دکتر حمید سعیدی ساعدی، دکتر محمدرضا قوام نصیری، دکتر مهدی سیلانیان طوسی، دکتر فاطمه همایی، دکتر سیده ستاره رودباری،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : کارسینوم کولورکتال تقریباً 10درصد کل موارد سرطان را شامل میگردد. مرحله (Stage) بیماری مهمترین عامل تعیین کننده پیشآگهی بیمار است. این مطالعه به منظور ارزیابی اثر بعضی از عوامل پیشآگهی مفروض بر بقاء بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه همگروهی - گذشتهنگر، 76 بیمار (40 مرد ، 36 زن) مبتلا به آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم ارجاعی به بخش رادیوتراپی – انکولوژی بیمارستان امید مشهد طی سالهای 85-1380 بررسی شدند. تمام بیماران تحت رزکسیون جراحی قرار گرفتند. موارد با درگیری غددلنفاوی و یا T3-T4، رادیوتراپی و شیمیدرمانی اجوانت دریافت کردند. بقاء بدون بیماری از تاریخ تشخیص تا تاریخ عود بیماری به وسیله روش کاپلان - مایر تعیین شد. از آزمون Log-rank برای ارزیابی منحنی بقاء بین گروهها استفاده شد. آنالیز چندمتغیری (Multivariate) با استفاده از روش Cox Proportional Regression به اجراء درآمد.
یافتهها : 4 بیمار در مرحله 1، 34 بیمار در مرحله 2 و 38 بیمار در مرحله 3 بیماری بودند. 48بیمار تومورهای با تمایز خوب داشتند و 11 بیمار با علایم انسدادی مراجعه کردند. با متوسط زمان پیگیری 18ماه ، 17بیمار دچار عود شدند. بقاء 3ساله برای تمام بیماران 2/68درصد تعیین شد. درصد بقاء 3ساله برای مرحله 1 و مرحله 2 در قیاس با مرحله 3 ، بیماران بدون علایم انسدادی در قیاس با بیماران با علایم انسدادی، بیماران با سن بالاتر از50سال در قیاس با بیماران کمتر از 50 سال و بیماران با تمایز خوب در قیاس با بیماران با تمایز متوسط یا ضعیف به طور معنیداری بهتر بود (P<0.05). جنس و محل تومور اثر عمدهای بر بقاء نداشت. در آنالیز چندمتغیری تنها مرحله بیماری به عنوان تعیین کننده عمده بقاء باقی ماند (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مرحله بیماری مهمترین عامل تعیین کننده بقاء در بیماران با آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم میباشد. هرچند بیماران کمتراز50سال، تومورهای با تمایز متوسط یا ضعیف، و وجود علایم انسدادی نیز با کاهش بقاء در محاسبات تکمتغیری همراه بودند؛ ولی در آنالیز چندمتغیری فاقد تاثیر بود.
دکتر لیلی سخاوت، دکتر راضیه دهقانی فیروز آبادی، دکتر محمدعلی کریم زاده میبدی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات نشان داده است که وضعیت قرار گرفتن مادر در مرحله اول زایمان بر طول مدت مرحله دوم مؤثر است. هدف این مطالعه تاثیر قرار گرفتن مادر در وضعیتهای نشسته و لیتوتومی (خوابیده به پشت) بر طول مدت مرحله دوم و نیز عوارض مادر و نوزاد در زنان نخستزا در شهرستان یزد بود.
روش بررسی : در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی 110 زن نخستزای مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی شهید صدوقی یزد که دارای حاملگی ترم و سیر زایمان طبیعی بودند؛ طی سال 85-1384 بررسی شدند. آزمودنیها به روش تصادفی طی مرحله دوم زایمان در دو وضعیت نشسته و لیتوتومی قرار گرفتند و زایمان نمودند. طول مدت مرحله دوم زایمان محاسبه و بعد از زایمان میزان اپیزیوتومی، پارگی و صدمات دیگر پرینه و آپگار 5 دقیقه اول نوزاد هر دو گروه بررسی و با هم مقایسه گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-11.5 و آزمونهای آماری T student و کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. سطح معنیداری کمتر از 05/0 معنی دار تلقی شد.
یافتهها : در گروه نشسته و لیتوتومی میانگین طول مرحله دوم به ترتیب 34 و 42 دقیقه بود (P<0.05). 15 نفر (3/27درصد) از گروه نشسته و 24 نفر (6/43درصد) از گروه لیتوتومی دچار درجاتی از پارگی پرینه شدند (P<0.05). آپگار 5 دقیقه اول نوزاد دو گروه تفاوت معنیدار آماری نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که قرار دادن مادر در وضعیت نشسته در مرحله دوم زایمان باعث سریعتر شدن این مرحله و کاهش صدمه به پرینه مادر میشود.
دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر شهریار سمنانی، دکتر غلامرضا روشندل، دکتر مریم ابومردانی، دکتر نفیسه عبدالهی، دکتر سیما بشارت، دکتر عبدالوهاب مرادی، خدابردی کلوی، صبا بشارت، هانیه سادات میرکریمی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان کولورکتال سومین بدخیمی شایع در دنیا محسوب میشود. امروزه ارتباط نزدیکی بین سرطان کولورکتال و بعضی عادات فردی نظیر شیوه زندگی و رفتارهای تغذیهای مشخص شده است. این مطالعه به منظور تعیین رابطه شاخصهای تغذیهای و ابتلاء به سرطان کولورکتال در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 47 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال که بیماری آنان در سالهای 84-1383 تشخیص داده شده بود و 47 فرد سالم در استان گلستان در سال 1385 انجام شد. برای هر یک از افراد مورد مطالعه پرسشنامهای حاوی اطلاعات دموگرافیک و تغذیهای (FFQ) تکمیل شد. برای مقایسه نسبتها از آزمون کایاسکوئر استفاده شد.
یافتهها : در هر یک از دو گروه 4/40درصد افراد زن و 6/59درصد مرد بودند. انحراف معیار و میانگین سن گروه مورد و شاهد به ترتیب 52.4±13.4 و 52.1±13.1 سال بود. میزان انرژی مصرفی تام بیشتر از 5/1837 کیلوکالری در روز با بروز سرطان کولورکتال ارتباط معنیداری داشت (OR=3.8 95% CI: 1.2-11.3) . میزان ابتلاء به سرطان کولورکتال در افرادی که روش پخت غذا در اغلب آنها سرخ کردن بود؛ بیش از سایر گروهها دیده شد (OR=3 95% CI: 0.8-11.1). مصرف چربی در مقادیر بالاتر از 5/118 گرم در روز خطر ابتلاء به سرطان کولورکتال را 5/6 برابر نسبت به سایر الگوهای مصرف چربی افزایش داد (95% CI: 1.5-28.8). بین مصرف سبزیجات و ابتلاء به سرطان کولورکتال ارتباط معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که افزایش انرژی مصرفی تام، چربی بالا و پخت به روش سرخ کردن، نقش موثری را در ابتلاء به سرطان کولورکتال در این منطقه دارد.
محمدامین پورحسینقلی، دکتر ابراهیم حاجی زاده، دکتر علیرضا ابدی، آزاده صفایی، بیژن مقیمی دهکردی، دکتر محمدرضا زالی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان معده یکی از سرطانهای عمده در جهان است که همچنان بخش قابل توجهی از آن در مراحل پیشرفته بیماری تشخیص داده میشود. این مطالعه به منظور تحلیل عوامل مرتبط با بقای بیماران مبتلا به سرطان معده با استفاده از مدل رگرسیون لگنرمال انجام پذیرفت.
روش بررسی : در این مطالعه گذشتهنگر به 746 پرونده بیمار مبتلا به سرطان معده که از بهمن 1381 لغایت دیماه 1385 در بخش گوارش بیمارستان طالقانی تهران تحت درمان بودند؛ مراجعه شد و با تماس تلفنی اطلاعات مربوط به بقای بیماران جمعآوری گردید. جنسیت، سن در زمان تشخیص بیماری، سابقه خانوادگی سرطان، اندازه تومور و وجود متاستاز به سایر اندامها به عنوان عوامل دموگرافیک و بالینی به مدل لگنرمال وارد شدند و از خطر نسبی (RR) برای تفسیر نتایج استفاده گردید.
یافتهها : نتایج حاصل از آنالیز تک متغیری نشان داد که خطر نسبی مرگ در بیمارانی که در زمان تشخیص بیماری بیشتر از 45 سال سن داشتند؛ به طور معنیداری بالاتر بود (RR=1.01 95% CI, 1.01-1.03). همچنین در بیماران با تومور بزرگتر از 35 میلیمتر (RR=1.64, 95% CI, 1.07-2.25) و نیز بیمارانی که سرطانشان متاستاز داده بود (RR=2.14, 95% CI, 1.60-2.86) ؛ نتایجی مشابه در آنالیز چندمتغیری برای اندازه تومور (RR=2.04, 95% CI, 1.23-3.33) و متاستاز (RR=2.01, 95% CI, 1.13-3.56) بهدست آمد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تشخیص سرطان معده در سنین پایینتر و مراحل ابتدایی توسعه آن، منجر به افزایش قابل توجهی در میزان بقای بیماران و کاهش خطر نسبی مرگ میگردد.
دکتر مهناز فولادی نژاد، دکتر محمد مهدی مطهری، محمد هادی قریب، فاطمه شیشاری، محمد سلطانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : رتینوپاتی نوزادان نارس، ضایعهای در شبکیه نوزادان نارس با وزن کم هنگام تولد است که منجر به کوری میشود. این عارضه عامل مهم نابینایی کودکان در کشورهای در حال توسعه محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی و شدت رتینوپاتی و بررسی برخی عوامل خطر مرتبط نوزادان نارس در بیمارستان طالقانی گرگان انجام گرفت.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقطعی نتایج معاینات بالینی و آزمایشهای 89 نوزاد نارس با سن حاملگی کمتر یا مساوی 34هفته در نوزادان ترخیص شده از مرکز مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان طالقانی گرگان طی فروردین 83 تا آذرماه 84 در پرسشنامهای ثبت شد. این نوزادان در زمان ترخیص و سپس در صورت لزوم هر 4 هفته، تا زمان کامل شدن واسکولاریزاسیون رتین، مورد معاینه چشم قرار گرفتند و نتایج معاینه هم در پرسشنامه ثبت شد.
