<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1392 جلد16 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>اثر تمرین مقاومتی بر سطح سرمی اینترلوکین-18 و C-reactive protein با حساسیت بالا در مردان چاق</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1966&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:مطالعات پیشین نتایج متناقضی را در خصوص اثر تمرین استقامتی بر سطوح در گردش اینترلوکین-18 (IL-18) وC-reactive protein با حساسیت بالا (hsCRP) در افراد چاق گزارش کرده اند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی IL-18 و hsCRP در مردان چاق انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 18 مرد چاق به طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. متعاقب 12 ساعت ناشتا، قد، وزن، نمایه توده بدن، درصد چربی بدن، سطوح سرمی IL-18 و hsCRP پیش و پس از دوره تمرین اندازه گیری شد. پروتکل تمرین مقاومتی شامل دوازده هفته تمرین با وزنه 3 جلسه تمرین در هفته و هر جلسه به مدت 60 دقیقه بود. یافته ها :به دنبال دوازده هفته تمرین مقاومتی سطوح سرمی IL-18 و hsCRP در گروه مداخله به طور غیرمعنی داری در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت. نتیجه گیری : اجرای تمرین مقاومتی به مدت دوازده هفته کاهش معنی داری در سطح سرمی IL-18 و hsCRPمردان چاق نداشت.</description>
						<author>فتاح مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر داروهای اندانسترون و متوکلوپرامید همراه با دگزامتازون بر میزان تهوع و استفراغ پس از کله سیستکتومی به روش لاپاراسکوپی</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1967&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:تهوع و استفراغ پس از عمل یکی از علل شایع موربیدیتی پس از اعمال جراحی است که می تواند باعث هیپوکسی، پنومونی آسپیراتیو، دهیدراتاسیون، تاخیر در ترخیص بیمار و اختلالات الکترولیتی شود. این خطر در بیماران لاپاراسکوپی، معده پر، ترومای چشم، ضربه به سر و سزارین بیشتر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر داروهای اندانسترون و متوکلوپرامید همراه با دگزامتازون بر میزان تهوع و استفراغ بعد از جراحی کله سیستکتومی به روش لاپاراسکوپی انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 100 بیمار ASA,I-II تحت عمل کله سیستکتومی به روش لاپاراسکوپی انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه 50 نفری تقسیم شدند. به همه بیماران داروهای پره مدیکاسیون، اینداکشن و بیهوشی یکسان داده شد. به گروه اول متوکلوپرامید (10 mg/kg/bw) به همراه دگزامتازون (8 mg/kg/bw)و به گروه دوم اندانسترون(4 mg/kg/bw)با دگزامتازون(8 mg/kg/bw)داخل وریدی 5 دقیقه قبل ازاتمام عمل جراحی تزریق گردید و تا 4 ساعت بعد از عمل شیوع تهوع و استفراغ در هر دو گروه ثبت شد. یافته ها :بروز تهوع در گروه اول و دوم به ترتیب در 19 نفر (38 درصد) و 14 نفر (28 درصد) و میزان بروز استفراغ در گروه های اول و دوم به ترتیب در 15 نفر (30 درصد) و 8 نفر (16 درصد) تعیین شد و این مقادیر اختلاف آماری معنی داری نداشتند. نتیجه گیری : داروی اندانسترون همراه با دگزامتازون در مقایسه با داروی متوکلوپرامید همراه با دگزامتازون سبب کاهش غیرمعنی دار تهوع و استفراغ پس از عمل جراحی کله سیستکتومی به روش لاپاراسکوپی گردید.</description>
						<author>ام لیلا ربیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر حفاظتی کوآنزیم Q10 برتشنج، حافظه فضایی کوتاه مدت و استرس اکسیداتیودر مدل صرع القا شده به وسیله اسیدکاینیک در موش صحرایی</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1968&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:صرع لوب گیجگاهی شایع ترین نوع صرع در انسان است. بیماران مبتلا به این نوع صرع از تشنجات غیرقابل کنترل و اختلال در حافظه رنج می برند. این مطالعه برای ارزیابی اثر تجویز کوآنزیم Q10 بر تشنج، حافظه فضایی کوتاه مدت و برخی از شاخص های استرس اکسیداتیو هیپوکامپ در صرع القا شده به وسیله اسیدکاینیک در موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 48 سر موش صحرایی نر به شش گروه شم، گروه شم تحت تیمار با کوآنزیم Q10 10 mg/kg/bw، گروه دریافت کننده اسید کاینیک و گروه های دریافت کننده اسید کاینیک تحت تیمار با کوآنزیم Q10 شامل 2, 5 , 10 mg/kg/bw تقسیم شدند. کوآنزیم Q10 به صورت داخل صفاقی و روزانه از یک هفته قبل از تزریق داخل هیپوکامپی اسید کاینیک (&amp;micro;g 4) تجویز شد. رفتار تشنجی موش های صحرایی براساس تقسیم بندی Racine و حافظه فضایی کوتاه مدت با استفاده از درصدر فتار تناوبی در ماز Y تعیین گردید. همچنین میزان مالون دی آلدئید، نیتریت و سوپراکسید دیسموتاز در هیپوکامپ نیز اندازه گیری شد. یافته ها :موش های دریافت کننده اسیدکاینیک تشنجات خودبخودی حاد و مزمن نشان دادند. به علاوه تجویز اسیدکاینیک موجب کاهش درصد رفتار تناوبی (ورودهای موفق و پشت سرهم یا سریالی به داخل تمام بازوها در مجموعه های سه تایی)، افزایش سطح مالون دی الدئید، نیتریت و کاهش فعالیت سوپراکسید دیسموتاز در موش های دریافت کننده اسیدکاینیک در مقایسه با گروه شم شد (P&lt;0.05). پیش درمان موش های دریافت کننده اسیدکاینیک با کوآنزیم Q10 ، شدت وقوع تشنجات خودبخودی را در آنها کاهش داد (P&lt;0.05). همچنین کوآنزیم Q10 موجب افزایش درصد رفتار تناوب، کاهش میزان مالون دی الدئید و نیتریت شد (P&lt;0.05)؛ ولی در میزان فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز اثر معنی داری نداشت. نتیجه گیری : به نظر می رسد پیش درمان حیوانات دریافت کننده اسیدکاینیک با کوآنزیم Q10 علاوه بر کاهش وقوع تشنجات موجب بهبود حافظه فضایی کوتاه مدت و برخی از شاخص های استرس اکسیداتیو در هیپوکامپ موش صحرایی می شود.</description>
