382 نتیجه برای مو
دکتر مهران فرج الهی، دکتر عبدالجلال مرجانی، دکتر تیمور آهنگری، محمدعلی وکیلی، دکتر نورمحمد سقلی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده
باکتریوری در میان دختران، به نحو چشمگیری، شایع تر از پسران است. به همین علت، غربالگری کودکان بدون علامت، از نظر وجود باکتریوری، قبل از اینکه آسیب کلیوی ایجاد شود، لازم می باشد. در این بررسی، نمونه های ادراری از 642 نفر از دانش آموزان دختر 6 تا 11 ساله مدارس بندر ترکمن، جمع آوری شد و بوسیله کشت و آزمایش کامل ادرار، مورد بررسی قرار گرفت. 15 نفر از دختران، باکتریوری قابل ملاحظه ای (5^10 کلنی یا بیشتر در هر میلی لیتر ادرار) داشتند، 11 نفر نیز دارای پیوری (5 لکوسیت یا بیشتر در هر زمینه میکروسکوپی با درشت نمایی قوی) بودند، 6 مورد از نمونه، هم، باکتریوری قابل ملاحظه ای داشتند، هم، دارای پیوری بودند و در 5 مورد، پیوری استریل وجود داشت. همچنین در ادرار شش نفر از دختران نیتریت مشاهده شد و تمامی نمونه های ادرار که دارای نیتریت بوده اند، کشت مثبت داشتند. میزان شیوع باکتریوری در این مطالعه 2.3% بوده است و اغلب کودکانی که باکتریوری داشتند، بدون علامت بودند. همچنین در این مطالعه، E.coli تنها عامل بیماریزایی بود که از کشت نمونه های ادرار بررسی شده استخراج گردید.
دکتر سکینه محمدیان، دکتر حمیدرضا بذرافشان،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده
سندرم نونان یک اختلال با فنوتیپ مشابه سندرم ترنر (منوزومی کروموزوم X) و ژنوتیپ و کاریوتیپ طبیعی است. این سندرم، بیماری بسیار نادر می باشد و در سنین مختلف علائم متفاوتی دارد و هردو جنس را به یک نسبت مبتلا می کند. در دهه اول عمر، علائم بیماری، به صورت: ظاهر غیر طبیعی و کوتاهی قد بروز می نماید. دختر هشت ساله ای که به دلیل کوتاهی قد مراجعات مکرر نموده بود، باتوجه به ظاهر خاص (هیپرتلوریسم، میکروگناس، قفسه سینه برجسته، وجود Web گردنی) و کاهش رشد قدی، بیشتر از سه انحراف معیار و پایین بودن بهره هوش، آنالیز کروموزومی انجام شد که 46XX بود و در مطالعه سیتوژنتیک سندرم نونان تشخیص داده شد. باتوجه به اهمیت لزوم بررسی و معاینه دقیق کلینیک بیماران و توجه به اختلالات ژنتیک، در بیماران مبتلا به کوتاهی قد و نادر بودن این بیماری، تصمیم گرفته شد که آن را معرفی نماییم.
دکتر محمد حیدری گرجی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده
مقاله حاضر معرف یک بیمار 25 ساله است که با تظاهرات هموراژیک شدید و اختلال عملکرد کلیوی در اثر بروز اختلالات میکروآنژیوپاتیک در زمینه مسمومیت حاملگی از بیمارستان قائم (عج) علی آباد به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان ارجاع و با داشتن شواهدی از همولیز، افزایش آنزیم های کبدی و کاهش شمار پلاکت ها با تشخیص نشانگان هلپ (HELLP) تحت مراقبت قرار گرفت. مجموعه تظاهرات بالینی بیمار ظرف یک هفته و یافته های آزمایشگاهی ظرف سه هفته به وضعیت طبیعی برگشت نموده است. هدف از گزارش این مورد علاوه بر توجه دادن به اهمیت تشخیص و درمان این بیماری، تاکید بر ضرورت و اهمیت استفاده از نظام ارجاع در مراکز بهداشتی و آشنایی پرسنل رده های مختلف بهداشتی درمانی در کنترل حاملگی می باشد.
دکتر بهروز قاضی مقدم، دکتر پرویز جبل عاملی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده
در این بررسی 32 بیمار که فقط یک تومور سطحی مثانه (T?-T1 stage) داشتند، از حیث میزان کارآیی ب.ث.ژ و اینترفرون آلفا در جلوگیری از عود تومور و نیز تحمل آنان به دو درمان فوق الذکر مورد مقایسه قرار گرفتند. هیچکدام از این بیماران قبلا تومور نداشته و یا برای آنها درمان های ایمونوتراپی انجام نشده بود. بیماران بطور تصادفی به دو گروه 16 نفره تقسیم شدند و دو هفته بعد از برداشتن تومور که معمولا یک تومور سطحی از نوع TCC بود، مورد درمان قرار گرفتند. به گروه اول مقدار 10 میلیون واحد اینترفرون آلفا به صورت هفتگی و در هفت بار و در گروه دوم مقدار 120 میلی گرم ب.ث.ژ باز هم به صورت هفتگی و در هفت وهله تزریق گردید. عود تومور از گروه اول (اینترفرون) در 8 نفر (50%) و از گروه دوم (ب.ث.ژ) در 3 نفر (18.5%) مشاهده شد (P=0.07). همچنین متوسط عود تومور در گروه اول 0.046 عود به ازای هر شخص-ماه (Patient-month) و در گروه دوم 0.015 عود به ازای هر شخص-ماه بود. خطر نسبی برابر 3 با حدود اطمینان 95% بین 10.38-0.87 بود. اما در گروه اینترفرون فقط 4 تن و در گروه ب.ث.ژ 13 تن از بیماران دچار عوارض جانبی داروها شدند. این مطالعه نشان داد که مصرف داخل مثانه ای داروی اینترفرون آلفا در مقایسه با ب.ث.ژ همراه با عود بیشتر ولی عوارض جانبی کمتر بوده است. با درنظر گرفتن قیمت بالای داروی اینترفرون در مقایسه با ب.ث.ژ و عود بیشتر تومور پس از مصرف اینترفرون، علی رغم عارضه جانبی کمتر مصرف این دارو، در کشورمان توصیه نمی شود.
