| ||||
پرسش: | در مواردی که مرد به علتی قادر به تولید اسپرم نباشد آیا میتوان از اسپرم اهدایی مردی اجنبی (ناشناس یا شناس) جهت امتزاج نمودن باتخمک همسرش در آزمایشگاه استفاده نمود و بعد جنین تشکیل شده را به رحم خانم بیمار منتقل کرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بیمار و همسرش نگهداری شود. |
| ||
پاسخ: | فی نفسه بدون ارتکاب محرمی مانع ندارد و حکم ولد نیز بیان شد. |
| ||
پرسش: | در مورد سؤال فوق آیا این امکان هست که اسپرم اهدایی را با تخمک همسر بیمار در آزمایشگاه ممزوج نکرد بلکه مستقیما به داخل رحم همسر بیمار تلقیح نمود تا جنین در همانجا تشکیل شود؟ |
| ||
پاسخ: | فی نفسه اشکال ندارد و در این صورت با فرض اینکه خود همسر بیمار منشاء طفل است فرزند ملحق به اواست. |
| ||
پرسش: | چنانچه جنینی در حالت علقه یا مضغه به رحم زن دیگری منتقل شود فرزند متعلق به زن اوّلی است یا دومی و بر فرض اوّلی، زن دوم در موارد غیر همجنس محرم است یا نه؟ |
| ||
پاسخ: | اگر از رحمی به رحم دیگر انتقال یافته ملحق به صاحب رحم اوّلی و گرنه ملحق به صاحب رحم دومی است. |
| ||
پرسش: | اگر کسی برای بهبودی موقتی یا رفع درد از داروئی استفاده کند که مرگ را بطور قابل ملاحظهای جلو بیندازد حکم چیست؟ مثلاً از «کورتیکو استرئید» و یا «زیدودین» یا «سیکلو سپورین» استفاده شود. |
| ||
پاسخ: | اگر موجب مرگ زود رس باشد علاج نیست و در هر صورت اگر ضرر معتنیبه عقلایی نداشته باشد در مقام علاج فی نفسه اشکال ندارد. |
| ||
پرسش: | همانطوری که به احتمال زیاد شنیدهاید اکثر پزشکان از بیمارانی که میخواهند عمل کنند مبلغی پول به عنوان حق الزحمه عمل جراحی (که به زیرمیزی مشهور شده) میگیرند، حال میخواستم بدانم این پول چه حکمی دارد؟ حلال است یا حرام است؟ |
| ||
پاسخ: | پزشک اگر کارمند دولت در بیمارستان باشد که حقوق خود را از صندوق دولت دریافت میکند و یا عمل جراحی را بر اساس دریافت اجرت عمل از شرکت بیمه دریافت مینماید، حق مطالبه مبلغ اضافی از بیمار را ندارد. |
| ||
پرسش: | آیا میتوان برای پیوند اعضا از اعضای حیوانات چه حرام گوشت چه حلال گوشت و چه نجس العین برای انسان استفاده کرد لطفاً نظرتان را در این مورد بفرمایید. |
| ||
پاسخ: | مانع ندارد ولی نماز خواندن با آن اشکال دارد مگر اینکه از قبیل چیزهایی باشد که دارای حیات است که با پیوند آن به بدن انسان حیات پیدا کند و جزو بدن انسان گردد. و در حکم مذکور تفاوتی میان انواع حیوانات، حتی نجسالعین نیست. |
| ||
پرسش: | اینجانب زنی باردار هستم با توجه به وضعیت نامناسب جسمانی و ترس از تشدید کمخونی، ناراحتی معده و ضعف کلی بدن مایل به سقط جنین هستم. لطفاً حکم شرعی را بیان کنید. |
| ||
پاسخ: | سقط جنین جایز نیست و موارد مذکور موجب حلیّت آن نمیباشد. |
| ||
پرسش: | عموی من بیماری سختی به همراه درد کشنده و غیر قابل تحمل دارد که مربوط به مسائل مغزی و حملات قلبی است. بیماری او در حد مرگ و کشنده است. دکتر وی توصیه کرده برای آرامش روزی دوبار «ویسکی*» با چای بخورد. که باعث تخفیف درد میشود.وی میخواهد بداند آیا در این شرایط جایز است و اگر نه آیا در شرایطی که درد کشنده او را کاهش میدهد باز هم جایز نیست. * نوعی نوشیدنی الکلی |
| ||
پاسخ: | استفاده از هرگونه خوردنی یا نوشیدنیِ حرام، شرعاً جایز نیست مگر در موارد ضرورت علاج آن هم فقط به مقدار ضرورت، ولکن در روایات آمده است که: خداوند منان شفا را در خمر قرار نداده است |
| ||
پرسش: | دارویی بنا به دستور پزشک به صورتم میزنم که دارای الکل است ولی با دارویی دیگر محلول شده که قابل خوردن نیست آیا این دارو نجس است؟ |
| ||
پاسخ: | اگر میدانید الکلی که در آن دارو به کار رفته از نوع خوراکی بوده و در اصل مایع و مسکر بوده، بنابر احتیاط آن دارو نجس است و اگر نمیدانید، پاک است. |
| ||
پرسش: | خونی که پس از کشیدن دندان در محل آن باقی میماند و روی دستمال اثر میگذارد ولی آب دهان را رنگین نمیکند چه حکمی دارد؟ آیا غذا خوردن در این صورت اشکال دارد؟ یا ظرفی که با آن غذا میخوریم نجس میشود؟ |
