15 نتیجه برای تیروئید
سیدمهدی احمدی، دکتر محمدحسن افتخاری، فرشاد امیرخیزی، دکتر محمود سوید، مینا جهری، ساره کشاورزی،
دوره 10، شماره 3 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : در پاتوژنز چاقی عوامل بسیاری از جمله سطح لپتین سرم و هورمونهای تیروئیدی نقش دارند. این مطالعه به منظور مقایسه سطح سرمی لپتین و هورمونهای تیروئیدی در زنان چاق و غیرچاق در شهر شیراز طی سال 1385 انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی، 35زن با نمایه توده بدن بیشتر یا مساوی Kg/m230 به عنوان گروه چاق (مورد) و 35 زن با نمایه توده بدن طبیعی کمتر از 25 به عنوان گروه غیرچاق (شاهد) انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک و اندازههای تنسنجی شامل قد، وزن، محیط دور کمر و دور باسن اندازهگیری و سپس نمایه توده بدنی (BMI) و نسبت محیط دور کمر به دور باسن (WHR) و درصد چربی تام بدن (%TBF) برای هر فرد تعیین گردید. نمونههای خون ناشتا از افراد مورد بررسی گرفته شد و سرم خون برای اندازهگیری غلظت سرمی هورمونهای T3، T4وTSH و لپتین جدا گردید. یافتهها : میانگین غلظت سرمی لپتین در زنان چاق (9/7+-5/24 نانوگرم در دسی لیتر) بیشتر از زنان غیرچاق (7/4+-0/13 نانوگرم در دسی لیتر) بود (05/0P<). هرچند همبستگی مثبت معنیداری بین سطح سرمی لپتین با شاخصهای تنسنجی وجود داشت، ولی این رابطه در مورد هورمونهای تیروئیدی و TSH معنیدار نبود. همچنین در زمینه ارتباط مستقل بین هورمونهای مورد بررسی، تنها بین غلظت سرمی لپتین با غلظت T3 سرم همبستگی مثبت معنیدار وجود داشت (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که غلظت سرمی لپتین در زنان چاق بهواسطه افزایش بافت چربی افزایش مییابد. برهمکنش متقابل بین هورمونهای تیروئیدی به ویژه T3 و لپتین، میتواند یکی از علل افزایش سطح لپتین سرم در زنان چاق باشد.
دکتر زهرا رضوی، دکتر حسن بزم آمون، دکتر محمدصادق صبا،
دوره 10، شماره 4 - ( 10-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرمهای تالاسمی اختلالات خونی ارثی ساختمانی گلوبین آلفا یا بتا میباشند. در تالاسمی بتای ماژور ادامه حیات وابسته به تزریق خون مکرر است که این امر باعث تجمع بار اضافی آهن در قسمتهای مختلف بدن (هموکروماتوز) میشود. در اثر رسوب آهن اضافی ممکن است، غدد پاراتیروئید دچار کمکاری شوند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی کمکاری غدد پاراتیروئید در بیماران مبتلا به بتاتالاسمی مراجعه کننده به بیمارستانهای آموزشی شهر همدان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 56 بیمار بتاتالاسمی دریافت کننده خون در شهر همدان از مهر 81 لغایت مهر 82 انجام گردید. سطح سرمی کلسیم، فسفر، پاراتورمون (PTH)، پروتئین توتال، آلبومین، فریتین، BUN و کراتی نین 2 هفته بعد از آخرین تزریق خون اندازهگیری شد. معیار تشخیص هیپوپارتیروئیدیسم سطح کلسیم سرم کمتر از mg/dl 8 ، فسفر بالای mg/dl 5/5 و PTH پائینتر از ng/dl 10 در نظر گرفته شد. یافتهها: از مجموع 56 بیمار مورد بررسی 8 نفر (2/14درصد) مبتلا به هیپوپاراتیروئیدی بودند که 5/37درصد آنها علائم هیپوکلسمی را نشان میدادند. بین فراوانی هیپوپاراتیروئیسم در بیماران بتاتالاسمی با مصرف دسفرال، اسپلنکتومی و دیابت ارتباط معنیداری یافت شد (P<0.05). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که فراوانی هیپوپاراتیروئیدیسم در بیماران مبتلا به بتاتالاسمی فراوانی قابل توجهی دارد. لذا پیشنهاد میشود، بررسی بالینی و آزمایشگاهی به منظور ارزیابی غدد درونریز به خصوص پاراتیروئید در بیماران بتاتالاسمی از ابتدای دهه دوم زندگی انجام گیرد.
