74 نتیجه برای دیابت
صدیقه اسدی آهنگر، معصومه حبیبیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : همزمانی دو بیماری دیابت نوع دو و پرفشاری خون ممکن است؛ التهاب مزمن را تشدید نماید و فعالیت ورزشی منظم به عنوان یک راهکار درمانی مهم برای این بیماران محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین هوازی منظم بر سطح آپلین و عامل نکروزدهنده تومور آلفا در زنان یائسه با ابتلا به پرفشاری خون و دیابت نوع دو انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 20 زن یائسه با ابتلا به پرفشاری خون و دیابت نوع دو در دو گروه 10 نفری مداخله و کنترل انجام شد. برنامه تمرینی شامل 25 تا 40 دقیقه تمرین هوازی با شدت 50 تا 70 حداکثر ضربان قلب، 3 جلسه در هفته و به مدت 8 هفته بود. سپس سطح آپلین، عامل نکروزدهنده تومور آلفا و گلوگز پلاسما گروهها اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها : هشت هفته تمرین هوازی منجر به کاهش معنیدار سطح آپلین، عامل نکروزدهنده تومور و گلوگز زنان یائسه با پرفشاری خون و ابتلا به دیابت نوع دو در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل گردید (p<0.05).
نتیجهگیری : فعالیت ورزشی هوازی منظم میتواند برخی از اثرات مطلوب خود را در شرایط پاتولوژیکی پرفشاری خون همراه با دیابت نوع دو، بهواسطه کاهش سطح پلاسمایی آپلین و عامل نکروزدهنده تومور آلفا میانجیگری کند.
سارا پاسبان بوانلو، مسعود گلعلی پور، کامران حیدری، محمدجعفر گلعلی پور،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت بارداری (Gestational Diabetes Mellitus: GDM) یک اختلال متابولیک است که به دلیل نقص در ترشح کافی انسولین ایجاد میشود. GDM خطر سقط و یا تولد نوزادانی با نقایص مادرزادی قلب را افزایش میدهد. برخی از این نقایص ممکن است مربوط به اختلال در بیان برخی از ژنهای مهم ساختاری قلب باشد. ژنهای ساختاری کلاژن و دسموکولین نقش مهمی به ترتیب در اتصالات بین سلولی در نواحی دسموزوم و صفحات بینابینی در ساختار قلب دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر دیابت بارداری بر بیان ژنهای Col5a2 و Dsc2 در قلب رویان موشهای آزمایشگاهی نژاد C57BL انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی تعداد 12 سر موش ماده نژاد C57BL (8-10 هفته) و 6 سر موش نر بالغ از همین نژاد با میانگین وزن 22-24 گرم استفاده گردید. پس از جفتگیری حیوانات ماده و رویت پلاک واژینال روز صفر بارداری تعیین شد و بهصورت تصادفی به دو گروه دیابتی و کنترل تقسیم شدند. القاء دیابت بارداری در موشهای باردار گروه دیابتی بهوسیله تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز 150 mg/kg/bw در روز یک بارداری (GD1) انجام شد. در حالی که در گروه کنترل تنها بافر سیترات در روز یک بارداری تزریق شد. در روز 11.5 بارداری جراحی سزارین انجام و قلب رویانها با استفاده از استرئو میکروسکوپ خارج شد. سپس به ترتیب استخراج total RNA ، سنتز cDNA و اندازهگیری کمی میزان RNA با استفاده از روش Real Time-PCR انجام گردید و میزان بیان ژنهای Col5a2 و Dsc2 در رویانهای گروه دیابتی و کنترل اندازهگیری شد.
یافتهها: الفاء دیابت بارداری در موش های باردار سبب افزایش بیان ژن های Col5a2 و Dsc2 در رویانهای 11.5 روزه در مقایسه با گروه کنترل شد که در رابطه با دسموکولین این تغییرات از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: القاء دیابت در دوره بارداری سبب افزایش بیان ژن های Col5a2 و Dsc2 در یکی از مسیرهای مهم ساختاری تکامل قلب در رویانهای حاصل میگردد.
