|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
حسین خسروی، محمدحسین تازیکی، رسول محمدی، دوره 15، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : دندان عقل نهفته بهویژه مولار سوم در اکثر شاخههای علم پزشکی دارای اهمیت است. زاویه قرارگیری دندان مولار از اهمیت بالایی در چگونگی درمان و عوارض آن دارد. این مطالعه به منظور تعیین زاویه دندان عقل نهفته در فک تحتانی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 429 بیمار (269 مرد و 160 زن) انتخابی برای جراحی دندان عقل نهفته در استخوان فک تحتانی مراجعه کننده به کلینیک جراحی فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سالهای 90-1389 انجام شد. قبل از عمل تشخیص توسط معاینه فیزیکی و رادیوگرافی OPG صورت گرفت. مشخصات بیماران شامل سن، جنس، قومیت، زاویه نهفتگی دندان نهفته، اقدامات تشخیصی و درمانی ثبت گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمونهای t-test و Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : در مجموع 480 دندان عقل نهفته مطالعه شد. میانگین سن بیماران 6.21±26.06 سال بود. فراوانی نهفتگی مولر سوم در مردان (62.7%) شایعتر از زنان (38.30%) بود. دندان عقل نهفته فک تحتانی در 189 فرد (44.1%) سمت چپ، در 200 فرد (46.6%) سمت راست و در 40 فرد (9.3%) به صورت دوطرفه بود. در بررسی زاویه نهفتگی مزیوانگولار (41.7%) و نوع دیستوانگولار (3.5%) به ترتیب بالاترین و کمترین میزان شیوع را به خود اختصاص دادند. در نوع دوطرفه نیز نوع مزیوانگولار-مزیوانگولار (48.8%) شایعترین نوع بود. همچنین در تمامی قومیتها نوع مزیوانگولار شایعترین نوع بود. شایعترین زاویه قرارگیری دندان عقل نهفته در هر دو جنس از نوع مزیوانگولار بود. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که شایعترین زاویه قرارگیری دندان عقل نهفته در فک تحتانی از نوع مزیوانگولار است.
فریدا عابسی، احسان موعودی، سینا حقانی فر، مصطفی نجفی، دوره 17، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : ناحیه قدامی فک پایین محل انجام بسیاری از اعمال جراحی فک و دندان است. از طرفی این ناحیه محل شاخه ثنایایی عصب آلوئولار تحتانی است. این مطالعه به منظور تعیین میزان رویت و پیشروی شاخه ثنایایی عصب آلوئولار تحتانی در تصاویر Cone Beam Computed Tomography انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تحلیلی 105 تصویر CBCT از نظر وجود یا عدم وجود شاخه ثنایایی و میزان پیشروی عصب آلوئولار تحتانی بررسی شدند. یافتهها : در 83 تصویر (79%) پیشروی شاخه ثنایایی عصب آلوئولار تحتانی دیده شد و از این تعداد 15 مورد (18.07%) پیشروی یک طرفه و 68 مورد (78.31%) پیشروی دو طرفه داشتند. پیشروی کانال ثنایایی عصب آلوئولار تحتانی در 49 تصویر (59%) تا دندان سانترال، 22 مورد (26.5%) تا دندان لترال و در 12 تصویر (14.5%) تا دندان کانین بود. بین جنسیت با پیشروی و رویت شاخه ثنایایی عصب آلوئولار تحتانی ارتباط آماری معنیداری یافت نشد. همچنین پیشروی شاخه ثنایایی عصب آلوئولار تحتانی با سن افراد ارتباط آماری معنیداری نشان نداد. نتیجهگیری : با توجه به رویت درصد بالایی از شاخه ثنایایی عصب آلوئولار تحتانی و تعیین میزان پیشروی آن در تصاویر CBCT، میتوان از این روش برای ارزیابی دقیق ناحیه قدامی فک پایین استفاده نمود.