دکتر مهدی صائب، دکتر سعید نظیفی، مهسا ثابت، دکتر حبیب اله ناظم، دکتر حمیدرضا قیصری، سعیده صائب، جعفر جلائی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مصرف چربیهای غیراشباع مانند روغن پسته وحشی سبب کاهش سطح سرمی لپتین میشود. با توجه به نقش محوری هورمون لپتین و هورمونهای تیروئیدی در متابولیسم، این مطالعه به منظور تعیین اثر خوراکی روغن پسته وحشی بر میزان لپتین سرم و ارتباط آن با هورمونهای تیروئیدی در موش صحرایی نر مبتلا به پرکاری تجربی تیروئید انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 30 سر موش صحرایی نر بالغ سفید نژاد Sprague Dawely با میانگین وزن 220 گرم انجام شد. برای ایجاد پرکاری تجربی تیروئید از لوتیروکسین با غلظت 12 میلیگرم در لیتر در آب خوراکی به مدت یک ماه استفاده گردید. حیوانات بهطور تصادفی به 5 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول به عنوان کنترل 1 طبیعی در طول دوره مطالعه فقط رژیم غذایی معمولی و آب معمولی و گروه دوم به عنوان کنترل 2 رژیم غذایی معمولی به اضافه لوتیروکسین دریافت نمودند. گروههای 3 ، 4 و 5 بهترتیب میزان 5درصد ، 10درصد و 20درصد روغن پسته وحشی در جیره غذایی همراه با لوتیروکسین در آب را دریافت نمودند. طول دوره مطالعه یک ماه بود. هر ده روز یکبار از حیوانات خونگیری به عمل آمد. سطح سرمی هورمونهای T4 ، T3 ، fT4 و fT3 و لپتین با روش RIA و الیزا و سطح سرمی لیپیدها به روش آنزیمی اندازهگیری شد. یافتهها : هورمونهای تیروئیدی، چربیها و لپتین سرم موشهای صحرایی گروه کنترل در هیچیک از روزهای آزمایش اختلاف آماری معنیداری را نشان نداد. غلظتهای سرمی fT3, fT4, T3, T4 درگروه دوم، fT3, fT4, T4 در گروه سوم، T4 در گروه چهارم در طول دوره آزمایش و T4 در گروه پنجم در برخی روزها افزایش معنیدار نشان داد (P<0.05). غلظت لپتین سرم بهطور معنیداری در طول دوره آزمایش در گروههای سوم تا پنجم کاهش یافت (P<0.05) و چربیهای سرم تفاوتهای آماری معنیداری را در روزهای مختلف آزمایش در گروههای دوم تا پنجم نشان نداد؛ ولی نسبت HDLc/LDLc افزایش یافت. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که میزان هورمونهای T3 ، T4 ، fT3 و fT4 در روز 30 مطالعه در گروههای دریافتکننده عصاره پسته وحشی و لووتیروکسین در مقایسه با گروه دریافت کننده لووتیروکسین به تنهایی، کاهش داشت. همچنین مصرف خوراکی روغن پستهوحشی سبب افزایش نسبت HDLc/LDLc در گروههای آزمایشی شد.
دکتر سپیده بخشنده نصرت، دکتر حمیدرضا بذرافشان، دکتر رامین آذرهوش، دکتر شرابه هزارخوانی، دکتر مریم السادات میرکریمی، دکتر ندا مختاری، دکتر سیما بشارت، مصطفی قربانی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : اثرات زیانبار بیماریهای تیروئید در دوران بارداری روی سیر بارداری و رشد جنین به اثبات رسیده است. بیماریهای خودایمنی تحت بالینی تیروئید میتوانند منجر به دو برابر شدن شانس زایمان زودرس, سقط و نیز تیروئیدیت پس از زایمان شوند. این مطالعه به منظور مقایسه میزان عملکرد و خودایمنی تیروئید در زنان باردار مبتلا و غیرمبتلا به گواتر انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی روی 100 زن باردار مبتلا به گواتر (گروه مورد) و 100 زن باردار غیرمبتلا به گواتر (گروه شاهد) مراجعه کننده به درمانگاه مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان طی تابستان 1384 انجام شد. از هر زن 5 میلیلیتر خون برای تعیین مقادیر هورمونهای تیروئیدی (T3, T4, TSH, T3RUP) و آنتیبادیهای ضدتیروئید (Anti TG, Anti TPO) گرفته شد. هورمونهای تیروئیدی به روش IRMA و آنتیبادیها با روش الیزا اندازهگیری شدند.