دکتر ولی الله حسنی، دکتر محمد پوراسلامی، دکتر محمد نیاکان لاهیجی، دکتر صدیقه صحت،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1378 )
چکیده
به دنبال تحریکات دردناکی که پس از القاء بیهوشی و در طی اعمال جراحی بر بیمار وارد می شود، پاسخ های استرس فرد برانگیخته می گردد. این می تواند در بیماران با مشکلات زمینه ای مانند بیماری ایسکمی قلب و دیابت، مشکل آفرین باشد. بنابراین انتخاب روشی که نوسانات هورمونی ناشی از پاسخ های استرس را به حداقل برساند، مطلوب خواهد بود. به این منظور 100 بیمار کاندیدای عمل جراحی آب مروارید (کاتاراکت) که همگی در محدوده سنی بیشتر از 18 سال بودند و همچنین وضعیت سالم و یا قابل کنترل داشتند، بطور تصادفی انتخاب شدند. نیمی از بیماران (50 نفر) در گروه اول (بیهوشی عمومی داخل وریدی) قرار گرفته و برای القاء و نگهداری بیهوشی آنان از پروپوفول استفاده شد. در گروه دوم (بیهوشی متعادل) از تیوپنتال سدیم برای القاء و هالوتان و نیتروس اکساید برای نگهداری بیهوشی استفاده گردید. هیچکدام از بیماران، شب قبل از عمل یا صبح روز عمل، داروی آرام بخش دریافت نکرده و برای القاء بیهوشی آنان و تداوم آنها تنها از فنتانیل و آتراکتوریوم استفاده شد. قند خون کلیه بیماران در دو گروه و در بدو ورود به اتاق عمل توسط گلوکومتر اندازه گیری می شد و سپس در فواصل زمانی معین، بعد از القاء، بعد از برش جراحی و 30 دقیقه بعد از شروع عمل، قند خون مجددا اندازه گیری و تفاوت بین قند خون پایه با قند خون های بعدی محاسبه شد. نتیجه برحسب درصد تقسیم بندی گردید (کمتر از 10%، بین 20-10%، بیشتر از 20%). مطالعه فوق از نوع شبه تجربی بوده و نتایج حاصل از تغییرات قند خون که به روش کای-اسکوئر تجزیه و تحلیل شد نشان داد که بین دو گروه فوق تفاوت معنی دار وجود دارد (P<0.001)، بطوری که در هر سه مرحله، افزایش قند خون بیماران در گروه دوم بیشتر از گروه اول بود، یعنی در گروه دوم اکثر بیماران بخصوص بعد از برش جراحی، بیش از 20% افزایش قند خون نشان می دادند. بنابراین، به نظر می رسد که در روش بیهوشی عمومی داخل وریدی، کنترل قند خون بیماران بهتر از روش بیهوشی متعادل انجام می پذیرد.
دکتر رسول یوسفی مشعوف، زهرا حیدر برقی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1378 )
چکیده
آزمون سرم شناسی ویدال به علت سرعت جواب آزمایش و سهولت انجام آن هنوز متداول ترین روش های تشخیصی بیماری تیفوئید و پاراتیفوئید به شمار می آید، اما قرابت پادگنی (آنتی ژنیک) سازواره (ارگانیسم) ایجاد کننده تیفوئید با سایر عوامل عفونی از قبیل کلی فرم ها، بروسلاها و فرانسیسلاها از قابلیت اعتماد این آزمون کاسته است. در این تحقیق سعی شده است متغیرهایی مانند ارزش پیش بینی موارد مثبت و منفی کاذب، حساسیت و ویژگی این آزمون سرم شناسی بررسی و ارزیابی شود. در این تحقیق که از نوع توصیفی-مقطعی بوده، طی سال های 77-1373، مجموعا 378 بیمار مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر همدان، در دو گروه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه اول بیماران تب دار مبتلا به تیفوئید بودند (182 نفر) که کشت خون آنها از نظر سالمونلاتیفی و پاراتیفی A و B و C مثبت بوده و دارای حداقل یک نوبت آزمون ویدال بودند. گروه دوم نیز بیماران تی دار غیر تیفوئیدی بودند (196 نفر) که کشت خون آنها از نظر سالمونلاهای تیفوئیدی منفی بوده ولی واجد آزمون ویدال بودند. در گروه اول از 182 بیمار تیفوئیدی، 96 نفر (52.7%) دارای عیار پادتن (آنتی بادی) O مثبت برابر یا بالاتر از 1:40 بودند و تعداد 77 نفر (42.2%) نیز دارای عیار O مثبت برابر با 1:80 یا بالاتر از آن بودند. در گروه دوم از 196 نفر 14 نفر (7.2%) دارای عیار پادتن O مثبت برابر با 1:40 و بالاتر و 11 نفر (5.6%) دارای عیار O مثبت برابر با 1:80 و بالاتر از آن بودند. در گروه اول از 182 نفر، 66.4% سالمونلاتیفی جدا گردید درحالی که تنها 31.3% از آنها دارای عیار پادتن OD بودند. باتوجه به نتایج تحقیق، حساسیت آزمون سرم شناسی ویدال با عیار 1:80 و بالاتر از آن 86%، ویژگی 64%، ارزش پیش بینی مثبت، 42% و منفی، 95% تعیین گردید. بنابراین منفی شدن آزمون ویدال از احتمال تشخیص بالینی تیفوئید نمی کاهد، درحالی که مثبت بودن آن در بیمارانی که دارای علائم منطبق با این بیماری هستند، تشخیص بالینی را حمایت نمی کند.
