دفتر هم اندیشی استادان و نخبگان- فرهنگی و اجتماعی
اعتدال و میانه روی

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: 1400/1/19 | 
حکمت ۴۶۹
یَهْلِکُ فِیَّ رَجُلاَنِ: مُحِبٌّ مُفْرِطٌ، وَ بَاهِتٌ مُفْتَر. دو کس در مورد من هلاک خواهند شد: دوستی که در حق من افراط و غلو می کند و دشمنی که بهتان می زند و افترا می بندد.
نکته اول
همان گونه که سید رضی گفته، شبیه این سخن در حکمت ۱۱۷ گذشت. هنگامی که به تاریخ زندگی پرفراز و نشیب این امام بزرگوار مراجعه می‏کنیم می‏بینیم که درباره کمتر کسی اینگونه افراط و تفریط شده است. گروهی آن حضرت را خدا دانسته اند که به غُلات معروف شده اند. شیخ مفید (متوفای ۴۱۳) در کتاب تصحیح الاعتقاد می گوید: غلات که از متظاهرین به اسلام بوده اند کسانی بوده اند که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) و ائمه هدی(علیهم السلام) از فرزندان آن حضرت را به خدایی یا نبوت نسبت می دادند و در بیان فضایل آن ها از حد گذشته و طریق افراط را پیموده اند. این گروه در شمار گمراهان و کافران اند حتی امیرمؤمنان علی(علیه السلام)فرمان کشتن و سوزاندن آنان را صادر کرد و ائمه طاهرین(علیهم السلام) نیز در حق آن ها به کفر و خروج از اسلام حکم کرده اند. غالیان، خود به گروه های مختلفی تقسیم شده اند که مشاهیر آن ها عبارت اند از: آل مشعشع، اباحیه، احمدیه، اخیه، ازدریه، اسحاقیه، بکتاشیه، تناسخیه، شلمغانیه و گروه های زیاد دیگر.
نقطه مقابل غالیان، گروهی هستند که به نواصب یا ناصبی ها معروف شدند و آن ها کسانی بودند که با آن حضرت عداوت و دشمنی می کردند و نمونه آن در زمان آن حضرت، خوارج و گروهی از اهل شام بودند و قابل توجه این که آن حضرت و امامان بعد از آن حضرت از هر دو گروه تبری جستند و حکم به کفر هر دو کردند.
 
نکته دوم
غلات و مفرطین چه کسانی هستند؟ غلات کسانی هستند که درباره پیشوایان دین، غلو کرده و آن ها را برتر از یک انسان بافضیلت دانسته و صفات خدایی برای آن ها قائل شده اند. تاریخ نشان می دهد که قبل از اسلام نیز غلو درباره پیشوایان دینی وجود داشته و بعضی معتقدند که در طول تاریخ همواره در میان افراد نادان بوده است. ازجمله مصادیق روشن آن، غلو مسیحیان درباره حضرت عیسی(علیه السلام) و مریم(علیها السلام) است که آن ها را از خدایان سه گانه شمرده اند. قرآن مجید شدیداً آن ها را از این کار نهی کرده، می فرماید: «(یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَلاَ تَقُولُوا عَلَی اللهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللهِ وَکَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَی مَرْیَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُوا بِاللهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُوا ثَلاَثَهٌ انتَهُوا خَیْراً لَّکُمْ إِنَّمَا اللهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِی السَّماوَاتِ وَمَا فِی الاْرْضِ وَکَفَی بِاللهِ وَکِیلا)؛ ای اهل کتاب! در دین خود، غلوّ (و زیاده روی) نکنید و درباره خدا؛ غیر از حق نگویید. مسیح ـ عیسی بن مریم ـ فقط فرستاده خدا، (و مخلوق) و کلمه اوست؛ که او را به مریم القا نمود و روحی (شایسته) از طرف او بود. پس به خدا و پیامبران او ایمان بیاورید و نگویید: «(خداوند) سه گانه است.» (از این سخن) خودداری کنید که برای شما بهتر است. خدا، تنها معبود یگانه است؛ او منزه است که فرزندی داشته باشد؛ (بلکه) از آن اوست آنچه در آسمان ها و زمین است و برای تدبیر و سرپرستی آن ها، خداوند کافی است». (نساء/۱۷۱)
در آیه ۱۱۶ سوره مائده و بعضی دیگر از آیات نیز به این معنی اشاره شده است.