محبوبه پورافراسیابی، فریده کوچک، محمد آریایی، سیده مریم طیاری، دوره 19، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : مولرهای اول دائمی به دلیل شکل آناتومیک خاص، رویش زود هنگام و عدم اطلاع والدین از دائمی بودن آنها مستعد پوسیدگی هستند. این مطالعه به منظور تعیین شاخص پوسیدگی دندان مولر اول دائمی (DMF6) و برخی از عوامل مرتبط با آن در دانشآموزان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 400 دانش آموز 12 ساله (200 دختر و 200 پسر) به روش نمونهگیری ترکیبی (طبقهای و خوشهای) از مدارس دولتی و غیردولتی در شهرستان گرگان طی سالهای 95-1394 انجام شد. معاینه دندان مولر اول دائمی انجام گردید. سطح تحصیلات والدین، تعداد دفعات مسواک زدن و مصرف روزانه میان وعدههای غذایی حاوی مواد قندی در پرسشنامهای ثبت شد. به هر دندان مولر اول دائمی پوسیده، کشیده و پرشده عدد یک داده شد. این اعداد برای محاسبه شاخص DMF6 در هر فرد با هم جمع شدند.
یافتهها : شاخص DMF6 مساوی صفر در 19.5% و شاخص DMF6 با مقادیر یک الی چهار در 80.5% از کودکان تعیین شد. میانگین شاخص DMF6 2.23+-0.07 و بهطور معنیداری در دخترها 2.39+-0.10 بیش از پسرها 2.07+-0.11 بود (P<0.05). با افزایش سطح تحصیلات پدر و مادر و تعداد دفعات مسواک زدن و کاهش مصرف میان وعدههای قندی، شاخص DMF6 کاهش یافت.
نتیجهگیری : وضعیت پوسیدگی در دانشآموزان 12 ساله گرگان بیشتر از حد استاندارهای جهانی تا سال 2020 بود. جنس کودک، میزان تحصیلات والدین، تعداد دفعات مسواک زدن و مصرف میان وعدههای قندی نقش مهمی در میزان پوسیدگی دندان دارند.
پوریا آرویش، آرمینا بهنام، ابوالفضل سلیمی، محمدعلی وکیلی، جمیله رمضانی، دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: خروج دندان دایمی از حفره خود (Tooth Avulsion) بر اثر ضربه، یک اورژانس نسبتاً شایع در دندانپزشکی کودکان است. پیشآگهی دندان دچار Avulsion بستگی به اقدامات صحیح و کارآمد افراد غیرمتخصص حاضر در مکان وقوع آسیب، مانند والدین کودک و معلمان مدارس، قبل از مراجعه به دندانپزشک دارد. این مطالعه به منظور تعیین آگاهی والدین از اقدام درمانی فوری خروج دندان از حفره بر اثر ضربه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی به روش مقطعی روی ۲۶۴نفر از والدین شامل 76.8% مادران و 23.2% پدران دارای کودکان ۶ تا ۱۲ ساله مراجعه کننده به بیمارستان آیتالله طالقانی گنبد کاووس استان گلستان طی سال 1394 انجام شد. والدین با استفاده از پرسشنامهای 11 موردی (پرسشهای عینی) مورد مصاحبه قرار گرفتند. پرسشنامه شامل مشخصات فردی و آگاهی والدین از اقدامات مورد نیاز پس از وقوع Avulsion دندان بود.
یافتهها: 84.8% از والدین آگاهی کافی از اقدامات درمانی در هنگام وقوع Avulsion دندان را نداشتند. میزان آگاهی پدران و مادران به ترتیب 13.3% و 16% تعیین شد. بین سطح تحصیلات، سن و جنسیت افراد با میزان آگاهی آنها رابطه آماری معنیداری مشاهده نگردید. اکثریت والدین (80.8%) هرگز مشاوره و یا توصیهای در مورد چگونگی اقدامات پس از وقوع Avulsion دندان دریافت نکرده بودند.
نتیجهگیری: آگاهی والدین در مورد اقدام لازم هنگام Avulsion دندان بسیار پایین ارزیابی شد. لذا با توجه به عواقب جبرانناپذیر این آسیب در صورت عدم اقدام به موقع، افزایش آگاهی والدین ضروری است.