| ||
پاسخ: | در فرض سؤال غذا خوردن اشکال ندارد و ظرف غذا هم مادامی که به خون آلوده نشده است، پاک است. |
| ||
پرسش: | حکم تزریق سرم در حال روزه ماه رمضان چیست؟ | |||
پاسخ: | بنابر احتیاط واجب، باید از تزریق سرم خودداری کند؛ خواه جنبه غذایی و تقویتی داشته باشد، یا جنبه دوایی و مانند آن. | |||
پرسش: | اگر نطفه مرد ناشناس را در رحم زنی قرار بدهند آیا از نظر شرعی درست است یا نه؟ | |||
پاسخ: | عمل مذکور فی نفسه منع شرعی ندارد لکن از لمس و نظر حرام باید اجتناب شود. | |||
پرسش: | اگر جنین تشکیل شده از یک زوج را در رحم زن اجنبی بکارند حکم شرعی آن چه خواهد بود؟ لطفا احکام وضعی مسأله را هم بیان فرمایید. | |||
پاسخ: | این عمل فی نفسه اشکال ندارد هر چند باید از لمس ونظر حرام اجتناب شود وفرزند ملحق به مرد و زن صاحب نطفه است و نسبت به آنان و اقارب آنان محرمیت ثابت میشود ونسبت به زن صاحب رحم هم باید احتیاط شود. | |||
پرسش: | تخمکهای زنی ضعیف میباشد و لذا فرزندان ناقص الخلقهای به دنیا میآورد آیا جایز است تخمک زن دومی را در آزمایشگاه با اسپرم شوهر زن اول لقاح دهند و سپس جنین را به رحم زن اول منتقل نمود؟ | |||
پاسخ: | فی نفسه منعی ندارد. | |||
پرسش: | قطع اعضای غیر رئیسه از شخص زنده چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | اگر حفظ نفس محترمی موقوف بر آن باشد جایز است. | |||
پرسش: | قطع اعضای مرده در صورتهای ذیل چه حکمی دارد؟1: وصیت کرده بر اینکه اعضای او را پس از مرگ برای پیوند جدا کنند؟2: وصیت نکرده ولی حفظ جان مسلمان بر آن متوقف است؟ | |||
پاسخ: | 1:با اجازه ولیّ میّت مانع ندارد.2:در این صورت اشکالی نیست. | |||
پرسش: | پول گرفتن در برابر اعضای جدا شده چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | مانع ندارد و میتواند در مقابل واگذاری حق اختصاص یا در مقابل اجازه دادن پول بگیرد. | |||
پرسش: | پس از پیوند عضو حکم آن از نظر طهارت و نجاست در حالات زیر چگونه است؟ الف) در ابتدای عمل جراحی که پیوند صددرصد برقرار نشده است.ب) با گذشت زمان که پیوند صددرصد برقرار شده است. | |||
پاسخ: | الف) اگر هنوز میته باشد، نجس است.ب) چنانچه صدق میته به آن نکند، پاک است. | |||
پرسش: | آیا انتقال خون بین مسلمان و غیرمسلمان، جایز است یا نه؟ | |||
پاسخ: | جایز است. | |||
پرسش: | فروش خون چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | با فرض اینکه انتقال خون دارای منفعت عقلایی است فروش آن مانعی ندارد. | |||
پرسش: | بعد از انتقال تخم لقاح یافته تعدادی از آنها در آزمایشگاه باقی میماند. حکم استفاده از آنها برای زن و شوهر نازای دیگر و یا دور ریختن یا کارهای آزمایشگاهی مانند مطالعات ژنتیک بر روی آنها چیست؟ | |||
پاسخ: | اشکال ندارد. | |||
پرسش: | از آنجایی که در انجام لقاح آزمایشگاهی، جهت آبستنی مصنوعی، گرفتن اسپرم (نطفه) از شوهر و نیز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارک حضرت عالی در موارد ذیل چیست؟1ـ برداشت تخمک از تخمدان با هدایت سونوگرافی (دستگاه تصویربرداری با کمک امواج ماوراء صوت) از طریق مهبل (واژن) زن، که این کار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل تحت شرایط کاملا استریل (بهداشتی) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام می پذیرد.2ـ برداشت تخمک با هدایت سونوگرافی، ولی از طریق لاپاراسکوپی (یعنی بازکردن شکاف کوچک در جدار شکم) که مستلزم نگاه به عورت زن نیست. شایان ذکر است در سالهای اخیر به خاطر پرخطر و پرهزینه بودن، از این روش استفاده نمیشود. | |||
پاسخ: | در تمامی موارد عمل مذکور فینفسه اشکال ندارد ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود. | |||
پرسش: | آیا سقط جنین بر اثر مشکلات اقتصادی جایز است؟ | |||
پاسخ: | سقط جنین به مجرّد وجود مشکلات و سختیهای اقتصادی جایز نمیشود. | |||