یافتهها : رتینوپاتی در 6/5 درصد (5 نفر) از نوزادان نارس دیده شد که تمام موارد در مرحله یک بیماری بود. بیشترین درصد فراوانی در نوزادان با وزن 1001 تا 1250 گرم و در سن حاملگی کمتر از 29 هفته بود. تمام موارد مبتلا تحت اکسیژنگیری قرار گرفته بودند و علیرغم تعداد کم موارد ROP مشاهده شده، همراهی معنیداری بین استفاده از CPAP و ROP در نوزادان مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مهمترین عوامل خطرآفرین برای ایجاد رتینوپاتی نوزادان نارس، سن کم حاملگی ، وزن کم هنگام تولد و دریافت اکسیژن کمکی میباشد.
دکتر زهرا بصیرت، دکتر سید غلامعلی جورسرایی، دکتر مهرداد فارسی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : روشهای مختلفی برای بهبود پارامترهای اسپرم وجود دارد که از آن جمله میتوان به روش Swim up اشاره کرد. شستشوی اسپرم مرحلهای در این روش ضروری میباشد. به نظر میرسد؛ دوبار شستشو بهویژه در نمونههایی با غلظت بالا و مواردی که سیمن بهخوبی مایع نمیشود؛ نتایج بهتری بهدنبال داشته باشد. این مطالعه به منظور مقایسه پارامترهای اسپرم در روش Swim up با یکبار و دوبار شستشو انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه آزمایشگاهی روی 50 نمونه اسپرم مرد مراجعه کننده به مرکز ناباروری حضرت فاطمه الزهرا (س) دانشگاه علوم پزشکی بابل، طی سال 1386 صورت گرفت. نمونهها دارای حجم 5-2 میلیلیتر، تعداد بیش از 20 میلیون، حرکت بالای 50درصد و مورفولوژی طبیعی بیشتر از 14درصد برابر معیار کروگر بودند. با در نظر گرفتن شرایط نمونهگیری، شستشوی اسپرم در طی دو مرحله صورت گرفت. دادهها توسط نرم افزار SPSS-10 و با استفاده از آزمون measurement repeated و Paired T-test آنالیز شدند و P<0.05 معنیدار تلقی گردید.
یافتهها : میانگین حجم مایع سیمن در افراد مورد مطالعه 4.05±1.006 بود. میانگین حرکت اسپرم در یکبار و دوبار شستشو نسبت به قبل از شستشو افزایش یافت (P<0.05)، ولی بین یک و دوبار شستشو این افزایش از نظر آماری معنیدار نبود. با انجام شستشوی دوم، حرکت اسپرم به صورت معنیداری در گرید III و IV افزایش یافت و گرید I نیز کاهش پیدا کرد (P<0.05). میانگین مورفولوژی طبیعی اسپرمها با شستشو افزایش یافت، لیکن بین یک بار و دوبار شستشو این افزایش معنیدار نبود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که Swim up روش مناسبی برای آمادهسازی اسپرم میباشد و دوبار شستشو سبب بهبود قابل توجه پارامترهای اسپرم میگردد.
دکتر ناصر آقا محمد زاده، دکتر فرزاد نجفی پور، دکتر امیر بهرامی، دکتر میترا نیافر، دکتر لیلا بگلر، دکتر حمیده حاجی اقراری، دکتر اکبر علی عسگرزاده، دکتر مجید مبصری،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : استئوپروز شایعترین بیماری متابولیک استخوان است که با کاهش استحکام استخوان مشخص میشود. این مطالعه به منظور ارزیابی فراوانی عوامل مؤثر در کاهش تراکم استخوان وعلل ثانویه مؤثر در ایجاد استئوپروز انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 105 بیمار (76 زن و 29 مرد) مبتلا به کاهش تراکم استخوان که طی سالهای 85-1382 به درمانگاه غدد بیمارستان سینای تبریز مراجعه نمودند؛ انجام شد. تاریخچه بیماری و یافتههای آزمایشگاهی بررسی و نتایج با نرمافزار آماریSPSS-14 و آزمون آماری کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : از 105 بیمار مبتلا به کاهش تراکم استخوان 55درصد استئوپروز و 45درصد استئوپنی داشتند. میزان دریافت روزانه کلسیم در 8/63درصد بیماران کمتر از mg400، در 9/31درصد بیماران بین 400 تا mg1000 و در 4/3درصد بیماران بالاتر از mg1000بود. متوسط کلسیم سرم بیماران 9.5±0.6 mg/dlبود. متوسط غلظت سرمی ویتامینD 45±37.1 nmol/l بود و 2/61درصد بیماران درجاتی از کمبود ویتامینD داشتند. 3/33درصد بیماران دارای استئوپروز ثانویه بودند. بیمارانی که استئوپروز اولیه داشتند؛ 3/11درصد مبتلا به هیپرکلسیوری بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کاهش تراکم استخوانی در زنان بیشتر بود و میزان دریافت موثر کلسیم در این بیماران کم بوده است. لذا با مصرف غذاهای سرشار از کلسیم و غنیسازی مواد غذایی با ویتامین D تا حدود زیادی از ایجاد و پیشرفت استئوپروز جلوگیری خواهد شد.
