15 نتیجه برای خسروی
حسین خسروی، کاظم کاظم نژاد،
دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده
زمینه و هدف: تصادف با وسیله نقلیه، خشونت و نزاع موجب تشدید صدمات جسمی گوناگون از جمله آسیب های فک و صورت می گردد. با توجه به این که گزارش دقیقی در مورد شیوع شکستگی های فک و صورت و ضایعات همراه در استان گلستان وجود نداشت، بر آن شدیم که مطالعه ای با هدف تعیین الگوی شکستگی های فک و صورت در استان گلستان را با بررسی مراجعه کنندگان به مرکز آموزشی- درمانی 5 آذر گرگان طی سال های 84-138 انجام دهیم.روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گذشته نگر، کلیه مراجعین به مرکز آموزشی- درمانی 5 آذر گرگان در طی سال های 84-1382 که شامل 221 نفر بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. متغیرهای دموگرافیک، اتیولوژیک، صدمات همراه و درمان های انجام شده روی بیماران ثبت شد و داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-11.5 توصیف شد.یافته ها : از 221 بیمار بررسی شده، 84.1 درصد مذکر و 15.9 درصد مونث بودند. شایع ترین سن 30-21 سالگی و فراوان ترین علل شکستگی فک و صورت در افراد مورد مطالعه، حوادث رانندگی (72.8 درصد)، سقوط از بلندی (15.4 درصد) و ترومای شدید (11.8 درصد) بود. در بین تصادف ها، شایع ترین علت شامل تصادف با موتورسیکلت (60.9 درصد) می شد. فراوان ترین محل شکستگی در استخوان ماندیبولار (78.7 درصد) و شایع ترین صدمات همراه، ترومای مغز و بافت عصبی (77.2 درصد) بود. بیشترین درمان انجام شده به صورت درمان جراحی باز 73.8) Open reduction درصد) بوده و هیچ موردی از مرگ در بیماران گزارش نشد.نتیجه گیری: علت اکثر شکستگی های فک و صورت حوادث رانندگی، به خصوص موتورسیکلت بود که این موضوع تاکید بر رعایت اصول قوانین رانندگی و استفاده از کلاه و کمربند ایمنی را ضروری تر جلوه می دهد.
دکتر پریسا محققی، دکتر نسترن خسروی، کتایون مهدی آزاد،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : مجرای شریانی باز از مشکلات شایع نوزادان نارس بوده که در صورت عدم درمان در هفته اول تولد منجر به تغییرات همودینامیکی، تشدید علائم تنفسی و نارسائی قلبی میگردد. بستن مجرای شریانی با درمانهای دارویی یا جراحی میباشد و داروهای مورد استفاده مهارکنندههای پروستاگلاندین سنتتاز مانند ایندومتاسین و ایبوبروفن هستند که با دوزها و روشهای مختلفی (خوراکی یا تزریقی) مصرف میگردند. این مطالعه به منظور تعیین اثر ایبوبروفن خوراکی با دو دوز متفاوت در بستن مجرای شریانی نوزادان نارس انجام شد.
روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 44 نوزاد نارس کمتر از 35 هفته حاملگی که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان حضرت رسول اکرم تهران طی سالهای 86-1384 بستری شده بودند و با علائم بالینی و اکوکاردیوگرافی ، باز بودن مجرای شریانی در آنها قطعی شده بود؛ به صورت تصادفی به دو گروه درمانی تقسیم شدند. گروه درمانی اول با دوز کم شامل 23 نوزاد داروی ایبوبروفن خوراکی را به میزان 0.2 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن در 3نوبت دریافت نمودند و گروه درمانی دوم با دوز استاندارد شامل 21 نوزاد داروی ایبوبروفن خوراکی را به مقدار 10 میلیگرم بر کیلوگرم در نوبت اولیه و سپس دو نوبت 5 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن با فاصله هر 24 ساعت دریافت نمودند. نوزادان از نظر بروز عوارض دارو (شامل آنوری/الیگوری، خونریزی گوارشی، تغییر در سطح کراتینین سرم، خونریزی داخل بطنی) و سیر بالینی تحت نظر قرار گرفتند.