دکتر حمیدرضا بذر افشان، دکتر محمد علی رمضانی، دکتر عارف صالحی، دکتر احمد شیرافکن، دکتر سکینه محمدیان، دکتر مهران فرج اللهی، دکتر فربد رئیس زاده، دکتر فریدون عزیزی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
عوامل خطر ساز بیماری های عروقی کرونر مانند افزایش فشار خون و افزایش چربی خون در مبتلایان به دیابت قندی شایع تر از افراد طبیعی است. علاوه بر این شواهدی از اختلال عملکرد تیرویید به صورت افزایش سطح سرمی هورمون محرک تیرویید (TSH) و کاهش هورمون های تیرویید T3 در مبتلایان به دیابت نوع 2 به دست آمده است. این بررسی با 210 بیمار دیابتی سرپایی درکلینیک دیابت مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. پس از اخذ شرح حال و اندازه گیری فشار خون، قد و وزن، مقادیر آزمایشگاهی کلسترول تام، تری گلیسرید، قند خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و هورمن های تیرویید شامل T3 – T4 و TSH اندازه گیری شد. بیماران بسته به میزان HbA1c به دو گروه دارای کنترل مناسب دیابت (HbA1c)و کنترل نامناسب (HbA1c≥8) تقسیم شدندو یافته های مربوط به آنها با هم مقایسه شد. نمایه توده بدن (BMI) در افراد مورد بررسی kg/m228±5.9بود و در 35 درصد افراد، چاقی به صورت BMI بالای 30 دیده شد. در 65 درصد افراد مورد بررسی، افزایش چربی خون، و در 38 درصد موارد، افزایش فشار خون دیده شد. در 30 درصد موارد نیز گواتر مشاهده شد. کم کاری تیرویید تحت بالینی در 13 درصد، کم کاری تیرویید بالینی در 4 درصد و پرکار تیرویید بالینی 0.5 در صد از بیماریان دیده شد. از مجموع 27 بیمار مبتلا به کم کاری تیرویید، در 24 نفر سطح HbA1c بالای 8 بود. میانیگین HbA1c در این افراد 2.5± 11و در گروه دیابتی بدون کم کاری تیرویید 2.4± 9 بود. P<0.01) ،0.2 r =)، HbA1c و P<0.05) ،0.3 r =) رابطه معنی دار داشت. همبستگی معنی داری بین TSH و HbA1c P<0.01) ،0.2 r =)، HbA1c و نمایه توده بدنP<0.05) ،0.15 r =)، نمایه توده بدن TSH P<0.05) ،0.14 r =) دیده شد. در این بررسی، علاوه بر افزایش بروز عوامل خطر ساز بیماری عروق کرونر، بین گواتر و اختلال عملکرد تیرویید و کنترل سوخت و ساز (متابولیک) دیابت رابطه معنی دار دیده شد. توصیه می شود تشخیص اختلال عملکرد تیرویید در بیماران دیابتی پس از تثبیت وضعیت سوخت و ساز صورت گیرد.
محمد تقی پور، دکتر اسماعیل ابراهیمی، دکتر محمد جعفر شاطرزاده، دکتر مهیار صلواتی،
دوره 2، شماره 2 - ( 7-1379 )
چکیده
امروزه در توان بخشی نوین آسیب های ارتوپدی اندام تحتانی، از روش دویدن به عقب به عنوان یک روش مؤثر در بهبود کنترل عصبی عضلانی اندام در حین انجام فعالیت های عملکردی و ورزشی یاد می شود. با این حال نیاز به مقایسه این روش با روش مرسوم دویدن به جلو به لحاظ تاثیر آنها بر کارآیی عملکردی اندام تحتانی احساس می گردد. هدف از انجام این کارآزمایی بالینی تصادفی مقایسه تأثیر دو روش تمرینی دویدن به جلو و دویدن به عقب روی برخی از آزمون های عملکردی اندام تحتانی بوده است. یک نمونه 30 نفری از مردان سالم و جوان به روش احتمالی ساده انتخاب، و به روش تصادفی منظم به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند. برای یک گروه به مدت شش هفته، هر هفته سه جلسه و 15 دقیقه در هر جلسه با سرعت انتخابی دویدن به جلو، و برای گروه دیگر دقیقاً با همان حجم تمرین، دویدن به عقب انجام شد. آزمون عملکردی شامل پرش عمودی، پرش طول روی یک پا، زمان جهش متوالی روی یک پا در مسافت شش متری، و دویدن رفت و برگشت سریع بودند که در چهار مرحله به فواصل زمانی دو هفته ای انجام و نتایج حاصله در هر گروه با آزمون آماری t زوج، و بین دو گروه با آزمون آماری t مستقل تجزیه و تحلیل شد. داده های حاصل، نمایانگر بهبود معنی دار تمامی آزمون ها در هر گروه و همچنین نبودن اختلاف معنی دار بین پیشرفت دو گروه پس از شش هفته بودند. بر اساس این پژوهش دو روش تمرینی دویدن به جلو و عقب به یک میزان در افزایش توانایی های عملکردی اندام تحتانی موثر هستند، و هر دو می توانند درصورت نبودن ممنوعیت، در توان بخشی فعال عملکردی اندام تحتانی متعاقب آسیب های ارتوپدی و ورزشی، مورد استفاده قرار گیرند.