دکتر سید محمد علوی، دکتر آرش اعتمادی، دکتر مهرداد عزمی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : گزارشات متعددی در مورد ارتباط یا همراهی تب تیفوئید و عفونت هلیکوباکترپیلوری در مناطق مختلف دنیا وجود دارد. این مطالعه به منظور بررسی همراهی عفونت هلیکوباکترپیلوری در بیماران مبتلا به تب تیفوئید در شهر اهواز انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه مورد شاهدی 50 بیمار بستری با تشخیص قطعی تیفوئید در بیمارستانهای رازی و ابوذر شهر اهواز مورد مطالعه قرار گرفتند. به ازاء هر بیمار یکنفر شاهد با تطابق سنی و جنسی با شرایط اقتصادی اجتماعی یکسان انتخاب شد. از تمام افراد آزمایش سرولوژی (IgG) هلیکوباکترپیلوری به روش ELISA انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون آماری کایاسکوئر و تست دقیق فیشر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : فراوانی سرمی هلیکوباکترپیلوری در گروه مورد (66درصد) از گروه شاهد (44درصد) بیشتر بود (P<0.05). در مردان اختلاف معنیدار آماری بین گروه مورد و شاهد از نظر عفونت هلیکوباکترپیلوری مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که همراهی معنیداری در جنس مذکر بین تب تیفوئید و عفونت هلیکوباکترپیلوری وجود دارد.
دکتر فرامرز ابراهیمی فلاح طلب، دکتر مهدی قربانی ثمینی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
کودک آزاری به عنوان یک پدیده نابهنجار همواره در هر جامعهای مورد نکوهش بوده است. با توجه به شدت جراحات عمدی که توسط والد یا قیم کودک ایجاد میگردد و احتمال وقوع مرگ ناشی از آن زیاد است؛ لزوم مداخله در مراحل اولیه برای حفظ حیات کودک ضروری است. روزانه موارد زیادی از مرگ و میر ناشی از کودک آزاری در سراسر دنیا اتفاق میافتد که در معاینههای روتین تشخیص داده نمیشوند. لذا لزوم ارائه برنامه برای شناسایی و مداخله امری اجتنابناپذیر است. مقاله حاضر گزارشی از یک مورد کودکآزاری است که به دنبال صدمات کشنده شکمی کودک فوت نمود.
دکتر اصغر اکبری، دکتر محمد افشار، حسام مودی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
سردرد سرویکوژنیک (Cervicogenic Headache) سندرم درد مزمن نیمه سر است که منشاء آن ستون فقرات گردن یا بافت نرم اطراف آن میباشد. این نوع سردرد اختلال نسبتاً شایعی است که از آن چشمپوشی میشود. دلیل کافی برای این اختلال وجود داشته و علائم تشخیصی موجود کافی هستند. هدف از گزارش این مورد تشریح نگرش مداخلهای شامل روشهای ریلیز (Release) و انرژی ماهیچهای برای بیماری با سردرد سرویکوژنیک بود. معاینههای بالینی وجود نقاط ماشهای میوفاشیال (Myofascial trigger point) را در عضلات تراپزیوس، استرنوکلایدوماستوئید و ارکتورهای (Erectors) فوقانی ستون فقرات گردن نشان داد. کاهش دامنه حرکات روتیشن (Rotation) و فلکشن (Flexion) مشهود بود. بعد از سه جلسه درمان درد بیمار کاملاً از بین رفت. نتایج حاکی از تشخیص و درمان صحیح سردرد سرویکوژنیک بود.
معصومه نظیفی، دکتر فتح الله فتحی آذربایجانی، دکتر مینو ایلخانی پور، دکتر فرح فرخی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : در سالهای اخیر مطالعات زیادی در مورد اثر سودمند آسپرین بر اختلالات یادگیری وحافظه در بیماریهای سیستم عصبی صورت گرفته است. این مطالعه به منظور بررسی اثر آسپرین بر یادگیری و حافظه مختل شده به وسیله کیندلینگ پنتیلن تترازول در موش صحرایی نر انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی ابتدا حیوانات به صورت تصادفی به شش گروه 8 تایی تقسیم شدند. به سه گروه از این حیوانات به ترتیب آسپرین (30 و 15 میلیگرم بر کیلوگرم خوراکی) و نرمال سالین از یک هفته قبل و در طی القاء کیندلینگ تجویز شد. کیندلینگ در این سه گروه به وسیله تزریق پنتیلن تترازول (40 میلیگرم بر کیلوگرم داخل صفاقی) القاء شد. دو گروه از حیوانات همزمان با سایر گروهها آسپرین در دو دوز 15 و30 میلیگرم بر کیلوگرم را به صورت خوراکی دریافت کردند. گروه دیگر تنها سالین را در سراسر بررسی دریافت کردند و به عنوان گروه کنترل سالم عمل کردند. بعد از القاء کیندلینگ یادگیری و حافظه موشها در دستگاه شاتل باکس ارزیابی شد. بررسی به سه مرحله سازش، اکتساب و تست یادسپاری تفکیک شد. زمان تأخیر اولیه قبل از دریافت شوک الکتریکی و زمان تأخیر حین عبور 20 دقیقه و 24 ساعت پس از آموزش به عنوان شاخص یادگیری و حافظه مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین فعالیت حرکتی حیوانات با استفاده از تست جعبه باز ارزیابی شد. یافتهها : کیندلینگ پنتیلن تترازول به شکل معنیداری زمان تأخیر اولیه و همچنین زمان تأخیر حین عبور ، 20 دقیقه و 24 ساعت پس از اکتساب را کاهش داد و آسپرین به شکل معنیداری سبب افزایش این زمان در موشهای کیندله گردید (P<0.05). همچنین آسپرین تأثیر معنیداری بر فعالیت حرکتی حیوانات نداشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تجویز آسپرین سبب کاهش میزان اختلال یادگیری و حافظه ایجاد شده توسط کیندلینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول میگردد.
