[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86953066
h-index3617
i10-index25469
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
138 نتیجه برای سل

علی‌محمد حیدرسرلک،
دوره 25، شماره 0 - ( 7-1402 )
چکیده

 موضوع این تحقیق تببین رفتارهای اخلاقی است که انتظار می­رود یک مسلمان به هنگام شیوع بیماری­های همه­­گیر بدانها اهتمام ورزد. منابع تحقیق، کتابخانه ­ای شامل نصوص دینی، اعم از آیات، روایات، فتاوا و آراء فقها و اندیشمندان دینی­ هستند که با روش توصیفی از خلال فحص و بررسی منابع مذکور، رفتارهای بایسته دینی کشف و استنباط گردیده است. یافته های نویسنده حاکی از آنست که بایسته ­های اخلاقی یک مسلمان در هنگام بروز بیماری­های همه ­گیر، ذیل سه عنوان قرار می­گیرد: 1) بایسته های اخلاقی نسبت به خداوند متعال. 2) بایسته های اخلاقی شخص نسبت به خویش. 3) بایسته های اخلاقی نسبت به هم­نوعان. در نتیجه؛ از یک مسلمان انتظار می­رود پس از شناخت سه بایسته فوق با اتخاذ رفتار اخلاقی متناسب با یافته ­های شناختی، از اثرات منفی و نتایج زیانباری که شیوع بیمارهای همه ­گیر در پی دارند بکاهد تا به تبع آن، میزان موفقیت حاکمیت در کنترل و مهار همه ­گیری نیز افزایش یافته و بازگشت به زندگی عادی تسریع و تسهیل گردد.
سیدرسول حسینی کوهستانی،
دوره 25، شماره 0 - ( 7-1402 )
چکیده

علوم مختلف مانند پزشکی، روانشناسی، جامعه شناسی، تاریخ، اخلاق و... هر کدام از زاویه ای خاص به انسان نگریسته و درباره آن به مطالعه می پردازند. بنابراین، در هر علمی، از جمله پزشکی، آنچه موضوع آن علم را می­سازد و اساس مسائل آن را شکل می­دهد، بستگی به تعریف آن علم از ماهیت و ذات انسان دارد. از این رو؛ توجه به ماهیت انسان در شناخت بیماری و پیشگیری و درمان آن بسیار مهم است. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای، تأثیر عوامل غیر مادی مانند سرپیچی از دستورات الهی و رذایل اخلاقی را در سلب سلامت روان از دیدگاه اسلام بررسی می­کند. یافته های این تحقیق نشان می دهد؛ درباره طبیعت انسان دو دیدگاه کلی وجود دارد: مادی و الهی. در علوم پزشکی، در هر سه حوزه تشخیص بیماری، پیشگیری و درمان، بسته به پذیرش یکی از دو دیدگاه ذکر شده، داده ها و به تبع آن نتایج متفاوت خواهد بود. بدیهی است که دیدگاه مادی در مطالعات پزشکی، با رد دوگانگی متافیزیکی، حوزه تحقیق خود را تنها بر محور عوامل مادی و تجربی تعریف می کند اما در مقابل، دیدگاه الهی دامنه مطالعات مذکور را فراتر از عوامل مادی دانسته و عوامل غیر مادی و معنوی را نیز در بر می گیرد. در نتیجه؛ با فرض دیدگاه الهی، علل بیماری­ها فراتر از عوامل مادی، عوامل غیر مادی را نیز شامل می شود و تاثیر گناه یا همان سرپیچی از دستورات الهی و رذایل اخلاقی در ایجاد برخی بیماری اثبات و در مقابل، تاثیر رعایت موازین دینی و اخلاقی در حفظ و استمرار سلامت جسم - به عنوان کالبد روح – نیز ثابت می­گردد.


ولی الله عباسی، محمد درگاه زاده، ابوالفضل خوشی،
دوره 25، شماره 0 - ( 7-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت ابعاد مختلفی را شامل می­شود که یکی از مهمترین آنها سلامت معنوی است. این بعد از سلامت با اینکه دارای پیشینه طولانی است اما در چند دهه اخیر مورد توجه پزشکان و روان­شناسان واقع شده است. یکی از عوامل مؤثر در سلامت معنوی، عقلانیت است که همواره از بحث­انگیزترین مباحث در تاریخ تفکر بشری بوده است. این مطالعه به منظور تبیین رابطه سلامت و معنویت انجام شده است.


روش بررسی: این پژوهش از نوع تحلیلی – توصیفی است که با استفاده از روش کتابخانه­ای و بهره­ گیری از آیات و روایات و منابع تفسیری انجام شده است.


یافته‌ها: عقلانیت نه تنها معنویت ناسازگار نیست بلکه موجب تقویت آن می­شود. دین اسلام که نزولش برای تکامل و رشد سلامت معنوی بوده، همواره انسان­ها را به تعقل و عقل ­ورزی دعوت نموده و کسانی که از عقل و اندیشه بهره نمی­برند مورد مذمت قرار داده است.


نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می­دهد که عقلانیت رابطه مستقیمی با معنویت دارد و موجب سلامت معنوی انسان می­شود.


عماد رضا، حسین عزیزی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: آلکالین‌فسفاتاز و پروتئین‌های BMP و GATA از جمله فاکتور‌های اثرگذار در فرآیند اسپرم‌زایی هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر بیان آلکالین فسفاتاز، GATA و BMP بر سلول‌های بنیادی اسپرم ساز، سلول‌های جنینی و شبه سلول‌های بنیادی جنینی (ES-like) در موش‌های نژاد C57BL انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی پس از جداسازی سلول‌های بنیادی اسپرماتوگونی از 3 سر موش 4 هفته‌ای نژاد C57BL، سلول‌های بنیادی جنینی و سلول‌های ES-like تهیه شدند. سپس تست رنگ‌آمیزی آلکالین‌فسفاتاز بر روی سلول‌های بنیادی اسپرم ساز، سلول‌های جنینی و شبه سلول‌های بنیادی جنینی انجام شد. در ‌ادامه با ‌استفاده از Fluidigm PCR بیان ژن‌های BMP و GATA مورد تجزیه‌ و ‌تحلیل قرار‌ گرفت. پس از آن شبکه ارتباطی پروتئین - پروتئین آنها با استفاده از پایگاه‌های داده، جداسازی و رسم گردید.