دکتر محمد علی رمضانی، دکتر عارف صالحی، دکتر احمد علی شیرافکن، دکتر حمیدرضا بذرافشان، دکتر حسن آهنگر، محمدعلی وکیلی،
دوره 2، شماره 2 - ( 7-1379 )
چکیده
دیابت به عنوان یکی از بیماریهای شایع و از عوامل خطرناک و مهم در ایجاد بیماری شرائین کرونر و از جمله علل مرگ و میر و ناتوانی در بیشتر کشورهای جهان است. دیابت علاوه بر تسریع پدیده تصلب شرائین (آترواسکلروز) و دخالت در افزایش اثرات سایر عوامل خطرساز CAD، از طریق ایجاد کاردیومیوپائی نیز باعث افزایش بیماری زایی و مرگ و میر می شود. هدف این مطالعه، بررسی رابطه سطح هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1C) و مدت بیماری با میزان اختلال سیستولیک و دیاستولیک بطن چپ در بیماران دیابتی نوع 2 بوده است. در این بررسی کارکرد مقدار کسر جهشی بطن چپ (EF)، یا داپلرکوکاردیوگرافی رنگی هم زمان با تعیین (HbA1C) مورد ارزیابی قرار گرفت.29.5 درصد از بیماران دارای اختلال عملکرد سیستولیک و 70.5 درصد آنان واجد عملکرد طبیعی بودند. میانگین HbA1C در گروه اول 10.25 درصد، و در گروه دوم که اختلال سیستولیک بطن چپ نداشتند 9.07 درصد بود (P?0.001) از نظر اختلال دیاستولیک، 51.5 درصد عملکرد طبیعی، 3 درصد، اختلال خفیف دیاستولیک و 45.5 درصد اختلال شدید دیاستول داشتند HbA1C در گروهی که اختلال دیاستول نداشتند 9.51 و در گروهی که اختلال شدید دیاستولیک داشتند، 10.31 بوده است (p?0.001) . بررسی نشان داد که بین عملکرد سیستولیک میوکارد با نحوه کنترل دیابت و با میزان (HbA11C) همبستگی خطی و معکوس وجود دارد و فرض مستقل بودن آنها رد می شود یعنی هرچه کنترل دیابت ضعیف تر باشد میزان EF (کسر جهشی بطن چپ) کاهش می یابد. از طرفی بین عملکرد دیاستولیک بطن چپ که توسط اکوکاردیوگرافی مشخص شده با میزان کنترل قند خون بیماران دیابتی نوع 2 نسبت عکس وجود دارد. بعلاوه بین طول مدت دیابت و اختلال عملکرد سیستولیک و دیاستولیک رابطه معنی داری وجود دارد. این مطالعه نشان داد که دیابت علاوه بر این که به عنوان عوامل خطرساز مهم ایجاد بیماری کرونری (CAD) و انفارکتوس و همچنین عوارض مربوط به آن به شمار می رود، در ایجاد کاردیومیوپاتی و نهایتاً نارسایی قلب غیر وابسته به CAD و افزایش فشار خون نقش دارد.
دکتر عزت الله قائمی، علیجان تبرایی، دکتر محمدرضا فاضلی، محمد علی وکیلی، مسعود بازوری،
دوره 2، شماره 2 - ( 7-1379 )
چکیده
فارنژیت و عارضه مهم روماتیسم قلبی ناشی از عفونت با استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه A یکی از مشکلات عمده بهداشتی - درمانی کودکان می باشد. در این بررسی برای تعیین فراوانی نسبی کلونیزاسیون استرپتوکوک گروه A در کودکان دبستانی شهرستان گرگان در شمال ایران از گلوی 1588 دانش آموز دختر و پسر سالم 12-6 ساله مدارس شهرستان گرگان طی ماه های بهمن 1377 لغایت فروردین 1378 با سواپ نمونه برداری شد. مجموعاً 175 مورد استرپتوکوک بتاهمولیتیک گروه A جدا گردید (11 درصد). میزان کلونیزاسیون در دختران (10.8 درصد) کمی کمتر از پسران (11.2 درصد) بود. حاملین این باکتری در مناطق شهری بیش از مناطق روستایی، و در نقاط غرب و جنوب شهر و ناحیه غربی روستاهای گرگان میزان جداسازی از سایر مناطق زیادتر و با اختلاف معنی دار همراه بوده است. اگر چه میزان شیوع این باکتری در گلوی افراد قوم قزاق بیش از سایر اقوام بوده ولی تفاوت معنی داری بین اقوام مختلف از این نظر مشاهده نشده است. نتایج حاصل بیانگر لزوم توجه به برنامه های بهداشتی در کودکان و تدوین برنامه های پیشگیری و کنترل بیماری ناشی از استرپتوکوک بتاهمولیتیک گروه A و عوارض مهم ناشی از آن می باشد.
دکتر بهروز ادیبی،
دوره 2، شماره 2 - ( 7-1379 )
چکیده
کوریورتیتیت توکسوپلاسمایی پری پاپیلری یک بیماری نادر است که به علت نزدیکی ضایعه به دیسک اپتیک، همراه با تورم دیسک (papilitis) می باشد. این وضعیت به صدمه فیبرهای عصبی ناحیه گرفتار منجر شده و در میدان بینایی مرکزی نقص ایجاد می کند. به همین علت برخلاف دیگر کوریورتینیت توکسوپلاسمایی، اولین شکایت این بیماران، اختلال در میدان دید مرکزی می باشد. دوشیزه ای 16 ساله، بدون هیچ سابقه ای از بیماری سیستمیک و چشمی با اختلال ناگهانی در میدان دید مرکزی و تاری مختصر دید، به کلینیک مراجعه نمود که در معاینه بالینی، +MG2 با نقص دید رنگ و کوریورتینیت همراه با تورم دیسک بینایی داشت. در بررسی فرابالینی، نیز ایمونوگلوبولین G و M توکسوپلاسموز در ابتداد و یک هفته بعد بالاتر از حد طبیعی بود.
