| تاریخ ارسال: 1399/8/25 |
بسمه تعالی
مدیریت زمان
برای آنکه بتوانیم زندگی بانشاط و خوبی داشته باشیم باید در زندگی برنامه ریزی کنیم. از عوامل برنامه ریزی مدیریت زمان است. چرا ما مانند یک خیاط که از سرقیچیهای پارچه هم استفاده میکند از سرقیچیهای وقتمان استفاده نمیکنیم. مثلا ده دقیقه منتظر اتوبوس هستیم، مدیریتش کنیم. از علامه طباطبایی نقل می کنند که: در دنیا وقت داریم تا زندگی ابدیمان را بسازیم. زندگی سه مرحله دارد، دنیا، برزخ و آخرت. دنیا نهایت ۵۰ یا ۱۵۰ سال طول می کشد اگر انسان بداند همان فرصت کمی که در دنیاست قرار است آخرتش را بسازد از ذره ذره آن استفاده خواهدکرد.
در جایی عمر انسان تشبیه شده به ظرف خالی، که با استفاده درست می توان آب زلال در آن ریخت و با استفاده غلط، آن را گل آلود کرد.
در جایی دیگر به تیر و کمان تشبیه شده که اگر درست هدف گیری شود به هدف میخورد و الا به کوه برخورد میکند.
عباراتی را که می خوانیم روایاتی است که برای زمان آمده است.
حکمت ۲۱
وَالْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ.
«فرصت ها همچون ابر در گذرند، از این رو فرصت های نیک را غنیمت بشمارید (و پیش از آن که از دست برود از آنها استفاده کنید.»
نکته اول
امام در این جمله حکمت آمیز به اهمّیّت استفاده از فرصت ها پرداخته است. منظور از فرصت، آماده شدن کامل اسباب کار خوب است مثل این که تمام مقدمات جهت تحصیل علم برای کسی فراهم گردد؛ هم تن سالم دارد، هم هوش و استعداد، هم استاد لایقی آماده تدریس او و هم فضای آموزشی خوبی در اختیار اوست که در عرف نام آن را فرصت می گذارند و از آنجایی که فرصت ها ترکیبی از عوامل متعددی است و هر کدام از این عوامل ممکن است بر اثر تغییراتی زایل شود از این رو فرصت ها زودگذرند و اگر آنها را غنیمت نشمریم و بهره کافی نگیریم نتیجه ای اندوهبار خواهد داشت. لذا در حدیث دیگری از همان امام(علیه السلام) می خوانیم: «الْفُرْصَهُ سَرِیعَهُ الْفَوْتِ بَطِیئَهُ الْعَوْدِ؛ فرصت با سرعت از دست می رود و به زحمت به دست می آید.» (تمیمی، ۱۴۱۰: ۱۱۳نیز مجلسی، ج ۷۵، ۱۴۰۳، ۱۱۳)
ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی *** اسباب، جمع داری و کاری نمی کنی
چوگان حکم در کف و گویی نمی زنی *** بازِ ظفر به دست و شکاری نمی کنی
ترســم کزیـن چمن نبری آستینِ گل *** کـز گلشنش تحمل خاری نمی کنی(حافظ، غزل۴۸۲)
نکته دوم
تشبیه فرصت به ابر، برای بیان این واقعیت است که فرصتها به سرعت میگذرند و از دست میروند و دیگر توان بازگردانی آن وجود نخواهد داشت. شاید علت دیگر این تشبیه آن باشد که ابرها عنصر حیات و زندگی رابا خود حمل میکنند؛ یعنی همان چیزی که قرآن درباره اش میفرماید: «وجعلنا من الماء کل شیء حی، یعنی هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم.» پس ابرها مایه سرسبزی، ادامه و بقای زندگی در سرزمینهای خشک و بیآب است و نبودشان موجب مرگ و نیستی میگردد؛ ابرها هیچ گاه توقف نمیکنند و خیلی زود میگذرند. همان گونه که هر ابری باران ندارد، هر فرصتی هم فرصت مناسبی به شمار نمیرود. بسیاری از اوقات، انسان برای امرار معاش و زندگی عادی خودباید وقت بگذارد و بنابراین همیشه فراغت برای او دست نمیدهد.(جویباری، ج۱، ۱۰۵)
نکته سوم
سپاسگزاری نکردن از احسان دیگران، یا رد احسان آنها نیز از نمونه های از دست دادن فرصت است. (مغنیه، ۱۳۹۲، ۳۶)
نکته چهارم
از نظر ما مسلمین، هدفهای اصیل در اغتنام فرصت عبارتند از:
ب) علم به مسیر حقیقی (نبوت و ملحقاتش)
ج) دانستن سیر حقیقی (عمل و اخلاق)
د) مقصد حقیقی (معاد و مسائلش)
مدیریت زمان
برای آنکه بتوانیم زندگی بانشاط و خوبی داشته باشیم باید در زندگی برنامه ریزی کنیم. از عوامل برنامه ریزی مدیریت زمان است. چرا ما مانند یک خیاط که از سرقیچیهای پارچه هم استفاده میکند از سرقیچیهای وقتمان استفاده نمیکنیم. مثلا ده دقیقه منتظر اتوبوس هستیم، مدیریتش کنیم. از علامه طباطبایی نقل می کنند که: در دنیا وقت داریم تا زندگی ابدیمان را بسازیم. زندگی سه مرحله دارد، دنیا، برزخ و آخرت. دنیا نهایت ۵۰ یا ۱۵۰ سال طول می کشد اگر انسان بداند همان فرصت کمی که در دنیاست قرار است آخرتش را بسازد از ذره ذره آن استفاده خواهدکرد.
