آذر پیردهقان، آرزو آقاکوچک، مهران کریمی، لیلا کاظمی،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : کموزنی بدو تولد به عنوان عامل خطر بسیاری از اختلالات و ناتوانیها در سلامت افراد از جمله انواع اختلالات روانپزشکی در کودکان در نظر گرفته میشود. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین کموزنی بدو تولد و اختلال نقص توجه / بیش فعالی کودکان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه همگروهی تاریخی روی 114 کودک در مقطع دبستان با سابقه کموزنی بدو تولد و 112 کودک با وزن طبیعی بدو تولد در شهرستان یزد انجام شد. دو گروه از نظر اختلال نقص توجه / بیش فعالی براساس معیارهای DSM-IV مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهها : 22.8% از گروه کموزن در بدو تولد و 12.5% از گروه با وزن طبیعی بدو تولد دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی بودند (P<0.05). میانگین تعداد اعضای خانواده کودکان دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی (0.6±4.7) نسبت به کودکان سالم (0.8±4.2) اختلاف آماری معنیداری داشت (P<0.05). نسبت شانس ابتلا به اختلال نقص توجه / بیش فعالی در داشتن بیش از یک خواهر یا برادر 3.1 برابر (CI 95%: 1.2-7.9, P<0.001) و نیز وجود سابقه فامیلی 5.7 برابر (CI 95%: 2.6-12.4, P<0.001) تعیین گردید. نتیجهگیری : ابتلا به اختلال نقص توجه / بیشفعالی کودکان دارای سابقه کموزنی بدو تولد بیشتر از کودکان با سابقه وزن طبیعی بدو تولد تعیین شد.
فریبا عربگل، فیروزه درخشانپور، لیلی پناغی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : کودکآزاری پدیدهای شایع است که عوامل متعددی در بروز آن دخیل هستند. یکی از مهمترین عوامل شناخته شده، اختلالات روانپزشکی مادر است. مداخلات همزمان در سیستم خانواده میتواند باعث بهبود مادر و کاهش کودکآزاری گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر آموزش مهارت فرزندپروری بر سلامت عمومی مادران کودکآزار انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 57 مادر کودکان ارجاع شده با تشخیص کودکآزاری به واحد سلامت روان کودکان در معرض آسیب واقع در بخش روانپزشکی کودک و نوجوان بیمارستان امامحسین (ع) از آبان 1387 تا فروردین 1388 مورد مطالعه قرار گرفتند. کودکان و خانواده آنها توسط روانپزشک ویزیت شده و مداخلهها و درمانهای دارویی و غیردارویی، بسته به نیاز کودک و خانواده برای آنها انجام شد. تمام مادران تحت آموزش مهارت فرزندپروری در 8 جلسه قرار گرفتند. برای تعیین میزان اثر مداخلههای درمانی، پرسشنامه سلامت عمومی پیش از مداخله و در ماه سوم و ششم پس از مداخله بهوسیله مادران تکمیل شد. یافتهها : نتایج نشاندهنده بهبود قابل توجه مادران در نمره کلی سلامت عمومی، خردهمقیاسهای افسردگی و اضطراب شش ماه بعد از مداخله به ترتیب با مقادیر 1.90±31.3 و 0.66±5.26 و 0.46±8.10 در مقایسه با قبل از شروع مداخله به ترتیب با مقادیر 2.34±37.3 و 0.72±7.48 و 0.58±10.44 بود (P<0.05). نتیجهگیری : مداخله مناسب و به موقع و آموزش مهارتهای فرزندپروری برای مادران کودکآزار میتواند باعث بهبود سلامت عمومی آنان گردد و این ممکن است منجر به کاهش موارد کودکآزاری گردد.
حسینعلی نیک بخت، نیره امینی ثانی، سیدرضا حسینی، محمد اصغری جعفرآبادی، خدیجه آهویی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان کولورکتال بهطور قابل توجهی باعث ایجاد مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی است. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اضطراب و افسردگی و عوامل تعیین کننده آن در مبتلایان به سرطان کولورکتال انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی، 120 نفر (75 مرد و 45 زن) از مبتلایان به سرطان کولورکتال شناسایی شده در نظام ثبت سرطان بین سالهای 1391-1386 در بابل بررسی شدند. برای دستیابی به اطلاعات این مطالعه پرسشنامهای حاوی مشخصات دموگرافیک و بیماری بههمراه پرسشنامه HADS برای سنجش اضطراب و افسردگی در سال 1392 به صورت مصاحبه حضوری با بیماران در منازلشان تکمیل گردید. یافتهها : میزان افسردگی و اضطراب در بیماران به ترتیب 23.4% و 30.8% تعیین شد. جنسیت زن، ساکن روستا بودن و داشتن بیماری همراه با ابتلا به افسردگی مرتبط بود و در این میان مکان زندگی بهعنوان پیشبینی کننده مستقل شناسایی شد. شیوع افسردگی در ساکنین شهرها نسبت به ساکنین روستاها 79درصد کمتر بود (CI 95%: 0.06-0.67, OR= 0.21, P=0.009). همچنین جنسیت زن، ساکن روستا بودن، شاغل نبودن، داشتن بیماریهای همراه، درآمد پایین و نداشتن تحصیلات با اضطراب مرتبط بود که در این میان فقط تحصیلات بهعنوان پیشبینی کننده مستقل شناسایی شد (CI 95%: 1.32-13.81, OR= 4.27, P=0.015). نتیجهگیری : شیوع اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال نسبتاً بالاست. بنابراین مداخلات در جهت افزایش آگاهیهای لازم، توجه بیشتر به زنان و روستاییان و کنترل بیماریهای دیگر توصیه میگردد.