زهرا کرم پور قبچاق، رضا حیدری، سیدمیثم ابطحی فروشانی، فرح فرخی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ﻧﻔﺮوﭘﺎﺗﻲ دﻳﺎﺑﺘﻲ ﻳﻜﻲ از مهمترین ﻋﻮاﻣﻞ ﻧﻘﺺ در ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻓﻴﺰﻳﻮﻟﻮژﻳﻚ ﻛﻠﻴﻪﻫﺎ در ﺑﻴﻤﺎری دﻳﺎﺑﺖ ﻣﻠﻴﺘﻮس اﺳﺖ. ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻛﻠﻴﻪﻫﺎ ﺑﻪ اﻋﺘﺒﺎر ﻧﻘﺶ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪهای ﻛﻪ در ﻓﻴﻠﺘﺮاﺳﻴﻮن دارﻧﺪ؛ در ﻣﺤﻴﻂ ﻫﻴﭙﺮﮔﻠﻴﺴﻤﻴﻚ ﺳﺮﻳﻊﺗﺮ و ﺑﻴﺸﺘﺮ از بقیه ﺑﺎﻓﺖﻫﺎ آﺳﻴﺐﭘﺬﻳﺮی از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیبی آتورواستاتین و اکسیدروی بر تغییرات بیوشیمیایی سرم و هیستوپاتولوژی کلیه موشهای صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی ماده نژاد ویستار به صورت تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروهها شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی تیمار شده با 20 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن آتورواستاتین، دیابتی تیمار شده با 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن اکسیدروی و دیابتی تیمار شده با 10 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن آتورواستاتین و 15 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن اکسیدروی بودند. موشهای صحرایی با تزریق داخل صفاقی 60 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن استرپتوزوتوسین دیابتی شده و به مدت یک ماه تحت تیمار قرار گرفتند. در پایان آزمایش ابتدا تغییرات وزن حیوانات و وزن کلیه، سپس عوامل بیوشیمیایی کراتینین و اوره سرم برای ارزیابی عملکرد کلیه اندازهگیری شدند. برای بررسی آسیبشناسی بافت کلیه نیز برشهایی با رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین طبق روشهای معمول تهیه مقاطع هیستوپاتولوژی تهیه گردید.
یافتهها: میزان کراتینین و اوره سرم در حیوانات دیابتی افزایش آماری در مقایسه با گروه کنترل معنیداری یافت (P<0.05). تنها تیمار با ترکیبی از نصف دوز آتورواستاتین و اکسیدروی، نسبت به دوز کامل آنها به تنهایی، موجب کاهش آماری معنیداری (P<0.05) سطح کراتینین، اوره و آسیبهای بافتی کلیه نسبت به گروه کنترل دیابتی گردید.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ترکیب آتورواستاتین و اکسیدروی اثر بهتری در کنترل نفروپاتی دیابتی دارد.
علی رجبی، علی اکبرنژاد، معرفت سیاهکوهیان، مرتضی یاری،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش حجم ریه، انسداد راههای هوایی، محدودیت جریان هوا، و افزایش فشارخون از عوامل خطرزای مرگومیر در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تجویز مکمل زعفران و تمرین هوازی بر تغییرات فشارخون، عملکرد ریوی و شاخصهای اسپیرومتری زنان دارای اضافه وزن و چاق مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبهتجربی 48 زن دارای اضافه وزن و چاق مبتلا به دیابت نوع دو بهصورت غیرتصادفی در 4 گروه 12 نفری دارونما، زعفران، دارونما + تمرین هوازی و زعفران + تمرین هوازی قرار گرفتند. گروههای تمرین+زعفران و تمرین+دارونما تمرین هوازی را با شدت 60 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه (سه جلسه در هفته) به مدت هشت هفته اجرا کردند. دوز روزانه 400 میلیگرم پودر سرگل زعفران (یکبار در روز) به مدت دو ماه استفاده شد. اندازهگیری متغیرها در مرحله پیشآزمون، 48 ساعت و دو هفته پس از آخرین جلسه تمرینی انجام شد. متغیرهای مورد بررسی شامل عملکرد ریوی (VO2max، FVC، FEV1، FVC/FEV1، PEF، MVV)، فشارخون، تعداد نبض و تنفس در دقیقه و شاخصهای آنتروپومتری (وزن، نمایه توده بدنی و درصد چربی) بودند.
یافتهها: نتایج درونگروهی نشاندهنده افزایش آماری معنیدار متغیرهای عملکرد ریوی و نیز کاهش آماری معنیدار فشارخون سیستولی و شاخصهای آنتروپومتری در هر سه گروه زعفران به تنهایی، دارونما + تمرین هوازی و زعفران + تمرین هوازی بودند (P<0.05). بااینحال نتایج بینگروهی نشاندهنده اختلاف آماری معنیدار در متغیرهای فوق بین گروه زعفران + تمرین هوازی با هریک از گروههای زعفران به تنهایی و دارونما + تمرین هوازی بودند (P<0.05). همچنین بیشترین اندازه اثر در گروه زعفران + تمرین هوازی مشاهده شد.
نتیجهگیری: ترکیب تمرین هوازی توأم با مصرف زعفران باعث بهبود مؤثرتری در افزایش حجمها و ظرفیتهای ریوی و نیز کاهش فشارخون در مقایسه با اثر هر یک بهتنهایی میگردد.