پرسش: | پزشک بعد از معاینه در ماههای اول حاملگی به زن گفته است که استمرار بارداری احتمال خطر جانی برای او دارد و در صورتی که حاملگی ادامه پیدا کند، فرزندش ناقصالخلقه متولد خواهد شد و به همین دلیل پزشک دستور سقط جنین داده است، آیا این کار جایز است؟ و آیا سقط جنین قبل از دمیده شدن روح به آن جایز است؟ | |||
پاسخ: | ناقصالخلقه بودن جنین، مجوّز شرعی برای سقط جنین حتّی قبل از ولوج روح در آن محسوب نمیشود، ولی اگر تهدید حیات مادر بر اثر استمرار حاملگی مستند به نظر پزشک متخصص و مورد اطمینان باشد، سقط جنین قبل از ولوج روح در آن اشکال ندارد. | |||
پرسش: | پزشکان متخصص میتوانند از طریق استفاده از روشها و دستگاههای جدید، نواقص جنین در دوران بارداری را تشخیص دهند و با توجه به مشکلاتی که افراد ناقصالخلقه بعد از تولد در دوران زندگی با آن مواجه میشوند، آیا سقط جنینی که پزشک متخصص و مورد اطمینان آن را ناقصالخلقه تشخیص داده، جایز است؟ | |||
پاسخ: | سقط جنین در هر سنّی به مجرّد ناقصالخلقه بودن آن و یا مشکلاتی که در زندگی با آن مواجه میشود، جایز نمیشود. | |||
پرسش: | آیا از بین بردن نطفه منعقد شدهای که در رحم مستقرّ شده، قبل رسیدن به مرحله علقه که تقریبا چهل روز طول میکشد، جایز است؟ و اصولاً در کدامیک از مراحل ذیل سقط جنین حرام است:1 - نطفه استقرار یافته در رحم2 - علقه 3 - مضغه4 - عظام (قبل از دمیدن روح) | |||
پاسخ: | از بین بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنین سقط جنین در هیچیک از مراحل بعدی جایز نیست. | |||
پرسش: | بعضی از زوجها، مبتلا به بیماریهای خونی بوده و دارای ژن معیوب میباشند و در نتیجه ناقل بیماری به فرزندان خود هستند و احتمال این که این فرزندان مبتلا به بیماریهای شدید باشند، بسیار زیاد است و چنین کودکانی از بدو تولّد تا پایان عمر، دائما در وضع مشقّت باری به سر خواهند برد. مثلا بیماران هموفیلی همواره ممکن است با کوچکترین ضربهای دچار خونریزی شدید منجر به فوت و فلج شوند. حال آیا با توجّه به این که تشخیص این بیماری در هفتههای اوّل بارداری ممکن است آیا سقط جنین در چنین مواردی جایز است؟ | |||
پاسخ: | اگر تشخیص بیماری در جنین قطعی است و داشتن و نگهداشتن چنین فرزندی موجب حرج میباشد، در این صورت جایز است قبل از دمیده شدن روح، جنین را اسقاط کنند ولی بنابر احتیاط، دیه آن باید پرداخت شود. | |||
پرسش: | سقط جنین فینفسه چه حکمی دارد؟ و در صورتی که ادامه بارداری برای زندگی مادر خطر داشته باشد، حکم آن چیست؟ | |||
پاسخ: | سقط جنین شرعاً حرام است و در هیچ حالتی جایز نیست مگر آنکه استمرار حاملگی برای حیات مادر خطرناک باشد که در این صورت سقط جنین قبل از ولوج روح، اشکال ندارد، ولی بعد از دمیدن روح جایز نیست حتّی اگر ادامه حاملگی برای حیات مادر خطرناک باشد مگر آنکه استمرار بارداری، حیات مادر و جنین هر دو را تهدید کند و نجات زندگی طفل به هیچ وجه ممکن نباشد ولی نجات زندگی مادر به تنهایی با سقط جنین امکان داشته باشد. | |||
پرسش: | مقدار دیه جنینی که دو ماه و نیم عمر دارد، در صورتی که عمداً سقط شود چقدراست و پرداخت آن برعهده کیست؟ | |||
پاسخ: | اگر علقه باشد دیه آن چهل دینار است و اگر مضغه باشد شصت دینار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد هشتاد دینار است و دیه به وارث جنین با رعایت طبقات ارث پرداخت میشود ولی وارثی که مباشر سقط جنین بوده از آن، سهمی ندارد. | |||
پرسش: | اگر زن بارداری مجبور به معالجه لثه یا دندانهایش شود و بر اساس تشخیص پزشک متخصص نیاز به عمل جراحی پیدا کند، آیا باتوجه به اینکه بیهوشی و عکسبرداری با اشعه باعث نقص جنین در رحم میشود، سقط جنین برای او جایز است؟ | |||
پاسخ: | دلیل مذکور مجوّزی برای سقط جنین محسوب نمیشود. | |||