						<author>توراندخت بلوچ نژاد مجرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دیازینون بر هورمون‌های جنسی و اینترفرون گاما، اینترلوکین 4 و 10در موش‌های صحرایی نر</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1969&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:سموم کشاورزی از خانواده ارگانوکلره و یا ارگانوفسفره عوارض مختلفی را بر بافت های بدن ایجاد می نمایند. این مطالعه به منظور اثر دیازینون به عنوان یک حشره کش ارگانوفسفره غیرسیستمیک بر هورمون های جنسی و سایتوکاین های اینترفرون گاما، اینترلوکین 4 و 10در موش های صحرایی نر انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به طور تصادفی در چهار گروه قرار گرفتند. سه گروه آزمایشی به مدت 5 روز در هفته سم دیازینون را به مدت یک ماه و با دوز (30, 3, 0.3 mg/kg/bw)به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. گروه کنترل تزریقی نداشتند. هفت روز بعد از آخرین تزریق، سطح سرمی هورمون های تستوسترون، FSH،LH و سایتوکاین های اینترفرون گاما، اینترلوکین 4 و 10 اندازه گیری شدند. یافته ها :اینترلوکین 10 در گروه آزمایشی(30 mg/kg/bw)نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنی دار و در گروه های آزمایشی3 mg/kg/bw و 0.3 mg/kg/bw کاهش آماری معنی داری یافت (P&lt;0.05). اینترلوکین-4 تنها در گروهی که سم دیازینون را با دوز 30 میلی گرم بر کیلوگرم دریافت کرده بودند؛ معنی دار بود (P&lt;0.05). کاهش اینترفرون گاما بین گروه های آزمایشی و کنترل از نظر آماری معنی دار نبود. میزان هورمون FSH در سه گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل دارای کاهش معنی داری بود (P&lt;0.05). همچنین هورمون تستوسترون در گروه های آزمایشی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری یافت (P&lt;0.05). نتیجه گیری : دیازینون سبب افزایش معنی دار سطح اینترلوکین 10 و افزایش تستوسترون و کاهش هورمون FSH موش صحرایی می گردد.</description>
						<author>سید غلامعلی جورسرایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دیابت بارداری برتعداد نورون‌های حرکتی شاخ قدامی نخاع در زاده‌های 4، 8 و12 هفته‌ای موش صحرایی</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1970&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:مطالعات قبلی نشان دهنده عوارض دیابت بارداری بر تراکم نورون های هیپوکامپ موش صحرایی بوده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر دیابت بارداری بر تعداد نورون های شاخ قدامی نخاع در زاده های4 و 8 و 12هفته ای موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی باردار نژاد ویستار به صورت تصادفی در دو گروه دیابت بارداری و کنترل قرار گرفتند. دیابت بارداری با تزریق داخل صفاقی استرپتوزتوسین (40 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) در اولین روز بارداری ایجاد شد. موش های گروه کنترل در اولین روز بارداری نرمال سالین دریافت کردند. از نوزادان متولد شده از مادران با دیابت بارداری و کنترل، در پایان هفته چهارم، هشتم و دوازدهم زندگی به طور تصادفی 6 نوزاد انتخاب گردید. پس از بیهوشی و نخاعی کردن نوزادان از ناحیه سرویکال نخاع مقاطع بافتی به صورت سریال و با ضخامت 6 میکرومتر تهیه و سلول ها با استفاده از کرزیل ویولترنگ آمیزی شدند. پس از تصویربرداری از مقاطع با میکروسکوپ تحقیقاتی B&amp;rlm;X51 و دوربین DP12 ، به وسیله نرم افزار Olysiaتعداد سلول های شاخ قدامی بخش خاکستری شمارش و ثبت شد. یافته ها : تعداد نورون های حرکتی در 100000 میکرومتر مربع از شاخ قدامی نخاع ناحیه سرویکال در زاده های چهار هفته ای گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل 25% کاهش نشان داد (P&lt;0.05). این میزان در زاده های هشت هفته ای گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل 33% کاهش یافت (P&lt;0.05) و در زاده های دوازده هفته ای گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل 24.4% کاهش نشان داد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : دیابت بارداری باعث کاهش معنی دار نورون های حرکتی شاخ قدامی نخاع در زاده های چهار، هشت و دوازده هفته ای موش صحرایی گردید.</description>