فهیمه میرزاعلی، امیررضا احمدی نیا، غلامرضا روشندل، دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تحلیل لثه سبب افزایش حساسیت دندانی، پوسیدگی سرویکالی و مشکلات زیبایی میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی تحلیل لثه با رعایت مناسب بهداشت دهان در دانشجویان دندانپزشکی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی به روش مقطعی روی 214 دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سالهای 97-1396 انجام شد. پس از اخذ اطلاعات دموگرافیک، معاینات شامل تعیین شاخص ساده شده بهداشت دهان، شاخص لثه، تحلیل لثه، عرض لثه کراتینیزه، چسبندگی فرنوم، آسیب ناشی از مسواک، قرار گیری نامناسب در قوس دندانی، بیماری پریودنتال مخرب و عوامل یاتروژنیک انجام شد.
یافتهها: فراوانی تحلیل لثه 23.8% تعیین شد. تحلیل لثه کلاس 1 و 2 به ترتیب 84.62% و 15.38% مشاهده گردید و هیچکدام از آزمودنیها تحلیل لثه کلاس 3 و 4 نداشتند. بین عوامل اتیولوژیک آسیب ناشی از مسواک در 35.41% از افراد دارای تحلیل لثه به عنوان عامل اصلی یافت شد (P<0.05). عوامل اصلی شامل درمانهای ارتودنسی (12.5%)، بیماری پریودنتال مخرب (10.41%) و فرنوم نابجا (6.25%) تعیین شدند. عوامل مستعد کننده شامل مالپوزیشن دندانی (20.83%) و کمبود لثه کراتینیزه (14.58%) تعیین شدند.
نتیجهگیری: آسیب ناشی از مسواک و مالپوزیشن دندانی مهمترین عوامل مستعد کننده در تحلیل لثه دانشجویان تعیین شدند.
هدی فرمان آرا، حکیمه احدیان، دوره 21، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ﻳﻜﻲ از شاخصهای سلامت در انسان طبیعی بودن تعداد و ابعاد سلولهای خونی است. این مطالعه بهمنظور انجام غربالگری بیماریهای خون و خونریزی دهنده مراجعین به بخش بیماریهای دهان دانشکده دندانپزشکی یزد اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به روش مقطعی روی 273 بیمار مراجعه کننده به بخش بیماریهای دهان دانشکده دندانپزشکی یزد طی سالهای 95-1394 انجام شد. اطلاعات سن، جنس، بیماری سیستمیک و نوع آن، تاریخچه پزشکی و معاینات بالینی بیماران و نیز نوع تستهای درخواستی فوق و علت درخواست ثبت گردید.
یافتهها: تستهای خونریزیدهنده و انعقادی برای 63 نفر (23.4%) و CBC برای 210 نفر (76.9%) درخواست شده بود. نتایج آزمایش شمارش کامل سلولهای خونی افراد مبتلا به بیماری سیستمیک (53 مورد، 25.2%) در اکثر موارد طبیعی بود. بیشترین بیماری سیستمیک بهترتیب شامل بیماریهای قلب و عروقی (56 درصد) و اختلالات خونریزی دهنده (19 درصد) تعیین گردید. بیشترین درصد غیرطبیعی بودن اجزایCBC مربوط به توزیع غیرطبیعی نوتروفیلها (84.9%) بود. بین نتایج آزمایشهای CBC و اجزای آن و نیز BT،PT، PTT با سن بیماران ارتباط آماری معنیداری یافت نشد. میزان Hb، شمارش پلاکت و INR تفاوت آماری معنیداری با سن بیماران نشان داد (P<0.05). نتایج آزمایشهای شمارش پلاکت، WBC، PT، لنفوسیت، نوتروفیل، RBC، Hb، MCV و MCH در مردان نسبت به زنان تفاوت آماری معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: نتایج اکثر تستهای آزمایشگاهی خونی و انعقادی بیماران در این مقطع زمانی طبیعی بود که میتواند نشاندهنده آمادگی مراجعین برای تحمل درمانهای دندانی باشد. نتایج این مطالعه باعث کاهش تقاضای غیرضروری تستهای آزمایشگاهی و هزینههای وارده به بیمار در صورت بررسی دقیق تاریخچه بیماری و یافتههای بالینی بیماران میشود.