یافتهها : از 100 زن باردار مبتلا به گواتر 34% اندازه تیروئید حدود سه برابر طبیعی و 66% اندازه تیروئید حدود دو برابر طبیعی داشتند. Anti TPO در 36% زنان باردار مبتلا به گواتر و در 16% زنان غیرمبتلا به گواتر بالاتر از حد طبیعی بود. Anti TG در 9% از زنان باردار مبتلا به گواتر و 4% زنان غیر مبتلا به گواتر از حد طبیعی بالاتر بود. میانگین TSH در گروه مورد و شاهد در محدوده طبیعی و به ترتیب microU/ml 1.81±1.33 و microU/ml 1.84±1.4 بود. میانگین غلظت Anti TPO و Anti TG در گروه مورد U/ml 373.91±197.37 و U/ml 248.8±70.59 و در گروه شاهد U/ml 79.52±63.97 و U/ml 248.8±70.59 تعیین شد.
نتیجهگیری : با توجه به مشاهده اختلالات عملکرد و اتوایمونیته تیروئید در 20% جمعیت سالم مورد مطالعه و در 45% افراد مبتلا به گواتر، بهتر است که بررسی عملکرد و آنتیبادیهای ضدتیروئید در تمامی زنان باردار سالم، بدون علامت و مبتلا به گواتر برای جلوگیری از عوارض جنینی مادری انجام شود.
دکتر سپیده بخشنده نصرت، دکتر فرناز ثمره محمدیان، دکتر عزت اله قائمی، دکتر افسانه برقعی، دکتر حمیدرضا جوشقانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلالات قاعدگی شامل افزایش طول مدت قاعدگی و کاهش طول مدت آن و افزایش یا کاهش حجم خونریزی میتوانند در اثر اختلال در هورمونهای تیروئیدی، هورمونهای گنادوتروپین و نیز برخی مارکرهای دیگر مانند پرولاکتین بهوجود آیند. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط سطح سرمی هورمونهای تیروئید و جنسی با اختلالات قاعدگی در گرگان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 110 زن مبتلا به اختلال قاعدگی بدون اختلالات ساختاری در محدوده سنی 18 تا 40 سال مراجعه کننده به مطبهای خصوصی متخصصین زنان و زایمان شهر گرگان طی مدت 17 ماه در سالهای 88-1387 انجام شد. برای اندازهگیری سطح سرمی تستوسترون، TSH ، T3 ، T4 ، PRL ، FSH و LH در روز سوم قاعدگی از افراد 5 میلیلیتر خون گرفته شد. همه آزمایشها به روش الیزا انجام شدند.
یافتهها : میانگین سنی افراد مورد بررسی 5.9±27.9 سال بود. بین وجود هیرسوتیسم با سطح هورمونها بهجز T4 رابطه معنیداری مشاهده نشد. بیشترین افراد مبتلا به بیماری اختلالات قاعدگی (42.7%) در گروه سنی کمتر از 25 سال قرار داشتند. فراوانترین اختلال قاعدگی مشاهده شده اولیگومنوره (33.6%) و کمترین آمنوره (4.5%) بود. بیشترین اختلال هورمونی مربوط به T3 (46.3%) و LH (44.5%) و کمترین اختلال مربوط به تستوسترون (5.4%) بود. در مجموع 11 نفر (10%) علایم هیرسوتیسم را داشتند.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که اختلال هورمونهای T3 و LH در زنان مبتلا به اختلال قاعدگی فراوانترین اختلال هورمونی میباشد.
محمدحسین آقاجانی، عباس تهذیبی، مجید شهبازی،
دوره 17، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﭘﺎراﺗﯿﺮوﺋﯿﺪ در ﻫﻤﻮﺳﺘﺎزی ﮐﻠﺴﯿﻢ ﺑﺪن ﻧﻘﺶ اﺳﺎﺳﯽ دارد. ﺑﺎ اﻓﺰایﺶ ﺳﻦ و ﺳﺎیﺮ ﻋﻮاﻣﻞ، ایﻦ ﻫﻮرﻣـﻮن ﻗـﺎدر ﺑـﻪ اﻧﺠﺎم ﻧﻘﺶ ﺧﻮد در ﺑﺪن ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ ﻓﺮد دﭼﺎر ﭘﻮﮐﯽ اﺳﺘﺨﻮان ﻣﯽشود. استفاده از پروتئین نوترکیب پاراتیروئید، مانع پیشرفت بیماری شده و به بهبودی آن کمک میکند. این مطالعه به منظور طراحی و ساخت سازه ژنی و انجام فرایند کلونینگ و سابکلونینگ پروتئین پاراتیروئید به صورت محلول در باکتری اشریشیاکلی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی با طراحی و اپتیمایز کردن سکوانس ژن هورمون پاراتیروئید برای بیان پروتئین نوترکیب بهصورت محلول انجام شد. بعد از ترانسفورم کردن سازه ژنی داخل باکتری و کشت باکتری اشریشیاکلی، استخراج پلاسمید انجام شد. قطعه کدکننده پروتئین موردنظر به روش هضم آنزیمی جدا و در ادامه به وکتور بیانی منتقل گردید. سپس عمل القا صورت گرفت و پروتئین مورد نظر در باکتری بیان شد. یافتهها : بعد از برش آنزیمی، قطعه کدکننده پروتئین پاراتیروئید به درستی در محل موردنظر قرار گرفت. فرایند مذکور به روش واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) تائید گردید. بعد انجام عمل ترانسفورم، فرایند القا صورت گرفت که در نهایت پروتئین پاراتیروئید بهصورت محلول در باکتری بیان شد. نتیجهگیری : بیان پروتئین در باکتری به دلیل رشد سریع آن و نیاز به محیط کشت ارزان مقرون بهصرفه است. بیان پروتئین بهصورت محلول باعث کوتاه شدن فرایند پایین دستی تولید پروتئین نوترکیب گردید.