فرزانه گل آقایی، داود حکمت پو، ملیحه وفایی، محمد رفیعی، فاطمه رفیعی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : بستری شدن بیماران در بخش مراقبتهای ویژه اغلب به اضطراب اعضای خانواده منجر میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مداخله بالینی خانواده - محور بر اضطراب اعضای خانواده بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه انجام شد.
روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 80 عضو خانواده بیماران بستری در بخشهای مراقبت ویژه در دو گروه کنترل و مداخله انجام شد. سطح اضطراب افراد در روزهای دوم و ششم بستری با پرسشنامه افسردگی و اضطراب بیمارستانی سنجیده شد. در گروه مداخله، اعضای خانواده از روز دوم تاششم اجازه داشتند روزانه حداکثر دو ساعت در نوبت عصر بر بالین بیمار حضور یابند. اطلاعات شفاهی درباره تجهیزات و مقررات بخش و کارت اطلاعات روزانه حاوی اقدامات درمانی مراقبتی، علایم حیاتی و سطح هوشیاری توسط یک پرستار در اختیار اعضای خانواده قرار گرفت و به پرسشهای آنان پاسخ داده شد.
یافتهها : بین میانگین نمرات اضطراب روز ششم در گروه مداخله (3.22±11.1) و گروه کنترل (3.44±7.05) اختلاف آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). همچنین فراوانی نسبی اضطراب بالا در گروه مداخله (65درصد) بیش از گروه کنترل (15درصد) تعیین شد (P<0.05). شانس اضطراب در روز ششم برای فرزندان کمتر از سایراعضای خانواده بود (P<0.05).
نتیجهگیری : انتقال اطلاعات بالینی، حضور بر بالین و شرکت اعضای خانواده در مراقبت از بیمار در هفته اول بستری شدن بیمار در بخش مراقبت ویژه به افزایش اضطراب اعضای خانواده منجر میشود.
سحر صادق نژادی، رضا افریشم، امید سلیمانی فر، وسام کوتی، محمد آبرومند، صدیقه نجار اصل، علی خانه کشی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : شناسایی و پیشبینی تفاوتهای جنسی در پاسخهای زیستی رفتاری به عوامل استرسزای محیطی و تجربه استرس روانشناختی مورد توجه است. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییرات میزان کورتیزول بزاقی تحت استرس روانشناختی و ارتباط آن با مرور ذهنی و ویژگیهای شخصیتی انجام گردید.
روش بررسی : در این مطالعه مورد - شاهدی 45 دانشجوی رشته پزشکی دو ماه قبل از امتحان پایان ترم، پرسشنامههای NEO-PI و کنترل هیجانی ECQ را تکمیل نمودند. نمونههای بزاق دانشجویان در شرایط بدون استرس امتحان (کنترل) و استرس امتحان جمعآوری و با تست الایزا اندازهگیری گردید.
یافتهها : تفاوت جنسی در مقدار کورتیزول بزاقی تحت استرس روانشناختی مشاهده نشد. بین میانگین مقدار کورتیزول بزاقی گروه مورد و شاهد تفاوت آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). بین ویژگی رواننژندی و مرور ذهنی با کورتیزول بزاقی رابطه مثبت (P<0.05) و بین بازبودن به تجربه و کنترل خشم با کورتیزول بزاقی رابطه منفی (P<0.05) یافت شد. رواننژندی، مرورذهنی و کنترل خشم میتوانند واریانس (32درصد) قابل توجهی از کورتیزول بزاقی تحت استرس امتحان را پیشبینی کنند.
نتیجهگیری : استرس سبب افزایش ترشح کورتیزول بزاقی بدون ارتباط با جنس میگردد و افراد با ویژگیهای شخصیتی متفاوت مستعد پاسخهای کورتیزولی بیشتر یا کمتر به استرس هستند.
