|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
29 نتیجه برای روشندل
فهیمه میرزاعلی، امیررضا احمدی نیا، غلامرضا روشندل، دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تحلیل لثه سبب افزایش حساسیت دندانی، پوسیدگی سرویکالی و مشکلات زیبایی میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی تحلیل لثه با رعایت مناسب بهداشت دهان در دانشجویان دندانپزشکی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی به روش مقطعی روی 214 دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سالهای 97-1396 انجام شد. پس از اخذ اطلاعات دموگرافیک، معاینات شامل تعیین شاخص ساده شده بهداشت دهان، شاخص لثه، تحلیل لثه، عرض لثه کراتینیزه، چسبندگی فرنوم، آسیب ناشی از مسواک، قرار گیری نامناسب در قوس دندانی، بیماری پریودنتال مخرب و عوامل یاتروژنیک انجام شد.
یافتهها: فراوانی تحلیل لثه 23.8% تعیین شد. تحلیل لثه کلاس 1 و 2 به ترتیب 84.62% و 15.38% مشاهده گردید و هیچکدام از آزمودنیها تحلیل لثه کلاس 3 و 4 نداشتند. بین عوامل اتیولوژیک آسیب ناشی از مسواک در 35.41% از افراد دارای تحلیل لثه به عنوان عامل اصلی یافت شد (P<0.05). عوامل اصلی شامل درمانهای ارتودنسی (12.5%)، بیماری پریودنتال مخرب (10.41%) و فرنوم نابجا (6.25%) تعیین شدند. عوامل مستعد کننده شامل مالپوزیشن دندانی (20.83%) و کمبود لثه کراتینیزه (14.58%) تعیین شدند.
نتیجهگیری: آسیب ناشی از مسواک و مالپوزیشن دندانی مهمترین عوامل مستعد کننده در تحلیل لثه دانشجویان تعیین شدند.
آمنه مسعودی، لیلا جویباری، غلامرضا روشندل، ناصر بهنام پور، رضا خاندوزی، عبدالرحیم حزینی، اکرم ثناگو، دوره 21، شماره 4 - ( زمستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مشکلات فراوانی در تمامی ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی برای سالمندان در اثر ابتلا به سرطان میتواند ایجاد شود. این مطالعه به منظور تعیین نیازهای مراقبتی حمایتی سالمندان مبتلا به سرطان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 248 سالمند (144 مرد و 104 زن) با میانگین سنی 6.94±67.17 سال مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز درمانی دولتی و خصوصی شهر گرگان با استفاده از نمونهگیری غیراحتمالی و در دسترس در سال 1397 انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه روا و پایای نیازهای مراقبتی حمایتی بیماران مبتلا به سرطان (supportive care need survey) دارای پنج حیطه نیازهای جسمی و عملکرد روزانه، سیستم سلامت و اطلاعات، حمایتی و مراقبت از بیمار، روانی و جنسی بود.
یافتهها: بین حیطه های جسمی و عملکرد روزانه، حیطه جنسی، حمایت و مراقبت و سیستم سلامت و اطلاعات با جنسیت رابطه آماری معنیداری مشاهده گردید (P<0.05). سالمندان زن در حیطه جسمی و عملکرد روزانه، و سالمندان مرد در حیطه های جنسی، حمایت و مراقبت، سیستم سلامت و اطلاعات نیاز بیشتری برای دریافت کمک داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد نیازهای برآورده نشده در سالمندان مبتلا به سرطان به ویژه در حیطه جسمی و عملکرد روزانه از میزان بالایی برخوردار است.
سعید امیرخانلو، پرنیان اقبالیان، انا راشدی، غلامرضا روشندل، دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: معمولاً کیستهای اکتسابی کلیه در بیمارانی که تحت همودیالیز طولانی مدت قرار میگیرند؛ مشاهده میشود. رشد پیشرونده این کیستها در بیماران بدون علامت هم دیده شده که میتوانند سبب بروز عوارضی همچون خونریزیهای رتروپریتونئال، اریتروسیتوز، عفونت کیستها و رنال سل کارسینوما با متاستازهای دوردست شوند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی کیستهای اکتسابی کلیه و عوامل مرتبط با آن در بیماران همودیالیزی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی به روش سرشماری روی 123 بیمار (63 مرد و 60 زن) با میانگین سنی 13.23±55.89 سال همودیالیزی بخش دیالیز در شهر گرگان طی سالهای 1395 لغایت 1396 انجام شد. افراد مبتلا به کلیه پلیکیستیک اتوزومال، کلیه اسفنجی مدولاری و کلیه کیستیک مدولاری وارد مطالعه نشدند. بررسی کیستهای کلیه با استفاده از روش سونوگرافی انجام شد.