رسول محمدی، محمد آریایی، مرضیه روحانی رصاف، یاسر مخیری، محمد دهقان،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : ویتیلیگو با شیوع 1-2% در جمعیتهای مختلف، یکی از شایعترین بیماریهای پوستی است. اتیولوژی این بیماری به خوبی مشخص نیست. تئوریهای مختلفی در این زمینه وجود دارد که فرضیه خودایمنی بودن بیماری بیشتر پذیرفته شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی اختلالات عملکرد تیروئید و آنتیبادیهای ضدتیروئید در بیماران مبتلا به ویتیلیگو انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 45 بیمار مبتلا به ویتیلیگو و 45 فرد غیرمبتلا به ویتیلیگو انجام شد. متغیرهای جنس، سن، طول مدت بیماری و نوع بیماری توسط یک چک لیست جمعآوری شد. سطح T3 و T4 آزاد، TSH، آنتیبادی ضدپراکسیداز تیروئیدی (Anti-TPO) و آنتیبادی ضدتیروگلبولین (Anti-TG) سرم افراد در دو گروه اندازهگیری شد.
یافتهها : سطح سرمی T4 آزاد 20درصد بیماران در مقابل 2/2درصد افراد شاهد کمتر از سطح طبیعی بود (P<0.05). در 14 نفر (31.1%) از افراد مبتلا به ویتیلیگو و 6 نفر (13.3%) از افراد گروه شاهد، آنتیبادی پراکسیداز ضد تیروئیدی بالاتر از سطح طبیعی (<60 IU/m) قرار داشت (P<0.05). همچنین سطح آنتیبادی ضدتیروگلبولین گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد بیشتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری : اختلالات عملکرد تیروئید، بهویژه کمکاری تیروئید و آنتیبادی ضدتیروئید در مبتلایان به ویتیلیگو افزایش مییابد.
ملیحه خسروی زاد، علی زارعی، محمد علی چوبینه، فرهاد کریمی، زهرا صادق پور، زهرا کریمی، ساره برادران، اعظم شهر آشوب،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : هیپرلیپیدمی به عنوان یکی از مهمترین عوامل خطر دخیل در بروز بیماریهای عروقی و از دلایل عمده مرگ محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی بخشهای هوایی گیاه خوشاریزه بر محور هیپوفیزی - تیروئیدی و میزان پروفایل لیپیدی موشهای صحرایی هیپرکلسترولمیک انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در پنج گروه هشت تایی قرار گرفتند. گروه کنترل رژیم غذایی عادی و گروه هیپرکلسترولمیک رژیم غذای چرب را دریافت نمودند. گروههای تجربی هیپرکلسترولمیک به ترتیب دوز mg/kg/bw 100، 200 و 300 از عصاره هیدروالکلی بخشهای هوایی گیاه خوشاریزه را به صورت گاواژ روزانه طی 42 روز دریافت کردند. در انتهای مطالعه غلظت سرمی کلسترول، تری گلیسیرید، لیپوپروتئین کمچگال، لیپوپروتئین بسیار کمچگال، لیپوپروتئین پرچگال، تیروکسین، تری یدوتیرونین و هورمون محرکه تیروئیدی اندازهگیری شد.
یافتهها : مقادیر سرمی لیپوپروتئین کمچگال، لیپوپروتئین بسیار کمچگال، کلسترول و تری گلیسیرید گروه تجربی دریافت کننده دوز حداقل عصاره (100 mg/kg/bw) نسبت به گروه هیپرلیپیدمی شده کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). مقادیر سرمی لیپوپروتئین پرچگال، هورمون محرکه تیروئیدی و تیروکسین گروه دریافت کننده دوز حداکثر عصاره (300 mg/kg/bw) بهصورت معنیداری نسبت به گروه هیپرکلسترولمیک افزایش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری : عصاره هیدروالکلی گیاه خوشاریزه به صورت وابسته به دوز سبب تغییرات پروفایل لیپیدی و هورمونهای تیروئیدی موشهای هیپرکلسترولمیک میگردد.