پرسش: | اگر جنین در رحم، مشرف به موت حتمی باشد و باقی ماندن آن در رحم به همان حال برای زندگی مادر خطرناک باشد، آیا سقط آن جایز است و اگر شوهر آن زن مقلّد کسی باشد که سقط جنین در حالت مذکور را جایز نمیداند، ولی زن و اقوام او از کسی تقلید میکنند که آن را جایز میداند، تکلیف مرد در این حالت چیست؟ | |||
پاسخ: | چون در فرض سؤال امر دائر است بین مرگ حتمی طفل به تنهایی و بین مرگ حتمی طفل و مادر او، بنابر این چارهای جز این نیست که لااقل زندگی مادر با سقط جنین نجات داده شود و در فرض سؤال، شوهر حق ندارد همسرش را از این کار منع کند، ولی واجب است تا حد امکان بگونهای عمل شود که قتل طفل مستند به کسی نشود. | |||
پرسش: | آیا لقاح آزمایشگاهی در صورتی که اسپرم و تخمک از زن و شوهر شرعی باشد،جایزاست؟ | |||
پاسخ: | عمل مذکور فینفسه اشکال ندارد ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود. | |||
پرسش: | بر فرض جواز، آیا جایز است این کار توسط پزشکان نامحرم صورت بگیرد؟ و آیا فرزندی که از این طریق بدنیا میآید ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند؟ | |||
پاسخ: | کودکی که از این طریق متولد میشود ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند. | |||
پرسش: | گاهی بعضی از زوجها به علت عدم تخمک گذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده و یا به علت عدم امکان درمان بیماری و بچهدار نشدن، با مشکلات زناشویی و روحی مواجه میشوند، آیا در این صورت جایز است که به روش علمی از تخمکگذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح یافته به رحم آن زن منتقل گردد؟ | |||
پاسخ: | عمل مذکور هر چند فینفسه اشکال ندارد ولی کودکی که از این طریق متولد میشود ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است مشکل میباشد لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسب، احتیاط رعایت شود. | |||
پرسش: | اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمک همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود، اولاً آیا این عمل شرعا جایز است؟ ثانیاً آیا کودکی که متولد میشود فرزند آن مرد است و از نظر شرعی به او ملحق میشود؟ و ثالثاً آیا فرزندی که به دنیا میآید از صاحب نطفه ارث میبرد؟ | |||
پاسخ: | عمل مذکور فینفسه اشکال ندارد و کودک به صاحب تخمک و رحم ملحق میشود و الحاق آن به صاحب نطفه هم بعید نیست ولی از او ارث نمیبرد. | |||
پرسش: | آیا تلقیح نطفه مردی نامحرم به همسر مردی که بچهدار نمیشود، از طریق قراردادن نطفه در رحم او جایز است؟ | |||
پاسخ: | تلقیح زن از طریق نطفه مرد نامحرم فینفسه اشکال ندارد ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمیشود بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است. | |||
پرسش: | اگر زن شوهرداری به علت یائسگی یا غیر آن تخمکگذاری نکند، 1- آیا جایز است تخمکی از زن دوم شوهرش بعد از تلقیح با نطفه شوهر به رحم او منتقل شود؟ و آیا در این مورد تفاوتی هست بین اینکه او یا زن دوم همسر دائم باشند یا موقت؟ - کدامیک از دو زن مادر کودک خواهند بود؟ صاحب تخمک یا صاحب رحم؟3 - آیا این عمل در صورتی که نیاز به تخمک همسر دیگر بخاطر ضعف تخمک زن صاحب رحم باشد به حدّی که در صورت لقاح نطفه شوهر با آن، خوف این وجود داشته باشد که کودک معیوب متولد شود، نیز جایز است؟ | |||
پاسخ: | 1 - اصل عمل مذکور شرعاً مانعی ندارد و در این حکم، فرقی نیست بین اینکه نکاح آنان دائم باشد یا منقطع و یا یکی دائم باشد و یکی منقطع.2 - کودک ملحق به صاحب اسپرم و تخمک است و الحاق او به صاحب رحم هم، مشکل است، بنابر این باید در ترتیب آثار نسب، نسبت به وی احتیاط مراعات شود.3 - این کار فینفسه جایز است. | |||
پرسش: | آیا در صورتهای زیر تلقیح زن با نطفه شوهرش که از دنیا رفته، جایز است؟ الف - بعد از وفات شوهر ولی قبل از انقضای عدّه ب - بعد از وفات او و بعد از انقضای عدّه ج - اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد دیگری ازدواج نماید، آیا جایز است خود را با نطفه شوهر اولش تلقیح کند؟ و آیا در صورت فوت شوهر دوم، جایز است خود را با نطقه شوهر اولش بارور کند؟ | |||