یافته‌ها: بیان مثبت آلکالین‌فسفاتاز در سلول‌های بنیادی و بیان منفی آن در سلول‌های سرتولی بیضه نشان از وجود این آنزیم در سلول‌های پرتوان داشت. ژن BMP و ژن GATA در سلول‌های بنیادی اسپرماتوگونی (به ترتیب 3.6 و 2.7)، جنینی (به ترتیب 2.3 و 4.4) و ES-like (به ترتیب 5.8 و 2.5) بیان ژن مثبت داشتند که این مقادیر از نظر آماری معنی‌دار نبودند. بررسی‌های بیوانفورماتیکی نشان از نقش تنظیم‌کنندگی این ژن‌ها و اثر مستقیم آنها بر آلکالین‌فسفاتاز داشت.


نتیجه‌گیری: ژن‌های BMP و GATA و آنزیم آلکالین فسفاتاز جزو فاکتورهای کنترل‌کننده سلول‌های بنیادی جنینی و اسپرماتوگونی بوده و در حفظ پرتوانی آنها و همچنین در هدایت آنها به سمت سلول‌های تمایز یافته نقش دارند.


سجاد پورباقر، عبدالرضا بای*، علیرضا حیدری،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سازمان‌های مردم نهاد (سمن) (Non-governmental organizations: NGOs) از دیرباز در حوزه سلامت فعال بوده و نقش کلیدی و به سزایی در آن داشته‌اند؛ ولی این سازمان‌ها در برای ارتقاء سلامت اجتماعی برای مردم کمتر شناخته شده هستند و زیاد مورد توجه برنامه‌ریزان و مدیران نظام سلامت نیستند. این مطالعه به منظور تبیین چالش‌های سازمان‌های مردم نهاد برای ارتقاء سلامت اجتماعی انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه کیفی روی 15 نفر از مدیران و صاحب نظران علمی و اجرایی وزارت بهداشت، وزارت کشور، استانداری، دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور و و سازمان‌های مردم نهاد با روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف در سال 1400 انجام شد. داده‌ها با استفاده از راهنمای مصاحبه و به روش مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته جمع‌آوری شدند. سپس داده‌ها پس از ضبط و پیاده‌سازی، به روش تحلیل محتوا آنالیز شدند.


یافته‌ها: چالش‌های سازمان‌های مردم نهاد برای ارتقاء سلامت اجتماعی در شش عنوان اصلی چالش‌های برنامه‌ریزی، سازماندهی، عملکردی، سیاستی، اقتصادی و فرهنگی اجتماعی و 33 عنوان فرعی طبقه‌بندی گردید. اکثر مشارکت کنندگان بر نقش ضعیف سازمان‌های مردم نهاد در ارتقاء سلامت اجتماعی تاکید داشتند و آن را ناشی از چالش‌های برنامه‌ریزی، سازماندهی، عملکردی، سیاستی، اقتصادی و فرهنگی اجتماعی ‌دانستند.


نتیجه‌گیری: توانمندسازی سازمان‌های مردم نهاد در ارتباط با داشتن برنامه راهبردی و عملیاتی و جذب منابع مالی از بخش‌های مختلف دولتی، خصوصی و خیرین کمک شایانی به تقویت آنها برای پیشبرد برنامه‌های ارتقاء سلامت اجتماعی خواهد نمود.


راضیه السادات حسینی، آمنه ملایی، معصومه علیجانپور آقاملکی،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تعالی سالمندی در دوران سالمندی به عنوان یکی از اجزای سلامت معنوی بر کیفیت زندگی و سازگاری فرد مبتلا به بیماری‌های مزمن از طریق ایجاد معنا و مفهوم در زندگی اثر داشته و رویکرد مهمی در ارتقاء ابعاد سلامت سالمندی به‌شمار می‌رود. این مطالعه به منظور ارزیابی ارتباط تعالی سالمندی با کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به سرطان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 سالمند مبتلا به سرطان در دو مرکز آموزشی پژوهشی درمانی فیروزگر و رسول اکرم(ص) تهران طی سال 1400 انجام شد. از فرم مشخصات فردی، پرسشنامه تعالی سالمند (GTS) و پرسشنامه کیفیت زندگی (LEIPAD) استفاده گردید. ابعاد تعالی سالمندی شامل ماورای مادی، مربوط به خود و شخصیتی اجتماعی بودند. ابعاد کیفیت زندگی شامل جسمی، مراقبت از خود، افسردگی و اضطراب، عملکرد ذهنی، عملکرد اجتماعی، عملکرد جنسی و رضایت از زندگی بودند.


یافته‌ها: تعالی سالمندی با وضعیت تاهل، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال، وضعیت مسکن، نوع سرطان و نوع درمان ارتباط آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). سن با کیفیت زندگی همبستگی منفی معنی‌دار داشت (r=-0.206). تعالی سالمندی با نمره کلی کیفیت زندگی همبستگی مثبت معنی‌داری داشت (r=0.221, P=0.002). همچنین تعالی سالمندی با ابعاد کیفیت زندگی شامل افسردگی و اضطراب (r=0.146, P=0.04)، عملکرد ذهنی (r=0.167, P=0.018)، عملکرد اجتماعی (r=0.226, P<0.001) و رضایت از زندگی (r=0.256, P<0.001) همبستگی مثبت معنی‌دار داشت.


نتیجه‌گیری: افزایش تعالی سالمندی سبب افزایش کیفیت زندگی در سالمندان می‌گردد.