ابراهیم مهدوی، شرابه هزارخوانی، سیدمهران حسینی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : مقاومت به انسولین در کمکاری تیروئید شایع بوده و تشخیص زودهنگام آن به عنوان یکی از عوامل خطر مستقل در بروز عوارض قلبی - عروقی دارای اهمیت است. استاندارد طلایی ارزیابی مقاومت به انسولین روش کلامپ انسولینی است که کاربرد بالینی بسیار محدودی دارد. شاخصهای تریگلیسرید – گلوکز (triglyceride glucose, TyG) و هما (homeostasis model assessment: HOMA) دو معیار کمی غیرتهاجمی برای ارزیابی مقاومت به انسولین هستند. این مطالعه به منظور تعیین مقاومت به انسولین براساس شاخص هما و تریگلیسرید-گلوکز در بیماران مبتلا به کمکاری تیروئید انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 23 بیمار دارای کمکاری تیروئید تازه تشخیص داده شده شامل 15 بیمار با کمکاری تیروئید آشکار و 8 بیمار با کمکاری تیروئید تحت بالینی انجام شد. تستهای بیوشیمیایی عملکرد تیروئید، پروفایل چربیها، گلوکز و انسولین ناشتا در هنگام تشخیص (نوبت اول) و پس از هشت هفته درمان کمکاری تیروئید (نوبت دوم) اندازهگیری و مقاومت به انسولین و تغییرات شاخصهای TyG و HOMA بررسی گردید.
یافتهها : موارد مقاومت به انسولین در هر دو گروه کمکاری تیروئید آشکار و تحت بالینی براساس شاخص HOMA نسبت به شاخص TyG بیشتر بود. در گروه کمکاری تیروئید آشکار در نوبت اول شیوع مقاومت به انسولین براساس شاخص HOMA نسبت به شاخص TyG بیش از دو برابر و در نوبت دوم بیش از سه برابر تعیین شد. در گروه کمکاری تیروئید تحت بالینی شیوع مقاومت به انسولین در نوبت اول براساس شاخص HOMA نسبت به شاخص TyG بیش از چهار برابر و در نوبت دوم بیش از سه برابر بود. در گروه کمکاری تیروئید تحت بالینی شیوع مقاومت به انسولین براساس شاخص HOMA قبل و بعد از درمان از نظر آماری تغییر معنیداری داشت (P<0.05). در گروه کمکاری تیروئید آشکار هیچیک از شاخصهای مقاومت به انسولین بعد از درمان نسبت به قبل از درمان از نظر آماری تغییر معنیداری نشان ندادند.
نتیجهگیری : هشت هفته درمان کمکاری تیروئید و کاهش سطح TSH در گروههای دارای کمکاری تیروئید آشکار و تحت بالینی در کاهش دو شاخص مقاومت به انسولین HOMA و TyG موثر نبود.
سیمین فاضلی پور، زهرا طوطیان، مینو شفیعی، مسلم دهمرده، صبا محجوب، ندا فعال همدانچی، فرزانه شیواپور،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: لووتیروکسین سدیم یکی از داروهای رایج مورد استفاده در درمان مبتلایان به هیپوتیروئیدی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف لووتیروکسین سدیم بر روی خط tidemark غضروف مفصل زانو، ضخامت غضروف و آنزیمهای کبدی در هیپوتیروئیدیسم موش سوری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 30 سر موش سوری ماده بالغ نژاد BALB/c به وزن 25 تا 30 گرم انجام شد. حیوانات به یک گروه کنترل و چهار گروه تجربی تقسیم شدند. در گروه یک (گروه کنترل) از هیچ دارویی استفاده نشد. گروه دوم دوزهای متفاوت افزایشی لووتیروکسین (دو هفته اول، دو هفته دوم، دو هفته سوم و دو هفته چهارم به ترتیب 1.5 ، 2 ، 2.5 و 3 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) به طور روزانه در 8 هفته و گروه سوم از ابتدا دوز بالا و ثابت لووتیروکسین (3 mg/kg/bw) را روزانه به صورت گاواژ دریافت کردند. در گروه چهارم هیپوتیروئیدی با propylthiouracil (PTU) القاء گردید. در گروه پنجم، حیوانات هیپوتیروئید، لووتیروکسین سدیم را به روش گاواژ مانند گروه دوم دریافت نمودند. بعد از 8 هفته نمونههای سرمی برای اندازهگیری آلکالین فسفاتاز (Alkaline Phosphatase: ALP)، آسپارتات ترانس آمیناز (Aspartate