یافتهها : بسته شدن مجرا در 17 نوزاد (74%) از گروه درمانی اول (دوز کم) در مقایسه با 16 نوزاد (76%) از گروه درمانی دوم (دوز استاندارد) مشاهده شد. 5 نوزاد (22%) از گروه اول و 3 نوزاد (14%) از گروه دوم به درمان با بروفن پاسخ ندادند و درمان تکرار شد. کاهش حجم ادرار در اثر مصرف دارو در 4درصد موارد مصرف با دوز کم و 33% موارد دوز استاندارد دارو وجود داشت (P<0.05). تفاوتی از نظر سطح کراتینین سرم در دو گروه مشاهده نشد. دو گروه از نظر میزان بروز خونریزی گوارشی تفاوت معنیدار نشان ندادند و یک نوزاد در گروه درمانی اول (4%) و 3 نوزاد در گروه درمانی دوم (14%) دچار خونریزی گوارشی شدند. همچنین دو گروه از نظر خونریزی داخل بطنی تفاوت معنیدار آماری نشان ندادند.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که دوز کم در مقایسه با دوز استاندارد ایبوبروفن خوراکی علیرغم عوارض کلیوی کمتر؛ تفاوتی در میزان بسته شدن مجرای شریانی نوزادان نداشته است.
معصومه (مهناز) مدانلو، دکتر حسین خسروی، خدیجه قبادی، حبیب عبداللهی، طیبه ضیایی، ناصر بهنام پور،
دوره 12، شماره 3 - ( پاييز 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : سالمندی فرآیندی زیستشناختی است که با تغییرات بیولوژیکی و عملکردی در بافتها و اندامهای بدن از جمله خرابی دندانها و از دست دادن آنها همراه است. از آنجایی که سلامت دهان و دندان نقش مهمی در تعیین الگوهای دریافت غذا، چگونگی برآورده شدن نیازهای تغذیهای و در نتیجه سلامت سالمندان و کیفیت زندگی آنان ایفاء مینماید؛ لذا این مطالعه به منظور تعیین وضعیت سلامت دندانهای سالمندان در شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 400 سالمندان بالای 60 سال انجام شد که به روش تصادفی سیستماتیک از دومرکز بهداشتی منتخب دانشگاه علوم پزشکی گرگان طی سال 1385 وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود و با مراجعه به درب منازل سالمندان و معاینه دهان و دندان تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-13 و آزمون کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : در این مطالعه از 400 سالمند بررسی شده؛ 211 نفر زن (52.8%) و 189 نفر مرد (47.3%) بودند. میانگین سنی افراد مورد مطالعه 6.7+-66.7 سال بود. از کل سالمندان مورد مطالعه 60درصد بدون دندان بودند و 40درصد آنان دندان طبیعی داشتند که از این تعداد 10.5% از دندان طبیعی کامل برخوردار بودند. شیوع پوسیدگی دندان در 79 نفر (19.75%) مشاهده شد و 50 نفر (12.5%) دارای دندان پرشده بودند که این تعداد از 1تا16 دندان (3.7+-4.8) متغیر بود. سن و میزان درآمد با تعداد دندانهای موجود در سالمندان رابطه آماری معنیدار داشتند (P<0.05). تعداد دندانها با سن رابطه معکوس و با میزان درآمد رابطه مستقیم داشت. نتیجهگیری : با توجه به از دست دادن دندان در 60درصد سالمندان و وجود پوسیدگی دندانها در نزدیک به 20درصد از سالمندان, لزوم رسیدگی به وضعیت سلامت دندان قبل از سالمندی تاکید میشود.