محسن سعیدی، مرحوم دکتر حسن برادران، دکتر محمدرضا هاتف،
دوره 3، شماره 2 - ( 7-1380 )
چکیده
پادتن های ضد سیتوپلاسم نوتروفیل (ANCA) رده ای از پادتن ها یا خود پادتن(نو آنتی بادی) ها هستند که معمولا در شرایطی که تخریب نوتروفیل ها در بدن ایجاد می شود، به وجود آمده، منجر به آسیب عروقی می شوند و بروزشان در بعضی از بیماری های روماتیسمی مثل آرتریت روماتوئید (R.A)، لوپوس (SLE) و بیماری های وسکولیتی مثل گرانولوماتوزوگنر (W.G) شایع تر است. از آنجا که تست غربالی برای تعیین ANCA روش ایمونوفلورسانس غیر مستقیم (IFA) می باشد و همچنین به علت حساسیت بالای روش ایمونوفلورسانس و سادگی و قیمت مناسبش نسبت به سایر تست های الیزا و رادیوایمنواسی (RIA)، تصمیم گرفتیم که روش IFA-ANCA را انتخاب کنیم. روش کار شامل جدا سازی نوتروفیل ها از خون اشخاص سالم، سپس تثبیت کردن با محلول اتانل 96 درصد، فرمالین 0.5 درصد، همراه با بهینه سازی کنترل کیفیت روش می باشد. به این منظور تعداد 44 نفر از بین مبتلایان به بیماری های روماتیسمی و وسکولیتی که تست ANCA در آنها مثبت بود، به روش نمونه گیری غیر احتمالی و آسان، انتخاب شدند. بر این اساس با استفاده از روش IFA، دو الگوی رنگ پذیری به نام های فرم C-ANCA یا نوع سیتوپلاسمی و فرم P-ANCA یا حاشیه هسته ای مشاهده گردید. ضمنا این روش، نسبت به روش Lnter assay از تکرار پذیری 95 درصد و دقت 91 درصد برخوردار بوده است.
حمیرا خدام، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 3، شماره 2 - ( 7-1380 )
چکیده
ثبت کردن یکی از مهم ترین عملکردهای پرستاری است که حدود 30 درصد وقت آنان را به خود اختصاص می دهد. از آنجا که نگارش تمام مراقبت های انجام شده برای بیمار، نتیجه مراقبت و پاسخ به درمان است، هیچ چیز به اندازه یک ثبت کامل و استاندارد نمی تواند بیانگر تمام کارهای انجام شده برای بیماران باشد. تحقیق حاضر یک مطالعه شبه تجربی با هدف تعیین تاثیر آموزش مداوم بر کیفیت ثبت گزارش های پرستاری است. واحدهای مورد پژوهش، تمامی پرسنل پرستاری(78 نفر) دست اندرکار ثبت گزارش های پرستاری در بخش های داخلی و جراحی مراکز آموزشی - درمانی دانشگاه علوم پزشکی گرگان بودند. در این پژوهش کیفیت گزاش های پرستاری از بعد محتوا و ساختار در دو مرحله قبل و پس از برگزاری برنامه های آموزش مداوم گزارش نویسی، با کمک چک لیستی از الگوی استاندارد ثبت، مورد بررسی و امتیاز دهی قرار گرفت. سپس میانگین نمرات کسب شده در دو مرحله با کمک آزمون آماری (t-pair) مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل یافته ها نشان دهنده اختلاف آماری معنی دار بین میانگین امتیاز کسب شده در مرحله قبل و پس از آموزش بود (P<0.001) . نتایج این پژوهش نشان می دهد که به سادگی می توانیم برای ارتقاء کیفیت، از آموزش مداوم استفاده نمائیم.
دکتر دردی قوجق،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
آنزیم 3- بتا- هیدروکسی استروئید دهیدروژناز یکی از آنزیم های شرکت کننده در مسیر بیوسنتز هورمون های استروئیدی است. این آنزیم در تبدیل پرگننولون به پروژسترون در مسیر بیوسنتز هورمون های جنسی شرکت می کند. هدف این پژوهش بررسی خصوصیات کنتیکی آنزیم 3- بتا- هیدروکسی استروئید دهیدروژناز بیضه موش صحرایی است. برای انجام تحقیق مقادیر معین سوبسترا و غلظت های متفاوت هموژنه بافت بیضه موش صحرایی در گرم خانه گذاشته (انکوبه) شد. مخلوط واکنش، شامل پرگننولون، کوآنزیم نیکوتین آمید دی نوکلئوتید و ایزونیتر و ترازولیم در 0.150 مولار بافر تریس و با 7.7=PH همچنین آنزیم استخراج شده از بیضه موش صحرایی بود که در زمان های مختلف و دماهای مختلف انکوبه شد. جذب نوری به وسیله اسپکتروفتومتر اندازه گیری شد. یافته ها نشان دادند مقدار PH بهینه و زمان انکوباسیون به ترتیب برابر با 7.9 و 1.5 ساعت بود. مقدار Kmax برابر با 6-10×5.3 مولار و Vmax برابر با 6-10×3.11 نانومول در میلی گرم در دقیقه بود. روش به کار گرفته شده در این مطالعه حساسیت کافی برای اندازه گیری فعالیت آنزیم استروئید دهیدروژناز بیضه موش را داشت. نتیجه این که خصوصیات کنتیکی آنزیم 3- بتا- هیدروکسی استروئید دهیدروژناز حاصل از این پژوهش قابل مقایسه با نتایج سایر محققان است و برای بررسی فعالیت این آنزیم در بافت ها کاربرد دارد.