مریم رضاپور، بابک معصوم، الهام بنی مصطفوی، سیدحمزه حسینی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
اختلال وسواسی جبری با گروهی از علایم شامل افکار مزاحم، آیینها، مشغلههای ذهنی و اجبارها تظاهر مییابد. این وسواسها و اجبارها ناراحتی زیادی برای فرد ایجاد میکند. تروما به سر و آسیب مغزی به عنوان یکی از دلایل نادر این اختلال شناخته شده است. در این مقاله سه بیمار مرد مبتلا به اختلال وسواسی - جبری پس از تروما به سر معرفی شده است. بیماران بهدنبال ضربه به سر و کاهش سطح هوشیاری دچار اختلال وسواسی جبری شدند و این اختلال در آنان قبل از تروما به سر وجود نداشت. محلهای آسیبدیده مغزی این بیماران که همگی ضربههای شدید به سر داشتند؛ توسط تصویربرداری مغزی ارزیابی شد. در بیمار اول ضایعه در تمپورال راست، در بیمار دوم ضایعه در تمپورال راست و فرونتال دوطرف و در بیمار سوم ضایعه ناحیه اسپلنیوم کورپوس کالوزوم و پایک مغزی راست و آسیب اکسونی منتشر و هماتومای خارج محوری در منطقه تمپورال چپ مشاهده گردید. با مشاهده یافتههای تصویربرداری میتوان نتیجهگیری نمود که بین آسیب ایجاد شده در مغز و وقوع علایم اختلال وسواسی - جبری ارتباط وجود دارد.
پژمان هادی نژاد، سیدحمزه حسینی،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
ترازودون یک مهار کننده ضعیف بازجذب سروتونین و آنتاگونیست قوی گیرندههای سروتونینی 5HT2A و 5HT2C است. بیاختیاری ادرار ناشی از داروهای ضدافسردگی عارضه نادری است. عوارض جانبی ناشی از داروهای ضدافسردگی میتواند به تاخیر در بهبودی و در نهایت عدم کمپلیانس بیماران منجر شود. بیمار خانم ۶۳ ساله یائسه و متاهل بود که سابقه افتادگی مثانه و مصرف داروهای کوئیتیاپین و پروپرانولول را از قبل داشت؛ اما سابقه هیچ نوع بیماری جسمی، مصرف مواد و بیاختیاری ادرار را قبل از تجویز دارو نداشت. بیمار به علت افسردگی، اضطراب و بیخوابی با تجویز روانپزشک شروع به مصرف قرص ترازودون به میزان ۵۰ میلیگرم شبانه نمود. پس از آن بهصورت ناگهانی دچار بیاختیاری ادرار گردید و به علت عدم قطع شدن عارضه، مجبور به قطع دارو گردید. پس از قطع دارو عارضه برطرف گردید. پس از قطع بیاختیاری ادراری بیمار و بهبودی کامل، مجدداً داروی ترازودون با همان دوز ۵۰ میلیگرم برای خواب شروع شد و بلافاصله پس از تجویز دارو بیمار مجدداً دچار بیاختیاری ادراری گردید. در نتیجه این دارو را بایستی یک عامل مهم ایجاد کننده بیاختیاری ادرار در نظر گرفت و با احتیاط اقدام به تجویز آن نمود.
محسن جلالی، محمدرضا شعیری، رسول روشن چسلی، غلامرضا چلبیانلو،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال اضطرابی از جمله شایعترین نوع اختلالات در کودکان است. در دو دهه اخیر برای شناخت مکانیسم زیربنایی اختلال اضطرابی در کودکان مطالعات متعدد نوروبیولوژیکی انجام شده؛ اما الکتروفیزیولوژی اختلال اضطراب بالاخص در زمینه الکتروآنسفالوگرافی کمی (Quantitative Electroencephalography: QEEG) کمتر مطالعه شده است. این مطالعه به منظور مقایسه الکتروانسفالوگرافی کمی کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی با کودکان بهنجار انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد – شاهدی به روش نمونهگیری در دسترس روی کودکان 7-6 ساله مبتلا به اختلال اضطرابی (30 نفر) و بهنجار (30 نفر) انجام شد. ثبت الکتروانسفالوگرافی برای تمام کودکان در مرکز تخصصی علوم اعصاب انجام شد. توان مطلق QEEG برای 19 کانال و 5 باند فرکانسی دلتا، تتا، آلفا، بتا و بتای بلند و در 3 ناحیه پیشین، میانی و پسین استخراج و مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها : بین دو گروه مورد و شاهد در امواج دلتا در ناحیه پیشین مغز، تتا و بتا 2 در ناحیه مرکزی مغز و در نهایت بتای بلند در ناحیه پسین مغز، از نظر آماری تفاوت معنیداری یافت شد (P<0.05). به عبارت دیگر توان مطلق بتای بلند در منطقه پسین مغز کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی در مقایسه با کودکان سالم بیشتر بود. همچنین توان مطلق امواج دلتا در منطقه پیشانی مغز و تتا و بتا 2 در منطقه مرکزی مغز کودکان دارای اختلال اضطرابی در مقایسه با کودکان سالم کمتر بود.