پاسخ: | این عمل فینفسه اشکال ندارد و فرقی نمیکند که قبل از انقضای عدّه باشد یا بعد از آن و همچنین فرقی نیست بین اینکه ازدواج کرده باشد یاخیر، و در صورت ازدواج هم فرقی نمیکند که لقاح با نطفه شوهر اولش بعد از وفات شوهر دومش باشد یا در حال حیات او، ولی اگر شوهر دوم او زنده باشد باید این کار با اجازه و اذن او صورت بگیرد. | |||
پرسش: | امروزه میتوان تخمکهایی را که در خارج از رحم بارور شدهاند در مکانهای مخصوصی بطور زنده نگهداری کرد و در صورت نیاز آنها را در رحم صاحب تخمک قرار داد، آیا این کار جایز است؟ | |||
پاسخ: | این عمل فینفسه اشکال ندارد. | |||
پرسش: | برخی از افراد در ظاهر مذکّر هستند ولی از جهات روحی و روانی ویژگیهای جنس مونّث را دارند و تمایلات جنسی زنانه در آنان بطور کامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغییر جنسیت نکنند به فساد میافتند. آیا معالجه آنان از طریق انجام عمل جراحی جایز است؟ | |||
پاسخ: | عمل جرّاحی مذکور برای کشف و آشکار کردن واقعیت جنسی آنان اشکال ندارد، به شرطی که این کار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسدهای نباشد. | |||
پرسش: | انجام عمل جراحی برای الحاق فرد خنثی به زن یا مرد چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | این کار فینفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام پرهیز شود | |||
پرسش: | بررسی بیماریهای قلب و عروق و برگزاری سلسله مباحث راجع به آن، برای کشف مسائل جدید، مستلزم دستیابی به قلب و عروق افرادی است که از دنیا رفتهاند ، تا معاینه و آزمایش بر روی آنها انجام شود، با توجه به اینکه آنان بعد از آزمایشات و بررسیها بعد از یک روز یا بیشتر اقدام به دفن آنها میکنند، سؤال این است:1 - آیا انجام این بررسیها بر روی جسد فرد مسلمان جایز است؟2 - آیا دفن قلب و عروقی که از جسد میّت برداشته شدهاند، جدا از آن جسد، جایز است؟3 - با توجه به مشکلات دفن قلب و عروق بطور جداگانه، آیا دفن آنها همراه با جسد دیگر، جایزاست؟ | |||
پاسخ: | اگر نجات نفس محترمی یا کشف مطالب جدید علم پزشکی که موردنیاز جامعه است و یا دستیابی به اطلاعاتی راجع به بیماری که زندگی مردم را تهدید میکند، منوط به آن باشد، تشریح جسد میّت اشکال ندارد، ولی واجب است تا حد امکان از جسد میّت مسلمان استفاده نشود و اجزایی هم که از جسد فرد مسلمان جدا شدهاند، در صورتی که دفن آنها با جسد، حرج یا محذوری نداشته باشد واجب است با خود جسد دفن شود و الاّ دفن آنها بطور جداگانه و یا با جسد میّت دیگر جایز است. | |||
پرسش: | آیا تشریح برای تحقیق درعلت مرگ در صورت مشکوک بودن، مانند شک در اینکه میّت بر اثر سم مرده یا خفگی و یا غیر آن، جایز است یا خیر؟ | |||
پاسخ: | اگر کشف حقیقت متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد. | |||
پرسش: | تشریح جنین سقط شده در تمامی مراحل عمرش، برای دستیابی به اطلاعاتی در علم بافت شناسی، با توجه به اینکه وجود درس تشریح در دانشکده پزشکی ضروری است، چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | اگر نجات جان نفس محترمی یا کشف مطالب پزشکی جدیدی که جامعه به آن نیازمند است و یا دستیابی به اطلاعاتی راجع به یک بیماری که زندگی مردم را تهدید میکند، منوط به تشریح جنین سقط شده باشد، این عمل جایز است ولی سزاوار است که تا حد امکان از جنین سقط شده متعلّق به مسلمانان و یا کسی که محکوم به اسلام است استفاده نشود. | |||
پرسش: | آیا استخراج قطعه پلاتین از بدن میّت مسلمان از طریق تشریح جسد قبل از دفن، به علت قیمت و کمبود آن، جایز است؟ | |||
پاسخ: | استخراج پلاتین در فرض سؤال، به شرطی که بیاحترامی به میّت محسوب نشود جایز است. | |||
پرسش: | آیا نبش قبور اموات اعم از اینکه در قبرستان مسلمانان باشند یا غیر آنها، برای دستیابی به استخوان آنان به منظور استفادههای آموزشی در دانشکده پزشکی جایز است؟ | |||