هدیه عزیزی، حمیده منچری، طراوت عرب تربتی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوع COVID-19 آثار روانشناختی زیادی بر بستگان بیماران مبتلا به ویروس کرونا گذاشته است که می‌تواند بر سلامت جسمانی آنان اثر گذارد. این مطالعه به منظور تعیین اختلال وسواسی – جبری (Obsessive-Compulsive Disorder: OCD) و ارتباط آن با سلامت جسمانی بستگان بیماران مبتلا به COVID-19 انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 98 نفر از بستگان با بیمار مبتلا به COVID-19 (گروه مورد) با میانگین سنی 38.56±9.09 سال و 98 نفر خانواده بدون بیمار (گروه شاهد) با میانگین سنی 35.79±9.88 سال در مراجعین به مراکز بهداشتی شهر گرگان طی سال 1401 انجام شد. انتخاب آزمودنی‌ها به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بعد از استخراج لیست بیماران مبتلا به COVID-19 از سامانه ناب مراکز بهداشتی انجام شد. به ازای هر یک مورد انتخاب شده با توجه به لیست خانواده‌ها در سامانه ناب، به صورت تصادفی ساده، یک خانواده که عدم ابتلا به COVID-19 در آنها تایید شده بود؛ به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسشنامه اختلال وسواسی - جبری Yael Brownو پرسشنامه سلامت جسمانی (PHQ) (Physical Health Questionnaire) بودند.


یافته‌ها: میانگین نمره OCD در گروه مورد (6.46±5.87) به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد (2.04±3.76) بود (P<0.05). میانگین نمره اختلال در سلامت جسمانی گروه مورد (7.60±4.32) به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد (3.43±3.98) تعیین شد (P<0.05). در هر دو گروه مورد و شاهد، بین وسواس و سلامت جسمی همبستگی خطی مستقیم و معنی‌داری یافت شد (P<0.001, r=0.39).


نتیجه‌گیری: میزان اختلال وسواس فکری – جبری و اختلال سلامت جسمانی بستگان بیماران مبتلا به COVID-19 بیشتر از بستگان بدون بیمار مبتلا به COVID-19 است.


 


شیرین اله دادی، رویا لاری، مسعود فریدونی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان مری یکی از سرطان‌های رایج در جهان بوده و با توجه به قرارگیری کشور ایران در کمربند آسیایی سرطان مری استفاده از رویکردهای درمانی نوین ضروری است. بتانین یک ترکیب طبیعی بوده و از ریشه چغندر قرمز گونه Beta Vulgaris استخراج می‌شود و خاصیت آنتی‌اکسیدانی و نقش آن در حذف رادیکال‌های آزاد به اثبات رسیده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر سمیت سلولی عصاره آبی چغندر قرمز (Red Beetroot) بر روی رده سلول سرطانی مری (KYSE30) انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی رده سلول سرطانی مری (KYSE30) کشت داده شدند. سپس تحت تیمار با غلظت‌های مختلفی از عصاره آبی چغندر قرمز (3، 30، 300، 1000 و 3000 میکروگرم بر میلی‌لیتر) در سه بازه زمانی 24، 48 و 72 ساعت قرار گرفتند. اثر ضدسرطانی سلول‌های تیمار شده با آزمون MTT و اثر زنده‌مانی به روش تریپان بلو ارزیابی شدند.


یافته‌ها: بقای رده سلولی سرطان مری در غلظت‌های 30، 300، 1000 و 3000 میکروگرم بر میلی‌لیتر عصاره آبی چغندر قرمز طی 24 ساعت در مقایسه با سلول‌های کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). بقای رده سلولی سرطان مری در غلظت‌های 1000 و 3000 میکروگرم بر میلی‌لیتر عصاره آبی چغندر قرمز طی 48 ساعت در مقایسه با سلول‌های کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). بقای رده سلولی سرطان مری در غلظت‌های 3، 30، 300، 1000 و 3000 میکروگرم بر میلی‌لیتر عصاره آبی چغندر قرمز طی 72 ساعت در مقایسه با سلول‌های کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). نتایج حاصل از آزمون MTT نتایج تریپان بلو را تایید کرد. همچنین آزمون ترایپان بلو نشان داد که غلظت 3000 میکروگرم بر میلی لیتر به‌طور معنی‌داری سبب کاهش بقای سلول‌ها در 72 ساعت (64.14±3.29) نسبت به 24 ساعت (77.22±3.34) و 48 ساعت (66.93±5.57) گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: عصاره آبی چغندر قرمز بر روی رده سلول سرطانی مری (KYSE30) دارای اثر سمیت سلولی است.


محمد عباس زاده، وحید تنهایی مرند، حسن ملکی نژاد،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: نانوسلولز باکتریایی به عنوان یک حامل بالقوه برای طیف وسیعی از ترکیبات بیولوژیک از جمله ترکیبات ضدباکتریایی و ضدقارچی مطرح است. این مطالعه به منظور تعیین اﺛﺮ ﻧﺎﻧﻮﺳﻠﻮﻟﺰ ﺑﺎﻛﺘﺮﻳﺎﻳﻲ ﺣﺎوی ﻧﺎﺗﺎﻣﺎﻳﺴﻴﻦ و آﻣﻔﻮﺗﺮﻳﺴﻴﻦ B روی آسپرژیلوس فلاوس (Aspergillus flavus) و پنی‌سیلیوم سیترینوم (Penicillium citrinum) در ﻣﺤﻴﻂ ﺑﺮون‌ﺗﻨﻲ انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی قارچ‌های Aspergillus flavus- PTCC:5006 و Penicillium citrinum- PTCC:5304 از کلکسیون قارچی گروه میکروبیولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه ارومیه تهیه گردید. حداقل غلظت مهار کنندگی (Minimum Inhibitory Concentration: MIC) و حداقل غلظت کشندگی (Minimum Fungicidal Concentration: MFC) ناتامایسین و آمفوتریسین B علیه Aspergillus flavus و Penicillium citrinum به روش میکرودایلوشن ارزیابی گردید. نانوسلولز باکتریایی با استفاده از باکتری کوماگاتی گزیلینوم تهیه و ناتامایسین و آمفوتریسین B در سه غلظت 0.01 ، 0.05 و 0.1 درصد به روش غوطه‌وری به فیلم مرطوب و لیوفلیز شده نانوسلولز اضافه شدند. سپس اثرات ضدقارچی فیلم حاوی ترکیبات فوق بر علیه قارچ‌های مورد مطالعه به روش انتشار در آگار بررسی شد. کاغذ پارچمنت به عنوان کنترل برای مقایسه استفاده گردید. خصوصیات طیفی فیلم نانوسلولز حاوی ترکیبات ضد قارچ به روش FTIR ارزیابی شد.