نتیجهگیری : الکتروآنسفالوگرافی کمی ثبت شده در شرایط استراحت شاخص خوبی از فعالیت متابولیک قشر مغز بود. پایین بودن فعالیت متابولیک در مناطق خاص مغز، با افزایش توان امواج کند (دلتا و تتا) و کاهش توان امواج تند (آلفا و بتا) مشخص میشود.
رویا فصیحی، جوانشیر اسدی، رمضان حسن زاده، فیروزه درخشانپور،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: باورهای غیرمنطقی زمینهساز دامنه وسیعی از اختلالات شناختی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر درمان شناختی - رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای غیرمنطقی دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبهتجربی 45 دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان به صورت غیرتصادفی در گروههای 15 نفری کنترل، گروه درمان شناختی - رفتاری (مداخله اول) و گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (مداخله دوم) تقسیم شدند. هر سه گروه پیش آزمون را تکمیل کردند؛ اما گروه کنترل هیچگونه درمانی دریافت نکرد. گروههای مداخله 8 جلسه درمان را دریافت نمودند. دادهها از طریق پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز سال 1969 (IBQ-40) جمعآوری گردید.
یافتهها: هر دو روش درمانی در گروههای مداخله در مقایسه با گروه کنترل سبب کاهش نمره کلی باورهای غیرمنطقی گردید (P<0.05). میانگین نمره زیرمقیاس اجتناب از مشکل (35.26±6.32) در گروه مداخله دوم در مقایسه با گروه مداخله اول (30.53±9.47) کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). همچنین میانگین نمره زیرمقیاس بیمسؤولیتی هیجانی در گروه مداخله اول (22.73±9.49) در مقایسه با گروه مداخله دوم (29.93±1.75) افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: دو روش درمان شناختی - رفتاری و درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش باعث کاهش باورهای غیرمنطقی دانشجویان رشته پزشکی گردید.
فریده فرخزادی، افسانه خواجوند خوشلی، محمدرضا محمدی، ملاحت اکبرفهیمی، ندا علی بیگی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال کمتوجهی - بیشفعالی (Attention Deficit / Hyperactivity Disorder: ADHD) از شایعترین اختلالات روانی است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی طب سوزنی گوش بر علایم ADHD کودکان 14-7 ساله انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 30 کودک مبتلا به ADHD با عدم مصرف ریتالین مراجعه کننده به کلینیک خصوصی روانپزشکی کودکان در شهر تهران انجام شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مرضی کودکان (فرم والدین) و آزمون بررسی عملکرد دیداری و شنیداری با طرح اجرای پیشآزمون – پسآزمون بود. طب سوزنی گوش به مدت 8 هفته، با فشار متوسط روی چسب دانهای در پنج نقطه لاله گوش به نامهای Brain ، Excitement ، Prefrontal Cortex ، ShenMen و Tranquilizar انجام شد.
یافتهها: خرده مقیاس گوش به زنگی شنیداری از حیطه توجه و در خرده مقیاس بازداری پاسخ شنیداری از حیطه بازداری در مرحله پیشآزمون در مقایسه با پسآزمون افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: اجرای طب سوزنی 8 هفتهای بر روی گوش موجب بهبود خرده مقیاسهای مربوط به گوش به زنگی شنیداری و بازداری پاسخ شنیداری در کودکان دارای ADHD میگردد.
علیرضا جباری، سیدمحمد موسوی، مانی منجمی، سیدجابر موسوی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مهمترین نوع اختلال هویت جنسیتی، دگرجنس باوری است که ویژگی آن تمایل شدید به اتخاذ هویت جنس مخالف بدون توجه به امتیازهای فرهنگی است. نتایج مطالعات در مورد نتایج درمان جراحی برحسب تعریف موفقیت و نحوه ارزیابی در بیماران دچار اختلال هویت جنسی بسیار متفاوت است. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت عملکرد جنسی پس از انجام عمل جراحی تغییر جنسیت از مرد به زن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 40 بیمار دارای اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به یک کلینیک جراحی تهران به روش سرشماری طی سالهای 94-1393 انجام شد. وضعیت عملکرد جنسی با استفاده از پرسشنامه شاخص عملکرد جنسی زنان (Female Sexual Function Index: FSFI) تعیین گردید.