						<author>محمدجعفر گلعلی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر یک جلسه تمرین مقاومتی بر مقادیر پروتئینی و بیان ژن نوروتروفین 5 / 4 در عضلات کند و تند تنش موش‌های صحرایی</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1971&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : خانواده عوامل رشدی نقش مهمی را در سلامت سیستم عصبی-عضلانی ایفا می کند. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک جلسه تمرین بدنی از نوع مقاومتی بر مقادیر پروتئینی و بیان ژن NT-4/5 در عضلات کند و تند تنش موش های صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 16 موش صحرایی نر به طور تصادفی در دو گروه 8 تایی تمرین مقاومتی و کنترل قرار گرفتند. تمرین مقاومتی شامل بالارفتن از نردبان یک متری به همراه وزنه های بسته شده به دم موش ها بود. برای اندازه گیری بیان ژن NT-4/5 از Quantitative Real time RT-PCR و برای اندازه گیری پروتئین آن از روش الایزا استفاده شد. یافته ها : یک جلسه تمرین مقاومتی باعث کاهش معنی داری در بیان ژن NT-4/5 و افزایش معنی دار پروتئین آن در عضله سولئوس شد (P&lt;0.05). یک جلسه تمرین مقاومتی بر مقادیر پروتئینی و بیان ژن NT-4/5 در عضله خم کننده بلند انگشتان اثر آماری معنی داری نداشت. نتیجه گیری : یک جلسه تمرین بدنی از نوع مقاومتی باعث تغییرات در مقادیر پروتئینی و بیان ژن NT-4/5 در عضله اسکلتی شد که این تغییرات به نوع عضله نیز وابسته است.</description>
						<author>رضا قراخانلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر پالماتین هیدروکلراید بر عملکرد حرکتی موش‌های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1972&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:بیماری دیابت منجربه بروز اختلالات حرکتی می شود. پالماتین هیدروکلراید، آلکالوئیدی ایزوکینولین است که دارای خواص ضددیابتی و آنتی اکسیدانی است. این مطالعه به منظور ارزیابی اثر پالماتین هیدروکلراید بر عملکرد حرکتی موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی در چهار گروه کنترل، غیردیابتی تیمارشده باپالماتین هیدروکلراید، دیابتی و دیابتی تیمار شده با پالماتین هیدروکلراید قرار گرفتند. دیابت با تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز 55 mg/kg/bw القاء گردید. یک هفته پس از تزریق استرپتوزوتوسین، تیمار با پالماتین هیدروکلراید با دوز 10 mg/kg/day به مدت شش هفته و به صورت زیرجلدی انجام گردید. سطح سرمی گلوکز سرم خون در هفته های 1 ، 3، 5 و 7 پس از تزریق استرپتوزوتوسین سنجش شد. در پایان مطالعه حیوانات با استفاده از آزمون های حرکتی y mazeطی 8 دقیقه، بارفیکس (grip-traction) و سطح شیب دار (inclined plane) ارزیابی شدند. یافته ها :در آزمون Y maze تعداد ورود حیوان به بازوها در گروه دیابتی تیمار شده با پالماتین هیدروکلراید افزایش آماری معنی داری نسبت به گروه دیابتی داشت (P&lt;0.05). در آزمون بارفیکس و سطح شیب دار نیز گروه دیابتی تیمار شده با پالماتین هیدروکلراید افزایش آماری معنی داری نسبت به گروه دیابتی نشان داد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : تجویز پالماتین هیدروکلراید به مدت شش هفته منجر به بهبود اختلالات حرکتی در موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین گردید.</description>
						<author>ملیحه آهویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر یک دوره برنامه تمرینی و کورکومین بر سطح سرمی ایمنوگلوبولین A موش‌های صحرایی در معرض استات سرب</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1973&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:سرب به عنوان آلاینده محیطی موجب تخریب سیستم ایمنی می شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین با شدت متوسط و کورکومین بر سطح سرمی ایمنوگلوبولین A در موش های در معرض استات سرب انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 46 موش صحرایی نر به 6 گروه کنترل، حلال، سرب، تمرین-سرب، کورکومین-سرب و سرب-تمرین-کورکومین تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت 8 هفته (25 تا 64 دقیقه در روز، 15 تا 22 متر در دقیقه و شیب صفر درجه) بر روی نوارگردان به تمرین پرداختند. 20میلی گرم محلول استات سرب به گروه های سرب، تمرین-سرب، کورکومین-سرب و ترکیبی، 30 میلی گرم حلال اتیل اولئات به گروه حلال و 30 میلی گرم کورکومین به گروه های کورکومین و ترکیبی به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، 3 روز در هفته و به مدت 8 هفته تزریق شد. سطح IgA با استفاده از روش Single Radial Immuno Diffusion تعیین گردید. یافته ها : سرب سبب افزایش معنی دار سطح سرمی مالون دی آلدهید در حیوانات گردید (P&lt;0.05). همچنین تفاوت معنی داری بین سطح سرمیIgA گروه های سرب، سرب-تمرین و سرب-تمرین-کورکومین نسبت به گروه کنترل، حلال و کورکومین &amp;ndash; سرب یافت شد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : استفاده همزمان از تمرینات ورزشی استقامتی و کورکومین به علت افزایش فعالیت ایمنوگلوبولین A اثرات سودمندی در مقابله با مسمومیت ناشی از سرب داشت.</description>