دکتر حمید طوفانی، دکتر فاطمه بهدانی،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
حرکت پریشی (دیسکنزی) یک اختلال عصبی حرکتی است که فقط عارضه جانبی درمان با داروهای ضد روان پریشی (آنتی سایکوتیک ها) نیست بلکه حداقل قسمتی از این حرکات، جزئی از بیماری اسکیزوفرنی و به دلیل اختلال عملکرد قسمت پیشانی مغز (لوب فرونتال) است. در این پژوهش، برای یافتن پاسخ سوالات زیر عملکرد ناحیه پیش پیشانی (پره فرونتال) در بیماران اسکیزوفرن مبتلا و غیرمبتلا به دیسکنزی دیررس، مورد بررسی قرار گرفت. آیا رابطه ای بین دیسکنزی دیررس و اختلال عملکرد لوب فرونتال وجود دارد؟ آیا راهی برای شناسایی افراد مستعد به دیسکنزی دیررس و جلوگیری از ایجاد این معضل وجود دارد؟ برای انجام این پژوهش 100 بیمار اسکیزوفرن بستری در بیمارستان (50 بیمار مبتلا به دیسکنزی دیررس و 50 بیمار غیرمبتلا به دیسکنزی دیررس) انتخاب شدند و با آزمون ویسکانسین (WCST) که یک تست استاندارد نورسایکالوژیک برای ارزیابی ناحیه پره فرونتال است مورد ارزیابی قرار گرفتند و نتایج حاصله با استفاده از آزمون تی- تست و کای اسکوئر و نرم افزار SPSS مورد مقایسه آماری قرار گرفت. بیماران اسکیزوفرن مبتلا به دیسکنزی دیررس نسبت به بیماران اسکیزوفرن غیرمبتلا به دیسکنزی دیررس (افزایش تعداد کل خطاها، خطای درجاماندگی و کاهش تعداد طبقات تکمیل شده) به صورت معنی داری (P<0.001) در معیارهای مورد ارزیابی در آزمون ویسکانسین اختلال نشان دادند که حاکی از اختلال عملکرد لوب فرونتال در این بیماران بود. به نظر می رسد با انجام آزمون ویسکانسین در زمان تشخیص بیماری اسکیزوفرنی، می توان بیماران مبتلا به اختلال عملکرد لوب فرونتال و در نتیجه حساس به وقفه سیستم دوپامینرژیک را شناسایی نموده و با مصرف داروهای آنتی سایکوتیک نامعمول (آتیپیک) و کنترل مداوم حرکات غیر طبیعی در این گروه از بیماران، از ایجاد و پیشرفت دیسکنزی دیررس جلوگیری نمائیم.
یوسف مرتضوی درازکلا، ابراهیم نصیری فرمی، دکتر موسی میرحسینی،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
حفظ سلامت بیماران و جلوگیری از ایجاد عارضه در حین لارنگوسکوپی و لوله گذاری تراشه، از نکات بسیار مهمی است که در صورت عدم توجه در این مرحله حساس می تواند، تغییرات مخرب همودینامیک را به دنبال داشته باشد. افزایش فشار خون (هیپرتانسیون) و افزایش ضربان قلب (تاکیکاردی)، دو عارضه بزرگ این مرحله اند که می توانند به عوارض خطرناکی همچون خون ریزی مغزی و انفارکتوس میوکارد منتهی شوند. از طرفی لارنگوسکوپی و لوله گذاری تراشه به منظور حفظ راه هوایی مطمئن و پیشگیری از آسپیراسیون محتویات معده و ترشحات خونی و چرکی و همچنین بهبود تهویه مکانیکی در هنگام تهویه ریوی روده ای با فشار مثبت (IPPV) در سرتاسر عمل جراحی و بیهوشی عمومی ضرورت پیدا می کند. در این مطالعه، تغییرات فشار خون و نبض در دو روش لوله گذاری تراشه از طریق دهان (oral intubation) و بینی (nasal intubation) مورد ارزیابی قرار گرفته است. این بررسی با 70 بیمار ASA1، در محدوده سنی 55-16 سال، که برای عمل جراحی و بیهوشی نیاز به لارنگوسکوپی و لوله گذاری تراشه داشته اند، انجام گردید. برای 35 بیمار، لوله گذاری تراشه از راه دهان و در 35 بیمار دیگر لوله گذاری از راه بینی انجام گردید. داروهای اولیه قبل از بیهوشی (پره مدیکاسیون) در تمام بیماران بر حسب وزن یکسان بود. القا بیهوشی در همه بیماران با تجویز 1.5 میلی گرم/ کیلوگرم ساکسنیل کولین، و 5 میلی گرم / کیلوگرم تیوپنتال سدیم انجام گرفت. سپس با تیغه مکینتاش، لارنگوسکوپی و با لوله کافدار، لوله گذاری صورت گرفت. میزان نبض و فشار خون بیماران بلافاصله بعد از لوله گذاری (دقیقه 1) و در دقایق 3 و 5 اندازه گیری و ثبت گردید. اطلاعات به دست آمده بر اساس نرم افزار رایانه ای SPSS و با استفاده از آزمون های اندازه گیری داده های تکراری و آزمون مقایسه زوج ها تجزیه و تحلیل شد و تفاوت در هر نقطه با P<0.05 معنی دار تلقی شد. نتایج نشان می دهد که در هر دو روش لوله گذاری از راه دهان و بینی، فشار خون و نبض بیماران افزایش داشته، و تفاوت این افزایش در روش لوله گذاری از راه بینی با روش مقابل، از نظر آماری معنی دار بوده است.(p=0.000). تغییرات قابل توجه همودینامیک، می تواند در بیماران قلبی و عروقی مشکل آفرین باشد. بر این اساس پیشنهاد می گردد، دست اندرکاران بیهوشی با مانیتورینگ مداوم نبض و فشار خون در این مرحله حساس و تمهیدات مراقبتی و دارویی از عوارض احتمالی ناشی از بیهوشی عمومی بکاهند.