آناهیتا خدابخشی کولایی، محمدرضا فلسفی نژاد، لیلا قربانی سکاچایی، اکرم ثناگو،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مفهوم فراشناخت با سازگاری روانشناختی رابطه نزدیکی دارد. افراد دارای باورهای سازگارانه، از سازگاری روانی - اجتماعی بیشتری برخوردار هستند. دیابت نوع دو اثرات منفی بر کیفیت زندگی بیماران دارد. این مطالعه به منظور تعیین رابطه باورهای فراشناخت و سازگاری روانشناختی با بهبود کیفیت زندگی در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی روی 60 مرد و 40 زن مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به انجمن دیابت شهر تهران در سال ۱۳۹۵ انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کارترایت هاتون سال 2004، سازگاری بل سال 1961 و کیفیت زندگی سال 1996 استفاده شد.
یافتهها: رابطه مثبت و معنیداری میان باورهای فراشناختی (r=0.756) با کیفیت زندگی یافت شد (P<0.05). رابطه آماری معنیداری بین نمرات سازگاری روانشناختی (r= -0.917) با کیفیت زندگی مشاهده شد (P<0.05). همچنین نتایج زیرمقیاسهای باورهای فراشناختی نشان دادند که قویترین پیشبینیکننده کیفیت زندگی، مؤلفه باور مثبت در مورد نگرانی و پس از آن مؤلفههای باورهایی در مورد نیاز به کنترل افکار و باور منفی در مورد کنترل ناپذیری افکار و خطر، بهترتیب نقش پیشبینیکنندگی خوبی داشتند. شدت بیماری دیابت نوع دو سبب کاهش کیفیت زندگی بیماران گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: باورهای فراشناختی و سازگاری میتواند کیفیت زندگی بیماران دیابتی را تحت تاثیر قرار دهد.
وحید آقاجانی، مرضیه نظری، رامین شعبانی،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو بیماری مزمنی است که با افزایش گلوکز سرم و اختلال در عملکرد انسولین همراه است. تمرینات ورزشی و مکمل زعفران به عنوان دو عامل موثر در پیشگیری از عوارض دیابت نوع دو شناخته شدهاند. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرینات هوازی و مقاومتی به همراه مصرف مکمل زعفران برگلوتاتیون پراکسیداز و مالون دی آلدهید مردان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 36 مرد مبتلا به دیابت نوع دو به صورت تصادفی در شش گروه شاهد، دارونما، تمرین هوازی، تمرین هوازی با مصرف مکمل، تمرین مقاومتی، تمرین مقاومتی با مصرف مکمل قرار گرفتند. تمرین هوازی با شدت 50 تا 70 درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه و تمرین مقاومتی با شدت 65 تا 70 درصد یک تکرار بیشینه به مدت هشت هفته انجام شد. مقدار مکمل زعفران روزانه 3 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بود. غلظت مالون دی آلدهید و گلوتاتیون پراکسیداز در پیش و پس از ناشتایی 12 ساعته اندازهگیری شد.
یافتهها: کاهش آماری معنیداری در سطح استراحتی مالون دی آلدهید در گروههای دارونما و تمرینات هوازی با مکمل قبل از مداخله مشاهده شد (P<0.05). پس از مداخله، سطح گلوتاتیون پراکسیداز در گروههای تمرینات هوازی با مکمل، تمرینات مقاومتی و تمرینات مقاومتی با مکمل افزایش آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین هوازی و مقاومتی و ترکیب آن با مصرف زعفران در کاهش تعادل پراکسیدانی و افزایش آنتیاکسیدانی روش موثری باشد.
شهرام سهیلی، مجتبی ایزدی، دانیال تارمست،
دوره 21، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال در عملکرد مولفههای هورمونی و ژنتیکی از مهمترین عوامل هایپرگلیسیمی در افراد چاق و بیماری دیابت هستند. ژن FOXO1 به عنوان یکی از عوامل رونویسی موثر در مسیرهای سیگنالینگ انسولین، گلوکز ناشتا و مقاومت انسولین محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات مقاومتی بر بیان ژن FOXO1 در بافت چربی زیرپوستی موشهای صحرایی دیابتی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 14 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن تقریبی 20±220 گرم توسط تغذیه رژیم غذایی پرچرب و تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (STZ ، mg/kg 30) به دیابت نوع دو مبتلا و به شیوه تصادفی به گروههای 7 تایی کنترل و ورزش تقسیم شدند. گروه ورزش در یک دوره تمرینات هوازی 6 هفتهای به تعداد 5 روز هفته شرکت نمودند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، سطح ناشتایی گلوکز و انسولین خون و نیز بیان ژن FOXO1 در بافت چربی زیرپوستی هر دو گروه اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: تمرینات هوازی سبب کاهش آماری معنیدار گلوکز ناشتا، مقاومت انسولین و بیان ژن FOXO1 در بافت چربی زیرپوستی در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرینات مقاومتی بهواسطه مهار بیان ژن FOXO1 در بافت چربی زیرپوستی به کاهش مقاومت انسولین و گلوکز سرم در موشهای دیابتی منجر میگردد.