دکتر نسرین خالصی، دکتر نسترن خسروی، دکتر مهران حقیقی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : با توجه به فراوانی احتمالی نقص آنزیم گلوکز-6-فسفات دهیدروژناز (G6PD) در ایران، غربالگری وسیع نوزادان در بدو تولد از طریق آزمایش خون بند ناف مطرح میباشد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی نقص آنزیم G6PD در نوزادان متولد شده در بیمارستان اکبرآبادی تهران و همچنین ارتباط بین کمبود G6PD با جنس نوزاد، بروز زردی، همولیز و کمخونی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی نمونه خون بندناف 450 نوزاد (245 پسر و 205 دختر) متولد شده در بیمارستان اکبرآبادی تهران در سالهای 88-1387 انجام شد. اطلاعات شامل جنس نوزاد، سن حاملگی، بروز زردی، همولیز و کمخونی در پرسشنامه ثبت شد و در روزهای بعد تا هنگام ترخیص، نوزادان از لحاظ بروز زردی معاینه شدند. آزمایش G6PD به روش Fluorecsent Spot Test (FST) انجام گردید. این نوزادان از لحاظ زردی مورد مراقبت بیشتری قرار گرفتند و همچنین فعالیت آنزیم آنها به روش اسپکتروفوتومتری تعیین شد. یافتهها : از 450 نوزاد مورد مطالعه، نقص آنزیم گلوکز-6-فسفات دهیدروژناز در 9 نوزاد (8 پسر و 1 دختر) مشاهده گردید. فراوانی نقص آنزیم در این مطالعه 2درصد (3.3 درصد در پسرها و 0.5 درصد در دخترها) تعیین شد. از 9 نوزاد شناسایی شده 6 نوزاد (66.7درصد) دچار زردی نوزادی شدند. 4 نوزاد با نوردرمانی و 2 نوزاد با تعویض خون درمان شدند. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که نقص آنزیم گلوکز-6-فسفات دهیدروژناز در پسران شیوع بیشتری دارد. لذا غربالگری وسیع نوزادان پسر در بدو تولد از طریق آزمایش خون بندناف توصیه میگردد.
دکتر محمدرضا رمضان پور، عباس خسروی،
دوره 15، شماره 1 - ( بهار 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : چاقی و رژیم غذایی با چربی اشباع شده بر لیپوپروتئینهای سرم اثر منفی میگذارد. بهترین روش برای درمان چاقی و کاهش لیپوپروتئینهای سرم استفاده از رژیم غذایی حاوی اسیدهای چرب اشباع نشده توأم با ورزشهای استقامتی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرین هوازی و مصرف بادام زمینی بر سطح سرمی لیپوپروتئینهای مردان دارای اضافه وزن و چاق انجام شد. روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 36 مرد چاق و دارای اضافه وزن با میانگین سنی 3.4±41.82 سال و نمایه توده بدنی 2.50±32.38 در شهرستان گالیکش استان گلستان در سال 1388 انجام شد. افراد به صورت غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند. آزمودنیها به سه گروه 12 نفری کنترل، تمرین هوازی (گروه تجربی اول) و تمرین هوازی توأم با مصرف روزانه 50 گرم بادام زمینی (گروه تجربی دوم) تقسیم شدند. نمونه خون اخذ شده قبل و بعد از دوره تمرینی از نظر کلسترول تام، تریگلیسرید، لیپوپروتئین با چگالی بالا، لیپوپروتئین با چگالی پایین و لیپوپروتئین با چگالی خیلی پایین مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. دادهها با استفاده از SPSS-16 و آزمونهای ANOVA و LSD تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : میزان کاهش سطح میانگین کلسترول تام، تریگلیسرید، لیپوپروتئین با چگالی پایین و لیپوپروتئین با چگالی خیلی پایین در گروه تجربی دوم نسبت به دیگر گروههای مورد مطالعه از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده بهبود سطح سرمی لیپوپروتئین به ویژه تریگلیسرید و لیپوپروتئین با چگالی خیلی پایین در اثر تمرینات هوازی توأم با مصرف بادام زمینی در مردان دارای اضافه وزن و چاق بود.