یافته‌ها: MIC و MFC ناتامایسین برای Aspergillus flavus به ترتیب 3.9 و 7.81 میکروگرم در میلی‌لیتر و در Penicillium citrinum به ترتیب 7.81 و 15.62 میکروگرم در میلی‌لیتر تعیین شدند. MIC و MFC آمفوتریسین B برای Aspergillus flavus به ترتیب 7.81 و 15.62 میکروگرم در میلی‌لیتر و در Penicillium citrinum به ترتیب 15.62 و 31.25 میکروگرم در میلی‌لیتر تعیین شدند. افزایش غلظت اثر آماری معنی‌داری در خصوصیات ضدقارچی تمامی فیلم‌ها داشت (P<0.05). بهترین اثرات ضدقارچی فیلم مربوط به فیلم حاوی ناتامایسین بود.


نتیجه‌گیری: ﻧﺎﻧﻮﺳﻠﻮﻟﺰ ﺑﺎﻛﺘﺮﻳﺎﻳﻲ ﺣﺎوی ﻧﺎﺗﺎﻣﺎﻳﺴﻴﻦ نسبت به آﻣﻔﻮﺗﺮﻳﺴﻴﻦ B علیه Aspergillus flavus و Penicillium citrinum اثرات ضدقارچی قویتری در محیط برون تنی نشان داد.


 


حسین خدابخشی، سودابه باقری مقدم، مسعود محمدی*، نازنین مرتضوی،
دوره 26، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت دهان و دندان به عنوان مسیر ورودی تغذیه، نقش بی‌بدیل در تکلم و زیبایی چهره، یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار در فعالیت‌های فیزیکی، اجتماعی و روانشناختی افراد است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین شاخص پوسیدگی دندانی (DMFT) و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 61 بیمار (29 مرد و 32 زن) در محدوده سنی 50-20 سال مراجعه کننده به کلینیک دانشکده دندانپزشکی گرگان طی سال 1398 انجام شد. شاخص DMFT آزمودنی‌ها شامل پوسیدگی (Decay)، از دست دادن دندان (Missing) و پر کردگی دندان (Filling) محاسبه گردید. کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه 36 سؤالی DIDL (Dental Impact on Daily Living) در پنج حیطه شامل ظاهر و زیبایی دندان‌ها، احساس راحتی در دهان، عملکرد کلی دهان و دندان، محدودیت‌های غذا خوردن و درد دندان و مفصل فک مورد سنجش قرار گرفت. نمرات حاصله در سه دسته ناراضی (زیر صفر)، نسبتاً راضی (صفر تا 7) و راضی (بیش از 7) تقسیم‌بندی شدند.


یافته‌ها: میانگین نمره کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان برابر 5.14±0.229 محاسبه شد که نشان‌دهنده سطح رضایت نسبی از کیفیت زندگی است. ضریب همبستگی پیرسون بین DMFT و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان -0.358 محاسبه شد که براساس آن بین DMFT و کیفیت زندگی (سطح رضایت فرد) رابطه معکوس و معنی‌دار وجود داشت (P<0.05). میانگین DMFT در دامنه 0-28 برابر 9.36 با بیشترین فراوانی 7 و 11 و 13 بود که هر یک 11.5% از حجم نمونه را شامل شدند. پوسیدگی (D) در دامنه 0-12 با میانگین 3.44، از دست دادن دندان (M) در دامنه 0-19 با میانگین 1.98 و پرکردگی دندان (F) در دامنه 0-13 با میانگین 3.93 قرار داشتند.


نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده اثرگذاری معکوس شاخص پوسیدگی دندانی بر کیفیت زندگی بیماران است. کیفیت زندگی وابسته به سلامت دهان و دندان به عنوان یک ساختار چندوجهی بر ابعاد مختلف ظاهر و زیبایی، احساس راحتی دهانی و محدودیت‌های غذا خوردن به عنوان مؤلفه‌های بسیار پراهمیت در کیفیت زندگی و رضایت از زندگی تاثیر می‌گذارد.



ناصر بهنام پور، زهرا رشیدیان، فرهاد لشکربلوکی، حمیده صادق زاده، مهناز شیخی، محمدرضا هنرور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سوءتغذیه یکی از عوامل موثر بر تاخیر در بهبود یا شکست درمان سل است. یکی از راه‌های حمایت تغذیه‌ای ارائه سبد غذایی به بیماران مسلول در حین درمان سل است. این مطالعه به منظور تعیین اثر حمایت غذایی در نتایج درمان بیماران مبتلا به سل در استان گلستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه مشاهده ای با رویکرد توصیفی - تحلیلی با ﺣﻤﺎیت دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت به صورت طولی و در دو گروه موازی در استان گلستان طی سال 1396 اجرا شد. گروه اول شامل 129 بیمار مبتلا به سل تحت درمان بودند که دو سبد حمایتی غذایی دریافت کرده و دوره درمان را تکمیل کرده بودند. گروه دوم شامل 399 بیمار مسلول فاقد دریافت سبدحمایتی غذایی بودند. نتایج شامل مرگ، غیبت از درمان، شکست درمان و بهبودی برای هر دو گروه از بیماران توسط سیستم بهداشتی پیگیری و اطلاعات مورد نیاز در پرونده بیماران ثبت و مقایسه شد.