زینب علی نژاد، مسعود گلعلی پور، محمدجعفر گلعلی پور،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین اختلالات متابولیسمی و تهدید کننده سلامت جهانی دیابت است. از ژنهای مورد نیاز برای تکوین قلب جنبن ژن TBX20 است که نقص در توالی و بیان این ژن نیز سبب ایجاد نقصهای قلبی میگردد. با توجه به شیوع قابل توجه دیابت بارداری در جمعیت انسانی، این مطالعه به منظور تعیین اثر دیابت بارداری القا شده بر بیان ژن TBX20 در قلب رویان 11.5 روزه موش آزمایشگاهی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 12 سر موش آزمایشگاهی ماده نژاد C57BL/6 انجام شد. پس از القای دیابت به موشهای باردار، در روز 11.5 بارداری، نمونههای قلب رویانهای حاصل از این موشها جدا سازی شدند. پس از استخراج RNA سنتز cDNA از RNA انجام گردید. برای بررسی میزان بیان ژن TBX20 از تکنیک Real-time-PCR استفاده شد. اختلاف بیان ژن TBX20 بین نمونههای کنترل و دیابتی با توجه به روش 2–∆∆CT محاسبه شد.
یافتهها: میزان بیان ژن TBX20 در نمونههای دیابتی نسبت به نمونههای کنترل به میزان 2 برابر افزایش معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: احتمالاً افزایش بیان ژن TBX20 در بافت قلبی رویان 11.5 روزه در اثر القاء دیابت بارداری میتواند سبب ناهنجاریهای قلبی در جنینها گردد.
ساناز سالار آملی، حمیدرضا جوشقانی، سیداسحاق هاشمی،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
سلنیوم یک ماده معدنی ضروری است که به طور طبیعی در خاک، آب و برخی مواد غذایی یافت میشود. امروزه سلنیوم به عنوان آنتیاکسیدان، یکی از عناصر ضروری در بدن انسان به شمار میرود. اگرچه بدن انسان روزانه به مقدار کمی از سلنیوم نیاز دارد؛ اما مطالعات اخیر نشان دادهاند که همین مقدار کم سلنیوم برای حفظ عملکرد طبیعی بدن ضروری است. انتخاب دوز مطلوب مصرف سلنیوم امری دشوار است و با توجه به مطالعات متعددی که در این بررسی انجام شده؛ بهنظر میرسد که مکمل روزانه 31.5 تا 200 میکروگرم سودمند باشد. مقالات منتشر شده در پایگاههای اطلاعاتیPubMed ، Web of Science، Google Scholar و SCOPUS بر اساس کلیدواژههای سلنیوم، اکسیدان، آنتیاکسیدان، دیابت، سرطان، سمیت، بیماری قلبی و بیماری کبدی غربال و جمعآوری شدند. این واژههای کلیدی به خاطر نقش آنتیاکسیدانی سلنیوم و همچنین نقش پررنگ اکسیداسیون در پیشرفت این بیماریها انتخاب شدند. از تعداد 150 مقاله منتشر شده در فاصله زمانی 20 ساله طی سالهای 2000 تا 2020 استفاده گردید. مطالعاتی که در زمینه نانوسلنیومها، مکملهای غیرخوراکی و بیماریهای ناشی از عوارض بیماری زمینهای سندرم متابولیک ایجاد شده بودند؛ از مطالعه خارج شدند و در نهایت تعداد 121 مقاله وارد مطالعه گردید. تعداد محدودی از مطالعات نشان داده که بیماران مبتلا به اختلالات متعدد، ممکن است نسبت به افراد سالم نیاز به مصرف دوز بالاتری از سلنیوم (82.4-200 میکروگرم) داشته باشند. در این مطالعه، نقش آنتیاکسیدانی سلنیوم در اختلالات متابولیک مزمن از جمله هیپرلیپیدمی و هیپرگلیسمی و برخی سرطانها بررسی شده است. همچنین اهمیت بالینی کمبود سلنیوم در بیماریهای متابولیک و نیز مشاهدات بالینی و تجربی در مورد اثر مکملهای غذایی سلنیوم در درمان بیماریهای متابولیک مزمن مانند دیابت، آرتروسکلروزیس و سرطانها بهطور خلاصه ذکر شده است. بهعلاوه سمیت و دوز توصیه شده سلنیوم مورد بحث قرار گرفته است.