دکتر پروین دخت بیات، دکتر محمدرضا دارابی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : میدانهای الکترومغناطیسی ضعیف (L.E.M.F) توسط دستگاههای مختلفی که با نیروی الکتریسیته کار میکنند؛ تولید میشوند. این مطالعه به منظور تعیین اثر میدان الکترومغناطیسی ضعیف بر مرگ جنینی داخل رحمی و مگاکاریوسیتهای مغز استخوان نوزادان موش NMRI انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 64 سر موش ماده نژاد NMRI با سن حدود 8-6 هفته تهیه و در حیوانخانه دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک نگهداری شدند. هر دو سر موش ماده با یک سر موش نر هم قفس شدند و به واسطه مثبت شدن پلاک واژینال روز صفر حاملگی تعیین شد. موشهای حامله به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و مورد قرار گرفتند. گروه مورد در روزهای 11-7 حاملگی به مدت 8ساعت در روز در معرض امواج الکترومغناطیسی با قدرت HZ50 و mT 5/0 قرار داده شدند. تعداد نوزادان زنده و مرده بهدنیا آمده و وزن آنان ثبت گردید. نوزادان زنده در روز پانزدهم بعد از تولد پس از بیهوشی تشریح شدند و به روش فشردن تیبیا و کل ستون فقرات مقدار 1میلیلیتر از مغز استخوان جمعآوری و به نسبت 1:1 با محیطIMDM در لوله 15cc (FULCON) ترکیب شدند. سلولهای منونوکلئار جداسازی شد و شمارش سلولی بر روی لام نئوبار با عدسی شئی 40 انجام شد. نتایج توسط آزمون تی تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها : میانگین وزن نوزادان یکروزه در گروه مورد و شاهد از نظر آماری تفاوت معنیداری داشت (P<0.05). میانگین تعداد نوزادان مرده در گروه مورد بیشتر از گروه کنترل بود (P<0.05). میانگین تعداد مگاکاریوسیتها در گروه مورد نسبت به گروه کنترل با دو روش لامنئوبار و هموسیتومتری افزایش یافت؛ ولی این افزایش از نظر آماری معنیدار نبود. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که در معرض قراردادن موشهای باردار با امواج الکترومغناطیسی ضعیف سبب افزایش تعداد مگاکاریوسیتها و مرگ جنینی داخل رحمی شده و همچنین سبب کاهش وزن نوزادان زنده میگردد.
دکتر بهادر سرکاری، دکتر حدیثا تدین، شهربانو عسکریان، الهام فرنیا، مهرانگیز عسکریان،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : تریکومونیازیس بیماری است که توسط انگل تریکوموناس واژینالیس ایجاد میشود وپس از عفونتهای ویروسی، شایعترین بیماری منتقله از راه جنسی میباشد. درمان عفونتهای تریکومونیایی از طریق تجویز خوراکی مترونیدازول به فرد مبتلا و شریک جنسی او صورت میگیرد. با توجه به موارد مقاومت دارویی نسبت به داروی مترونیدازول وتراتوژن بودن احتمالی این دارو، مطالعه و بررسی در خصوص یافتن داروی جایگزین برای درمان تریکومونیازیس ضروری به نظر میرسد. در این مطالعه تأثیر عصاره دو گیاه سیر و آنغوزه بر رشد و تکثیر تریکوموناس واژینالیس در شرایط آزمایشگاهی (In Vitro) مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی : این مطالعه آزمایشگاهی (In Vitro) در دانشکده پزشکی یاسوج طی سال 1386 انجام شد. انگل تریکوموناس واژینالیس در محیط کشت TYI-S-33 رشد داده شد. سپس تأثیر عصاره سیر در غلظتهای 1/0 ، 05/0 ، 025/0 و 0125/0 میلیگرم در میلیلیتر و عصاره آنغوزه در غلظتهای 5/0 ، 1 و 2 میلیگرم در میلیلیتر در فواصل زمانی معین بر رشد انگل مورد بررسی قرارگرفت. تاثیر عصاره بر رشد انگل به وسیله شمارش انگلهای زنده 1، 2 و 24 ساعت پس از تماس صورت گرفت. یافتهها : عصاره آنغوزه در غلظت 2 میلیگرم در میلیلیتر به مدت یک ساعت پس از مجاورت با انگل تریکوموناس موجب از بین رفتن 90 درصد از انگلها گردید و عصاره سیر در غلظت 1/0 میلیگرم در میلیلیتر دو ساعت پس از مجاورت با انگلها موجب از بین رفتن 95درصد آنها شد. همچنین عصاره سیر در غلظتهای 05/0، 025/0 و 0125/0 میلیگرم در میلیلیتر پس ازگذشت 24 ساعت حتی در غلظتهای پایین نیز سبب از بین رفتن 90 درصد انگلها گردید. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سیر و آنغوزه دارای اثرات ضدتریکومونایی مناسبی در شرایط آزمایشگاهی میباشند.