حسین خسروی، محمدحسین تازیکی، رسول محمدی،
دوره 15، شماره 2 - ( تابستان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : دندان عقل نهفته بهویژه مولار سوم در اکثر شاخههای علم پزشکی دارای اهمیت است. زاویه قرارگیری دندان مولار از اهمیت بالایی در چگونگی درمان و عوارض آن دارد. این مطالعه به منظور تعیین زاویه دندان عقل نهفته در فک تحتانی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 429 بیمار (269 مرد و 160 زن) انتخابی برای جراحی دندان عقل نهفته در استخوان فک تحتانی مراجعه کننده به کلینیک جراحی فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سالهای 90-1389 انجام شد. قبل از عمل تشخیص توسط معاینه فیزیکی و رادیوگرافی OPG صورت گرفت. مشخصات بیماران شامل سن، جنس، قومیت، زاویه نهفتگی دندان نهفته، اقدامات تشخیصی و درمانی ثبت گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمونهای t-test و Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : در مجموع 480 دندان عقل نهفته مطالعه شد. میانگین سن بیماران 6.21±26.06 سال بود. فراوانی نهفتگی مولر سوم در مردان (62.7%) شایعتر از زنان (38.30%) بود. دندان عقل نهفته فک تحتانی در 189 فرد (44.1%) سمت چپ، در 200 فرد (46.6%) سمت راست و در 40 فرد (9.3%) به صورت دوطرفه بود. در بررسی زاویه نهفتگی مزیوانگولار (41.7%) و نوع دیستوانگولار (3.5%) به ترتیب بالاترین و کمترین میزان شیوع را به خود اختصاص دادند. در نوع دوطرفه نیز نوع مزیوانگولار-مزیوانگولار (48.8%) شایعترین نوع بود. همچنین در تمامی قومیتها نوع مزیوانگولار شایعترین نوع بود. شایعترین زاویه قرارگیری دندان عقل نهفته در هر دو جنس از نوع مزیوانگولار بود. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که شایعترین زاویه قرارگیری دندان عقل نهفته در فک تحتانی از نوع مزیوانگولار است.
نعمت الله امینی سرتشنیزی، حسین تیموری، صابر زهری، محسن مبینی دهکردی، سمیه خسروی، رقیه امینی سرتشنیزی،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : کرایزین یک ترکیب طبیعی و فعال از لحاظ بیولوژیکی است که از بسیاری از درختان، عسل و پروپولیس استخراج میگردد. کرایزین دارای چندین فعالیت فارماکولوژیکی از جمله خصوصیات ضدالتهابی، ضدسرطانی و آنتیاکسیدانی قوی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کرایزین بر AGS human gastric epithelial cell line سرطان معده انسان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی کرایزین در دیمتیل سولفوکساید (DMSO) حل و اثرات سایتوتوکسیسیتی غلظتهای 10، 15، 20، 30، 40، 50، 60، 80 و 100 میکرومولار بر میلیلیتر کرایزین بر سلولهای AGS بررسی شد. زیستایی سلولها با استفاده از آزمایش سنجش MTT بعد از 24، 48 و 72 ساعت تیمار اندازهگیری و با زیستایی نمونههای کنترل مقایسه گردید. یافتهها : کرایزین از رشد و تکثیر رده سلولی AGS سرطان معده انسان ممانعت نمود. این اثرات وابسته به غلظت کرایزین و زمان تیمار بود. IC50 تقریباً برابر با 60 و 30 و 20 میکرومولار بر میلیلیتر به ترتیب در زمانهای 24 و 48 و 72 ساعت بهدست آمد (P<0.05). نتیجهگیری : کرایزین در محیط آزمایشگاهی، فعالیت ضدتکثیری بر روی سلولهای سرطانی معده انسان نشان داد.