علی ملکا، صادق خسروی، عبدالرحمان چرکزی، باقر پهلوان زاده، زهرا خسروی، مهدی خسروی،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن و نیز بزرگترین مشکل بهداشتی در همه کشورها است؛ به طوری که سازمان بهداشت جهانی از آن به عنوان اپیدمی خاموش نام برده است. خود مراقبتی یکی از عوامل مهم در کنترل گلوکز سرم بیماران دیابتی است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط رفتارهای خود مراقبتی با سطح هموگلوبین گلیکوزیله بیماران مبتلا به دیابت تیپ II انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 239 بیمار مبتلا به دیابت تیپ II با روش نمونهگیری تصادفی ساده در روستاهای شهرستان گالیکش استان گلستان طی سال 1394 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد خود مراقبتی دیابت به همراه متغیرهای دموگرافیک و انجام آزمایش HbA1C بود. تکمیل اطلاعات و گرفتن نمونه با مراجعه به خانه بهداشت و فراخوان بیماران انجام شد و رفتارهای خود مراقبتی و ارتباط آن با سطح هموگلوبین گلیکوزیله مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن بیماران 10.70±56.92 سال بود. بین کنترل گلوکز سرم با هیچیک از آیتمهای خودمراقبتی مورد مطالعه ارتباط آماری معنیداری یافت نشد. میانگین HbA1C بیماران 1.85±8.23 درصد بود. 97 بیمار (40.6%) کنترل گلوکز سرم خوب (کمتر از 7.5%) داشتند. خود مراقبتی بیماران با میانگین 3.58 در وضعیت متوسطی قرار داشت که از بین آنها بیشترین نمره مربوط به رعایت رژیم دارویی به میزان 6.60 و کمترین آن مربوط به خودکنترلی گلوکز سرم به میزان 0.88 و فعالیت فیزیکی منظم به میزان 2.03 تعیین شد.
نتیجهگیری: خود مراقبتی بیماران مورد مطالعه در وضعیت متوسطی قرار داشت. لذا انجام مداخلات برای افزایش خود مراقبتی بیماران توصیه میشود.
رسول نصیری کالمرزی، حسین محمدزاده، فاطمه کشاورزی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت تیپ II در کشورهای پیشرفته و در حال رشد یک معضل بزرگ بهداشتی در حال گسترش است که منجر به ناتوانی و مرگ زودرس میگردد. این مطالعه به منظور ارزیابی همراهی پلی مورفیسم rs7903146 ژن TCF7L2 با دیابت تیپ II انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 100 بیمار مبتلا به دیابت تیپ II (گروه مورد) و 100 فرد سالم (گروه شاهد) انجام شد. بعد از استخراج DNA ، ژنوتیپ TCF7L2 rs7903146 با روش Tetra- Arms PCR در افراد تعیین و مقایسه گردید.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپ CT در گروه شاهد 25 درصد و در گروه مورد 56 درصد تعیین شد (P<0.05). فراوانی ژنوتیپ TT در گروه شاهد 2 درصد و در گروه مورد 6 درصد تعیین شد. در مدل هم غالب، rs7903146 وابسته به دیابت تیپ II بود.
نتیجهگیری: افراد هتروزیگوت برای لوکوس TCF7L2 (rs7903146) که دارای الل T هستند؛ در معرض خطرپذیری بیشتری در ابتلا به دیابت تیپ II قرار دارند.
محمد پرستش، شهین امیدی، اسفندیار خسروی زاده، عباس صارمی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش سطح فریتین در پاتوژنز دیابت میتواند نقش داشته باشد. این مطالعه به منظور مقایسه تمرینات هوازی به دو روش تناوبی و تداومی بر سطح سرمی فریتین و آهن موشهای صحرایی نر دیابتیک انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 28 سر موش صحرایی نژاد ویستار در محدوده وزنی 54±205 گرم به صورت تصادفی در 4 گروه شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی توام با تمرین هوازی تناوبی و دیابتی توام با تمرین هوازی تداومی تقسیم شدند. گروههای دیابتی تمرین هوازی تناوبی و هوازی تداومی را یک هفته بعد از القاء دیابت توسط استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید، به مدت 10 هفته بهوسیله تردمیل انجام دادند. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه سرم خون موشهای صحرایی برای بررسی متغیرهای خونی (فریتین ،آهن و گلوکز سرم) جمعآوری شد و شاخص مقاومت به انسولین برای هر حیوان تعیین گردید.
یافتهها: القاء دیابت موجب افزایش آماری معنیدار سطح سرمی فریتین و آهن در گروه دیابتی کنترل نسبت به گروه کنترل سالم شد (P<0.05). تمرین هوازی تناوبی و هوازی تداومی موجب کاهش معنیدار گلوکز سرم ناشتا، سطح سرمی فریتین، آهن و شاخص مقاومت به انسولین در گروههای تمرینی دیابتی نسبت به گروه کنترل دیابتی شد (P<0.05). بین تغییرات حاصل شده در دو روش تمرینی تناوبی و تداومی تفاوت آماری معنیداری در متغیرهای وابسته مشاهده نشد.