یافتهها: از کل افراد مورد مطالعه، 55 نفر (44.7%) دارای کیست کلیه بودند. در 43 بیمار (51.8%) غیرمبتلا به دیابت و 12 بیمار (30%) مبتلا به دیابت کیست کلیه دیده شد (P<0.05). میانگین سابقه همودیالیز در بیماران دارای کیست کلیه 22.75±29.09 ماه و در بیماران فاقد کیست 14.75±11.22 ماه تعیین شد (P<0.05). در 44 بیمار با سابقه دیالیز 3 بار در هفته و 11 بیمار با سابقه دیالیز 2بار در هفته، کیست کلیه دیده شد و بین ابتلا به کیست کلیه و تعداد بیشتر دفعات دیالیز در هفته ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). میانگین کفایت دیالیز در بیماران دارای کیست کلیه 0.19±1.40 KT/V و در بیماران بدون کیست کلیه 0.22±1.32 KT/V تعیین شد و بالاتر بودن میزان کفایت دیالیز با فراوانی بیشتر کیست کلیه از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: کیستهای کلیه در بیماران با سابقه بیشتر همودیالیز، تعداد بیشتر دفعات دیالیز در هفته، بالاتر بودن کفایت دیالیز و نیز در بیماران با عدم ابتلا به دیابت، شیوع بالاتری نشان داد.
میترا شیرآشیانی، غلامرضا روشندل، حمیرا خدام، دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشگیری از ایجاد لخته طی همودیالیز اثربخشی درمان را با باز نگه داشتن مسیر جریان خون افزایش میدهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر بولوس متناوب نرمال سالین بر کیفیت تشکیل لخته در محفظه وریدی و صافی همودیالیز انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی روی 51 بیمار همودیالیزی در دو گروه مداخله (26 بیمار) و کنترل (25 بیمار) انجام شد. بیماران گروه کنترل تحت مراقبت معمول و گروه مداخله علاوه بر مراقبت معمول، طی 4 ساعت دیالیز در سه نوبت، هر بار 100 میلیلیتر محلول نرمال سالین را به صورت بولوس متناوب دریافت کردند. تمامی بیماران پس از گذشت سه جلسه متوالی همودیالیز (دور اول)، به منظور حذف اثر مداخله، به مدت سه جلسه (دوره پاکسازی) به شیوه معمول همودیالیزشدند. در دور دوم جای گروه مداخله و کنترل تعویض و هر گروه مطابق دور اول تحت همودیالیز قرار گرفت. در پایان هر جلسه، کیفیت تشکیل لخته در محفظه وریدی و صافی دیالیز ثبت و ارزیابی گردید.
یافتهها: در محفظه وریدی ست همودیالیز 74 درصد بیماران گروه مداخله لختهای تشکیل نشد و در 58 درصد موارد گروه کنترل حاوی رینگ فیبروزه بود (P<0.05). بعد از مداخله صافیهای دیالیز نیز در گروه مداخله در 68درصد موارد بدون لخته بودند. در حالی که صافیهای گروه کنترل در 16درصد موارد بدون لخته بودند (P<0.05).
نتیجهگیری: استفاده متناوب از بولوس نرمال سالین در جریان همودیالیز میتواند احتمال ایجاد لخته را در محفظه وریدی و صافی کاهش دهد.
ثابته شیر محمدی فرد، اکرم ثناگو، ناصر بهنام پور، غلامرضا روشندل، لیلا جویباری، دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: علت اصلی ابتلا، مرگ و میر و عوارض قابل پیشگیری در سالمندان، داشتن سبک زندگی ناسالم است. انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت موثرترین عامل در جهت حفظ و ارتقاء سلامت است. این مطالعه به منظور تعیین سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی در سالمندان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 110 سالمند 60 تا 88 ساله با میانگین سنی 6.50±67.49 سال مراجعه کننده به مراکز آموزشی- درمانی شهر گرگان در سال 1398 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه روا و پایای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت نسخه 2 (HPLP-II) بود. این پرسشنامه شامل شش بعد رشد معنوی، مسؤولیتپذیری در مورد سلامت، روابط بین فردی، مدیریت استرس، فعالیت بدنی و تغذیه برای ارزیابی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت است. در این ابزار محدوده نمره کل بین 52 تا 208 است. نمره 103-52 سطح پایین تبعیت از رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی و نمره 155-104 سطح متوسط و نمرات بالای 156 سطح بالا محسوب میشود.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی 17.36±143.52 و در حد متوسط بود. بین سبک زندگی و مشخصات جمعیت شناختی ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). رشد معنوی و ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﺩﻱ بالاترین نمره را از بین شش بعد رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی در سالمندان از نظر فعالیت بدنی و مدیریت استرس در حد پایینی قرار داشت.