						<author>شادمهر میردار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر پماد حاوی عصاره پترولیوم اتری ریشه گیاه Onosma dichroanthum Boiss بر التیام زخم باز پوستی ایجاد شده در موش‌های صحرایی نربه روش کشش‌پذیری</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1974&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:Onosma dichroanthum Boiss.متعلق به خانواده بوراژیناسه است و یکی از مهم ترین گیاهان دارویی در شمال ایران به شمار می آید.این مطالعه به منظور تعیین اثرپماد عصاره پترولیوم اتری ریشه گیاه Onosma dichroanthum Boiss.بر التیام زخم بازپوستی ایجاد شده به شیوه جراحی در موش های صحرایی بااستفاده از روش ارزیابی کشش پذیری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 18 سر موش صحرایی نر بالغ به سه گروه شاهد، حامل و تجربی تقسیم شدند. در همه موش ها زخم برشی با ضخامت کامل پوست در جهت سری-دمی به طول 20 میلی متر در ناحیه پشت ایجاد شد.موش ها در روز 14قربانی شدند.از زخم ها نمونه برداری شد و آزمایش بیومکانیکی از نوع کشش پذیری (tensiometery) روی آنها انجام و نیروی حداکثر (N) ،سفتی ارتجاعی(N/mm2)و میزان کار انجام شده(N/mm)محاسبه شد. یافته ها :میانگین داده های آزمایش بیومکانیک نیروی حداکثر، سفتی ارتجاعی و میزان کار انجام شده در روز 14 در بین گروه های شاهد، حامل و تجربی تفاوت آماری معنی داری را نشان نداد. نتیجه گیری : پماد حاوی عصاره پترولیوم اتری ریشه گیاه Onosma dichroanthum Boiss.اثری بر التیام زخم نداشت.</description>
						<author>محسن نوروزیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر حذف شیر گاو از رژیم غذایی کودکان بر یبوست مزمن</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1980&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:یکی از علل شایع درد شکم کودکان، یبوست است و مصرف شیر گاو به عنوان یکی از علت های آن مطرح است. این مطالعه به منظور تعیین اثر حذف شیر گاو از رژیم غذایی کودکان مبتلا به یبوست مزمن انجام شد. روش بررسی : این مطالعه شبه تجربی روی 80 کودک مبتلا به یبوست مزمن انجام شد. بیماری با استفاده از معیار Rome-III تشخیص داده شد. به مدت سه هفته شیر گاو از رژیم غذایی کودکان حذف و پس از آن علایم بالینی کودکان بررسی شد. یافته ها :33.8%درصد کودکان به درمان قطع کوتاه مدت شیر گاو از رژیم غذایی پاسخ مثبت دادند. فراوانی پاسخ به درمان در کودکانی که یبوست آنان از سن زیر 2 سالگی (52.6%) شروع شده بود؛ به طور معنی داری از کودکان با سابقه یبوست از سن بالای 2 سال (16.6%) بیشتر بود (P&lt;0.05). میزان پاسخ به درمان با جنس کودک و میزان مصرف شیر گاو رابطه آماری معنی داری نداشت. نتیجه گیری : حذف شیر گاو از رژیم غذایی باعث بهبود یبوست مزمن کودکان گردید.</description>
						<author>فائزه سلامت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تصویربرداری تشدید مغناطیسی و اسکن هسته‌ای در تشخیص متاستازهای مهره‌های سینه‌ای و کمری</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1975&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:مهره ها شایع ترین محل متاستاز در استخوان ها است. تشخیص متاستازها به خصوص در مراحل اولیه می تواند به روند درمان بیماران و تعیین پروگنوز آنها کمک نماید. با توجه به استفاده وسیع از تصویربرداری تشدید مغناطیسی در بیماری های مختلف و در دسترس بودن این ابزار در اکثر مناطق، این مطالعه به منظور تعیین ارزش تشخیصی تصویربرداری تشدید مغناطیسی و اسکن هسته ای در متاستازهای ستون فقرات انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 43 بیمار با هر نوع سرطان اولیه شناخته شده برای تشخیص متاستاز ستون فقرات و یا مرحله بندی ضایعه تومورال انجام شد. بیماران تحت تصویربرداری تشدید مغناطیسی و اسکن هسته ای ستون فقرات قرار گرفتند. نتایج اسکن استخوان به عنوان استاندارد طلایی درنظر گرفته شد و حساسیت و ویژگی محاسبه شدند. یافته ها : تصویربرداری تشدید مغناطیسی تعداد 19 مهره پشتی را که توسط اسکن منفی گزارش شده بود؛ تشخیص داد. حساسیت و ویژگی تصویربرداری تشدید مغناطیسی نسبت به اسکن هسته ای به ترتیب 90.7% و 95.6% محاسبه شد. در بررسی مهره های کمری، تصویربرداری تشدید مغناطیسی تعداد 4 مهره را که توسط اسکن منفی گزارش شده بود؛ تشخیص داد. حساسیت، ویژگی و صحت تصویربرداری تشدید مغناطیسی نسبت به اسکن هسته ای به ترتیب97.6% ، 97% و 97.2%محاسبه شد. نتیجه گیری : تصویربرداری تشدید مغناطیسی برای تشخیص ضایعات متاستاتیک مهره ها حساس تر از اسکن هسته ای است و اگر شک به متاستاز در ستون فقرات وجود داشته باشد؛می تواند اولین اقدام تشخیصی نیز باشد.</description>