یافتهها: 95 درصد بیماران میل و تهییج جنسی مناسب، 75% رضایت، 57.5% میزان رطوبت، 27.5% ارگاسم مناسب و 25% درد داشتند. با این حال از نظر میزان عملکرد کلی جنسی، تنها 12.5% عملکرد جنسی رضایتبخش داشتند. بین تحصیلات، شغل، محل زندگی، سابقه قبلی بیماریهای روانی و زمان جراحی با عملکرد جنسی رابطه آماری معنیداری مشاهده نشد. 15 نفر (42.9%) از بیماران سابقه مصرف داروهای روانگردان یا مواد مخدر داشتند و میانگین نهایی نمره عملکرد جنسی همگی آنان نامطلوب ارزیابی شد.
نتیجهگیری: عملکرد جنسی افراد تغییر جنسیت داده از مرد به زن نامطلوب ارزیابی شد. درد هنگام رابطه جنسی و نرسیدن به ارگاسم دو عامل مهم در این زمینه تعیین شدند.
سوده عباس نیا، علیرضا سنگانی، رضا دنیوی، نسیبه عباس نیا، الهه رضایی فرد، سیدمحمد موسوی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تمامی ارگانیسمها برای مدیریت رفتارها، نیازمند بهرهبرداری از الگوهای شناختی دستگاه عصبی مرکز و پیرامونی هستند. این مطالعه به منظور مقایسه باورهای فراشناختی و تحمل ابهام مبتلایان به افسردگی و اضطراب با افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی تمامی مراجعین مبتلا به افسردگی و اضطراب به درمانگاه روانپزشکی بیمارستان زارع شهر ساری طی بهار 1396 در مقایسه با افراد سالم انجام شد. تعداد 120 نمونه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند که از این تعداد 40 نفر مبتلا به افسردگی و 40 نفر مبتلا به اضطراب و 40 نفر سالم بودند. از پرسشنامه تحمل ابهام لین، فراشناخت ولز، اضطراب بک و افسردگی بک استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار تحمل ابهام در گروههای مبتلا به افسردگی و اضطراب در مقایسه با گروه شاهد افزایش آماری معنیدار نشان داد (P<0.05). میانگین و انحراف معیار باورهای نگرانی مثبت در گروه مبتلا به افسردگی در مقایسه با گروه شاهد کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). میانگین و انحراف معیار باورهای فراشناخت منفی در مورد افکار و معیار خود آگاهی شناختی در گروه مبتلا به افسردگی در مقایسه با گروه شاهد کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که اختلال اضطراب و افسردگی میتواند سبب کاهش تحمل روانشناختی در افراد گردد.
امین آنامی، مرضیه نظری، رامین شعبانی،
دوره 21، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکیزوفرنی یک بیماری مزمن است که با اختلال در زندگی شخصی و عملکرد اجتماعی قابل توجهی همراه است. از آنجا که تمرینات ورزشی نقش مهمی بر مشکلات مذکور دارد؛ این مطالعه به منظور مقایسه اثر دو شیوه تمرینات تناوبی با شدت بالا و فوتسال بر برخی عوامل آمادگی جسمانی، کیفیت زندگی و علایم منفی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی از نوع پارانوئید انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 42 بیمار مرد مبتلا به بیماری مزمن اسکیزوفرنی از نوع پارانوئید بستری در مرکز آسایش رشت طی سال 1396 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در سه گروه تمرین تناوبی با شدت بالا (15=n)، فوتسال (12=n) و کنترل (15=n) تقسیم شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی، پرسشنامه علایم منفی و برخی از آزمونهای آمادگی جسمانی قبل و بعد از 8 هفته تمرین تعیین شدند. تمرینات تناوبی با شدت بالا (high-intensity interval training: HIIT) سه جلسه در هفته با شدت 70 تا 85 درصد حداکثر ضربان قلب و تمرینات فوتسال سه جلسه در هفته به مدت 40 دقیقه اجرا شدند.
یافتهها: توان بیهوازی گروههای فوتسال و HIIT در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری بالاتر بود (P<0.05)؛ اما اختلاف آماری معنیداری در توان بیهوازی دو گروه فوتسال و HIIT مشاهده نشد. توان عضلانی پا گروههای HIIT و فوتسال در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری بیشتر بود (P<0.05). توان عضلانی پا در گروه HIIT در مقایسه با گروه فوتسال بالاتر بود (P<0.05). علایم منفی گروههای HIIT و فوتسال در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری پایینتر بودند (P<0.05). کیفیت زندگی گروههای فوتسال و HIIT در مقایسه با گروه کنترل معنیدار نبود.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرینات تناوبی با شدت بالا اثرات چشمگیرتری نسبت به تمرینات فوتسال دارند؛ ولی هر دو نوع تمرین باعث بهبود برخی عوامل آمادگی جسمانی و کاهش علایم منفی در بیماران اسکیزوفرنی میشوند.