بهناز خدابخشی، عبداله عباسی، آیدا هاشمی فرد، فاطمه قاسمی کبریا، مینا خسرویان،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : درمان با داروهای ضدسل موثرترین روش کنترل بیماری سل است. با شناسایی عوارض داروهای ضدسل و درمان آنها میتوان از ایجاد مقاومت دارویی جلوگیری نمود. این مطالعه به منظور تعیین عوارض منجر به بستری ناشی از مصرف داروهای ضدسل ثبت شده طی سالهای 90-1386 در مراکز بهداشتی شهری و روستایی شهرستان گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 1550 پرونده بیماران مبتلا به سل در گرگان انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و بالینی در پرسشنامهای ثبت شد. عوارض دارویی در سه دسته کبدی، پوستی و سایر عوارض تقسیم شدند. یافتهها : 44 بیمار مبتلا به سل (2.8%) دارای عوارض دارویی منجر به بستری بودند که 27 نفر (61.4%) از آن زن بودند. بین وقوع عوارض دارویی با سن و جنس ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد. 34 بیمار (77.3%) به سل ریوی و 10 بیمار (22.7%) به سل خارج ریوی مبتلا بودند. 17 نفر (38.6%) از مسلولین مبتلا به دیابت بودند. بین وقوع عارضه دارویی و بیماری زمینهای ارتباط آماری معنیداری مشاهده نگردید. عارضه کبدی در 37 بیمار (84.1%)، عارضه پوستی در 5 بیمار (11.4%) و سایر عوارض در 2 بیمار (4.5%) منجر به بستری شده بود. نتیجهگیری : عارضه کبدی فراوانترین علت بستری ناشی از مصرف داروهای ضدسل در شهرستان گرگان بود.
ملیحه خسروی زاد، علی زارعی، محمد علی چوبینه، فرهاد کریمی، زهرا صادق پور، زهرا کریمی، ساره برادران، اعظم شهر آشوب،
دوره 18، شماره 4 - ( زمستان 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : هیپرلیپیدمی به عنوان یکی از مهمترین عوامل خطر دخیل در بروز بیماریهای عروقی و از دلایل عمده مرگ محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی بخشهای هوایی گیاه خوشاریزه بر محور هیپوفیزی - تیروئیدی و میزان پروفایل لیپیدی موشهای صحرایی هیپرکلسترولمیک انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در پنج گروه هشت تایی قرار گرفتند. گروه کنترل رژیم غذایی عادی و گروه هیپرکلسترولمیک رژیم غذای چرب را دریافت نمودند. گروههای تجربی هیپرکلسترولمیک به ترتیب دوز mg/kg/bw 100، 200 و 300 از عصاره هیدروالکلی بخشهای هوایی گیاه خوشاریزه را به صورت گاواژ روزانه طی 42 روز دریافت کردند. در انتهای مطالعه غلظت سرمی کلسترول، تری گلیسیرید، لیپوپروتئین کمچگال، لیپوپروتئین بسیار کمچگال، لیپوپروتئین پرچگال، تیروکسین، تری یدوتیرونین و هورمون محرکه تیروئیدی اندازهگیری شد.
یافتهها : مقادیر سرمی لیپوپروتئین کمچگال، لیپوپروتئین بسیار کمچگال، کلسترول و تری گلیسیرید گروه تجربی دریافت کننده دوز حداقل عصاره (100 mg/kg/bw) نسبت به گروه هیپرلیپیدمی شده کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). مقادیر سرمی لیپوپروتئین پرچگال، هورمون محرکه تیروئیدی و تیروکسین گروه دریافت کننده دوز حداکثر عصاره (300 mg/kg/bw) بهصورت معنیداری نسبت به گروه هیپرکلسترولمیک افزایش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری : عصاره هیدروالکلی گیاه خوشاریزه به صورت وابسته به دوز سبب تغییرات پروفایل لیپیدی و هورمونهای تیروئیدی موشهای هیپرکلسترولمیک میگردد.
نگین عرفانیان خدیوی، فیروزه درخشان پور، عفیفه خسروی، لیلا کاشانی،
دوره 22، شماره 4 - ( زمستان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اضطرابی یکی از متداولترین اختلالات روانپزشکی دوره کودکی بهشمار میرود. برخی مطالعات بعد خانوار را عامل مهمی در ایجاد این اختلالات دانستهاند. با این حال به نتایج قانع کنندهای در این زمینه نرسیدهاند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلالات اضطرابی کودکان 8 تا 12 ساله خانوادههای تک فرزند و چند فرزند شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 732 کودک (343 پسر و 389 دختر) مراجعه کننده به درمانگاهها بیمارستان طالقانی (بغیر از درمانگاه روانپزشکی) و مطبهای متخصصین اطفال در شهر گرگان طی سال 1396 انجام شد. افراد با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه مقیاس اضطراب کودکان اسپنس(Spence Children’s Anxiety Scale: SCAS) تکمیل گردید. متغیرهایی مشتمل بر اضطراب جدایی، ترس اجتماعی، اضطراب فراگیر، حملات هراس و ترس از فضای باز، وسواس فکری و عملی و ترس از آسیب فیزیکی ارزیابی شدند.