یافته‌ها: در طی 8 ماه پیگیری از ماه دوم درمان، افزایش میانگین وزن بیماران دریافت کننده سبد حمایتی غذایی از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). بهبودی در بیماران دریافت کننده سبدحمایتی غذایی 94.6% و در بیماران با عدم دریافت سبدحمایتی غذایی 88.7% تعیین شد (P<0.05). خطر نسبی عدم بهبودی در گروه عدم دریافت سبد غذایی 2.078 برابر گروه دریافت کننده سبدحمایتی غذایی بود (95% CI: 0.961-4.494).

نتیجه‌گیری: دریافت سبد حمایتی تغذیه‌ای در اثربخشی درمان بیماران مبتلا به سل در استان گلستان موثر است.

محمد شکرزاده، الهه قره‌خانی، محبوبه رحمتی کوکنده، مهسا حسینی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پروستات یکی از شایع‌ترین بدخیمی‌ها در سراسر جهان است. دوستاکسل به عنوان ترکیب شناخته شده برای شیمی‌درمانی تومور پروستات پیشنهاد می‌شود و عملکرد آن مبتنی بر مهار دپلیمریزاسیون میکروتوبول‌ها، اختلال در تعادل میکروتوبول‌ها و متعاقب آن تاخیر در پیشرفت چرخه سلولی است. از جمله عوارض جانبی دوستاکسل می‌توان به واکنش‌های حساسیتی، تجمع گلبول‌های قرمز، نوتروپنی، مشکلات عصبی مانند فلجی، احتباس مایعات، برونکواسپاسم، کاهش فشار خون مقاوم، ADRS، نقص تنفسی، نقص عملکردی قلبی، تاکیکاردی بطنی، ادم سیستوئید ماکولا، آسیب عصب بینایی، ورم ملتحمه و کراتوپاتی اشاره کرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کورکومین در القای آپوپتوز ناشی از دوستاکسل در رده سلولی DU145 (پروستات) به روش MTT انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی DU145 (پروستات) خریداری شده از بانک سلولی ذخایر ملی ژنتیک در آزمایشگاه کشت سلولی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. پاساژ سلول برای تماس با داروهای موردنظر در گروه‌های شامل غلظت‌های کورکومین 2، 4، 6، 8 و 10 میکروگرم بر میلی‌لیتر و غلظت 4.46 میکروگرم بر میلی‌لیتر دوستاکسل به صورت triplicate به مدت 24 ساعت انکوبه شدند. میزان کشت برای تست MTT برابر با 104 سلول در هر چاهک بود. برای تست آپاپتوز در 4 گروه (دوستاکسل در غلظت 4.46 میکرومولار، کورکومین در غلظت 2 میکرومولار به‌همراه دوستاکسل در غلظت اپتیمم، کورکومین در غلظت 10 میکرومولار به‌همراه دوستاکسل در غلظت اپتیمم و کورکومین در غلظت 10 میکرومولار به تنهایی) با میزان کشت سلول در پلیت 6 خانه به میزان 5´105 سلول در هر چاهک، طراحی گردید. پس از تماس با سلول‌ها تست‌های MTT و تعیین میزان آپوپتوز انجام شد.

یافته‌ها: دوستاکسل میزان حیات سلول‌های DU145 (پروستات) را نزدیک به 50 درصد کاهش داد (P<0.05). گروه‌های دریافت کننده کورکومین به همراه دوستاکسل به صورت وابسته به دوز از میزان سمیت سلولی کاستند و سبب افزایش میزان حیات سلول‌های DU145 (پروستات) شدند (P<0.05). همچنین کورکومین توانست میزان آپوپتوز را در سلول‌های DU145 (پروستات) 90 درصد کاهش دهد.

نتیجه‌گیری: کورکومین سبب افزایش میزان حیات سلولی می‌گردد. همچنین کورکومین می‌تواند میزان آپوپتوز را در سلول‌های DU145 (پروستات) کاهش دهد.


محمد شکرزاده، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد کرمی، سمانه سادات بشارت،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دوستاکسل یکی از داروهای شیمی‌درمانی موثر برای درمان سرطان ریه است؛ اما اثرات جانبی و سمیت سلولی آن محدودیت‌هایی در کاربرد آن ایجاد کرده است. ترکیبات طبیعی مانند کارواکرول و تیمول به دلیل خواص ضدسرطانی و ضدالتهابی به‌عنوان عوامل کمکی برای کاهش سمیت و افزایش اثربخشی داروهای شیمی‌درمانی مورد توجه قرار گرفته‌اند. این مطالعه به منظور تعیین اثر هم‌افزایی کارواکرول و تیمول بر سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در رده سلولی A549 با ارزیابی حیات سلولی و استرس اکسیداتیو انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی اپیتلیال مشتق شده از بافت سرطانی ریه (A549) در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران طی سال 1402 انجام شد. سلول‌های A549 تحت پیش تیمار با غلظت‌های مختلف کارواکرول و تیمول (5، 10، 20، 40، 80 ،100 و 200 میکروگرم بر میلی‌لیتر) با دوز آسیب‌زای دوستاکسل (8.92 میکروگرم بر میلی‌لیتر) در بازه زمانی 48 ساعت قرار گرفتند. سمیت سلولی توسط تست MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای سنجش میزان ROS سلول با معرف DA-DCFH و میزان MDA با استفاده از معرف تیوباربیتوریک اسید (TBA) انجام شد.