ازاده علی عرب، بهرام یغمائی، سیدمحمدحسین قادریان، مرگن کلوی، مسعود خوش نیا، غلامرضا روشندل، زهرا حصاری، حمیدرضا جوشقانی، دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم ژیلبرت اختلال ژنتیکی نسبتاً شایع در متابولیسم بیلیروبین است. در این سندرم با وجود ساختار و عملکرد نرمال کبد، میزان آنزیم یوریدین دی فسفات گلوکورونوزیل ترانسفراز، کاهش یافته و در نتیجه بیلیروبین غیرکنژوگه سرم افزایش مییابد. سندرم ژیلبرت در 3 تا 10 درصد جمعیتها دیده میشود. این مطالعه به منظور تعیین شیوع موارد مشکوک به ابتلا سندرم ژیلبرت استان گلستان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی بر روی 1664 از مراجعین به مراکز بهداشت روستایی و شهرستانهای استان گلستان در محدوده سنی 18 تا 45 سال با آنزیمهای کبدی نرمال طی سال 1393 انجام شد. براساس پراکندگی جمعیتی، به صورت ناشتا از این افراد خون تام تهیه شد. سپس بیلیروبین توتال آنها اندازهگیری گردید. برای افراد دارای بیلیروبین توتال بیشتر از 1.5 میلیگرم بر دسیلیتر، تک دوز خوراکی 600 میلیگرم ریفامپین به صورت ناشتا تجویز شد. افرادی که پس از مصرف ریفامپین بیلیروبین غیرمستقیم بالای 1.3 میلیگرم بر دسی لیتر داشتند؛ به عنوان افراد مشکوک به ابتلا سندرم ژیلبرت در نظر گرفته شدند.
یافتهها: شیوع موارد مشکوک به ابتلا سندرم ژیلبرت (97 نفر) در سطح استان گلستان 5.8% بهدست آمد. سندرم ژیلبرت در مردان (10%) شایعتر از زنان (4.3%) بود (P<0.05). فراوانی سندرم ژیلبرت در قومیت سیستانی 5.4%، قومیت فارس 5.4% و در قومیت ترکمن 6.7% تعیین شد و این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود. فراوانی سندرم ژیلبرت در هرسه قومیت در مردان بیشتر از زنان بود که نتایج در دو قومیت سیستانی و فارس معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: موارد مشکوک به ابتلا سندرم ژیلبرت در مردان شایعتر از زنان بود و این شیوع در قومیت ترکمن بیشتر بود.
سارا مقصودلو، سعید امیرخانلو، غلامرضا روشندل، پژمان خوارزم، دوره 26، شماره 2 - ( تابستان 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مشکلات بیماران در مرحله پایانی نارسایی کلیه (End-Stage Renal Disease: ESRD) تامین دسترسی مناسب برای همودیالیز است که بتواند امکان دیالیز با کیفیت برای مدت طولانی را برای بیمار فراهم نماید. هر اقدامی برای حفظ عملکرد کاتترهای همودیالیز اهمیت دارد. این مطالعه به منظور تعیین عملکرد یکساله کاتترهای طولانی مدت در بیماران همودیالیزی مزمن در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 99 بیمار (34 مرد و 65 زن) دچار ESRD کاندیدای شروع یا ادامه دیالیز با کاتتر در مراکز آموزشی درمانی استان گلستان به صورت سرشماری طی سالهای 1400 لغایت 1401 انجام شد. برای بیماران کاتتر ترانس - ژوگولار تعبیه شد و پس از گذشت یکسال متغیرهای سن، جنس، سابقه ابتلا به بیماری دیابت، سابقه ابتلا به بیماری پرفشاری خون، محل کاتتر (ژوگولار راست یا چپ) و مصرف داروی ضدپلاکت در عملکرد کاتترهای طولانی مدت برای تامین فلوی مناسب همودیالیز ارزیابی شدند.