محسن سعیدی، دکتر سپیده بخشنده نصرت، دکتر عزت الله قائمی، سیدمحمد هدایت مفیدی، فرامرز کوهسار، ناصر بهنامپور،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
توکسوپلاسموز بیماری است که بوسیله توکسوپلاسما گوندی ایجاد می شود. به خاطر طیف وسیع آلودگی به خصوص آلودگی بدون علایم آن در زنان باردار که منجر به عفونت توکسوپلاسموز مادرزادی می گردد، تعیین عیار (تیتر) آنتی بادی های ضد توکسوپلاسما قبل از حاملگی و هم چنین مشخص نمودن عوامل موثر در بالا رفتن شیوع آن ضروری است. این مطالعه که از نوع توصیفی- مقطعی می باشد، به منظور تعیین شیوع آنتی بادی های IgG و IgM ضد توکسوپلاسما در 300 نمونه خونی به روش ELISA، انجام گرفته است. نمونه ها به طور تصادفی از زنانی که در سال 1380 برای مشاوره ازدواج به تنها مرکز مشاوره آزمایشگاهی شهرستان گرگان مراجعه کرده بودند، گرفته شد. در این تحقیق، شیوع کلی موارد مثبت IgG ضد توکسوپلاسما 48.3 درصد و IgM 11.7 درصد بدست آمد. نتایج بدست آمده، نشان دهنده عدم رابطه معنی دار آماری موارد مثبت IgG و IgM با سن، محل سکونت (شهر یا روستا)، میزان تحصیلات، شغل، نحوه شستن و مصرف سبزیجات خام، مصرف گوشت نیم پز یا نپخته، نگهداری حیوانات اهلی غیر از گربه در منزل می باشد. اما بین نگهداری گربه در منزل با موارد مثبت آنتی بادی IgM، رابطه معنی داری وجود داشت (pv ≤ 0.025). ضمنا 51.7 درصد زنان در زمان ازدواج سرونگاتیو بوده و بنابراین آمادگی ابتلا به توکسوپلاسموزیز را در حین حاملگی دارند. نتایج این مطالعه ضرورت انجام تست تشخیص توکسوپلاسموز در دوران بارداری را مورد تایید قرار می دهد.
محمد هادی مهدینژاد،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مواد زائد جامد به کلیه دورریختنی های حاصل از فعالیت های انسان گفته می شود که با توجه به وضعیت اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی مردم در مناطق مختلف، کمیت و کیفیت آن متغیر است. هدف از این تحقیق بررسی وضعیت موجود در خصوص کمیت و کیفیت زباله های شهر گرگان در فصول بهار و پاییز می باشد. تحقیق حاضر از نوع مطالعه توصیفی- مقطعی بوده و به منظور تعیین سرانه زباله (گرم زباله تولیدی به ازای هر نفر در روز) از تقسیم میانگین، میزان تولید روزانه زباله با استفاده از آمارهای موجود در شهرداری بر جمعیت شهری آن سال به دست آمد. این سرانه طی دو فصل بهار و پاییز سال 1376 محاسبه گردید. برای تعیین کیفیت زباله، مناطق شهری به سه قسمت شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم شدند و در هر یک از مناطق دو کانتینر نگهداری موقت زباله انتخاب و برای هر آزمایش میزان 100 کیلوگرم نمونه از هر کانتینر برداشت شد. تعداد آزمایش ها برای هر کانتینر انتخاب شده سه بار طی هر فصل بوده و در نمونه های برداشت شده پس از جداسازی اجزا فیزیکی آن، میزان ها به صورت درصد وزنی گزارش گردید که نتایج ارائه شده در این مقاله میانگین کلی از نتایج بدست آمده کلیه کانتینرهای منتخب می باشد. نتایج نشان می دهند که سرانه زباله در فصل بهار 537 گرم و در فصل پاییز 644 گرم می باشد. درصد وزنی مواد فسادپذیر 58.6 درصد، کاغذ و کارتن 6.6 درصد، شیشه 2.6 درصد، پلاستیک 2 درصد، پارچه و منسوجات 1.5 درصد، چوب 0.9 درصد و فلزات 0.8 بدست آمد. این تحقیق نشان می دهد که مواد قابل فساد بالاترین میزان اجزا زباله را تشکیل داده و ایجاد صنایع کمپوست در این استان و استفاده از کود آلی به دست آمده در کشاورزی می تواند نیاز به کود شیمیایی را کاهش داده و از آلودگی محیط زیست به وسیله مواد شیمیایی و زباله های فسادپذیر جلوگیری نماید.