یافته‌ها: کارواکرول و تیمول اثرات سیتوتوکسیک دوستاکسل را در غلظت‌های 5-200 میکروگرم بر میلی‌لیتر کاهش دادند (P<0.05). ارزیابی سمیت سلولی نشان داد که کارواکرول و تیمول در غلظت 200 میکروگرم بر میلی‌لیتر (1.64±98.11%) نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلی‌لیتر (2.03±54.64%) اثر افزایشی بارزتری از خود نشان دادند. از طرفی این دو ترکیب به‌طور معنی‌دار استرس اکسیداتیو ناشی از دوستاکسل را از طریق کاهش تولید گونه‌های فعال اکسیژن (ROS) و مالون‌دی‌آلدهید (MDA) اعمال کردند. (P<0.05). به‌طوری که در غلظت 200 میزان ROS و MDA به ترتیب 0.09±13.57% و 0.003±0.55% نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلی‌لیتر به ترتیب 0.59±20.50% و 0.01±0.98% اثر مهاری بارزتری بر رشد سلول‌های سرطانی از خود نشان دادند.

نتیجه‌گیری: کارواکرول و تیمول به عنوان ترکیبات پتانسیل بالا در بهبود عملکرد سلولی و کاهش سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در سلول‌های سرطانی A549 موثر ارزیابی شدند.


فهیمه تجری، صبا پولائی، فاطمه مهرآور، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

 زمینه و هدف: ترس از زایمان یک مشکل شایع در دوران بارداری است. مطالعات قبلی نشان داده افزایش یا کاهش پیامدها و تجربیات بارداری در گروه‌های قومی متفاوت است. این مطالعه به منظور تعیین میزان ترس از زایمان در مادران باردار با قومیت‌های مختلف مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 341 زن باردار با قومیت‌های فارس، ترکمن و سیستانی و بلوچ با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی در مراکز جامع خدمات سلامت شهر گرگان طی سال 1402 انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، فرم مشخصات جمعیت‌شناختی و بارداری و پرسشنامه ترس از زایمان (Zar and Wijma) بود.

 

یافته‌ها: میانگین نمره ترس از زایمان در مادران باردار 20.19±69.88 (ترس شدید) تعیین شد. از کل گروه‌های مورد مطالعه، ترس خفیف (21 نفر)، ترس متوسط (100 نفر)، ترس شدید (147 نفر) و ترس بالینی (73 نفر) به ترتیب در 6.2% ، 29.3% ، 43.1% و 21.4% از مادران باردار مورد مطالعه تعیین شد. مجموع ترس از زایمان شدید و بالینی در زنان باردار با قومیت سیستانی یا بلوچ، قومیت ترکمن و قومیت فارس به ترتیب 73% ، 73.3% و 52.2% تعیین شد و این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). بین متغیرهای سن، دوره بارداری و میزان رضایت از مراقبت‌های بارداری دریافت شده در مراکز خدمات جامع سلامت ارتباط آماری معنی‌داری دیده شد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: ترس از زایمان شدید و بالینی در زنان باردار با قومیت سیستانی یا بلوچ و قومیت ترکمن در مقایسه با قومیت فارس بیشتر بود.


کیمیا مرادیانی، وحیده مرادی، غلامرضا حسن زاده، حمیدرضا عسگری، اردلان شریعت،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

 بیماران نجات یافته از سکته مغزی از عوارض متعدد حرکتی رنج می‌برند که لازمه بهبود این عوارض استمرار در درمان است. مداخله توانبخشی از راه دور با رویکرد بازی به نظر می‌رسد بتواند با فراهم کردن استمرار در درمان، موجب بهبود حرکتی در این بیماران شود. از این رو مطالعه حاضر به منظور ارزیابی توانبخشی از راه دور مبتنی بر بازی روی عملکرد حرکتی بیماران مبتلا به سکته مغزی انجام شد. مطالعه مروری نقلی، با جستجو کلیدواژه‌های «Game»، «Games»، «Serious games»، «Telerehabilitations» و «Stroke» به‌صورت تکی و ترکیبی در پایگاه داده PubMed تا اوت ۲۰۲۴ انجام شد و از ۱۱۸ مقاله یافت شده پس از حذف موارد تکراری و مقالات منتشر شده قبل از سال ۲۰۱۸ میلادی، ۹ مقاله که با معیارهای ورود و خروج مطالعه همراستا بودند؛ وارد مطالعه شدند. سپس متن مقالات انگلیسی از منظر طراحی مطالعه و نتایج حاصل از مداخله بر بهبود حرکت بررسی و مقایسه شد. از ۹ مطالعه مورد بررسی ۶ مطالعه به بهبود حرکت در اندام فوقانی، ۲ مطالعه به بهبود حرکت در اندام تحتانی و یک مطالعه به بهبود حرکت در هر دو اندام پرداخته ‌بودند. همه ۹ مطالعه مورد بررسی نتایج مثبتی بر بهبود حرکت اندام فوقانی و تحتانی با استفاده توانبخشی از راه دور مبتنی بر بازی گزارش کردند. حجم و تنوع نمونه مورد بررسی اکثر مطالعات کم بوده و در مورد میزان استفاده از بازی‌ها توافقی وجود نداشت. همچنین فناوری به‌کار رفته در بازی‌ها برای کشور‌های کمتر توسعه یافته گران بود. با توجه به نتایج مثبت این رویکرد بر بیماران سکته مغزی، طراحی بازی مقرون به صرفه بومی و گنجاندن آن در برنامه توانبخشی کشور می‌تواند برای بیماران و سیستم درمانی سودمند باشد.


متین ظفر شکورزاده، ابراهیم کوهساری*، تقی امیریانی، علی اصغر آیت اللهی،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت همزمان سل (Tuberculosis) و COVID-19 یک چالش بهداشتی قابل توجه در سطح جهانی است. استان گلستان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های بیماری سل مطرح است. این مطالعه به منظور ارزیابی همزمان اپیدمیولوژی بالینی بیماری سل و COVID-19 در مراجعین به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشته‌نگر روی 22 بیمار (12 مرد و 10 زن) مبتلا به COVID-19 و سل فعال یا قدیمی بستری در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال‌های 1399 تا 1401 انجام شد. از پرونده‌های موجود در بیمارستان اطلاعات بالینی و استفاده از RT-PCR  نمونه‌های سواب گلو و بینی از دستگاه تنفسی فوقانی و نمونه ترشحات لوله تراشه استخراج و به‌صورت چک لیست تهیه شد.