در جایی عمر انسان تشبیه شده به ظرف خالی، که با استفاده درست می توان آب زلال در آن ریخت و با استفاده غلط، آن را گل آلود کرد.
در جایی دیگر به تیر و کمان تشبیه شده که اگر درست هدف گیری شود به هدف میخورد و الا به کوه برخورد میکند.
عباراتی را که می خوانیم روایاتی است که برای زمان آمده است.
حکمت ۲۱
وَالْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ.
«فرصت ها همچون ابر در گذرند، از این رو فرصت های نیک را غنیمت بشمارید (و پیش از آن که از دست برود از آنها استفاده کنید.»
نکته اول
امام در این جمله حکمت آمیز به اهمّیّت استفاده از فرصت ها پرداخته است. منظور از فرصت، آماده شدن کامل اسباب کار خوب است مثل این که تمام مقدمات جهت تحصیل علم برای کسی فراهم گردد؛ هم تن سالم دارد، هم هوش و استعداد، هم استاد لایقی آماده تدریس او و هم فضای آموزشی خوبی در اختیار اوست که در عرف نام آن را فرصت می گذارند و از آنجایی که فرصت ها ترکیبی از عوامل متعددی است و هر کدام از این عوامل ممکن است بر اثر تغییراتی زایل شود از این رو فرصت ها زودگذرند و اگر آنها را غنیمت نشمریم و بهره کافی نگیریم نتیجه ای اندوهبار خواهد داشت. لذا در حدیث دیگری از همان امام(علیه السلام) می خوانیم: «الْفُرْصَهُ سَرِیعَهُ الْفَوْتِ بَطِیئَهُ الْعَوْدِ؛ فرصت با سرعت از دست می رود و به زحمت به دست می آید.» (تمیمی، ۱۴۱۰: ۱۱۳نیز مجلسی، ج ۷۵، ۱۴۰۳، ۱۱۳)
ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی *** اسباب، جمع داری و کاری نمی کنی
چوگان حکم در کف و گویی نمی زنی *** بازِ ظفر به دست و شکاری نمی کنی
ترســم کزیـن چمن نبری آستینِ گل *** کـز گلشنش تحمل خاری نمی کنی(حافظ، غزل۴۸۲)
نکته دوم
تشبیه فرصت به ابر، برای بیان این واقعیت است که فرصتها به سرعت میگذرند و از دست میروند و دیگر توان بازگردانی آن وجود نخواهد داشت. شاید علت دیگر این تشبیه آن باشد که ابرها عنصر حیات و زندگی رابا خود حمل میکنند؛ یعنی همان چیزی که قرآن درباره اش میفرماید: «وجعلنا من الماء کل شیء حی، یعنی هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم.» پس ابرها مایه سرسبزی، ادامه و بقای زندگی در سرزمینهای خشک و بیآب است و نبودشان موجب مرگ و نیستی میگردد؛ ابرها هیچ گاه توقف نمیکنند و خیلی زود میگذرند. همان گونه که هر ابری باران ندارد، هر فرصتی هم فرصت مناسبی به شمار نمیرود. بسیاری از اوقات، انسان برای امرار معاش و زندگی عادی خودباید وقت بگذارد و بنابراین همیشه فراغت برای او دست نمیدهد.(جویباری، ج۱، ۱۰۵)
نکته سوم
سپاسگزاری نکردن از احسان دیگران، یا رد احسان آنها نیز از نمونه های از دست دادن فرصت است. (مغنیه، ۱۳۹۲، ۳۶)
نکته چهارم
از نظر ما مسلمین، هدفهای اصیل در اغتنام فرصت عبارتند از:
- علم، که شامل:
ب) علم به مسیر حقیقی (نبوت و ملحقاتش)
ج) دانستن سیر حقیقی (عمل و اخلاق)
د) مقصد حقیقی (معاد و مسائلش)
- ایمان به همه حقایق مذکور و حفظ و تقویت آن
- عمل صحیح و مقبول و تخلق.
- تقوی و پرهیز از ضد هر یک(نظامی، ۱۳۸۳: ۶۳۴)
- تمیمی آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، چ دوم، قم: دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۱۰
- جویباری، م و جمعی از نویسندگان، راه روشن، چ اول، قم: نسیم فردوس، ۱۳۸۴
- حافظ، غزلیات حافظ
- مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۷۵، چ دوم، بی جا، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳
- نظامی همدانی، علی، شرح نوینی بر کلمات قصار امیرالمؤمنین، چ اول، قم: مؤسسه فرهنگی فخردین، ۱۳۸۳
کلیدواژه ها: حضرت علی (ع) | نهج البلاغه | حکمت | وقت شناسی |
دفعات مشاهده: 1401 بار |
دفعات چاپ: 190 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر

