینمی شدید غیرمستقیم در نوزادان رسیده بستری در بیمارستان کودکان طالقانی گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی تمامی نوزادان بستری شده به دلیل ایکتر نوزادی در بیمارستان طالقانی گرگان طی سالهای 84-1383 انجام شد. نوزادان مبتلا به ایکتر شدید از میان آنان انتخاب شدند. هیپربیلیروبینمی شدید => 18 میلیگرم در دسیلیتر در نوزادان ترم بالای 2500 گرم در نظر گرفته شد. آزمایشات بیلیروبین (توتال ومستقیم)، کشت خون، شمارش رتیکولوسیت، تست کومبس مستقیم، سطح آنزیم گلوکز 6 فسفات دهیدروژناز، شمارش کامل سلولهای خونی، گروه خونی مادر و نوزاد، کشت ادرار، پروتئین راکتیو C انجام شد. یافتهها : 766 نوزاد ترم بالای 2500 گرم در طول یکسال به دلیل ایکتر بستری شدند. ایکتر شدید در 92 مورد (12 درصد) (54 پسر ، 38 دختر) بروز نمود. علل هیپربیلیروبینمی شدید شامل 41 مورد (6/44 درصد) ناشناخته، 25مورد (2/27 درصد) سپسیس، 15مورد (3/16 درصد) کمبود گلوکز6 فسفات دهیدروژناز، 7 مورد (6/7 درصد) عفونت ادراری، 3 مورد (3/3 درصد) ناسازگاری ABO و 1 مورد (1/1 درصد) تغذیه با شیرمادر بود. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که شایعترین علت ایکتر شدید در این منطقه ناشناخته است. سپسیس، کمبود آنزیم گلوکز6فسفات دهیدروژناز، عفونت ادراری ، ناسازگاری ABO و تغذیه با شیر مادر از دیگر علل شایع ایکتر شدید تعیین شدند.
دکتر مهدی صائب، دکتر سعید نظیفی، مهسا ثابت، دکتر حبیب اله ناظم، دکتر حمیدرضا قیصری، سعیده صائب، جعفر جلائی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مصرف چربیهای غیراشباع مانند روغن پسته وحشی سبب کاهش سطح سرمی لپتین میشود. با توجه به نقش محوری هورمون لپتین و هورمونهای تیروئیدی در متابولیسم، این مطالعه به منظور تعیین اثر خوراکی روغن پسته وحشی بر میزان لپتین سرم و ارتباط آن با هورمونهای تیروئیدی در موش صحرایی نر مبتلا به پرکاری تجربی تیروئید انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 30 سر موش صحرایی نر بالغ سفید نژاد Sprague Dawely با میانگین وزن 220 گرم انجام شد. برای ایجاد پرکاری تجربی تیروئید از لوتیروکسین با غلظت 12 میلیگرم در لیتر در آب خوراکی به مدت یک ماه استفاده گردید. حیوانات بهطور تصادفی به 5 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول به عنوان کنترل 1 طبیعی در طول دوره مطالعه فقط رژیم غذایی معمولی و آب معمولی و گروه دوم به عنوان کنترل 2 رژیم غذایی معمولی به اضافه لوتیروکسین دریافت نمودند. گروههای 3 ، 4 و 5 بهترتیب میزان 5درصد ، 10درصد و 20درصد روغن پسته وحشی در جیره غذایی همراه با لوتیروکسین در آب را دریافت نمودند. طول دوره مطالعه یک ماه بود. هر ده روز یکبار از حیوانات خونگیری به عمل آمد. سطح سرمی هورمونهای T4 ، T3 ، fT4 و fT3 و لپتین با روش RIA و الیزا و سطح سرمی لیپیدها به روش آنزیمی اندازهگیری شد. یافتهها : هورمونهای تیروئیدی، چربیها و لپتین سرم موشهای صحرایی گروه کنترل در هیچیک از روزهای آزمایش اختلاف آماری معنیداری را نشان نداد. غلظتهای سرمی fT3, fT4, T3, T4 درگروه دوم، fT3, fT4, T4 در گروه سوم، T4 در گروه چهارم در طول دوره آزمایش و T4 در گروه پنجم در برخی روزها افزایش معنیدار نشان داد (P<0.05). غلظت لپتین سرم بهطور معنیداری در طول دوره آزمایش در گروههای سوم تا پنجم کاهش یافت (P<0.05) و چربیهای سرم تفاوتهای آماری معنیداری را در روزهای مختلف آزمایش در گروههای دوم تا پنجم نشان نداد؛ ولی نسبت HDLc/LDLc افزایش یافت. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که میزان هورمونهای T3 ، T4 ، fT3 و fT4 در روز 30 مطالعه در گروههای دریافتکننده عصاره پسته وحشی و لووتیروکسین در مقایسه با گروه دریافت کننده لووتیروکسین به تنهایی، کاهش داشت. همچنین مصرف خوراکی روغن پستهوحشی سبب افزایش نسبت HDLc/LDLc در گروههای آزمایشی شد.