یافته‌ها: از تعداد 22 بیمار 13 نفر متوفی و 9 نفر بهبود یافته بودند. بخش بستری بیماران شامل بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) (36 درصد)، ایزوله تنفسی (36%) ، جراحی (4.5%) و عفونی (23%) بود که 100 درصد بیماران ICU در گروه متوفی قرار گرفتند (P<0.05). علائم بالینی همه 13 بیمار متوفی تنگی نفس بود (P<0.05). در نتایج آزمایشگاهی ALT و BUN گروه متوفی به طور قابل توجهی بیش از گروه بهبود یافته بود (P<0.05). مقادیر ایندکس‌های هماتولوژی WBC، Hb، Hct و MCHC گروه بهبودیافته به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه متوفی بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: احتمال بروز مرگ در بیماران مبتلا به عفونت همزمان سل و COVID-19 دچار تنگی نفس و بستری در بخش مراقبت‌های ویژه دارای افزایش مقادیر آزمایشگاهی ALT و BUN ، بیشتر است.

 


نیکی ملکی، عرفان تیموری، مریم محمودی، فاطمه حاجی علی عسگری، اردلان شریعت، نگار حسن زاده،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

افزایش وزن بیش از حد در بارداری به ‌عنوان یک اپیدمی جهانی شناخته شده و با عوارضی نظیر دیابت بارداری مرتبط است. در حالی که رژیم غذایی سالم و فعالیت بدنی تأثیر مثبت بر کنترل وزن و تندرستی دارند و مشاوره‌‌های حضوری هزینه و زمان زیادی می‌طلبند. استفاده از فناوری‌های دیجیتال، به‌ویژه تلفن‌های هوشمند، برای ارائه مداخلات سبک زندگی و بهبود تندرستی افزایش یافته است. این فناوری‌ها امکان دسترسی مقرون ‌به ‌صرفه به خدمات بهداشتی را برای زنان باردار، به ‌ویژه در مناطق دورافتاده، فراهم می‌کنند. این مطالعه مروری به منظور ارزیابی اثر سلامت از راه دور (Telehealth) بر کنترل وزن و ارتقای سبک زندگی سالم زنان باردار انجام شد. در این مطالعه مروری روایتی با جستجو در پایگاه‌های PubMed، Google Scholar و Scopus از بین 631 مقاله اولیه که بین سال‌های 2020 تا 2024 چاپ شده بودند؛ پس از حذف موارد غیرمرتبط، مقالات مروری و مقالات بدون متن کامل، 15 مقاله انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. مقالات نشان داد که سلامت همراه می‌تواند شاخص‌‌هایی نظیر وزن، نمایه توده بدنی، سلامت مادر و نوزاد و سبک زندگی را بهبود بخشد. با این‌ حال، محدودیت‌هایی نظیر دسترسی، مشکلات فرهنگی و نوسانات کیفیت خدمات، اثربخشی را تحت تأثیر قرار دادند. بر اساس یافته‌های این مقالات، می‌توان پیشنهاد داد مداخلات شخصی‌‌سازی شده همراه با مشاوره‌های مستمر و یادآوری‌های روزانه طراحی شوند. تشکیل گروه‌های مجازی و ارائه بازخورد به ‌موقع می‌تواند حس تعلق و پیگیری را تقویت کند. این راهکارها برای کلینیک‌های سلامت از راه دور و برنامه‌های مشاوره آنلاین مفید است.


الهه قره خانی، مرضیه مجرد، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد شکرزاده،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کلیه‌ها به‌دلیل فعالیت متابولیکی بالا و خون‌رسانی غنی، در شرایط پاتولوژیک در معرض سطوح بالایی از رادیکال‌های آزاد اکسیژن قرار می‌گیرند و به همین دلیل نسبت به استرس اکسیداتیو آسیب‌پذیر هستند. عوامل نفروتوکسیک مانند سیس پلاتین، آمینوگلیکوزیدها و عوامل رادیوکنتراست، باعث تولید رادیکال‌های اکسیژن آزاد در سلول‌های لوله کلیوی می‌شوند که منجر به پراکسیداسیون لیپیدی، اکسیداسیون پروتئین و اختلال عملکرد میتوکندری می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی ال آرژنین بر سمیت کلیوی ناشی از آمیکاسین در رده نرمال سلول کلیوی (Vero) با ارزیابی پارامترهای استرس اکسیداتیو انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در محیط In Vitro بر روی رده نرمال سلول‌های کلیوی (Vero) خریداری شده از بانک سلولی ذخایر ملی ژنتیک انجام شد. میزان سلول‌های کشت داده شده برای تمامی تست‌ها برابر با 105 سلول بود. پیش از القای سمیت با آمیکاسین (653.2 µg/ml) به مدت 24 ساعت با غلظت‌های مختلف ال – آرژنین (108، 216، 430 و 860 میکرومولار) پیش تیمار شدند. سپس برای ارزیابی اثر ال – آرژنین بر وضعیت استرس اکسیداتیو، متغیرهای مالون‌دی‌آلدئید، زنده‌مانی سلولی و گونه‌های فعال اکسیژن اندازه‌گیری شدند.