نتیجهگیری: دو روش تمرینی هوازی تناوبی و تداومی در موشهای صحرای دیابتیک ﺑﺎ کاهش سطح سرمی فریتین و آهن و همچنین ﺑﻬﺒﻮد گلوکز سرم ناشتا و انسولین سرمی، ﻣﻮﺟﺐ کاهش شاخص مقاومت به انسولین و بهبود وضعیت گلیسمی موشهای صحرایی دیﺎﺑﺘﯽ میگردد.
فرزاد شریف نژاد، سمیرا عشقی نیا، حمیده اکبری،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت از شایعترین بیماریهای غیرواگیر در جهان با عوارض ناتوان کنننده و میزان مرگ و میربالاست که به دنبال کمبود انسولین، مقاومت به آن یا هر دو به وجود میآید. نقش تغذیه و برخی ریزمغذیها در ایجاد و پیشرفت بیماری بررسی شده و مطالعات نشان داده کمبود منیزیم میتواند باعث کاهش ترشح انسولین و مقاومت سلول به آن گردد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط سطح سرمی منیزیوم با وضعیت کنترل گلوکز خون، لیپیدهای سرم و عملکرد کلیه در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و پیش دیابت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی روی 70 بیمار مبتلا به دیابت تیپ 2 و پره دیابت و 35 فرد سالم انجام شد. میزان گلوکز خون ناشتا، HbA1c، پروفایل چربی، کراتیینن و منیزیوم اندازهگیری شد.
یافتهها: سطح سرمی منیزیوم در بیماران دیابتی و پره دیابتی به طور معنیداری کمتر از گروه شاهد بود (P<0.05). سطح سرمی منیزیوم رابطه معکوس و معنیداری با میزان HbA1c در گروه بیماران دیابتی داشت (P<0.05). در گروه شاهد سطح سرمی منیزیوم رابطه معکوس و معنیداری با شاخصهای گلیسمیک (FBS, 2hpp) و کراتینین داشت (P<0.05). بین شاخصهای عملکرد کلیه ((Cr, eGFR و شاخصهای کنترل گلوکز خون (FBS, HbA1c, 2hpp)، همبستگی معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: سطح سرمی منیزیوم در بیماران دیابتی ارتباط معکوسی با میزان HbA1c دارد.
ساره شاکریان، آسیه فخاری، الهام فخاری،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای پریودنتال شیوع بالایی در بیماران دیابتیک داشته و آگاهی آنها از ارتباط بین پریودنتیت ودیابت در کنترل گلوکز خون و پیشرفت پریودنتیت موثر است. این مطالعه به منظور تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد بیماران دیابتی با بیماری پریودنتال در شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 300 بیمار دیابتی نوع یک یا نوع دو (136 مرد و 164 زن) مراجعه کننده به چند مرکز دولتی در شهر گرگان با نمونهگیری تصادفی ساده طی سال 1398 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سطح آگاهی، نگرش و عملکرد در پرسشنامهای تکمیل گردید.
یافتهها: میزان آگاهی، نگرش و عملکرد خوب بیماران مبتلا به دیابت به ترتیب 51.7% ، 44.3% و 25% ارزیابی شد. بین عملکرد بیماران دیابتی در خصوص بهداشت دهان با جنسیت و سطح تحصیلات ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). عملکرد مناسب در خانمها و افراد با سطح تحصیلاتی بالاتر بیشتر بود.
نتیجهگیری: بیش از نیمی از بیماران مبتلا به دیابت شهر گرگان دارای آگاهی و نگرش متوسط تا خوبی در رابطه با بیماری پریودنتال بودند؛ اما عملکرد آنها متوسط تا ضعیف ارزیابی شد.
سورن والافر، عیدی علیجانی، فریبا آقایی، مهسا محسن زاده،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
فرزانه شجاعی، شیدا جبل عاملی، زهره لطیفی، منصور سیاوش،
دوره 24، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع 2 بیماری شایعی است که اساسیترین راه پیشگیری یا درمان آن سبک زندگی سالم است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر خودشفابخشی با درمان شناختی رفتاری تلفیق با ذهنآگاهی بر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 45 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به درمانگاه صدیقه طاهره اصفهان در سال 1400 انجام شد. بیماران پس از انجام پیش آزمون، بهطور تصادفی در سه گروه 15 نفری کنترل، خودشفابخشی (مداخله اول) و درمان شناخت رفتاری تلفیق با ذهن آگاهی (مداخله دوم) قرار گرفتند. مداخلات برای هر درمان به صورت هفتهای یک جلسه 90 دقیقهای آنلاین یرگزار شد. پس از 12 جلسه از هر سه گروه پسآزمون و سه ماه بعد آزمون پیگیری انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامه سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت با مؤلفههای تغذیه، ورزش، مسؤولیتپذیری در مورد سلامت، مدیریت استرس، حمایت بین فردی و خودشکوفایی) بود.