						<author>علی اشرف فلاح</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه حساسیت و ویژگی اولتراسونوگرافی و سی‌تی اسکن با ERCPدر تشخیص سنگ‌های مجاری صفراوی</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1976&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:ده تا پانزده درصد بیماران مبتلا به سنگ کیسه صفرا به طور همزمان دچار سنگ های مجاری صفراوی نیز هستند. این مطالعه به منظور مقایسه حساسیت و ویژگی سونوگرافی و سی تی اسکن با ERCP در تشخیص سنگ های مجاری صفراوی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 135 بیمار مشکوک به ابتلای سنگ مجاری صفراوی داوطلب ERCP انجام شد. سونوگرافی از کیسه و مجاری صفراوی و کبد، سی تی اسکن شکم با کنتراست خوراکی و وریدی و ERCP برای هر بیمار انجام گردید. حساسیت و ویژگی سونوگرافی و سی تی اسکن تعیین و میزان موفقیت ERCP درمانی نیز محاسبه شد. یافته ها : 112 بیمار دارای سنگ مجاری صفراوی (ERCP مثبت) و 23 بیمار بدون سنگ بودند. حساسیت و ویژگی سونوگرافی در تشخیص سنگ مجاری صفراوی به ترتیب72.3% و 73.9%و در مورد سی تی اسکن به ترتیب50.8% و 91.3%تعیین شد. میزان موفقیت درمانی ERCP نیز76.9%حاصل گردید. نتیجه گیری : سونوگرافی به عنوان یک مودالیته ارزان، غیرتهاجمی و مفید در اسکرین اولیه بیمار در مقایسه با سی تی اسکن و ERCP توصیه می شود.</description>
						<author>اکبر پیرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیان گلیکودلین در مبتلایان به سرطان مهاجم پستان</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1977&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:اخیراً بیان گلیکودلین در بافت طبیعی و سرطانی پستان انسان و رابطه آن با سن، نوع تومور، درجه میکروسکوپی و متاستاز به غدد لنفاوی زیربغل مورد توجه واقع شده است. این مطالعه به منظور تعیین میزان بیان گلیکودلین در مبتلایان به سرطان مهاجم پستان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 96 نمونه بلوک پارافینی سرطان پستان بررسی و بیان مارکر گلیکودلین به روش ایمونوهیستوشیمی صورت گرفت. اطلاعات مربوط به سن بیمار، اندازه تومور و تعداد غدد لنفاوی درگیر زیربغل از پرونده بیماران استخراج گردید. یافته ها :مارکر گلیکودلین به طور غیرمعنی داری در 30.45%از تومورهای پستان با متاستاز لنفاوی بیان گردید و این مارکر در 72.7%از تومورهای بدون متاستاز بیان شد (P&lt;0.05). بین بیان مارکر گلیکودلین و درجه میکروسکوپی یک تومور و متاستاز به تعداد کمتر از 4 غده لنفاوی ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : بیان مارکر گلیکودلین می تواند نشانگر عدم تهاجم به غدد لنفاوی در سرطان پستان باشد.</description>
						<author>ژیلا ترابی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین میزان آلومینیوم باقیمانده ناشی از کاربرد آلوم و پلی‌آلومینیوم کلراید در حذف کدورت آب‌های کدر</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1978&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : در فرایند زلال سازی آب به منظور ته نشینی ذرات کلوییدی از مواد منعقدکننده مختلفی مانند سولفات آلومینیوم (آلوم) و پلی آلومینیوم کلراید استفاده می شود. استفاده از هر دو نوع منعقد کننده در فرایند انعقاد باعث باقی ماندن مقداری آلومینیوم در آب می شود که اگر مقدار آن از استاندارد تعیین شده تجاوز کند؛ اثرات مخربی بر روی سلامت انسان و محیط زیست خواهد داشت. این مطالعه به منظور تعیین میزان آلومینیوم باقیمانده ناشی از کاربرد آلوم و پلی آلومینیوم کلراید در حذف کدورت از آب های کدر انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی کدورت های به کار رفته در نمونه آب شامل کدورت های کم ، کدورت متوسط و کدورت های بالا بود که با استفاده از پودر کائولین به صورت مصنوعی ساخته شد. نمونه های آب به میزان یک لیتر در 6 جار ریخته شد و پس از تنظیم pH و افزودن ماده منعقد کننده، آزمایش جار طی مرحله اختلاط سریع طی زمان 30 ثانیه و با شدت اختلاط 100 دور در دقیقه و سپس در مرحله اختلاط کند با شدت 20 دور در دقیقه و به مدت 15 دقیقه و مرحله ته نشینی به مدت 30 دقیقه انجام گردید. نمونه برداری برای به دست آوردن راندمان حذف کدورت و میزان آلومینیوم باقیمانده صورت گرفت. تعیین کدورت مطابق روش نفلومتری و توسط دستگاه کدورت سنج و تعیین آلومینیوم طبق روش اریوکروم سیانینR انجام شد. یافته ها : میزان آلومینیوم باقیمانده توسط کاربرد پلی آلومینیوم کلراید در آب هایی با کدورت کم، متوسط و زیاد به ترتیب 0.006 میلی گرم بر لیتر، 0.05 میلی گرم بر لیتر و 0.07 میلی گرم بر لیتر و میزان آلومینیوم باقیمانده توسط کاربرد آلوم در آب هایی با کدورت کم، متوسط و زیاد به ترتیب 0.065 میلی گرم بر لیتر ، 0.15 میلی گرم بر لیتر و 0.22 میلی گرم بر لیتر بود. بین دوز مصرفی آلوم و پلی آلومینیوم کلراید با میزان آلومینیوم باقیمانده ارتباط آماری معنی داری به دست آمد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : پلی آلومینیوم کلراید، به دلیل حساسیت کمتر به تغییرات pH و کاهش غلظت آلومینیوم باقیمانده در آب تصفیه شده نسبت به آلوم برتری داشته و می تواند به عنوان یک منعقد کننده مناسب استفاده شود.</description>