دکتر حمید طوفانی، دکتر فاطمه بهدانی، دکتر محمدرضا فیاضی بردبار، دکتر علی منطقی،
دوره 4، شماره 2 - ( 7-1381 )
چکیده
با توجه به شیوع بالای تعداد افرادی که با بی قراری روان پریشانه (سایکوتیک) به مراکز فوریت های روان پزشکی مراجعه می کنند یافتن درمانی که موثر و با عارضه کمتر باشد، بسیار مطلوب است. نظر به گزارش هایی که در جهان در مورد اثربخشی داروهای ضد روان پریشی نامعمول (آتیپیک) حتی به صورت خوراکی در کنترل بی قراری روان پریشانه وجود دارد، محققین بر آن شدند که اثر رسپیریدون خوراکی (یک داروی ضد روان پریشی نامعمول) را با هالوپریدون تزریقی (داروی ضد روان پریشی معمول)، همراه با لورازپام در کنترل این بیماری بسنجند. بدین منظور، 60 بیمار مراجعه کننده به مرکز فوریت بیمارستان روان پریشی ابن سینا مشهد که با تابلوی بی قراری روان پریشانه آمده بودند و سابقه بیماری جسمی، تشنج، حاملگی، سو مصرف مواد و اختلال مشخص رشدی نداشتند، به طور تصادفی در دو گروه تقسیم شدند. به یک گروه هالوپریدول تزریقی (5 میلی گرم) به علاوه لورازپام خوراکی (2 میلی گرم) و به گروه دوم رسپیریدون و لورازپام خوراکی هر کدام 2 میلی گرم داده شد. بهبود علائم با توجه به نمره 5 زیر گروه معیار پانس (PANSS) (خصومت، عدم همکاری، رفتار توهمی، کنترل ضعیف تکانه و هیجان زدگی) در بدو مراجعه و دقایق 30 و 60 بعد از دارو سنجیده شد و میزان بهبود هر گروه در موارد فوق با آزمون تی (?=0.05) مقایسه گردید. هر دو گروه در نمره کلی پانس و در هر پنج زیرگروه، به طور معنی دار بهبود نشان دادند(p<0.001) . مقایسه نمره کلی بهبود و نمره هر 5 زیرگروه در دو گروه تحت درمان تفاوت معنی داری نشان نداد. 3 نفر از هر دو گروه به دریافت داروی مجدد بعد از یک ساعت نیاز داشتند. متوسط زمانی که بعد از دریافت دارو تا به خواب رفتن بیماران بود، در گروهی که هالوپریدول عضلانی و لورازپام خوراکی گرفتند 60 دقیقه (با انحراف معیار 33 دقیقه) و در گروهی که رسپیریدون و لورازپام خوراکی گرفتند، 55 دقیقه (با انحراف معیار 34 دقیقه) بود. همانگونه که در تحقیقات دیگر نیز آمده است، درمان خوراکی رسپیریدون به همراه لورازپام تاثیر مساوی با هالوپریدول عضلانی و لورازپام خوراکی در کنترل علائم حاد بی قراری روان پریشانه دارد.
دکتر عبدالجلال مرجانی، دکتر محمد موجرلو، دکتر آزاد رضا منصوریان، دکتر رامین آذرهوش، محمدرضا ربیعی، خدا بردی کلوی،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
زمینه و هدف: روی و مس از عناصر کمیاب مهمی هستند که برای رشد و ادامه اعمال حیاتی بدن ضروری می باشند. این عناصر در عملکرد تعدادی از آنزیمها به عنوان کوفاکتور نقش اصلی را ایفا می کنند. تغییرات سطح این عناصر در بدن از نظر کلینیکی اهمیت بسیار دارد، به طوری که افزایش و یا کاهش هر کدام از آنها باعث ایجاد تظاهرات بالینی می شود در صورت افزایش این عناصر در بدن، مسمومیت همراه باعوارض کلینیکی(مثل اسهال و استفراغ) در فرد به وجود می آید. به دلیل امکان تغییرات سطح سرمی روی و مس ناشی از همودیالیز به منظور برسی تغییرات سطح سرمی روی ومس بیماران همودیالیزی قبل و بعد از همودیالیز انجام گردیده است.مواد و روشها: این مطالعه از نوع مقایسه ای - طولی روی 50 بیمار همودیالیزی(33 بیمار مذکر و 17 بیمار مؤنث) انتخاب شده به روش تصادفی از بین بیماران همودیالیزی بخش دیالیز مرکز آموزشی- درمانی پنجم آذر گرگان، انجام گردید. میزان روی و مس در سرم بیماران همودیالیزی قبل و بعد از دیالیز به روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد. یافته ها: میانگین میزان روی و مس در بیماران همودیالیزی به ترتیب بعد از دیالیز 59.32 ± 135.32 و 51.25 ± 136.40 میکروگرم در دسی لیتر بوده که در مقایسه با قبل ازدیالیز که 37.46 ± 78.38 و 32.54 ± 89.92 میکروگرم در دسی لیتر می باشد افزایش یافته است که از نظر آماری اختلاف معنی دار بوده است (P<0.05).نتیجه گیری: شرایط اورمی ممبران دیالیتر، عمل دیالیز و کیفیت آب مصرفی در عمل دیالیز می توانند باعث افزایش عناصر کمیاب روی و مس شوند. این افزایش می توانند سبب غیر طبیعی شدن روی و مس در بدن و زمینه ساز تظاهرات بالینی در بیماران همودیالیزی گردد. لذا پیشنهاد می شود قبل از عمل دیالیز میزان روی و مس آزاد شده را با کمک آزمایشهای مربوطه از نمونه های خون بیماران همودیالیز و قسمتهای مختلف دستگاه دیالیز ارزیابی و براساس آن میزان روی و مس بیماران همودیالیزی با روش تغذیه درمانی مشخص گردد.