نکته سوم
در اسلام نیز به نظر می رسد که نخستین بار جمعی تصمیم داشتند راه غلو را درباره پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بپیمایند که حضرت آن ها را نهی کرد و به آن ها فرمود: «لا تَرْفَعُونِی فَوْقَ حَقِّی فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی اتَّخَذَنِی عَبْداً قَبْلَ أَنْ یَتَّخِذَنِی نَبِیّاً; مرا بالاتر از حقم قرار ندهید زیرا خداوند مرا به عنوان بنده خود پذیرفته پیش از آنی که مقام نبوت بدهد». (مجلسی، ج ۲۵، ۱۴۰۳: ۱۳۴و ۲۶۵ و ۲۷۲)
در حدیث دیگری از آن حضرت می خوانیم که فرمود: «رَجُلانِ لاَ تَنَالُهُمَا شَفَاعَتِی صَاحِبُ سُلْطَان عَسُوف غَشُوم وَ غَال فِی الدِّینِ مَارِقٌ؛ دو گروه از امت من هستند که هرگز شفاعت من به آن ها نمی رسد: کسی که با حاکم سختگیر ظالمی همراهی کند و کسی که در دین غلو نماید و از آن فراتر برود». (مجلسی، ج ۲۵، ۱۴۰۳: ۲۶۹)
سپس در عصر امام امیرمؤمنان علی(علیه السلام) غلو به اوج خود رسید و گروهی رسماً قائل به الوهیت آن حضرت شدند که حکمت مورد بحث و مشابهات آن در نهج البلاغه شاهد گویای آن است. در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می خوانیم که خطاب به امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود: «أَنْتَ فِی الْجَنَّهِ یَا عَلِیُّ وَشِیعَتُکَ وَمُحِبُّ شِیعَتِکَ وَعَدُوُّکَ وَالْغَالِی فِی النَّارِ; ای علی! تو و شیعیان و دوستان شیعیانت در بهشت خواهید بود اما دشمنت و همچنین کسی که درباره تو غلو کند در آتش دوزخ است».(مجلسی، ج ۲۵، ۱۴۰۳: ۲۶۵)
 این مسأله همچنان ادامه یافت تا زمان امام صادق(علیه السلام) که غلات به فریب جوانان پرداختند و آن حضرت در حدیثی فرمود: «احْذَرُوا عَلَی شَبَابِکُمُ الْغُلاَهَ لایُفْسِدُوهُمْ فَإِنَّ الْغُلاهَ شَرُّ خَلْق الله یُصَغِّرُونَ عَظَمَهَ اللَّهِ وَ یَدَّعُونَ الرُّبُوبِیَّهَ لِعِبَادِ اللَّه؛ مراقب باشید غلات، جوانان شما را نفریبند و فاسد نکنند زیرا غلات بدترین خلق خدا هستند عظمت خدا را کوچک می شمرند و ربوبیت را برای بندگان خدا قائل اند». (مجلسی، ج ۲۵، ۱۴۰۳: ۲۶۵)
نکته چهارم
به نظر می رسد این صفت زشت از یکی از این دو چیز سرچشمه می گیرد:
۱- نخست، نشناختن خداوند و عدم آگاهی از حقیقت آفرینش بشر. کسی که بداند خداوند وجودی است از هر نظر نامحدود ، علمش، قدرتش، وجودش و دیگر صفاتش هرگز حد و پایانی ندارد ولی انسان ها هرقدر والامقام باشند ازنظر عمر و قدرت و علم و سایر صفات، دارای محدودیت هایی هستند چگونه ممکن است صفات دریا را برای قطره آبی قرار دهد؟ یا نور آفتاب را با نور یک چراغ یکسان بشمرد؟ ولی آن ها که از این مسائل غافل اند دست به دامن غلو می زنند و تمام صفات خدا یا بعضی از صفات او را برای بعضی از بندگانش قائل می شوند.
۲- دیگر این که انسان بر اثر حب ذات افراطی علاقه دارد هرچه متعلق به اوست بسیار مهم باشد تا او نیز بر اثر انتساب به آن کسب اهمیت کند. گاه پدرش را تجلیل می کند و صفاتی که هرگز در او وجود نداشته برای او می شمرد تا خودش که فرزند اوست در سایه این دروغ پردازی ها بزرگ جلوه کند.
این امر در مورد پیشوایان نیز صادق است، سعی می کند پیشوایش را در حد خدایی توصیف کند تا خود نیز که پیرو چنین پیشوایی است از این طریق عظمتی کسب نماید. گاه مشاهده معجزات و کرامات از اولیای دین نیز سبب می شود که افراد نادان به آن ها نسبت خدایی بدهند در حالی که آن ها تصریح می کردند که آنچه ما انجام می دهیم به اذن و اراده خداوند است و در واقع از اوست نه از ما. در فقه اسلامی ازجمله گروه هایی که محکوم به نجاست شده اند غلات می باشند و به عکسِ آنچه دشمنان شیعه به شیعه نسبت می دهند بزرگان شیعه همه دشمن غلات بوده اند و آن ها را شدیداً محکوم کرده اند.
البته نمی توان انکار کرد که بعضی از گویندگان کم سواد یا بی سواد برای اظهار فضل یا ابراز علاقه شدید به پیغمبر اکرم و امامان معصوم(علیهم السلام) مطالبی را می گویند که مصداق آشکار غلو است و ما همواره آن ها را از این کار برحذر داشته‏ایم تا روشن شود که آنچه آن ها می گویند تعلیمات مذهب شیعه نیست و بر همه بزرگان دین و علمای راستین فرض است که این افراد را نصیحت کنند و اگر نصیحت پذیر نیستند از خود برانند تا کسی تصور نکند شیعیان طرفدار غلوند. (مکارم، ج ۱۵، ۱۳۹۰: ۶۶۳-۶۷۳)
منابع و مآخذ
  1. دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، چ اول، تهران: ستاد اقامه نماز، ۱۳۷۹
  2. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۵، چ دوم، بیروت: داراحیاءالتراث العربی، ۱۴۰۳ق
  3. مکارم شیرازی، پیام امام، ج ۱۴ ، چ اول، قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب، ۱۳۹۰
نشانی مطلب در وبگاه دفتر هم اندیشی استادان و نخبگان:
http://goums.ac.ir/find-139.12492.55755.fa.html
برگشت به اصل مطلب