یافتهها: در تمام زیر گروههای اضطرابی به غیر از اضطراب عمومی، میانگین نمرات بهطور معنیداری در کودکان خانوادههای چندفرزند نسبت به خانوادههای تک فرزند بالاتر و از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر شیوع بالای اختلالات اضطرابی در خانوادههای چند فرزندی در مقایسه با خانوادههای تک فرزندی است.
علی ملکا، صادق خسروی، عبدالرحمان چرکزی، باقر پهلوان زاده، زهرا خسروی، مهدی خسروی،
دوره 22، شماره 4 - ( زمستان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن و نیز بزرگترین مشکل بهداشتی در همه کشورها است؛ به طوری که سازمان بهداشت جهانی از آن به عنوان اپیدمی خاموش نام برده است. خود مراقبتی یکی از عوامل مهم در کنترل گلوکز سرم بیماران دیابتی است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط رفتارهای خود مراقبتی با سطح هموگلوبین گلیکوزیله بیماران مبتلا به دیابت تیپ II انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 239 بیمار مبتلا به دیابت تیپ II با روش نمونهگیری تصادفی ساده در روستاهای شهرستان گالیکش استان گلستان طی سال 1394 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد خود مراقبتی دیابت به همراه متغیرهای دموگرافیک و انجام آزمایش HbA1C بود. تکمیل اطلاعات و گرفتن نمونه با مراجعه به خانه بهداشت و فراخوان بیماران انجام شد و رفتارهای خود مراقبتی و ارتباط آن با سطح هموگلوبین گلیکوزیله مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن بیماران 10.70±56.92 سال بود. بین کنترل گلوکز سرم با هیچیک از آیتمهای خودمراقبتی مورد مطالعه ارتباط آماری معنیداری یافت نشد. میانگین HbA1C بیماران 1.85±8.23 درصد بود. 97 بیمار (40.6%) کنترل گلوکز سرم خوب (کمتر از 7.5%) داشتند. خود مراقبتی بیماران با میانگین 3.58 در وضعیت متوسطی قرار داشت که از بین آنها بیشترین نمره مربوط به رعایت رژیم دارویی به میزان 6.60 و کمترین آن مربوط به خودکنترلی گلوکز سرم به میزان 0.88 و فعالیت فیزیکی منظم به میزان 2.03 تعیین شد.
نتیجهگیری: خود مراقبتی بیماران مورد مطالعه در وضعیت متوسطی قرار داشت. لذا انجام مداخلات برای افزایش خود مراقبتی بیماران توصیه میشود.
محمد پرستش، شهین امیدی، اسفندیار خسروی زاده، عباس صارمی،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش سطح فریتین در پاتوژنز دیابت میتواند نقش داشته باشد. این مطالعه به منظور مقایسه تمرینات هوازی به دو روش تناوبی و تداومی بر سطح سرمی فریتین و آهن موشهای صحرایی نر دیابتیک انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 28 سر موش صحرایی نژاد ویستار در محدوده وزنی 54±205 گرم به صورت تصادفی در 4 گروه شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی توام با تمرین هوازی تناوبی و دیابتی توام با تمرین هوازی تداومی تقسیم شدند. گروههای دیابتی تمرین هوازی تناوبی و هوازی تداومی را یک هفته بعد از القاء دیابت توسط استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید، به مدت 10 هفته بهوسیله تردمیل انجام دادند. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه سرم خون موشهای صحرایی برای بررسی متغیرهای خونی (فریتین ،آهن و گلوکز سرم) جمعآوری شد و شاخص مقاومت به انسولین برای هر حیوان تعیین گردید.