transaminase: AST) و آلانین آمینو ترانسفراز (Alanine aminotransferase: ALT) تهیه شد. غضروف طبق تیبیای مفصل زانوها با روش هماتوکسیلین - ائوزین رنگآمیزی شد. به کمک میکروسکوپ مجهز به دوربین عکسبرداری از اسلایدها صورت گرفت و میزان ضخامت غضروف، بخش کلسیفیه و غیرکلسیفیه برحسب میکرومتر توسط نرمافزار کامپیوتری axiovision اندازهگیری شد. همچنین وضعیت یکپارچگی خط tidemark در رنگآمیزی هماتوکسیلین - ائوزین با میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشاندهنده جداشدگی و از هم گسیختگی در خط tidemark در گروه سوم (گروه دریافت کننده لووتیروکسین سدیم با دوز بالا و ثابت) بود. در گروههای سوم، چهارم و پنجم کاهش ضخامت غضروف در منطقه غیرکلسیفیه دیده شد که این کاهش در گروه سوم نسبت به گروه کنترل معنیدار بود (P<0.05). ضخامت منطقه کلسیفیه در تمام گروهها کاهش نشان داد که این کاهش در گروه سوم نسبت به گروه کنترل معنیدار بود (P<0.05). در بررسی آنزیمهای ALP و AST در اکثر گروهها با افزایش و میزان آنزیم ALT در اکثر گروهها با کاهش همراه بود که این تغییرات نسبت به گروه کنترل معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: مصرف لووتیروکسین سدیم با دوز ثابت و بالا باعث ایجاد تغییرات شدید غضروف مفصل زانو در مقایسه با دوز افزایشی در حیوانات مبتلا به هیپوتیروئیدیسم میگردد.
سمیه لیوانی، اسماعیل نعیمی طبیعی، نعمت تقوی کوتنایی،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ندولهای تیروئید که بهصورت شایع یافت میشوند؛ زمینهساز بروز بدخیمیهای تیروئید هستند. این مطالعه به منظور تعیین میزان توافق نتایج اولتراسونوگرافی ندولهای تیروئید بر مبنای TIRADS (Thyroid Imaging and Reporting Data System) با نتایج سیتولوژی آسپیراسیون سوزنی ظریف (fine-needle aspiration: FNA) تحت عنوان سیستم Bethesda انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 165 بیمار (152 زن و 13 مرد) مراجعه کننده به بخش سونوگرافی مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی گرگان انجام شد. یافتههای حاصل از اولتراسونوگرافی ندولهای بیماران در چک لیستهای از پیش تعیین شده ثبت شد. از این بین تعدادی از بیماران براساس توصیه سیستم TIRADS و نظر متخصص کاندید انجام آسپیراسیون سوزنی ظریف تحت هدایت سونوگرافی شدند. نتایج سیتولوژی بیماران برمبنای طبقهبندی سیستم Bethesda گزارش شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد دارای بدخیمی به طور میانگین یک دهه (35.4 سال) کمتر از گروه دیگر (44.8 سال) بود (P<0.05). دسته TIRADS III و TIRADS IV به ترتیب با 44.4 درصد و 32.3 درصد از مجموعه یافتهها، فراوانترین گروهها بودند. دسته Bethesda II و Bethesda IV به ترتیب با داشتن 58.8 درصد و 20.6 درصد از کل موارد شایعترین نوع سیتولوژیها را به خود اختصاص دادند. یافتههایی که از نظر سیستم TIRADS خوشخیم ارزیابی شدند؛ بیشترین میزان تطابق را با نتایج سیتولوژی داشتند. ضریب توافق کاپا برای سنجش ارتباط این دو سیستم 0.061 گزارش شد که از لحاظ آماری این رابطه معنیدار ارزیابی شد (P<0.05). تفاوت قابل توجهی در اکوژینسیته، کانونهای اکوژن، شکل و حاشیه ندول در میان ندولهای خوشخیم و بدخیم مشاهده شد.
نتیجهگیری: دقت سیستم TIRADS در ارزیابی موارد خوشخیم در بالاترین میزان بود. توافق قابل قبولی میان دو سیستم گزارشدهی TIRADS و Bethesda وجود دارد که بیشترین میزان این همبستگی در یافتههای خوشخیم بوده است. بر همین اساس با بهکارگیری این دو سیستم برای ارزیابی اولیه ندولهای تیروئید، بهخصوص در رد بدخیمیها میتوان میزان مداخلات تهاجمی تشخیصی را به میزان کمتری رساند.