یافتهها: هر دو روش خودشفابخشی و درمان شناختی رفتاری تلفیق با ذهنآگاهی در پس آزمون باعث افزایش نمرات سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در مقایسه با گروه کنترل شدند (P<0.05) و اثر آن در هر دو گروه مداخله برای مرحله پیگیری در مقایسه با گروه کنترل حفظ شد (P<0.05). تفاوتی بین دو روش درمانی در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: هر دو روش خودشفابخشی و درمان شناختی رفتاری تلفیق با ذهنآگاهی در سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 موثر ارزیابی شدند.
فاطمه حسن زاده دولت آبادی، خسرو جلالی دهکردی، فرزانه تقیان، سیدعلی حسینی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به نقش رژیم غذایی مناسب و استفاده از آنتیاکسیدانهای طبیعی در کنار فعالیت ورزشی، توجه محققین برای بهرهگیری بیشتر از اثرات تمرین برای بهبود متابولیسم سلولی جلب شده است. علیرغم نقش مطلوب تمرینات ورزشی و استفاده از آنتیاکسیدانها بر سلامت قلب، اثر همزمان تمرینات ورزشی و مصرف برهموم (تهیه شده توسط زنبور عسل)، هنوز شناخته نشده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین استقامتی و برهموم در برابر استرس اکسایشی و سلولی میوکارد و بیان ژنهای HSP72 و NF-kB در موشهای صحرایی اورکتومی دیابتی شده با استروپتوزتوسین انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 36 سر موش صحرایی ماده نژاد اسپراگو-داولی با سن 12 تا 16 هفته و وزن 220 تا 250 گرم انجام شد. تعداد 6 سر موش صحرایی در گروه کنترل سالم (HC) قرار گرفتند. 30 سر موش صحرایی اورکتومی شده با تزریق تک دوز صفاقی استروپتوزتوسین (mg/kg 40) دیابتی شدند. سپس حیوانات اورکتومی دیابتی شده به 5 گروه 6 تایی شامل کنترل اورکتومی دیابتی، شم، برهموم، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم تقسیم شدند. گروههای تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم به مدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته با 75-55 درصد سرعت بیشینه تمرین کردند. گروههای برهموم و تمرین استقامتی + برهموم ، برهموم را mg/kg/day 100 به صورت تزریق صفاقی دریافت کردند. سپس سطح PAB (Pro-oxidant-antioxidant balance) و بیان ژنهای HSP72 و NF-kB سنجیده شدند.
یافتهها: در گروههای برهموم، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم مقادیر بیان ژنی HSP72 بهطور معنیداری بالاتر و مقادیر NF-kB و MDA به طور معنیداری کمتر از گروه کنترل اورکتومی دیابتی تعیین شد (P<0.05). مقادیر HSP72 در گروههای تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم بهطور معنیداری بالاتر از گروه برهموم و مقادیر NF-kB در گروههای تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم بهطور معنیداری کمتر از گروه برهموم تعیین شد (P<0.05). همچنین مقادیر PAB در گروههای تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + برهموم بهطور معنیداری کمتر از گروه کنترل اورکتومی دیابتی بود (P<0.05).
نتیجهگیری: به نظر میرسد تمرین و مصرف برهموم بهطور سینرژیستی موجب بهبود مسیر محافظتی HSP72 و کاهش استرس اکسیداتیو در بافت قلب متعاقب شرایط نقص عملکرد استروژن و دیابت میگردد. هر چند اثر تعاملی این دو به انجام تمرین استقامتی وابسته است.
سیده فاطمه فاطمی، سیدعبدالله هاشم ورزی، مینو دادبان شهامت، امین فرزانه حصاری،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت منجر به اختلال خونرسانی به اعصاب محیطی میشود. Semaphorin 3A (Sema3A) یک پروتئین دفعکننده عصب است که در پاسخ به هایپرگلایسمی ناشی از دیابت افزایش مییابد. فعالیت ورزشی و مصرف مکمل آلفالیپوئیک اسید میتواند نقش محافظتی را در برابر عصبزدایی ناشی از دیابت ایفا کند. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرین تناوبی با شدت بالا و متوسط به همراه مصرف مکمل آلفالیپوئیک اسید لیپوزومال بر بیان پروتئین Sema3A صفحه محرکه عضله نعلی موشهای دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزنی 220-190 گرم و گروه سنی 8-6 هفته به طور تصادفی به 7 گروه 5 تایی تقسیم شدند. گروهها شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین شدید، دیابتی + تمرین متوسط، دیابتی + تمرین شدید + مکمل و دیابتی + تمرین متوسط + مکمل تقسیم شدند. دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین (دوز mg/kg/bw 50) درون صفاقی القاء شد. پروتکل تمرین تناوبی متوسط و شدید به مدت شش هفته و پنج جلسه در هفته بود. آلفالیپوئیک اسید به میزان mg/kg20 در روز بهصورت گاواژ به موشها داده شد. برای بررسی بیان پروتئین Sema3A عضله نعلی از روش ایمونوهیستوشیمی استفاده شد. انسولین سرم به روش الایزا اندازهگیری گردید.