						<author>محمدهادی مهدی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط مدل هموستاز ارزیابی مقاومت به انسولین با فراسنج‌ها و پارامترهای لیپیدی در مبتلایان به دیابت نوع 2</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1979&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:مقاومت به انسولین یکی از عوامل اثرگذار بر اختلالات لیپیدی در دیابت نوع 2 است که بروز عوارض قلبی عروقی را در این بیماران افزایش می دهد. این مطالعه به منظور ارزیابی مقاومت به انسولین در ارتباط با فراسنج های لیپیدی آتروژنیک در مبتلایان به دیابت نوع 2 انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 72 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 در پژوهشکده غدد درون ریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی طی سال 1389 انجام شد. شاخص های تن سنجی، سطوح گلوکز ناشتای سرم، انسولین سرم و فراسنج های لیپیدی اندازه گیری و نمایه مقاومت به انسولین و پارامترهای لیپیدی آتروژنیک محاسبه شدند. میانگین فراسنج ها و پارامترهای لیپیدی در میان سهک هایHOMA-IR(Homeostasis Model Assessment Insulin Resistance)مقایسه گردید. همچنین ارتباط بین HOMA-IR با فراسنج های لیپیدی در هر سهک تعیین شد. یافته ها : میانگین نمایه مقاومت به انسولین در سهک اول، دوم و سوم به ترتیب0.3&amp;plusmn;0.9 ، 0.4&amp;plusmn;2.1 ، 1.6&amp;plusmn;4.4تعیین شد. در سهک سوم، غلظت سرمی تری گلیسرید و پارامترهای لیپیدی آتروژنیک بالاتر و غلظت HDL-C به طور غیرمعنی دار پایین تر بود. نمایه مقاومت به انسولین در هر دو سهک دوم و سوم با غلظت تری گلیسرید سرم ارتباط آماری معنی دار بود (P&lt;0.05). نمایه مقاومت به انسولین در مقادیر بالاتر از2.8با سطوح سرمی HDL-C ارتباط معکوس و با پارامترهای لیپیدی آتروژنیک ارتباط مستقیم داشت. نتیجه گیری : بین سطوح بالای مقاومت به انسولین با اختلالات لیپیدی و پارامترهای لیپیدی در مبتلایان به دیابت نوع 2 ارتباط وجود دارد.</description>
						<author>فریدون عزیزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی اختلال نقص توجه / بیش فعالی و ارتباط آن با افسردگی در دانشجویان</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1981&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:با توجه به اثرات مخرب عدم درمان اختلال نقص توجه / بیش فعالی (ADHD)، این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلال نقص توجه / بیش فعالی و ارتباط آن با افسردگی در دانشجویان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 414 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال های 89-1388 انجام شد. غربالگری ADHD با پرسشنامه خودگزارش دهی ADHD بزرگسالان (ASRS) انجام شد. ADHD کودکی با پرسش از والدین و افسردگی با پرسشنامه بک ارزیابی شد. یافته ها :فراوانی ADHD بزرگسالی3.9%و فراوانی ADHD کودکی (بیش فعالی-کم توجهی- مرکب)8.5%به دست آمد. فراوانی افسردگی در افرادی که ADHD کودکی یا بزرگسالی داشتند؛ بیشتر بود. افسردگی با مقطع تحصیلی ارتباط آماری معنی داری داشت (P&lt;0.05). به صورتی که در مقطع کارشناسی بیشترین میزان افسردگی و در مقطع کارشناسی ارشد کمترین میزان افسردگی گزارش شد. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که افسردگی در افراد مبتلا به ADHD بزرگسالی و یا وجود سابقه ابتلا در کودکی، شایع است.</description>
						<author>نوشین پرورش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین الگوی سروتایپی و مقاومت دارویی سالمونلا در کودکان مبتلا به اسهال در شهرستان رباط کریم – تهران (1390)</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1982&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:گاستروانتریت شایع ترین عفونت سالمونلایی در انسان و یکی از مشکلات و معضلات بهداشتی مهم در سرتاسر جهان است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی سالمونلا در کودکان مبتلا به اسهال و تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی در منطقه رباط کریم تهران انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی 306 نمونه مدفوع کودکان مبتلا به اسهال از مراکز درمانی رباط کریم تهران در سال 1390 جمع آوری شد. نمونه ها پس از غنی سازی در سلنیت F و کشت بر روی محیط انتخابی هکتون آگار، از نظر سالمونلا بررسی شدند. الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی طبق دستورالعمل سازمان CLSI تعیین شد. یافته ها : سالمونلا در 22 مورد(7.2%)از نمونه های مدفوع جداسازی شد. 7 مورد سالمونلاتیفی، 6 مورد سالمونلاپاراتیفی B ،3 مورد سالمونلاپاراتیفی C، 2 مورد سالمونلاپاراتیفی A و 4 مورد غیرقابل تشخیص بودند. از نظر پاراکلینیکی ارتباط معنی داری میان گلبول سفید در مدفوع و سالمونلا وجود داشت (P&lt;0.05). از نظر حساسیت دارویی سویه های سالمونلا در بیش از92.3%موارد نسبت به کلرامفنیکل، سفتی زوکسیم، نالیدیکسیک اسید و آمیکاسین حساس بودند. نتیجه گیری : عامل اسهال در 7.2%از کودکان شهرستان رباط کریم سالمونلا تعیین گردید.</description>