فیروزه درخشانپور، محمدرضا محمدی، هادی زرافشان، آمنه احمدی، لیلا کاشانی، نیلوفر بشیری، سیده مریم موسوی، آلیدا کرد، اعظم کابوسی، آرزو رضایی، فاطمه صفری، سیده مریم هاشمی نسب،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات رفتاری در کودکان و نوجوانان، اختلالاتی شایع و ناتوان کننده هستند که برای خانوادهها و خود افراد مشکلات بسیاری را ایجاد میکند و با شیوع بالایی از مشکلات و پیامدهای منفی اجتماعی همراه است. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اختلالات روانپزشکی در کودکان و نوجوانان شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی مقطعی روی 1025 نفر از کودکان و نوجوانان (50 درصد پسر و 50 درصد دختر) در محدوده سنی 18-6 سال در شهر گرگان طی سال 1397 انجام شد. نمونهگیری به روش تصادفی خوشهای در جمعیت عمومی و مصاحبه با مراجعه به درب منازل توسط روانشناسان دوره دیده بهعمل آمد. اختلالات روانپزشکی با استفاده از نسخه دیجیتال آزمان K-SADS مورد بررسی قرار گرفت. اختلالات روانپزشکی شامل اختلال خلق، اختلال رفتاری، اختلال عصبی تکاملی، اختلال سوء مصرف مواد و اختلال دفعی بودند.
یافتهها: شیوع کلی اختلال روانپزشکی در کودکان و نوجوانان 13.2 درصد (135 نفر) تعیین شد. میزان شیوع در پسران (14.3 درصد) بهطور غیرمعنیداری بیشتر از دختران (12.1 درصد) بود. شیوع در مناطق شهری (14.1 درصد) به طور غیرمعنیداری بیشتر از مناطق روستایی (9.4 درصد) بود. بیشترین شیوع در گروه سنی 9-6 سال (17.8 درصد) تعیین شد که در مقایسه با محدوده سنی 14-10 سال (13.1 درصد) و 18-15 سال (8.4 درصد) از نظر آماری معنی دار بود (P<0.05). شیوع اختلال دفعی، اختلال رفتاری، اختلال اضطراب و اختلال عصبی تکاملی به ترتیب به میزان 6.1 درصد، 6 درصد، 4.8 درصد و 3.3 درصد تعیین گردید.
نتیجهگیری: میزان شیوع اختلالات روانپزشکی در کودکان و نوجوانان شهر گرگان در مقایسه با دیگر مطالعات داخل و خارج از کشور در دامنه متوسط قرار دارد.
خدیجه باباخانی، شهرام وزیری، بیوک تاجری، فرح لطفی کاشانی، طاهره رنجبری پور،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: چاقی یکی از معضلات بهداشتی و عامل خطر برای بروز بسیاری از بیماریها نظیر دیابت، بیماریهای قلبی – عروقی، پرفشاری خون و انواع سرطانها بهشمار میرود. این مطالعه به منظور مقایسه اثربخشی روان درمانی یکپارچه گروهی و مدیریت استرس مبتنی بر درمان شناختی - رفتاری بر تصویر بدنی و خوردن آگاهانه در زنان مبتلا به چاقی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 45 زن چاق مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر زنجان به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. آزمودنیها به صورت تصادفی در گروههای 15 نفری کنترل، رواندرمانی یکپارچه گروهی (مداخله اول) و مدیریت استرس مبتنی بر شناختی - رفتاری (مداخله دوم) قرار گرفتند. هر سه گروه پیش آزمون را تکمیل کردند. گروههای مداخله 9 جلسه درمان را دریافت نمودند و برای گروه کنترل هیچگونه مداخلهای انجام نشد. دادهها از طریق ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪهای تصویر بدنی و خوردن آگاهانه جمعآوری شد.
یافتهها: مداخله در هر دو گروه رواندرمانی یکپارچه گروهی و مدیریت استرس مبتنی بر شناختی - رفتاری سبب کاهش در نگرانی تصویر بدنی و افزایش خوردن آگاهانه در زنان مبتلا به چاقی گردید (P<0.05). مقایسه میانگینهای تعدیل شده نمره تصویر بدنی (میزان 22.93) و خوردن آگاهانه (میزان 0.852) گروههای مداخله از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: هر دو درمان یکپارچه گروهی و درمان شناختی رفتاری مدیریت استرس بر تصویر بدنی و خوردن آگاهانه در زنان مبتلا به چاقی اثربخش بودند و با یکدیگر تفاوتی نداشتند.