محمد مختاری، سیدمرتضی جوادی راد، محسن کلاهدوزان،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نئوپلاسم تیروئید، سرطان رایج سیستم درونریز است و شناخت رفتارشناسی آن میتواند در نحوه درمان موثر باشد. از طرفی تکنیک FNA، از دقت کافی برخوردار نیست و بنابراین یافتن مارکری زیستی مختص نئوپلاسم تیروئید، بسیار مورد توجه است. این مطالعه به منظور امکان استفاده از ژن NKX2-1 به عنوان نشانگر تمایز یافتگی کارسینوم پاپیلاری تیروئید انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد شاهدی از مراجعین به بیمارستانهای الزهراء و سینا شهر اصفهان برای تیروئیدکتومی، تعداد 17 نمونه بافت تازه کارسینوم پاپیلاری تیروئید (Papillary Thyroid Carcinoma: PTC) و 20 نمونه بافت سالم مجاور تومور طی مدت 8 ماه جمعآوری شد. استخراج RNA و به دنبال آن ساخت cDNA انجام شد. بیان ژن NKX2-1 به کمک پرایمرهای اختصاصی (تقاطع اگزون و گسترش اینترون) و به روش RT-qPCR انجام شد.
یافتهها: ارزیابی کیفیت و کمیت RNA های استخراج شده، دست نخورده بودن آنها و مناسب بودن برای ساخت cDNA را نشان داد. بررسی منحنی ذوب، نشان دهنده تکثیر اختصاصی ژن NKX2-1 بود. تفاوت بیان mRNA ژن NKX2-1 بین بافت PTC و و بافت سالم مجاور 0.947 و از نظر آماری غیرمعنیدار بود.
نتیجهگیری: عدم تفاوت بیان ژن NKX2-1 بین بافت سالم مجاور تومور و بافت تومور PTC نشان میدهد که تومورهای PTC از نوع تمایزیافته هستند.
محمدهادی قریب، سیامک رجایی، کیهان فلاح، مهین طاطاری، ذلیخا کرم الهی، الهه گلعلی پور، سیده سپیده حسینی، رضا افغانی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تودههای تیروئیدی از شایعترین دلایل مراجعه بیماران به درمانگاههای غدد هستند. تخلیه سوزنی ظریف (Fine Needle Aspiration: FNA) بهعنوان راهکاری برای کاهش جراحی تیروئید برای ضایعات خوشخیم استفاده میشود. این مطالعه به منظور تعیین صحت تشخیصی تخلیه سوزنی ظریف تودههای تیروئیدی در مقایسه با نتایج بافتشناسی در مراکز آموزشی درمانی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 102 بیمار (12 مرد و 90 زن) در محدوده سنی 41.60±12.25 سال با تشخیص تودههای تیروئیدی ارجاع شده برای انجام عمل جراحی به مراکز آموزشی درمانی شهر گرگان طی سالهای ١٤٠٠-١٣٩٩ انجام شد. تخلیه سوزنی ظریف انجام و نمونهها برای بررسی به بخش پاتولوژی ارسال شدند. نتیجه سیتولوژی در چک لیست ثبت شد. برحسب نتایج سیتولوژی بخشی از بیماران برای جراحی ارجاع شدند. سپس نتایج پاتولوژی جراحی نیز با یافتههای سیتولوژی مقایسه شدند. حساسیت و ویژگی نتایج سیتولوژی تودههای تیروئیدی در مقایسه با نتایج پاتولوژی نیز محاسبه گردید.
یافتهها: نتایج FNA، اندازه توده و شکایت اصلی بیمار با نتایج بافتشناسی ارتباط آماری معنی داری نشان داد (P<0.05). با توجه به یافتههای FNA در مقایسه با آسیبشناسی، حساسیت 74% ، ویژگی 88.1% ، ارزش اخباری مثبت 88.1% ، ارزش اخباری منفی 74% ، میزان مثبت کاذب 12% ، میزان منفی کاذب 26% و دقت تشخیصی 80.4% تعیین گردید.
نتیجهگیری: تخلیه سوزنی ظریف همچنان یک ابزار کلیدی در بررسی تودههای تیروئید است و برای افزایش دقت FNA نیاز به ارتقاء تکنیکهای انجام آن است.
