دفتر هم اندیشی استادان و نخبگان- فرهنگی و اجتماعی
شرح و تفسیر حکمت 5 نهج البلاغه

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: 1399/1/31 | 
بسمه تعالی
حکمت 5
الْعِلْمُ وِرَاثَهٌ کَرِیمَهٌ، وَالاْدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ، وَالْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ.
امام(علیه السلام) فرمود: علم و دانش میراث گرانبهایی است، آداب (انسانی) لباس زیبا و کهنگی ناپذیر است و فکر آئینه صافی است.
العلم: علم، دانایی
 وراثه: میراث
کریمه: شریف و گرامی
شرح و تفسیر
علم و ادب و تفکر
امام در این بخش از کلمات قصار اشاره به سه نکته مهم می کند نخست می فرماید: «علم و دانش میراث گرانبهایی است»؛ (الْعِلْمُ وِرَاثَهٌ کَرِیمَهٌ).
نکته اول: تعریف علم:
برای علم، تعاریف بسیار آورده شده که ما به دو معنی اکتفا می کنیم.
1- العلم هو النور السّاطعُ من باطنِ العلمِ ینکشِفُ بهِ الاشیاءُ المجهولهُ لَدَیه: علم، نور درخشنده ای از باطن عالم است که با آن، مجهولات، نزدش کشف می شود.
2- العلمُ هو الصورهُ الخالصهُ من الشئِ عند العقلِ: صورت حاصله از هر چیز، نزد عقل را علم می گویند.
البته، انصاف مطلب این است که علم، محتاج تعریف نیست؛زیرا چیزی که همه،آن را با روح و جان خود لمس می‏کنند مستلزم تعریف و معرّفی نمی باشد و این تعاریف هم، شرح لفظ علم است نه تعریف حقیقی آن؛زیرا تعریف حقیقی، آن است که ذات علم را بشناساند.(نظامی، 1383، 183-184)
4 حدیث درباره دانش اندوزی از پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله):
  1. مرز زمان برداشته می شود. اطلبوالعلم من المحد الی اللحد(مصباح الشریعه،ص 13)
  2.  مرز مکان برداشته می شود.اطلبوالعلم و لو بالصین: دانش را بجویید اگرچه در چین باشد. (مصباح الشریعه، ص 605)
  3. درواقع مرز معلم برداشته می شود. الحکمه ضاله المؤمن فخذ الحکمه و لو من اهل النفاق: دانش گمشده مؤمن است آن را بگیرید اگرچه از منافق باشد. (نهج البلاغه، حکمت 80)
  4. مرز فراگیری اشخاص در یادگیری علم برداشته می شود. طلب العلم علی کل مسلم و مسلمه. دانشجویی بر هر زن و مرد مسلمان واجب است(مصباح الشریعه،ص 13)
پس یعنی واجب است بر همگان که در همه جا و همه وقت و از همه کس علم را یاد بگیرید.
کسی که علم و دانش به دست بیاورد بهرۀ زیادی از دنیا و آخرت نصیبش می شود. طبیعی است منظور از علم تمام علوم را شامل می شود امّا در درجۀ اول علم توحید و معاد است، آشنایی با علوم هستی انسان را به حق نزدیک تر می کند و او را به قرب الهی می رساند و لذا حضرت درحکمت 141 می فرماید:
یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَهٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا فَاحْفَظْ عَنِّی ؛این دل ها همانند ظرف‏ها می باشند. پس بهترین این ظرف ها، وسیع‏ترین و گنجایش ترین این ظرف ها هستند. پس آنچه من به تو می گویم اینها را حفظ کن و داشته باش.
در اینجا دل ها همانند ظروف هستند و بهترین ظرف ها ظرف (دلی) است که علم و دانش در آن جمع شده باشد.
باید توجه داشت که تنها، علوم دینیه دارای کرامت ذاتی نیستند بلکه دانش به طور مطلق، محبوب بالذّات است و این از «ال» علم در «والعلم وراثه الکریمه» فهمیده می شود. اما اگر می بینیم بعضی از علوم از نظر شارع مقدس منفور و مبغوض شده است به خاطر مفاسدی است که انسان ها با استفاده از آنها بوجود می آوردند. (نظامی، 1383،185)
یکسری علوم هستند که فایده ای ندارند در مقابل علومی که فواید بسیار دارند. توصیه شده که از کتابها شاهکارهای آن را بخوانید. از جمله دانش های مفید به دست آوردن حکمت است. حکمت:دانشی است که به دارندۀ خود توانایی حل مشکلات زندگی را می‏بخشد.
علوم مفید:
  1. تاریخ: یادگیری و خواندن تاریخ در قرآن و دستورات دینی بسیار تأکید شده، برای آنکه انسان از آن عبرت بگیرد.
  2. خودشناسی: چرا که کسی که خود را بشناسد می تواند خدا را بشناسد.
  3. فهم قرآن و حدیث
  4. تعلیم و تربیت
  5. اخلاق: علمی است که به ما راههای کسب فضایل و دفع رذایل را یاد می دهد و ...
علوم غیر مفید:
  1. بعضی از رمانهای مهلک
  2. شناخت دایناسورها و ...
 