مسعود شایسته آذر، میثاق شفیع زاد، مانی محمودی، سیدحمزه حسینی، فاطمه محمدنژاد، سیده صفا کاظمی، مجتبی حاجی حسینی،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: حوادث رانندگی از شایعترین علل ایجاد کننده اختلالات روانی مرتبط با تروما است. این مطالعه به منظور مقایسه علایم اختلال استرس پس از سانحه (Post-Traumatic Stress Disorder: PTSD) در بیماران دچار شکستگی دررفتگی ستون مهرهای کمری ناشی از سوانح جادهای با افراد عادی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 100 بیمار دچار شکستگی دررفتگی ستون مهرهای کمری ناشی از سوانح جادهای که بعد از روز هفتم در بخشهای ارتوپدی و ترومای مرکز آموزشی درمانی بیمارستان امام خمینی ساری بستری بودند؛ طی 6 ماه بعد از بستری انجام شد. دادههای جمعآوری شده با 100 فرد فاقد آسیب با استفاده از پرسشنامه تاثیر رویداد تجدید نظر شده Weiss و Marmar (Impact of Event Scale – Revised: IES-R) مقایسه گردید.
یافتهها: بین PTSD با سن، جنس، وضعیت تاهل و تحصیلات افراد دو گروه رابطه آماری معنیداری یافت نشد. در تمامی زیرمقیاسهای مربوط به اثر رویداد یعنی شاخصهای اجتناب، افکار مزاحم، و بیش برانگیختگی، میانگین نمره شرکتکنندگان در گروه مورد بهطور معنیداری بالاتر از میانگین نمرات افراد در گروه شاهد بود (P<0.05). میانگین نمره کل مقیاس اثر رویداد نیز در گروه مورد بهطور معنیداری بالاتر از میانگین مزبور در گروه شاهد بود (P<0.05).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده نقش مهم سوانح جادهای در شکلگیری علایم PTSD است.
نگین عرفانیان خدیوی، فیروزه درخشان پور، عفیفه خسروی، لیلا کاشانی،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اضطرابی یکی از متداولترین اختلالات روانپزشکی دوره کودکی بهشمار میرود. برخی مطالعات بعد خانوار را عامل مهمی در ایجاد این اختلالات دانستهاند. با این حال به نتایج قانع کنندهای در این زمینه نرسیدهاند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلالات اضطرابی کودکان 8 تا 12 ساله خانوادههای تک فرزند و چند فرزند شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 732 کودک (343 پسر و 389 دختر) مراجعه کننده به درمانگاهها بیمارستان طالقانی (بغیر از درمانگاه روانپزشکی) و مطبهای متخصصین اطفال در شهر گرگان طی سال 1396 انجام شد. افراد با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه مقیاس اضطراب کودکان اسپنس(Spence Children’s Anxiety Scale: SCAS) تکمیل گردید. متغیرهایی مشتمل بر اضطراب جدایی، ترس اجتماعی، اضطراب فراگیر، حملات هراس و ترس از فضای باز، وسواس فکری و عملی و ترس از آسیب فیزیکی ارزیابی شدند.
یافتهها: در تمام زیر گروههای اضطرابی به غیر از اضطراب عمومی، میانگین نمرات بهطور معنیداری در کودکان خانوادههای چندفرزند نسبت به خانوادههای تک فرزند بالاتر و از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر شیوع بالای اختلالات اضطرابی در خانوادههای چند فرزندی در مقایسه با خانوادههای تک فرزندی است.
فاطمه قنادزادگان، اسحق رحیمیان بوگر، مهدی پوراصغر،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در میان درمانهای کوتاهمدت، رویکردهای روان پویشی بیش از تمام رویکردهای دیگر، رابطه درمانی را به عنوان زمینهای برای تغییر به کار میگیرند. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی رواندرمانی روابط موضوعی کوتاهمدت بر روابط میان فردی، رفتارهای خودتخریبگری و سازمان شخصیت بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 20 بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به کلینیکهای درمانی شهر ساری در سال 1398 انجام شد. بیماران با نمونهگیری تصادفی در دو گروه 10 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله رواندرمانی روابط موضوعی کوتاهمدت را به صورت 16 جلسه فردی 45 دقیقهای، هفتهای یک بار دریافت نمودند. گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. بیماران مقیاسهای مصاحبه بالینی ساختار یافته First و همکاران، پرسشنامه روابط موضوعی Bell و همکاران و پرسشنامه خود تخریبی شعرباف و همکاران و سیاهه سازمان شخصیت Kernberg را تکمیل کردند.