یافته‌ها: در آزمایشات مربوط به اندازه‌گیری سطح رادیکال‌های آزاد اکسیژن و زنده‌مانی سلولی تمامی غلظت‌های مورد استفاده ال – آرژنین (108، 216، 430، 860 میکرومولار) باعث کاهش معنی‌دار سطح رادیکال‌های آزاد اکسیژن به ترتیب با مقادیر 30±1.5، 28±1.4 ، 25±1.2 و 21±1.0 و افزایش زنده‌مانی سلول‌ها به ترتیب با مقادیر 55±5.2 ، 64±3.8 ، 72±2.9 و 84±4.7 گردید (P<0.05). در آزمایش مربوط به اندازه‌گیری پراکسیداسیون لیپیدی، تنها سلول‌های دریافت کننده ال آرژنین 108 میکرومولار کاهش معنی‌داری در سطح مالون دی آلدئید نداشتند و باقی غلظت‌های ال – آرژنین (216، 430، 860 میکرومولار) باعث کاهش معنی‌دار مالون‌دی‌آلدئید به ترتیب با مقادیر 0.80±0.02 ، 0.74±0.03 و 0.66±0.01 شدند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده توانایی ال-آرژنین در پارامترهای زنده‌مانی سلول کلیوی و افزایش گلوتاتیون (GSH) در تمامی غلظت‌ها (108، 216، 430 و 860 میکرومولار) بود. ال-آرژنین در غلظت‌های 216، 430 و 860 میکرومولار توانست به‌طور معنی‌داری باعث کاهش پراکسیداسیون لیپیدی شود.


محمدرضا هنرور، مهسا غفاری، ناصر بهنام پور،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سل شایع‌ترین بیماری عفونی است که منجر به مرگ بیماران در دنیا می‌شود که عامل آن باکتری مایکوباکتریوم توبرکلوزیس است. کاهش وزن اغلب در بیماران مبتلا به سل هنگام تشخیص بیماری دیده می‌شود. تغییر وزن بدن بیماران به عنوان یک مارکر پیش‌بینی کننده بالقوه نتیجه درمان سل به‌ویژه در سل حساس به دارو شناسایی شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییر وزن در طول درمان بیماری سل و عوامل مرتبط با آن در استان گلستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه کوهورت تاریخی روی 348 بیمار (178 مذکر و 170 مونث) مبتلا به سل مراجعه کننده به مراکز بهداشت استان گلستان در سال 1399 انجام شد. متغیرهای سن، جنسیت، نوع سل، وزن قبل و بعد از درمان، سکونت در شهر یا روستا و نتیجه درمان، از پرونده بیماران در سامانه TB Register استخراج شد. سپس وزن بیماران در سه گروه ریوی اسمیر مثبت، ریوی اسمیر منفی و خارج ریوی، قبل و بعد از درمان مقایسه گردید.

یافته‌ها: وزن بیماران بعد از درمان به طور متوسط 1.98 کیلوگرم افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). افزایش وزن بعد از درمان بر اساس درجه مثبت بودن اسمیر خلط در بیماران ریوی (اسمیر مثبت و منفی) نسبت به بیماران خارج ریوی بیشتر بود و به‌طور کلی افزایش وزن در هر سه گروه ریوی اسمیر مثبت، ریوی اسمیر منفی و خارج ریوی از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افزایش وزن در هر سه گروه اسمیر خلط مثبت (یک تا سه مثبت)، از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). بیشترین تغییر وزن در بیماران دارای اسمیر خلط دو مثبت رخ داد. افزایش میانگین وزن هم در بیماران اسمیر خلط منفی و هم سایر حالات از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افراد دارای اسمیر خلط منفی نسبت به سایر حالات افزایش وزن بیشتری داشتند. هر چند افزایش وزن در مردان کمی بیشتر از زنان بود؛ اما در هر دو گروه مردان و زنان از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افزایش میانگین وزن در بیماران ساکن شهر و روستا از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). به طوری که بیماران ساکن روستا نسبت به بیماران ساکن شهر افزایش وزن بیشتری داشتند. افزایش وزن بیماران در گروه سنی زیر 15 سال، 65-15 سال و نیز بالاتر از 65 سال از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). کمترین تغییر وزن در گروه سنی بیشتر از 65 سال و بیشترین تغییر در گروه سنی کمتر از 15 سال مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: نوع بیماری سل از جمله سل ریوی یا خارج ریوی، درجه مثبت بودن اسمیر خلط، نتایج نهایی درمان، جنسیت، محل سکونت و سن از عوامل مرتبط با تغییر وزن در بیماران مبتلا به سل بودند.


وجیهه ورزنده، یاسر کاظم‌زاده، ساناز میرزایان شانجانی، حسین شیروانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ژن‌های بتا-کاتنین و TCF1 نقش مهمی در رشد و بازسازی استخوان دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین ترکیبی مقاومتی-هوازی بر مسیر سیگنالینگ Wnt/β-Catenin و بازسازی استخوان در مدل پیری موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 16 سر موش صحرایی نر سالخورده نژاد ویستار (22 ماهه با وزن تقریبی 300 تا 350 گرم) به طور تصادفی در دو گروه 8 تایی کنترل و تمرین تقسیم شدند. همچنین 8 سر موش صحرایی نر جوان (سه ماهه با وزن تقریبی 190 تا 230 گرم) به عنوان گروه کنترل جوان در نظر گرفته شد. برنامه تمرینی به مدت هشت هفته و هر هفته پنج جلسه تمرین مقاومتی-هوازی بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، موش‌ها با تزریق درون صفاقی کتامین و زایلازین بیهوش و سپس قربانی شدند. نمونه‌های بافت استخوان ران در شرایط سترون جدا شد. بیان ژن‌های موردنظر توسط روش RT-PCR ارزیابی شد.

یافته‌ها: در اثر اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی- هوازی در بیان ژن‌های بتا-کاتنین و TCF1 نسبت به گروه سالخورده افزایش آماری معنی‌داری مشاهده شد (P<0.05). میزان بیان ژن‌های بتا-کاتنین و TCF1 در گروه تمرین سالخورده در مقایسه با گروه کنترل سالخورده افزایش آماری معنی داری نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: انجام تمرینات مقاومتی-هوازی به مدت هشت هفته منجر به افزایش معنی‌دار در بیان ژن‌های بتا-کاتنین و TCF1 در بافت استخوان موش‌های سالخورده گردید.



صفحه 6 از 7     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.24 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)