یافتهها: دیابت باعث افزایش سطح گلوکز، Sema3A و کاهش معنیدار سطح انسولین عضله نعلی در گروه های دیابتی نسبت به گروه سالم شد (P<0.05). تمرین تناوبی شدید و متوسط در ترکیب با مکمل، به طور معنیداری مقدار پایینتری از بیان پروتئین Sema3A نسبت به گروه دیابتی در ترکیب با مکمل نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: اگرچه تمرین تناوبی شدید و متوسط میتواند بیان پروتئین Sema3A عضله نعلی موشهای دیابتی را کاهش دهد؛ اما ترکیب مکمل آلفالیپوئیک اسید با تمرین ورزشی در کاهش میزان عصبزدایی موثرتر است.
آی ناز آق، گلبهار آخوندزاده،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع یک یکی از متداولترین بیماریهای مزمن دوران کودکی بهشمار میرود. تشخیص و وجود بیماری مزمن در کودک برای والدین به خصوص مادر که مسؤولیت نگهداری از کودک را برعهده دارد؛ تنیدگی، نگرانی و مشکلاتی را بهوجود میآورد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش تابآوری بر عزتنفس مادران دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 60 مادر دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک مراجعه کننده به کلینیکهای دیابت شهرستانهای گنبدکاووس و گرگان در استان گلستان طی سالهای 1402-1401 انجام شد. مادران به روش در دسترس انتخاب و با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه 30 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. پروتکل آموزش تابآوری برای گروه مداخله به صورت گروههای 5 نفری به مدت 9 جلسه 90 دقیقهای طی 2 ماه اجرا شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه عزتنفس Coopersmith (Coopersmith Self-Esteem Inventory: SEI) بود که در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون تکمیل شد. امتیازدهی عزت نفس ضعیف، متوسط و قوی به ترتیب با کسب نمرات 26 و کمتر، نمرات 43-27 و نمرات بیش از 44 لحاظ شدند.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار ابعاد عزتنفس عمومی (22.73±3.26)، اجتماعی (7.32±0.79)، شغلی / اجتماعی (7±1.46) و عزتنفس کلی (44.73±5.03) مادران گروه مداخله در مقایسه با مادران گروه کنترل در پسآزمون افزایش آماری معنیداری یافتند (P<0.05). میانگین و انحراف معیار نمرات عزتنفس مادران گروه مداخله در ابتدای مطالعه متوسط و در پس آزمون قوی ارزیابی شد (P<0.05).
نتیجهگیری: آموزش تاب آوری سبب افزایش عزتنفس مادران دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک گردید.
سید کمال الدین میرکریمی، عبدالحلیم رجبی، علی مقصودلو،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: توانمندسازی خانواده محور، مددجو و خانوادهاش را در تصمیمگیری برای ارتقاء سطح سلامت درگیر میکند تا با تصمیمگیری صحیح بر وضعیت سلامتی خود کنترل داشته باشند. خودکارآمدی مهمترین مؤلفه توانمندسازی محسوب شده و در روند درمان بیماریهای مزمن و بالا بردن خودکارآمدی اهمیت زیادی دارد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر آموزش مبتنی بر الگوی توانمندسازی بیمار محور و الگوی توانمندسازی خانواده محور بر خودکارآمدی درک شده و قند خون ناشتا بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبهتجربی روی 120 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت روستایی شهرستان گرگان طی سال 1402 انجام شد. بیماران در سه گروه 40 نفری شامل کنترل، توانمندسازی خانواده محور و توانمندسازی بیمار محور با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای وارد مطالعه شدند. آموزشها در گروههای بیمار محور و خانواده محور بر اساس چهار مرحله الگو و در گروههای 8-6 نفره انجام شد. مراحل الگو شامل درک تهدید، مشکلگشایی، مشارکت آموزشی و ارزشیابی بودند. بیماران در گروه کنترل فقط آموزشهای روتین مرکز سلامت را دریافت کردند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی درک شده بیماران دیابتی میانسال و چک لیست ثبت مشخصات بالینی استفاده گردید.
یافتهها: میزان قند خون ناشتا در هر سه گروه بعد از مداخله کاهش یافت؛ اما این اختلاف از نظر آماری بین گروهها در پیشآزمون و در پسآزمون معنیدار نبود. در پسآزمون خودکارآمدی درک شده بین گروه بیمارمحور با گروه خانواده محور و نیز گروه بیمارمحور با گروه کنترل، افزایش آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: آموزش مبتنی بر الگوی توانمندسازی بیمار محور و الگوی توانمندسازی خانواده محور بر خودکارآمدی درک شده بیماران موثر ارزیابی شد؛ اما روی میزان قند خون ناشتا بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اثری نداشت.