یافتهها: القاء دیابت موجب افزایش آماری معنیدار سطح سرمی فریتین و آهن در گروه دیابتی کنترل نسبت به گروه کنترل سالم شد (P<0.05). تمرین هوازی تناوبی و هوازی تداومی موجب کاهش معنیدار گلوکز سرم ناشتا، سطح سرمی فریتین، آهن و شاخص مقاومت به انسولین در گروههای تمرینی دیابتی نسبت به گروه کنترل دیابتی شد (P<0.05). بین تغییرات حاصل شده در دو روش تمرینی تناوبی و تداومی تفاوت آماری معنیداری در متغیرهای وابسته مشاهده نشد.
نتیجهگیری: دو روش تمرینی هوازی تناوبی و تداومی در موشهای صحرای دیابتیک ﺑﺎ کاهش سطح سرمی فریتین و آهن و همچنین ﺑﻬﺒﻮد گلوکز سرم ناشتا و انسولین سرمی، ﻣﻮﺟﺐ کاهش شاخص مقاومت به انسولین و بهبود وضعیت گلیسمی موشهای صحرایی دیﺎﺑﺘﯽ میگردد.
لادن کیا لاشکی، محمد خادملو، مهرنوش کوثریان، مریم زرین کمر، پژمان خسروی، پیمان بزازی،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آنمی فقر آهن منجر به کاهش ضریب هوشی و کاهش قدرت یادگیری و توانمندیهای ذهنی و جسمی میشود. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت آهن یاری شیرخواران 6 تا 24 ماه تحت پوشش مراکز جامع سلامت شهرستان میاندرود در استان مازندران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 400 شیرخوار ۶ تا ۲۴ ماهه تحت پوشش مراکز جامع سلامت شهرستان میاندرود در استان مازندران در ششماه دوم سال 1398 انجام شد. وضعیت مصرف قطره آهن و آگاهی مادران در این زمینه مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سن شیرخواران 4.8±13.8 ماه و مادران 5.6±28.8 سال بود. مصرف قطره آهن در 274 مورد (68.5%) به صورت منظم، 106 مورد (26.5%) گاه به گاه بود و 20 مورد (5%) اصلاً از قطره آهن مصرف نکرده بودند. نمره آگاهی مادران با نوع مصرف قطره آهن، صدک قد و سطح تحصیلات مادر ارتباط آماری معنیداری داشت (P<0.05). از علل مصرف نامنظم قطره آهن در شیرخواران بیشترین فراوانی مربوط به فراموشی (28.8%) ، استفراغ کودک (9.5%) و سیاه شدن دندانهای کودک (9%) تعیین شدند.
نتیجهگیری: آگاهی مادران نسبت به مصرف قطره آهن خوب ارزیابی شد؛ اما مهمترین موانع مصرف منظم قطره آهن توسط مادران شامل فراموشی، استفراغ کودک و سیاه شدن دندانهای شیرخواران تعیین شدند.
محمد عارفی، ایوب خسروی، عباس عبداللهی، سیدحمید آقائی بختیاری، نائمه جاوید، انورسادات کیان مهر،
دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: میکروRNA ها (microRNAs) زمینه جدیدی را در تشخیص مولکولی سرطانها فراهم کردهاند. هرچند هنوز نقش آنها در گردش سرم یا پلاسما در سرطان کولورکتال به خوبی مشخص نشده است. این مطالعه به منظور ارزیابی بیان let-7d microRNA در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 40 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال و 40 فرد سالم انجام شد. مقدار 7 میلیلیتر نمونه خون از گروه مورد (قبل و بعد از جراحی) و از گروه شاهد (در یک مرحله) اخذ شد. سرم جداسازی شد و تا انجام آزمایشات مولکولی در دمای منفی 80 درجه سانتیگراد ذخیره گردید. استخراج میکروRNA از نمونههای سرمی انجام و سنتز cDNA صورت گرفت. میزان بیان let-7d با استفاده از روش RT-qPCR انجام شد. دادهها با کمک نرمافزار GraphPad Prism 9 آنالیز شدند. آنالیز منحنی راک (ROC)، حساسیت و ویژگی روی دادههای let-7d microRNA به منظور معرفی بیومارکر تشخیصی بین گروه مورد قبل از عمل جراحی با گروه شاهد محاسبه گردید.