یافتهها: پس از انجام مداخله، نمرات روابط بین فردی، رفتارهای خود تخریب گری و سازمان شخصیت در گروه مداخله به صورت معنیداری در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: رواندرمانی روابط موضوعی کوتاهمدت، درمانی اثربخش برای کاهش علایم بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی است.
کوروش کاردر، محمد خادملو، مریم سفیدگرنیا امیری، مریم زرین کمر،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال وسواسی- جبری (Obsessive - Compulsive Disorder: OCD) یک بیماری عصبی – روانی است که این وسواسهای فکری یا عملی سبب اتلاف وقت شده و اختلال قابل ملاحظهای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکرد شغلی، فعالیتهای معمول اجتماعی و یا روابط فرد با دیگران ایجاد میکنند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلال وسواسی- جبری دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان آمل انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 342 دانشآموز دختر مقطع متوسطه با دامنه سنی 12 تا 17 سال مدارس شهرستان آمل در سال تحصیلی 98-1397 انجام شد. روش نمونهگیری بهصورت خوشهای و انتخاب تصادفی نمونهها بود. پرسشنامه وسواس فکری - عملی مادزلی (Maudsley) برای غربالگری و معیار تشخیصی وسواس عملی ، فکری یل – براون (Yale-Brown) برای تایید اختلال وسواسی- جبری استفاده شد.
یافتهها: غربالگری دانش آموزان نشان داد که 98 نفر (28.65%) دارای وسواس فکری – عملی بودند. بیشترین فراوانی به ترتیب مربوط به وسواس کندی و تکرار (37 مورد)، تردید - وظیفهشناسی (3۶ مورد)، بازبینی (35 مورد)، شستو شو (31 مورد) و در نهایت نشخوار فکری (12 مورد) بودند. از بین 98 دانش آموز غربال شده، با توجه به نمرات برمبنای پرسشنامه Yale-Brown، تعداد 67 دانش آموز مثبت بودند. شدت اختلال وسواسی – جبری در 37 مورد (55.22%) خفیف، 21 مورد (31.34%) متوسط و 9 مورد (13.43%) شدید تعیین گردید.
نتیجهگیری: در حدود یک سوم از دانش آموزان دختر دچار اختلال وسواسی – جبری بودند.
فیروزه درخشان پور، معصومه اسلامی، لیلا کاشانی، مهدی آسانی،
دوره 23، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپرتروفی مزمن لوزههای آدنوئید، شایعترین علت آپنه خواب در کودکان است و میتواند زمینهساز اختلالات رفتاری متعدد در کودکان باشد. اختلال بیش فعالی و نقص توجه (attention deficit hyperactivity disorder: ADHD) نوعی اختلال هتروژن است و نتیجه شرایط بیولوژیکی، اجتماعی و روانی متعدد است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ادنوتانسیلکتومی بر علایم کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه قبل و شش ماه پس از جراحی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 37 کودک دچار هایپرتروفی آدنویید مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان در سال 1397 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای دو قسمتی در بخش اول شامل اطلاعات شخصی (سن، جنس) و در بخش دوم شامل فهرست مهارتها و مشکلات بود. بیماران در سه حوزه بیش فعالی، بی توجهی و تکانشگری بر اساس 18 معیار DSM (diagnostic and statistical manual of mental disorders) قرار داده شدند. پس از دریافت رضایت کتبی از والدین و رعایت ضوابط، پرسشنامه به طور مستقیم توسط مجری پروژه (کارورزان) تکمیل و اطلاعات توسط والدین فرزندان جمعآوری شد. از پرسشنامه تواناییها و مشکلات (Strengths and Difficulties Questionnaire: SDQ) برای ارزیابی کودکان قبل و ششماه بعد از انجام جراحی آدنوتونسیلکتومی استفاده شد.
یافتهها: در ارزیابی تغییرات نمرات آزمون SDQ پیش و پس از انجام آدنوتونسیلکتومی مشاهده شد که میانگین و انحراف معیار نمرات زیر واحدهای اختلالات احساسی، اختلال سلوک، بیش فعالی، اختلال توجه و اختلال اجتماعی میانگین نمره آزمون بهبود یافته و از نظر آماری اختلاف معنیداری قبل و بعد از آدنوتانسیلکتومی مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: آدنوتونسیلکتومی میتواند نمره SDQ را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. بنابراین در کودکان مبتلا به بیش فعالی، یک اختلال پزشکی از جمله هیپرتروفی آدنوئید میتواند باعث بروز، تشدید و تداوم بیماری شود و درمان مناسب میتواند عامل اصلی در کنترل شدت علایم و حتی بهبود نسبی بیماری باشد.