یافتهها: در 91 نفر (91.9%) عملکرد یکساله کاتتر مناسب ارزیابی شد. سن 61.6% بیماران بیش از 60 سال بود. 69 نفر (69.7%) سابقه ابتلا به فشارخون بالا و 58 نفر (58.6%) سابقه ابتلا به دیابت داشتند. 57 نفر (57.6%) داروی ضد پلاکت دریافت کردند. کاتتر 82 نفر (82.8%) در سمت راست بود. عملکرد کاتتر در افراد با داروی ضدپلاکت به طور غیرمعنیداری بیشتر از افرادی بود که داروی ضدپلاکت مصرف نکردند.
نتیجهگیری: عملکرد کاتترهای طولانی مدت در بیماران همودیالیزی مزمن مرحله پایانی نارسایی کلیه با سن، جنس، دیابت، پرفشاری خون، مصرف داروی ضدپلاکت و سمت ورید ژوگولار کاتتر تعبیه شده، ارتباطی نشان نداد.
عبدالرضا فاضل، سیدرضا خاندوزی، غلامرضا روشندل، فرزاد باقریان، دوره 26، شماره 3 - ( پاییز 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در جهان و ایران شیوع بالایی داشته و با مرگ و میر بالایی همراه است. شیمیدرمانی نئوادجوانت (Neoadjuvant Chemotherapy: NAC) یکی از روشهای درمانی برای بهبود بقاء بیماران است. این مطالعه به منظور تعیین میزان پاسخ به NAC در مبتلایان به سرطان پستان پیشرفته موضعی براساس رسپتورهای شایع مولکولی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 بیمار مبتلا به سرطان پستان (میانگین سنی 41.14±10.06 سال) مراجعه کننده به درمانگاه جراحی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سالهای 1392 لغایت 1397 انجام شد. بیماران بدون متاستاز دوردست تحت رژیم درمانی NAC قرار گرفته و سپس جراحی شدند. مشخصات دموگرافیک، نوع داروها، مشخصات رسپتورهای مولکولی پاسخ به درمان آنها در چک لیستی ثبت شد. پاسخ به درمان و میزان بقاء کلی بیماران ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین اندازه تومور قبل از کموتراپی NAC 3.01±2.47 سانتیمتر (با دامنه 0-8 و میانه 2) بود و 16 درصد گرید 1، 52 درصد گرید 2 و 32 درصد گرید 3 تعیین شد.36 درصد از بیماران سابقه فامیلی مثبت داشتند. 46 درصد ER مثبت، 40 درصد PR مثبت، 22 درصد Her-2 مثبت و 78 درصد Her-2 منفی بودند. 36 درصد شاخص Ki-67 بیش از 30 درصد داشتند. 18 درصد بیماران پاسخ کامل پاتولوژیک داشتند و 82 درصد پاسخ ناکامل و یا منفی داشتند. از لحاظ سابقه فامیلی سرطان پستان وضعیت رسپتورهای Her2، ER، PR، Ki67، گرید هیستولوژیک، اندازه تومور و لنفودای آگزیلاری تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه با و بدون پاسخ پاتولوژیک کامل وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: میزان پاسخ کامل پاتولوژیک به کموتراپی نئوادجوانت در بیماران مبتلا به سرطان پستان پیشرفته موضعی در 18 درصد بیماران دیده شد.
عبدالرضا فاضل، سیدرضا خاندوزی، غلامرضا روشندل، عاشور کر، دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان است که هر ساله باعث مرگ بسیاری از زنان در دنیا میشود. باتوجه به اهمیت تعیین پروگنوز و نقش میزان بیومارکرها این مطالعه به منظور تعیین میزان بیان بیومارکر Ki-67 و ارتباط آن با زمان و محل متاستاز در مبتلایان سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 154 زن مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی5 آذر گرگان طی سالهای 98-1388 انجام شد. در بدو ورود میزان بیان Ki-67 در بافت با استفاده از روش IHC تعیین شد. سایر اطلاعات مورد نیاز از جمله مشخصات دموگرافیک، Stage بیماری، فاصله زمانی تشخیص بیماری تا متاستاز و محل متاستاز مشخص و مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین درصد بیماران در گروه سنی 60-40 سال (63 درصد) بودند. سطح Ki-67 در 45 بیمار (29.2%) زیر 15درصد و در 109 بیمار (70.8%) بالای 15درصد تعیین شد. میان میزان بیان Ki-67 با فاصله زمانی بین تشخیص بیماری تا متاستاز رابطه آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). بین میزان بیان Ki-67 با گروه سنی، محل متاستاز و stage بیماری رابطه آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که افراد با سطح Ki-67 بافتی بالای 15درصد، در زمان کوتاهتری دچار متاستاز شدند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|