پاسخ: | نبش قبور مسلمانان برای اینکار جایز نیست مگر آنکه نیاز فوری پزشکی برای دستیابی به آنها وجود داشته باشد و دسترسی به استخوان میّت غیرمسلمان هم ممکن نباشد. | |||
پرسش: | نگهداری اسپرم غیر شوهر (اعم از محارم زن یا غیر محرم با زن) در بانک اسپرم یا محل نگهداری دراز مدت اسپرم مرد و استفاده از آن در مواقع لزوم برای زن، چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | تلقیح زن از طریق نطفه مرد نامحرم فینفسه اشکال ندارد ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمیشود بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است. | |||
پرسش: | اگر شخصی مبتلا به بیماری شود و پزشکان از درمان وی ناامید گردند و اعلام نمایند که او بزودی از دنیا خواهد رفت، در این صورت آیا برداشتن اعضای حیاتی بدن او مثل قلب و کلیه و غیره قبل از وفات وی و پیوند آنها به بدن شخص دیگر جایز است؟ | |||
پاسخ: | اگر برداشتن اعضای بدن او منجر به مرگ وی شود حکم قتل او را دارد، و در غیر این صورت اگر با اجازه خود او باشد اشکال ندارد. | |||
پرسش: | آیا استفاده از عروق و رگهای جسد شخص متوفّی برای پیوند به بدن یک فرد بیمار، جایز است؟ | |||
پاسخ: | اگر با اذن میّت در دوران حیاتش و یا با اذن اولیای او بعد از مردنش باشد و یا نجات جان نفس محترمی منوط به آن باشد، اشکال ندارد. | |||
پرسش: | آیا در قرنیّهای که از بدن میّت جدا شده و به بدن انسان دیگری پیوند زده میشود و در حالی که این کار غالبا بدون اجازه اولیاء میّت انجام میشود، دیه واجب است؟ و بر فرض وجوب، مقدار دیه هر یک از چشم و قرنیّه چقدر است؟ | |||
پاسخ: | برداشتن قرنیّه از بدن میّت مسلمان حرام است و موجب دیه میشود که مقدار آن پنجاه دینار است ولی اگر با رضایت و اذن میّت قبل از مرگش، برداشته شود اشکال ندارد و موجب دیه نیست. | |||
پرسش: | یکی از مجروحین جنگ از ناحیه بیضههایش زخمی شده، به طوری که منجر به قطع آنها گشته است، آیا استفاده از داروهای هورمونی برای حفظ قدرت جنسی و ظاهر مردانهاش برای او جایز است؟ و اگر تنها راه دستیابی به نتایج مذکور و پیدا کردن قدرت بچهدار شدن، پیوند بیضه فرد دیگری به او باشد، حکم آن چیست؟ | |||
پاسخ: | اگر پیوند بیضه به بدن او ممکن باشد به طوری که بعد از پیوند و التیام، جزئی از بدن او شود، از جهت طهارت و نجاست اشکال ندارد و همچنین از جهت قدرت بچهدار شدن و الحاق فرزند به او هم مشکلی نیست. استعمال داروهای هورمونی برای حفظ قدرت جنسی و ظاهر مردانگیاش هم اشکال ندارد. | |||
پرسش: | با توجه به اهمیّت پیوند کلیه برای نجات جان بیماران، پزشکان به فکر افتادهاند که یک بانک کلیه ایجاد کنند و این بدین معنی است که افراد زیادی بطور اختیاری مبادرت به اهداء یا فروش کلیه میکنند، آیا فروش یا اهدای کلیه یا هر عضو دیگری از بدن بطور اختیاری جایز است؟ این عمل هنگام ضرورت چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | مبادرت مکلّف در هنگام حیات، به فروش یا هدیه کردن کلیه یا هر عضو دیگری از بدن خود برای استفاده بیماران از آنها در صورتی که ضرر معتنابه برای او نداشته باشد اشکال ندارد، بلکه در مواردی که نجات جان نفس محترمی متوقف بر آن باشد، اگر هیچگونه حرج یا ضرری برای خود آن شخص نداشته باشد، واجب میشود. | |||
پرسش: | بعضی از افراد دچار ضایعات مغزی غیر قابل درمان و برگشت میشوند که بر اثر آن، همه فعالیتهای مغزی آنان از بین رفته و به حالت اغمای کامل فرو میروند و همچنین فاقد تنفس و پاسخ به محرّکات نوری و فیزیکی میشوند، دراین گونه موارد احتمال بازگشت فعالیتهای مذکور به وضع طبیعی کاملا از بین میرود و ضربان خودکار قلب مریض باقی میماند که موقّت است و به کمک دستگاه تنفس مصنوعی انجام میگیرد و این حالت به مدّت چند ساعت و یا حداکثر چند روز ادامه پیدا میکند، وضعیت مزبور در علم پزشکی مرگ مغزی نامیده میشود که باعث فقدان و از دست رفتن هر نوع شعور و احساس و حرکتهای ارادی میگردد و از طرفی بیمارانی وجود دارند که نجات جان آنان منوط به استفاده از اعضای مبتلایان به مرگ مغزی است، بنابراین آیا استفاده از اعضای مبتلا به مرگ برای نجات جان بیماران دیگر جایز است؟ | |||