یافتهها: میزان بیان let-7d microRNA در نمونههای قبل از عمل جراحی گروه مورد در مقایسه با نمونههای گروه شاهد کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). میزان بیان let-7d microRNA گروه مورد بعد از جراحی در مقایسه با قبل از جراحی افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). آنالیز منحنی راک (ROC) برای let-7d microRNA در گروه مورد قبل از عمل با گروه شاهد نشان داد که حساسیت 33.3%، ویژگی 92.3% و سطح زیرمنحنی (AUC) 0.622 تعیین شد.
نتیجهگیری: let-7d microRNA به طور بالقوه میتواند به عنوان یک بیومارکر تشخیصی غیرتهاجمی جدید در تشخیص زود هنگام سرطان کولورکتال مطرح باشد؛ هرچند انجام مطالعات بیشتری در این زمینه نیاز است.
زهرا جعفری، محمدحسین راضی جلالی، سارا لرکی، محمد خسروی،
دوره 26، شماره 3 - ( پاییز 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان کولورکتال سومین سرطان شایع در مردان و دومین سرطان شایع در زنان است. استفاده از انگلها یا آنتیژنهای انگل یکی از نوینترین روشهای درمانی برای سرطان است که هنوز در فاز انسانی مورد استفاده و تایید قرار نگرفته است. این مطالعه به منظور تعیین اثر سمیت سلولی کربوهیدراتهای تخلیص شده از لایه هیالن، مایع و پروتواسکولکس کیست هیداتید بر رده سلولی سرطان کولورکتال انسانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی دو کبد گوسفند و دو کبد گاو آلوده به کیست هیداتید و رده سلولی آدنوکارسینومای کولورکتال انسانی (LS174T) خریداری شده از انستیتو پاستور ایران در دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز طی سال 1401 انجام شد. مایع کیست، پروتواسکولکسها و نیز لایه هیالن از کبدهای آلوده به کیست هیداتید جدا شدند و گلیکوپروتئینها و گلیکولیپیدهای بخشهای مختلف کیست به روش کلروفرم - متانول استخراج شدند. با روش بتا الیمینیشن کربوهیدراتها تخلیص شدند و حضور آنها با روش اسیدسولفوریک فنول تایید شد. سمیت سلولی کربوهیدراتهای تخلیص شده بر رده سلولی LS174T با استفاده از روش MTT به مدت 24 ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: رقتهای 0.5 و 0.25 کربوهیدراتهای تخلیص شده از گلیکوپروتئینها و گلیکولیپیدهای کیست هیداتید بهطور معنیداری باعث مهار رشد سلولهای LS174T شد (P<0.05). ارزیابی سمیت سلولی در مرحله اول نشان داد که کربوهیدراتهای تخلیص شده از گلیکوپروتئین مایع کیست گوسفند (38.60±1.33%)، گلیکوپروتئین لایه هیالن کیست گاو (36.61±1.76%)، گلیکولیپید لایه هیالن کیست گاو (38.94±2.99%)، گلیکوپروتئین پروتواسکولکس کیست گاو (40.27±3.66%) و گلیکولیپید پروتواسکولکس کیست گوسفند (37.94±1.99%) بهطور معنیداری اثرات مهاری بارزتری دارند (P<0.05). غربالگری بعدی با روش MTT نشان داد که کربوهیدراتهای تخلیص شده از گلیکوپروتئینهای جداشده از مایع کیست هیداتید گوسفند (52.35±10.24%) و گلیکولیپید جدا شده از لایه هیالن کیست هیداتید گاو (53.40±7.88%) و گلیکولیپید جدا شده از پروتواسکولکس کیست هیداتید گوسفند (53.05±5.06%) بهطور معنیداری دارای اثرات مهاری بارزتری بر رشد سلولهای سرطانی LS174T بودند (P<0.05).
نتیجهگیری: کربوهیدراتهای جدا شده از گلیکوپروتئینها و گلیکولیپیدهای لایه هیالن و پروتواسکولکس مایع کیست هیداتید اثر ضدسرطانی قابل توجهی بر رده سلولی سرطان کولورکتال LS174T دارند.