نکته دوم:
دلیل تعبیر حضرت (علیه السلام) از علم به ارث، در خصوصیات ارث نهفته است. زیرا ارث، چیزی است که بدون رنج و زحمت وپرداخت عوض، برای وارث، حاصل می شود و وارث بدون آن که خود، تلاشی کند تا در پی جبران زحمات دیگران باشد صاحب اندوختۀ آنها می گردد و چون علم، هم همین گونه است یعنی از انسانی به انسان دیگر، بدون رنج و تعب منتقل می شود، از آن تعبیر به ارث شده است. (نظامی، 1383: 184) منافع علمی که به ارث می رسد، از مال بیشتر است؛ چرا که اولاً، علم هم برای وارث مفید است و هم باقیات صالحات برای میت می باشد؛ اما مال ممکن است چنین نباشد. ثانیاً علمی که به ارث می رسد، هم برای خود وارث مفید است و هم منفعت آن به دیگران می رسد؛ اما مال، ممکن است منفعت آن تنها برای وارث مفید باشد. ( جویباری، ج 1، 1384: ص 40)
گرانبهاترین میراثی که انسان از خود به یادگار می گذارد علم و دانش است و به ارث گذاشتن مواهب مادی افتخاری است. این سخن شبیه روایتی است که از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل شده که می فرماید: «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَهُ الاَنْبِیَاءِ إِنَّ الاَنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِینَاراً وَلاَ دِرْهَماً وَلَکِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظّ وَافِر؛ دانشمندان وارثان انبیا هستند چرا که انبیا دینار و درهمی از خود به یادگار نگذاشتند، بلکه علم و دانش به ارث گذاشتند پس هر کس از آن بهره ای بگیرد بهره فراوانی برده است».( کافی، ج 1، ص 34، ح 1.) از آنجا که ارث منفعتی است بدون عوض، امام علم را ارث نامیده است. از اینجا فهمیده می شود که وقتی حضرت زکریا از خداوند وارثی را درخواست کرد، او را نه برای مالش، بلکه برای گرفتن علوم پیامبران و آموختن حکمتها می خواست.
نکته سوم: کریم به کسی یا چیزی می گویند که دارای درون و ذات با صفا و جلاء همراه با بهجت و بهاء، عاری از کدورت و تیرگی باشد در واقع کسی است که خودش نمی خورد اما به دیگران می دهد تا بخورند. مثلاً خدای کریم در قرآن عزیز راجع به گیاهان می فرماید: «کم انبتنا فیها من کلّ زوجٍ کریمٍ» چقدر گیاهان و روئیدنیهای پاک نهادی که در آن (زمین) رویانیدیم. (شعرا/7) (نظامی، 1383: 185) در صفت کریمیت، حالت جود و جوانمردی، توجه به دیگران، بخشندگی و مقدم داشتن مردم بر خود وجود دارد و چون در علم و دارندۀ آن نیز این صفات دیده می شود و علم، محبوبیّت ذاتی دارد ، امام علم را میراثی کریم دانسته است.
             منابع و مآخذ
  1. جویباری، م و جمعی از نویسندگان، راه روشن، چ اول، قم: نسیم فردوس، 1384
  2. نظامی همدانی، علی، شرح نوینی بر کلمات قصار امیرالمؤمنین، چ اول، قم: مؤسسه فرهنگی فخر دین، 1383
  3. مصباح الشریعه، چ اول، بیروت: ناشر اعلمی، 1400
  4. شرح مصباح الشریعه، شهید ثانی، زین الدین بن علی گیلانی، عبدالرزاق بن محمد هاشم، چ اول، تهران: پیام حق، 1377
 
 
 
 
نشانی مطلب در وبگاه دفتر هم اندیشی استادان و نخبگان:
http://goums.ac.ir/find-139.12492.51158.fa.html
برگشت به اصل مطلب