دکتر اقبال صدری، دکتر محمدحسین ابراهیم زاده، دکتر نویدرضا میرزاده، دکتر علی بیرجندی نژاد،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : پارگی لیگامان صلیبی قدامی به ویژه در افراد جوان و ورزشکار از شایعترین آسیبهای داخلی زانو میباشد که در صورت همراهی با آسیبهای همراه (منیسک و لیگامانهای جانبی زانو) باید در برنامه عمل بازسازی لیگامانی برای پیشگیری از استئوآرتریت قرار گیرد. این مطالعه به منظور بررسی مشکلات اولیه بیماران پس از عمل بازسازی لیگامان صلیبی قدامی به روش استفاده از تاندون پاتلا (Bone-Patellar Tendon- Bone graft) انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه مقطعی آیندهنگر روی 13 بیمار مراجعه کننده به مرکز پزشکی قائم (عج) دانشگاه علوم پزشکی مشهد طی زمستان 1386 تا بهار 1387 انجام شد. بیماران پس از عمل بازسازی لیگامان صلیبی قدامی (ACL) به روش استفاده از تاندون پاتلا هر دوهفته یکبار معاینه شدند و عوارض زودرس در فاصله سه ماهه اول ثبت گردید. یافتهها : درد ناحیه قدامی زانو و محدودیت حرکتی به ترتیب در 70 و 38 درصد از بیماران مشاهده شد. علائم عفونت محل عمل یا آرتریت سپتیک در این سه ماه بروز نکرد و در 15 درصد موارد درجاتی از عدم ثبات به جلو (ADT+ 5 mm) در عمل مشهود بود. سطح همکاری بیماران پس از عمل پائین بود و تنها 54 درصد بیماران به توصیهها عمل نمودند. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که باقیماندن درجات معینی از ناپایداری قدامی زانو و درد ناحیه قدامی زانو از مشکلات اولیه در سه ماهه اول بعد از عمل بازسازی لیگامان صلیبی قدامی میباشد.
رسول کاویان نژاد، دکتر نوشین هادی زاده، رقیه محمدتقی، فردین غریبی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : امواج الکترومغناطیس تلفن همراه بر سیستمهای زیستی تاثیر دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر امواج الکترومغناطیس تلفن همراه روی فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان و آریتمی قلب انجام پذیرفت. روش بررسی : در یک کارآزمایی بالینی دو سوکور 56 نفر از دانشجویان سالم دانشگاه علوم پزشکی کردستان در محدوده سنی 30-20ساله به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (29 نفر) و مواجهه (27 نفر) قرار گرفتند. در گروه مواجهه تلفن همراه کنار قلب قرار داده شد و در گروه کنترل از تلفن همراه فاقد کارکرد استفاده گردید. فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب و الکتروکاردیوگرام اولیه ثبت شد. در مرحله یک (قبل از قرار دادن تلفن همراه)، مرحله دو (5دقیقه پس از قرار دادن تلفن همراه)، مرحله سه (بعد از 6بار زنگ زدن در حالت بدون صدا)، مرحله چهار (بعد از 17 دقیقه تماس) و مرحله پنج (بعد از 34 دقیقه تماس) متغیرها ثبت شد. مانیتور قلبی (لید2) در کلیه زمانها از لحاظ وجود آریتمی سینوسی، برادیکاردی سینوسی، بلوک سینوسی، بلوک گره دهلیزی بطنی و انقباض زودرس دهلیزی و بطنی بررسی شد. یافتهها : فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب در هیچیک از مراحل بین دو گروه از نظر آماری معنیدار نبود. میزان آریتمی سینوسی در مراحل 4 و 5 در گروه مواجهه بیشتر بود؛ اما فقط در مرحله 4 تفاوت آماری معنیداری با گروه کنترل داشت (P<0.05). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که امواج الکترومغناطیس تلفن همراه در مکالمات 17 دقیقهای باعث آریتمی سینوسی میشود. باتوجه به اهمیت پیشگیری از اثرات تلفن همراه در ایجاد آریتمی قلبی توصیه میگردد که تلفن همراه دور از قلب قرار گرفته و زمان استفاده از آن کاهش یابد.
