|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای اختلال افسردگی
طوبی ثقتی، عبداله شفیع آبادی، منصور سودانی، مریم غلامزاده جفره، دوره 23، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر درمانهای روانشناختی به عنوان درمانی مکمل در کنار درمانهای دارویی به کمک درمانگران شتافته است. این مطالعه به منظور مقایسه اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه معنی درمانی با شناختی - رفتاری گروهی بر افزایش امید به زندگی دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 45 دانشجوی مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت که ابتلا به اختلال افسردگی آنان توسط روانپزشک تشخیص داده شده بود؛ در سال تحصیلی 1398 لغایت 1398 انجام شد. آزمودنیها به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری (معنیدرمانی، شناختی- رفتاری و گروه کنترل) قرار گرفتند. دانشجویان پرسشنامه امید میلر را در پیش آزمون تکمیل نمودند. پس از بررسی نمرات و گروهبندی نمونهها، گروههای مداخله به مدت 10 هفته (هر جلسه 90 دقیقه و یک بار در هفته) مشاوره گروهی معنیدرمانی و شناختی - رفتاری را دریافت نمودند. پس از اتمام دوره درمانی هر سه گروه مورد پس آزمون قرار گرفتند. یک ماه پس از اجرای پس آزمون، آزمون پیگیری اجرا شد.
یافتهها: میانگین نمرات امید به زندگی دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی در پس آزمون و نیز پس از یک ماه پیگیری در گروه مداخله معنی درمانی و گروه مداخله شناختی - رفتاری گروهی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی داری یافت (P<0.05). این میزان پس از مداخله و نیز پس از یک ماه پیگیری در مقایسه بین دو گروه مداخله تفاوت آماری معنیداری نشان نداد.
نتیجهگیری: روش مشاوره گروهی معنیدرمانی و شناختی - رفتاری میتواند با آموزش مفاهیمی همچون شناسایی افکار خودآیند منفی، تحریفهای شناختی و فنون تکنیکهای مختص خود به عنوان یک روش مداخله مفید موجب افزایش امید به زندگی دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی شوند.

لیلی رمضان ساعتچی، روشنک خدابخش پیرکلانی، سید ابوالقاسم مهری نژاد، دوره 24، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: افسردگی اساسی یک بیماری شایع در جهان است که با اختلالات شناختی همراه است. یکی از کارکردهای شناختی که با اختلال افسردگی اساسی مرتبط است؛ کارکردهای اجرایی است. این مطالعه به منظور ارزیابی جامع کارکردهای اجرایی به وسیله مجموعه خودکار ارزیابی عصب روانشناختی کمبریج در افراد دارای اختلال افسردگی اساسی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 13 بیمار با تشخیص اختلال افسردگی اساسی و 13 فرد عادی در محدوده سنی 21 تا 35 سال مراجعهکننده به مراکز روانشناسی و روانپزشکی شهر تهران طی بهمن ماه سال 1399 انجام شد. افراد از میان مناطق 22 گانه شهر تهران چهار منطقه با روش نمونه گیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. در این چهار منطقه بیش از 50 مرکز روانشناسی و روانپزشکی (شامل مطبهای خصوصی و کلینیکها) شناسایی شد و از این تعداد 6 مرکز که بیشترین همکاری را با پژوهشگران نشان دادند؛ به صورت در دسترس انتخاب شدند. با مراجعه به این 6 مرکز روانشناسی و روانپزشکی از میان افرادی که ملاکهای ورود به پژوهش را داشتند؛ بهطور تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش قرار گرفتند. با استفاده از روش همتاسازی افرادی که هیچ تشخیص روانپزشکی دریافت نکرده بودند؛ برای گروه کنترل انتخاب شدند. سپس گروه آزمایش و گروه کنترل مورد ارزیابی شناختی قرار گرفتند. ارزیابی شناختی با استفاده از آزمونهای مجموعه خودکار ارزیابی عصب روانشناختی کمبریج، انبک و جملات حافظه کاری دانیمن و کارپنتر انجام شد.
یافتهها: میانگین کارکرد اجرایی در گروه بیماران افسرده در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری کمتر بود (P<0.05). در بررسی جداگانه مؤلفههای کارکرد اجرایی در دو گروه افسرده و عادی در مؤلفه جابهجایی در تعداد کل خطاها افزایش آماری معنیدار، در مؤلفه بازداری در خطاهای جهت افزایش آماری معنیدار، در مؤلفه بهروزرسانی در خطای 1 کاهش آماری معنیدار، خطای 2 کاهش آماری معنیدار و زمان ۲ افزایش آماری معنیدار، در مؤلفه نگهداری حافظه کاری در خطا افزایش آماری معنیدار، در مؤلفه برنامهریزی در میانگین تأخیر (سرعت پاسخ) به انتخاب اول افزایش آماری معنیدار و میانگین تأخیر (سرعت پاسخ) برای تصحیح افزایش آماری معنیدار و در دستکاری حافظه کاری کاهش آماری معنیدار دیده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: ارزیابی جامع کارکردهای اجرایی به وسیله مجموعه خودکار ارزیابی عصب روانشناختی کمبریج در افراد دارای اختلال افسردگی اساسی نشاندهنده میزان کمتر آن در مقایسه با افراد سالم است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|