پاسخ: | اگر استفاده از اعضای بدن بیمارانی که در سؤال توصیف شدهاند برای معالجه بیماران دیگر، باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان شود جایز نیست، در غیر این صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلی وی صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمی متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد. | |||
پرسش: | علاقمند هستم اعضای خود را هدیه کرده و از بدن من بعد از مردنم استفاده شود و تمایل خود را هم به اطلاع مسئولین رساندهام. آنان نیز از من خواستهاند که آن را در وصیّتنامه خود نوشته و ورثه را هم از خواست خود آگاه کنم، آیا چنین حقّی را دارم؟ | |||
پاسخ: | استفاده از اعضای میّت برای پیوند به بدن شخص دیگر برای نجات جان او یا درمان بیماری وی اشکال ندارد و وصیّت به این مطالب هم مانعی ندارد مگر در اعضایی که برداشتن آنها از بدن میّت، موجب صدق عنوان مثله باشد و یا عرفا هتک حرمت میّت محسوب شود. | |||
پرسش: | انجام عمل جراحی برای زیبایی چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | این کار فینفسه اشکال ندارد. | |||
پرسش: | اجاره دادن یا اجاره کردن رحم زن برای تلقیح نطفهی مرد اجنبی، چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | عمل مذکور فینفسه اشکال ندارد ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود. | |||
پرسش: | کلمه «ضرورت» به عنوان شرط جواز لمس زن یا نظر به او توسط پزشک، زیاد تکرار میشود، «ضرورت» چه معنایی دارد و حدود آن کدام است؟ | |||
پاسخ: | مراد از ضرورت در فرض سؤال این است که تشخیص بیماری و درمان آن متوقف بر لمس و نظر باشد و حدود ضرورت هم بستگی به مقدار، نیاز دارد. | |||
پرسش: | آیا برای پزشک زن نگاه کردن و لمس عورت زن برای معاینه و تشخیص بیماری جایز است؟ | |||
پاسخ: | جایز نیست مگر در موارد ضرورت. | |||
پرسش: | آیا لمس بدن زن و نگاه کردن به آن توسط پزشک مرد هنگام معاینه، جایز است؟ | |||
پاسخ: | درصورتی که درمان منوط به برهنه کردن بدن زن در برابر پزشک مرد و لمس و نگاهکردن به آن باشد و معالجه با مراجعه به پزشک زن امکان نداشته باشد، اشکال ندارد. | |||
پرسش: | اگر برای پرستار غیر مماثل (غیر هم جنس با بیمار) هنگام گرفتن نبض (فشارخون) و چیزهای دیگری که احتیاج به لمس بدن بیمار دارند، دست کردن دستکش امکان داشته باشد، آیا انجام آن اعمال بدون دستکش هایی که پزشک هنگام درمان بیمار ازآنها استفاده میکند، جایز است؟ | |||
پاسخ: | با امکان لمس از روی لباس یا با دست کردن دستکش هنگام معالجه، ضرورتی به لمس بدن مریض غیر مماثل (غیر هم جنس) وجود ندارد و بنابر این جایز نیست. | |||
پرسش: | در صورتی که عمل جراحی زیبایی برای زنان توسط پزشک مرد مستلزم نگاهکردن و لمس باشد آیا انجام آن جایز است؟ | |||
پاسخ: | عمل جراحی زیبایی، درمان بیماری محسوب نمیشود و نگاه کردن و لمسِ حرام بخاطر آن جایز نیست مگر در مواردی که برای درمان سوختگی و مانند آن باشد و پزشک مجبور به لمس و نگاه کردن باشد. | |||
پرسش: | آیا غیر از شوهر، نگاه کردن افراد دیگر به عورت زن حتّی پزشک، بطور مطلق حرام است؟ | |||
پاسخ: | نگاه کردن غیر از شوهر حتّی پزشک و بلکه پزشک زن به عورت زن حرام است، مگر هنگام اضطرار و برای درمان بیماری. | |||
پرسش: | آیا مراجعه زنان به پزشک مرد که متخصص بیماریهای زنان است در صورتی که تخصص او از پزشکان زن بیشتر باشد و یا مراجعه به پزشک زن مشقّت داشته باشد، جایز است؟ | |||
پاسخ: | اگر معاینه و درمان منوط به نظر و لمسِ حرام باشد، جایز نیست به پزشک مرد مراجعه کنند، مگر در صورتی که مراجعه به پزشک زن حاذق و متخصّص غیرممکن و یا خیلی سخت باشد. | |||
پرسش: | آیا انجام عمل استمنا به دستور پزشک برای آزمایش و معاینه منی جایز است؟ | |||