دکتر جواد هرویان، منیره محجوب، لیدا معنوی فر، دکتر میر نقی موسوی، جلیل نجاتی، فاطمه محجوب،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات متعددی شیوع بالای کمبود کوبالامین و فولات سرم را در سالمندان گزارش کردهاند که مهمترین عامل آن سوءتغذیه، گاستریت آتروفیک و مصرف داروها میباشد. دژنراسیون ماکولای وابسته به سن (ARMD) یکی از اختلالات دژنراتیو منطقه مرکزی رتین همراه با کاهش تیزبینی است. مطالعات اخیر ارتباط قابل ملاحظهای بین دژنراسیون ماکولا و کاهش فولات سرم، گلبولهای قرمز و کاهش کوبالامین را گزارش کردهاند. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین دژنراسیون اگزوداتیو ماکولا در سالمندان با میزان فولات، کوبالامین و تست فتواسترس ریکاوری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد - شاهدی 124 سالمند (67 مرد و 57 زن) که از میان 30 خوشه جمعیتی که توسط مرکز بهداشت شهر مشهد طی سال 1385 معرفی شده بودند؛ شرکت داشتند. بیماران به منظور خونگیری به بیمارستان امام رضا (ع) مراجعه نمودند. پس از جداسازی سرم، مقادیر فولات و کوبالامین به روش رادیوایمونواسی با استفاده از کیت DRG اندازهگیری شد. معاینات چشمی شامل افتالموسکوپی غیرمستقیم، اسلیت لمپ برای بررسی دژنراسیون اگزوداتیو ماکولار وابسته به سن و اندازهگیری زمان فتواسترس ریکاوری، توسط چشم پزشک و اپتومتریست انجام گردید. یافتهها : میانگین و انحراف معیار کوبالامین و فولات در گروه مبتلا به دژنراسیون ماکولا به ترتیب 298.848+-288.66 pg/ml و 5.543+-3.58 ng/ml و در گروه سالم 310.775+-531.38 pg/ml و 5.365+-3.52 ng/ml بود. اختلاف قابل ملاحظهای بین میانگین کوبالامین و فولات در بیماران مبتلا به دژنراسیون ماکولا و گروه کنترل مشاهده نشد. زمان تست فتواسترس ریکاوری (PSRT) بهطور چشمگیری در بیماران مبتلا به دژنراسیون ماکولار وابسته به سن نسبت به افراد طبیعی افزایش نشان داد (P<0.05). بین زمان تست فتواسترس ریکاوری (PSRT) و میزان کوبالامین و فولات ارتباط معنیداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان کوبالامین و فولات سرم در سالمندان مبتلا به دژنراسیون ماکولا بیشتر از گروه کنترل میباشد. ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنیدار نبود. با توجه به این که زمان ریکاوری در تست فتواسترس ریکاوری در این بیماران به طور با اهمیتی بیشتر از افراد طبیعی بود؛ میتوان از این تست به عنوان ابزار اسکرینینگ در تشخیص دژنراسیون ماکولا استفاده نمود.
اصغرمحمد پوراصل، دکتر علی فخاری، فاطمه رستمی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : خودآزاری رفتاری غیرمهلک است که در آن شخص به طورعمد خود را مجروح میکند و یا مادهای را بیش از مقدار نسخه شده مصرف میکند. این مطالعه به منظور تعیین میزان بروز خودآزاری و برخی عوامل مرتبط با آن در دانشآموزان پسر دبیرستانهای شهر تبریز انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه طولی 1772 (7/13درصد) دانشآموز پسر سال دوم دبیرستانهای شهر تبریز به روش سهمی خوشهای تصادفی انتخاب شدند و دو بار به فاصله یک سال در دو پایه تحصیلی متوالی مورد بررسی قرار گرفتند. در شروع مطالعه (اسفند 1383)، دانشآموزان یک پرسشنامه خود ایفای 48 سوالی پاسخگزین را تکمیل کردند. بعد از یک سال (اسفند 1384)، پرسشنامه 10 سوالی دیگری به همان دانشآموزان که در سال سوم دبیرستان به تحصیل اشتغال داشتند؛ ارایه گردید تا بروز خودآزاری تعیین گردد. با استفاده از رگرسیون لجستیک عوامل مرتبط با بروز خودآزاری بررسی شد. یافتهها : میانگین سن دانشآموزان شرکت کننده در مطالعه به هنگام ورود به مطالعه 87/0+-28/16 سال (دامنه سنی 19-15) بود. در طول یک سال، 8/4درصد دانشآموزان بروز خودآزاری را ذکر کردند. بیشترین نوع خودآزاری بریدن و سوزاندن بود. پیشرفت در مراحل مصرف سیگار (OR=2.81)، داشتن دوستان نزدیک سیگاری (OR=1.78) و بروز مصرف الکل (OR=2.27) با بروز خودآزاری در دانشآموزان ارتباط داشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بروز خودآزاری در این گروه از نوجوانان ایرانی 8/4درصد در سال است. بروز خودآزاری با عواملی مانند سن دانشآموزان، وضعیت مصرف سیگار و مصرف الکل ارتباط داشت.
دکتر علیرضا مفید، دکتر سیداحمد سیدعلی نقی، دکتر سعید زندیه، دکتر طاهره یزدانی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال نعوظ از شایعترین عوارض دیابت است و سبب کاهش کیفیت زندگی مردان دیابتی میشود. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اختلال نعوظ و برخی از عوامل خطر آن در بیماران مرد دیابتی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 700 مرد دیابتی 20 تا 69 ساله مراجعه کننده به درمانگاه غدد بیمارستان سینا و مرکز درمانی ابوذر تهران طی سالهای 83-1381 انجام شد. برای تعیین اختلال نعوظ در بیماران از پرسشنامه IIEF استفاده گردید. دادهها بااستفاده از نرمافزار SPSS-10 و آزمون آماری کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند و آلفای کمتر از 05/0 سطح معنیداری در نظر گرفته شد. یافتهها : فراوانی اختلال نعوظ در 1/35 درصد بیماران مشاهده شد. فراوانی اختلال نعوظ در بیماران دیابتی نوع یک و دو به ترتیب 8/25 درصد و 7/36 درصد بود (P<0.05). اختلال نعوظ خفیف، متوسط و شدید به ترتیب برابر 6/5، 3/19 و 3/10درصد بود. اختلال نعوظ از 7/9درصد در سنین 30-20 سال به 4/43درصد در سنین بالای 60 سال رسید (P<0.05). مدت ابتلای 5-1 سال (4/25درصد) در مقایسه با مدت ابتلای 11-6 سال (3/34درصد) و 30-12 سال (5/43درصد) با شیوع کمتر اختلال نعوظ همراه بود (P<0.05). شیوع اختلال نعوظ در افرادی که به خوبی تحت کنترل قند نبودند؛ افزایش چشمگیری داشت. اختلال نعوظ در کنترل قند خوب، متوسط و بد به ترتیب برابر 4/28، 0/39 و 4/44درصد بود (P<0.05). بین اختلال نعوظ و نوع درمان، نوع دیابت و مصرف سیگار رابطه معناداری وجود داشت (P<0.05). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کنترل مناسب قندخون و کاهش مصرف سیگار برای کاهش اختلال نعوظ در بیماران دیابتی ضروری به نظر میرسد.
دکتر فاطمه وحید رودسری، دکتر صدیقه آیتی، دکتر سارا میرزائیان، دکتر محمد تقی شاکری، دکتر حسین اختردل،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : میزان موفقیت IVF به علل ناباروری و درمان آن بستگی دارد. روشهای مختلف درمانی و مراکز مختلف، میزان موفقیت متفاوتی را گزارش کردهاند. این مطالعه به منظور بررسی نتایج باروری به دنبال IVF و عوامل موثر بر آن در مرکز ناباروری منتصریه مشهد انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی- تحلیلی در مرکز ناباروری منتصریه وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد روی 150زوج نابارور به دنبال IVF طی سالهای 85-1380 انجام شد. اطلاعات به وسیله پرسشنامهای که شامل سن زن، سن همسر، علت ناباروری، اسپرموگرام، مدت ناباروری، تعداد فولیکولهای ایجاد شده به دنبال درمان، تعداد اووسیتهای به دست آمده، تعداد جنینهای تشکیل شده، منتقل شده و نتایج درمان بود؛ جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمونهای آماری کایاسکوئر، تی مستقل، ANOVA یکطرفه و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شد. یافتهها : متوسط سن زنان مورد مطالعه 4/5+-7/29 سال بود. میانگین تعداد فولیکولهای شمارش شده 6+-11، تعداد اووسیتهای به دست آمده 9/3+-6 و تعداد جنینهای منتقل شده 5/1+-6/2 بود. میزان موفقیت IVF با تعداد فولیکولهای شمارش شده (P<0.05)، تعداد اووسیت به دست آمده (P<0.05) و تعداد جنینهای منتقل شده (P<0.05) رابطه معنیداری وجود داشت. میزان باروری 6/24درصد بود. میزان باروری در بین گروههای مختلف سنی اختلاف معنیداری نداشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که پاسخ تخمدان به تحریک تخمکگذاری و تعداد جنینهای انتقال یافته از عوامل مهم و موثر در پیشبینی نتایج IVF میباشد.
غلامرضا وقاری، دکتر عبدالجلال مرجانی، علیاکبر عبداللهی، حسین رحمانی، عینالله ملائی، سیدعابدین حسینی، معصومه بمانی، محمدابراهیم کردجزی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : استفاده از شاخصهای تنسنجی یکی از بهترین شیوههای تعیین وضعیت سوء تغذیه و چاقی که از مشکلات بهداشتی امروز کودکان دنیاست؛ میباشد. این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت رشد جسمی در گروههای قومی ترکمن و غیرترکمن ساکن روستاهای شهرستان گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 551 کودک ترکمن و 895 کودک غیرترکمن 5-2 ساله ساکن روستاهای شهرستان گرگان در پاییز 1384 انجام شد. اندازهگیری قد و وزن و مشخصات فردی کودکان در پرسشنامه ثبت گردید. از شاخصهای SD1-، SD 2- و SD3- استاندارد NCHS و صدکهای BMI برای مقایسه استفاده شد. یافتهها : میانگین وزن و قد کودکان ترکمن به ترتیب 426 گرم و 9/4 سانتیمتر بیشتر از کودکان غیرترکمن بود. میانگین و انحراف معیار قد کودکان دختر ترکمن و غیرترکمن به ترتیب 1/8+-3/95 و 48+-5/90 و در کودکان پسر 6/7+-96 و 6/8+-9/90 سانتیمتر بود. همچنین انحراف معیار و میانگین وزن کودکان دختر ترکمن و غیرترکمن به ترتیب 4/2+-5/14 و 9/2+-2/14 و در کودکان پسر 03/2+-15 و 3/2+-5/14 بود. اختلاف بین دو گروه از نظر قد و وزن معنیدار بود (P<0.05). کوتاه قدی و کموزنی به ترتیب 2/13 درصد و 9/1 درصد براساس SD2- در کودکان ترکمن کمتر از کودکان غیرترکمن بود (P<0.05). چاقی و افزایش وزن به ترتیب 5/24 درصد و 6/2 درصد به صورت معنیداری در گروه ترکمن کمتر از گروه غیرترکمن بود (P<0.05). کموزنی در دختران بیش از پسران (2/7 درصد در مقابل 2/4 درصد) بود. چاقی در دختران (5/26 درصد) کمتر از پسران (9/28 درصد) بود. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که رشد جسمی کودکان دو گروه قومی متناسب با یکدیگر نیست و کودکان ترکمن کمتر از کودکان غیرترکمن دچار سوءتغذیه هستند.