						<author>محمدکاظم شریفی یزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر ضدمیکروبی عصاره‌های کلروفرمی، اتیل‌استاتی و هیدروالکلی پیاز گیاه سنبل کوهی در شرایط آزمایشگاهی</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1983&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:با توجه به تنوع ژنتیکی ایجاد شده در عوامل بیماریزای میکروبی و پیدایش سویه های مقاوم و همچنین عوارض جانبی ناشی از مصرف داروهای شیمیایی، جایگزین کردن آنها با داروهای ضدباکتریایی با منشاء گیاهی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره های کلروفرمی، اتیل استاتی و هیدروالکلی پیاز گیاه سنبل کوهی بر روی دو باکتری گرم مثبت و یک باکتری گرم منفی به روش دیسک دیفیوژن و روش رقت لوله ای انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی عصاره کلروفرومی، اتیل استاتی و هیدروالکلی پیاز گیاه سنبل کوهی تهیه و خواص ضدمیکروبی و نیز حداقل غلظت مهارکنندگی باکتری (MIC) و میکروب کشی (MBC)، با روش دیسک دیفیوژن (تعیین هاله عدم رشد) و نیز رقت لوله ای (Macro-dilution)، بر باکتری های اشریشیاکلی (گرم منفی)، باسیلوس سرئوس و استافیلوکوکوس اورئوس (گرم مثبت) مورد سنجش قرار گرفت. از دی متیل سولفوکسید به عنوان شاهد منفی و از آمپی سیلین و نالیدیکسیک اسید به عنوان شاهدهای مثبت استفاده شد. یافته ها : هاله عدم رشد عصاره اتیل استاتی به ترتیب روی استافیلوکوکوس 0.1&amp;plusmn;26.3 mm ، اشریشیاکلی 0.3&amp;plusmn;23.7 mm و باسیلوس 0.4&amp;plusmn;19.5 mm تعیین شد. هاله عدم رشد عصاره کلروفرمی به ترتیب روی استافیلوکوکوس 0.2&amp;plusmn;16.4 mm و باسیلوس 0.3&amp;plusmn;14.9 mm مشاهده گردید. نتیجه گیری : اثر ضدمیکروبی عصاره های کلروفرمی و اتیل استاتی پیاز گیاه سنبل کوهی بر روی اشریشیاکلی، استافیلوکوکوس و باسیلوس بیشتر از نالیدیکسیک اسید و مشابه آمپی سیلین در شرایط آزمایشگاهی بود.</description>
						<author>پونه ابراهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توزیع آناتومیک و هیستوپاتولوژیک پولیپ‌های دستگاه گوارش در گرگان (87-1378)</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1984&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : پولیپ های دستگاه گوارش شامل انواع غیرنئوپلاستیک و نئوپلاستیک یا پیش درآمد کارسینوم هستند. با توجه به رابطه این پولیپ ها و سرطان و افزایش سرطان های معدی - روده ای در سالیان گذشته؛ این مطالعه به منظور تعیین توزیع آناتومیک و هیستوپاتولوژیک پولیپ های دستگاه گوارش در گرگان طی ده سال انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - مقطعی روی پرونده 290 بیمار با پولیپ دستگاه گوارش مراجعه کننده به مرکز آموزشی - درمانی پنجم آذر گرگان در سال های 87-1378 انجام شد. پولیپ از طریق کولونوسکوپی &amp;ndash; آندوسکوپی و بیوپسی تشخیص داده شده بود. اطلاعات دموگرافیک از پرونده بیماران استخراج شد و تشخیص هیستومورفولوژیک نمونه ها تعیین گردید. یافته ها : 56.6% بیماران مرد بودند. 19.3% پولیپ ها در دهه شش زندگی بود. فراوانی هیستومورفولوژیکی به ترتیب شامل آدنوما (54.1%) ، هیپرپلاستیک (19.7%) ، التهابی (13.8%) و نوع جوانان (11.4%) بود. از بین پولیپ های آدنوماتو بیشترین فراوانی به نوع توبولار (63%) تعلق داشت و انواع ویلوس (19.1%) و توبولوویلوس (17.9%) در رتبه های بعدی قرار داشتند. 87.2% پولیپ ها در کولون و 12.8% در معده قرار داشتند. شایع ترین محل درگیری آناتومیکی در رکتوم (30%) و سپس سیگموئید (26.1%) بود. نتیجه گیری : پولیپ آدنوماتو کولون فراوان ترین پولیپ دستگاه گوارش است.</description>
						<author>رامین آذرهوش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سلامت عمومی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور در گرگان</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1985&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تالاسمی ها شایع ترین اختلال ژنتیکی در جهان است. این مطالعه به منظور بررسی وضعیت سلامت عمومی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور در گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 163 بیمار مبتلا به بتاتالاسمی ماژور مراجعه کننده به مرکز آموزشی - درمانی طالقانی گرگان انجام شد. وضعیت روانی - اجتماعی بیماران با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی (GHQ-28) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها:44.2% بیماران از نظر وضعیت روانی - اجتماعی طبیعی، 46% دارای علایم مشکوک به اختلال روانی و 9.8% مبتلا به اختلالات روانی-اجتماعی بودند. بیشترین مشکل مربوط به اختلال کارکرد اجتماعی (12.9%) و افسردگی (10.4%) و کمترین مشکل مربوط به اضطراب (4.9%) بود. بین وضعیت روانی-اجتماعی بیماربا شغل مادر، سطح تحصیلات بیمار و سابقه ابتلا به بیماری های دیگر ارتباط آماری معنی داری یافت شد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : از نظر سلامت عمومی اختلال کارکرد اجتماعی و افسردگی دو مشکل اصلی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور است.</description>