معصومه جوهری، فاطمه پاچناری، محمدرضا امین، نیما شیخداودی، دوره 22، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سینوس ماگزیلاری با گذشت زمان و طی پنوماتیزاسیون، گسترش جانبی و تحتانی مییابد و ممکن است لامینادورای دندانهای مولر و یا پرهمولر بخشی از کف سینوس گردد. آگاهی از ارتباط این ساختار آناتومیک با دندانها برای پیشگیری از مواردی مانند پرفوراسیون ایاتروژنیک کف سینوس دارای اهمیت است. محدودیتهای کلیشههای رادیوگرافی منجر به کاربرد تصاویر CBCT (Cone-Beam Computed Tomography) برای ارزیابی این ارتباط شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی ارتباط عمودی و افقی بین ریشههای دندانهای مولر فک فوقانی و کف سینوس ماگزیلاری در تصاویر CBCT انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 95 نمونه به شیوه تصادفی ساده از تصاویر CBCT موجود در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی تبریز انجام شد. میانگین سنی بیماران 32.5 سال بود. تصاویر توسط دستگاه VGi cone beam Newtom تهیه و با نرمافزار NNT Viewer Version 2.17 بازسازی شدند و ارتباط عمودی و افقی بین ریشه 139 عدد مولر اول و ریشه 126 عدد مولر دوم فک فوقانی و کف سینوس ماگزیلاری ارزیابی گردید.
یافتهها: در هر دو دندان تیپ 2 ارتباط عمودی (دیواره تحتانی سینوس پایینتر از سطح خط واصل اپکس ریشه های باکال و پالاتال ولی بدون نفوذ اپکس در دیواره تحتانی سینوس ماگزیلاری) و تیپ 2 افقی (تورفتگی آلوئولار دیواره تحتانی سینوس بین ریشه های باکال و پالاتال) بیشترین فراوانی را نشان دادند. بین نوع دندان و نوع ارتباط با کف سینوس نیز ارتباط معنیدار وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: اکثر ریشه مولرهای فک فوقانی در رابطه عمودی، در تماس با کف سینوس (بدون نفوذ) بوده و در بعد افقی، کف سینوس بین ریشههای پالاتالی و باکالی پیشروی کرده است. این نتیجه لزوم پیشبینی درگیری کف سینوس را در اقدامات درمانی در ناحیه مولرهای فک فوقانی نشان میدهد.
ساره شاکریان، آسیه فخاری، الهام فخاری، دوره 23، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای پریودنتال شیوع بالایی در بیماران دیابتیک داشته و آگاهی آنها از ارتباط بین پریودنتیت ودیابت در کنترل گلوکز خون و پیشرفت پریودنتیت موثر است. این مطالعه به منظور تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد بیماران دیابتی با بیماری پریودنتال در شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 300 بیمار دیابتی نوع یک یا نوع دو (136 مرد و 164 زن) مراجعه کننده به چند مرکز دولتی در شهر گرگان با نمونهگیری تصادفی ساده طی سال 1398 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سطح آگاهی، نگرش و عملکرد در پرسشنامهای تکمیل گردید.
یافتهها: میزان آگاهی، نگرش و عملکرد خوب بیماران مبتلا به دیابت به ترتیب 51.7% ، 44.3% و 25% ارزیابی شد. بین عملکرد بیماران دیابتی در خصوص بهداشت دهان با جنسیت و سطح تحصیلات ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). عملکرد مناسب در خانمها و افراد با سطح تحصیلاتی بالاتر بیشتر بود.
نتیجهگیری: بیش از نیمی از بیماران مبتلا به دیابت شهر گرگان دارای آگاهی و نگرش متوسط تا خوبی در رابطه با بیماری پریودنتال بودند؛ اما عملکرد آنها متوسط تا ضعیف ارزیابی شد.
|
|
|
|
|
|