شکوفه صادقی، سیدجواد ضیاءالحق،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: چاقی ممکن است با اختلالات غده تیروئید مرتبط باشد. از طرفی برخی درمانها مانند اصلاح رژیم غذایی و فعالیت بدنی ممکن است بر کاهش چاقی اثربخش باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات هوازی و رژیم غذایی مختلف بر سطح هورمونی و تغییرات هیستوپاتولوژیکی بافت تیروئید موشهای صحرایی نر چاق انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 25 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار سه هفتهای انجام شد. در ابتدا برای القاء چاقی 50 سر موش صحرایی بهمدت 12 هفته در معرض رژیم غذایی پرچرب شامل ۴۰ درصد چربی، ۴۰درصد پروتئین و ۲۰ درصد کربوهیدرات قرار گرفتند. پس از آن بر اساس شاخص لی، 25 موش صحرایی به صورت تصادفی در پنج گروه 5 تایی شامل کنترل سالم، چاق+ رژیم پرچرب، چاق+ رژیم معمولی، چاق+ رژیم پرچرب+هوازی، چاق +رژیم معمولی+ هوازی تقسیم شدند. بعد از القاء چاقی، به 2 گروه رژیم غذایی استاندارد شامل 20 درصد چربی، 10درصد پروتئین و 70 درصد کربوهیدرات داده شد. تمرینات هوازی 30 دقیقه در روز، 8 متر بر دقیقه طی 5 روز در هفته به مدت 8 هفته بر روی تردمیل جوندگان انجام شد. پس از بیهوشی، کالبد شکافی انجام و بافت تیروئید برای مطالعات هیستوپاتولوژیک و 5 میلیلیتر خون برای تعیین سطح TSH، T3 و T4 بهوسیله کیت رادیوایمونواسی به آزمایشگاه ارسال شدند.
یافتهها: مقادیر سرمی هورمون TSH در گروههای دریافتکننده رژیم پرچرب نسبت به گروه کنترل و رژیم معمولی با و بدون فعالیت هوازی افزایش آماری غیرمعنیداری داشت. مقادیر هورمون T3 گروه دریافتکننده رژیم معمولی به همراه فعالیت هوازی نسب به گروههای کنترل، رژیم پرچرب و رژیم پرچرب به همراه فعالیت هوازی بهصورت معنیداری کمتر بود (P<0.05). از طرفی هورمون T4 در همه گروههای چاقی نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنیدار داشت (P<0.05) و تنها در گروه دریافتکننده رژیم معمولی به همراه فعالیت هوازی این مقادیر در سطح گروه کنترل بود. تغییرات زیادی در سلولهای فولیکولار، پارافولیکولار و فولیکول بافت تیروئید در گروه چاقی ادامهدهنده رژیم پرچرب بهدست آمد. این تغییرات در گروههای تغییر رژیم غذایی به سمت رژیم معمولی به تنهایی و همراه با فعالیت هوازی کاهش چشمگیری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: القاء چاقی موجب تغییرات ساختاری و بیوشیمیایی قابل توجه در تیروئید شد و ترکیب اصلاح رژیم غذایی به همراه فعالیت هوازی برای بهبود این تغییرات، موثرتر بود.
سیدمحمد آریا، مریم زاهدی، فاطمه محمدزاده، علیرضا سیدی نیاکی، سمیه قربانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کم کاری تیروئید سندرم بالینی است که در نتیجه نقص در تولید هورمونهای تیروئید رخ میدهد. علیرغم طبیعی شدن سطح هورمون محرک تیروئید (TSH) با درمان لووتیروکسین، بسیاری از بیماران همچنان علائم باقیمانده را تجربه میکنند که پرسشهایی را در مورد کفایت درمان استاندارد ایجاد میکند یا درمانهای دیگر مثل ترکیب لووتیروکسین همراه لووتیرونین ممکن است در بعضی کارایی بیشتری داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان علائم باقیمانده پس از طبیعی شدن TSH در بیماران هایپوتیروئیدی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 بیمار (193 زن و 7 مرد) با میانگین سنی 41.81±12.25 سال مبتلا به کمکاری تیروئید تحت درمان منظم و TSH طبیعی شده مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی غدد درون ریز در شهر گرگان طی سال 1401 انجام شد. از افراد واجد شرایط خواسته شد تا چک لیستی را که علائم شایع کمکاری تیروئید شامل احساس خستگی، خشکی پوست، افزایش وزن، عدم تحمل سرما، یبوست، گرفتگی عضلانی، پف آلودگی پلکها و صورت و ریزش موها را ارزیابی میکند؛ تکمیل کنند. دادههای پاراکلینیکی شامل سطوح TSH و Anti-TPO نیز جمعآوری شدند.
یافتهها: شایعترین علائم باقیمانده کمکاری تیروئید خستگی (74.2%) ، عدم تحمل سرما (73.7%) و خشکی پوست (73.2%) بودند. بین شاخص توده بدنی (BMI) و خشکی پوست ارتباط آماری معنی داری یافت شد (P<0.05). با این حال، هیچ ارتباط معنیداری بین سطح TSH و تداوم علائم یافت نگردید.
نتیجهگیری: علیرغم TSH طبیعی، علائم کمکاری تیروئید شامل احساس خستگی، عدم تحمل سرما و خشکی پوست در بیش از 70 درصد موارد، باقی میماند.