						<author>اعظم جهازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع خشونت خانگی علیه زنان در بندرعباس</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1986&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:خشونت خانگی متداول ترین نوع خشونت علیه زنان است که اثر منفی بر سلامت روان مادران، کودکان، خانواده و اجتماع دارد. این مطالعه به منظور تعیین شیوع خشونت خانگی علیه زنان در بندرعباس انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی- مقطعی روی 500 زن مراجعه کننده به بیمارستان شهیدمحمدی بندرعباس انجام شد. اعمال خشونت، محدودیت و صدمات جسمی ازطریق پرسشنامه جمع آوری گردید. یافته ها :460 نفر (92%) از زنان مورد خشونت خانگی قرار گرفته بودند. میانگین سنی زنان 8.64&amp;plusmn;33.8سال و میانگین مدت ازدواج آنان 7.83&amp;plusmn;10.53سال بود. 389 نفر (77.8%) خانه دار و 102 نفر (20.4%) کارمند بودند و 9 نفر (1.8%) شغل آزاد داشتند. 14 نفر (2.8%) سابقه اعتیاد را ذکر نمودند. شایع ترین نوع خشونت علیه زنان، خشونت روانی (54%) بود و خشونت کلامی ، فیزیکی و جنسی به ترتیب با مقادیر 31% ، 24.8% و 6.8% در رتبه های بعدی قرار داشتند. دو عامل مهم اثرگذار بر خشونت خانگی سطح تحصیلات و اعتیاد در خانواده بود. نتیجه گیری : خشونت روانی فراوان ترین نوع خشونت خانگی بود و با سطح تحصیلات و اعتیاد مرتبط بود.</description>
						<author>حمیدرضا محبوبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>علل هماچوری در شیرخواران و کودکان</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1987&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:هماچوری یکی از علل شایع ارجاع کودکان به درمانگاه ارولوژی و نفرولوژی است. علل هماچوری در کودکان طیف وسیعی از بیماری ها، از علل خوش خیم تا تهدیدکننده حیات را شامل می شود. این مطالعه به منظور تعیین علل هماچوری در شیرخواران و کودکان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی- مقطعی روی 200 شیرخوار، کودک و نوجوان یک ماهه تا 18 ساله (131 دختر و 69 پسر) با شکایت هماچوری انجام شد. بیماران با انجام آزمایش ادرار، کشت ادرار، بررسی نمونه تصادفی ادرار از نظر میزان کلسیم، کراتینین، اسیداوریک و سونوگرافی شکم ارزیابی شدند. یافته ها : هماچوری میکروسکوپی و آشکار به ترتیب در 79.5% و 20.5% از کودکان مشاهده شد. هماچوری در 74 بیمار (37%) ایدیوپاتیک بود. سنگ های سیستم ادراری (18%)، عفونت ادراری (15.5%)، هایپرکلسیوری (13%)، هایپریوریکوزوری (10%)، ناهنجاری های سیستم ادراری (5.5%) و گلومرولونفریت (1%) به ترتیب از علل هماچوری شناخته شدند. نتیجه گیری : هماچوری در 56% از بیماران به سه علت شایع سنگ، عفونت ادراری و کریستالوری بود.</description>
						<author>حسین عماد ممتاز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سندرم کوگان کلاسیک : گزارش یک مورد</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1988&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سندرم کوگان یک اختلال التهابی مزمن با علت ناشناخته است که بیشتر بالغین جوان را مبتلا می کند. دو تظاهر اصلی این بیماری شامل کراتیت بینابینی دو طرفه و اختلال در گوش داخلی است. سندرم کوگان با واسکولیت سیستمیک به صورت آئورتیت همراهی دارد. تشخیص بیماری براساس وجود بیماری التهابی چشمی و اختلال گوش داخلی است. در این مقاله سندرم کوگان کلاسیک در یک خانم 47 ساله گزارش شده است. بیمار از 2 ماه قبل از مراجعه دچار سردرد، سرگیجه، تهوع، استفراغ، لنگش پای راست، دردهای عضلانی اسکلتی، کم شنوایی و نابینایی دوطرفه شده بود. در معاینه چشمی کاهش حدت بینایی در حد 0.1 به صورت دوطرفه و در معاینه با اسلیت لامپ پرخونی ملتحمه، کاتاراکت و کراتیت بینابینی دوطرفه وجود داشت. اودیوگرام با تون خالص و پاسخ شنوایی ساقه مغز، کاهش شنوایی حسی عصبی دوطرفه را نشان داد. به بیمار ابتدا پالس وریدی و سپس درمان خوراکی پردنیزولون و سیکلوفسفامید داده شد که در پیگیری، بهبودی نسبی یافت.</description>
						<author>نصراله ملکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اولسر سوراخ کننده غیرتروماتیک آتروسکلروتیک آئورت توراسیک نزولی بدون تشکیل هماتوم همراه : گزارش یک مورد</title>
						<link>http://goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=1995&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اولسر سوراخ کننده غیرترومایی وضعیتی است که در آن یک ضایعه آترواسکلروتیک آئورت لامینای الاستیک داخلی را به داخل مدیا سوراخ می کند. افتراق این زخم از علل دیگر سندرم حاد آئورت مانند هماتوم اینترامورال و دایسکشن آئورت مشکل است. علامت اصلی درد حاد و شدید قفسه سینه است که به بین دو کتف تیر می کشد و مشابه درد دایسکشن آئورت توراسیک است. در این مقاله یک خانم 52 ساله معرفی می شود که درد رترواسترنال طولانی مدت داشت و اولسر سوراخ کننده آترواسکلروتیک آئورت توراسیک نزولی برای وی تشخیص داده شد. برخلاف تابلوی غالب بیماری، در این بیمار هیچ نوع شکل گیری هماتوم دیواره آئورت در اکوی ترانس ازوفاژیال و سی تی آنژیوگرافی مشاهده نشد.</description>
						<author> مریم نباتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