پاسخ: | در مقام معالجه، در صورتی که درمان منوط به آن بوده و استمناء به وسیله همسر ممکن نباشد، اشکال ندارد. | |||
پرسش: | دانشجویان دانشگاه پزشکی (دختر یا پسر) برای آموزش چارهای جز معاینه فرد اجنبی از طریق لمس و نظر ندارند و چون این معاینات جزء برنامه درسی است و برای کارآموزی و آمادگی آنان برای معالجه بیماران در آینده مورد نیاز است و عدم انجام آن باعث میشود از تشخیص بیماری افراد مریض عاجز باشند و این امر منجر به طولانی شدن دوران بیماری افراد بیمار و گاهی فوت آنان میشود، بنابر این آیا این معاینات جایز است یا خیر؟ | |||
پاسخ: | اگر از موارد ضروری برای کسب تجربه و آگاهی از نحوه درمان بیماران و نجات جان آنان باشد، اشکال ندارد. | |||
پرسش: | در صورتی که هنگام ضرورت، معاینه بیمارانی که محرم نیستند ، توسط دانشجویان رشته پزشکی جایز باشد، مرجع تشخیص این ضرورت چه کسی است؟ | |||
پاسخ: | تشخیص ضرورت موکول به نظر دانشجو با ملاحظه شرایط است. | |||
پرسش: | گاهی در هنگام آموزش با مسئله معاینه غیرمحارم مواجه میشویم و نمیدانیم این کار برای آینده ضرورت دارد یا خیر؟ ولی بهر حال جزئی از روش درسی دانشگاهها و وظیفه دانشجویی رشته پزشکی و یا حتّی تکلیفی از طرف استاد است با توجه به این مطالب آیا انجام معاینات مزبور برای ما جایز است؟ | |||
پاسخ: | مجّرد این که معاینه پزشکی، از برنامههای آموزشی و یا از تکالیف استاد به دانشجو است، مجوّز شرعی برای ارتکاب امر خلاف شرع محسوب نمیشود بلکه ملاک دراین زمینه فقط نیاز آموزشی برای نجات جان انسان و یا اقتضاء ضرورت میباشد. | |||
پرسش: | آیا در معاینه نامحرم که بخاطر ضرورت آموزش پزشکی وکسب تجربه و مهارت صورت میگیرد، بین معاینه اعضای تناسلی و سایر اعضای بدن تفاوت وجود دارد؟ بعضی از دانشجویان که بعد از اتمام تحصیل برای معالجه بیماران به روستاها و نقاط دوردست میروند، گاهی مجبور به زایمان زن و یا درمان آثار آن از قبیل خونریزی شدید میشوند، این کار چه حکمی دارد؟ بدیهی است که اگر این خونریزی و بیماریهای دیگر بسرعت درمان نشود حیات زنی که تازه زایمان کرده، در خطر خواهد بود، با علم به اینکه شناخت راههای معالجه این بیماریها مستلزم کارآموزی در هنگام تحصیل علم پزشکی میباشد؟ | |||
پاسخ: | هنگام ضرورت فرقی، بین حکم معاینه اعضای تناسلی و غیر آنها نیست و ملاک کلی، احتیاج به تمرین و فراگیری علم پزشکی برای نجات جان انسان میباشد و در این موارد باید به مقدار ضرورت اکتفا شود. | |||
پرسش: | غالبا در معاینه اعضای تناسلی اعم از اینکه توسط فرد مماثل صورت بگیرد یا خیر، احکام شرعی مانند نگاه کردن پزشک یا دانشجو از طریق آینه، رعایت نمیشود و چون ما برای فراگیری چگونگی تشخیص بیماریها از آنان تبعیت میکنیم، وظیفه ما چیست؟ | |||
پاسخ: | تحصیل و فراگیری علم پزشکی از طریق معایناتی که فی نفسه حرام هستند، در مواردی که یادگرفتن این علم و شناخت راههای درمان بیماریها متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد، مشروط بر اینکه دانشجو اطمینان داشته باشد که توانایی نجات جان انسانها در آینده متوقف بر اطلاعاتی است که از این طریق بدست میآید و همچنین مطمئن باشد که در آینده درمعرض مراجعه بیماران بوده و مسئولیت نجات جان آنان را بر عهده خواهد داشت. | |||
پرسش: | آیا نگاهکردن به عکس مردان و زنان غیرمسلمان که در کتابهای اختصاصی رشته درسی ما بصورت نیمه عریان وجود دارد جایز است؟ | |||
پاسخ: | اگر به قصد ریبه نباشد و خوف ترتّب مفسده هم در آن وجود نداشته باشد، اشکال ندارد. | |||
پرسش: | دانشجویان رشته پزشکی در خلال تحصیل، عکسها و فیلمهای مختلفی را از اعضای تناسلی بدن به قصد آموزش میبینند، آیا این عمل جایز است یا خیر؟ دیدن عورت غیر مماثل چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | نگاه کردن به فیلمها و تصاویر فینفسه اشکال ندارد به شرط اینکه به قصد لذت نبوده و خوف ارتکاب حرام هم وجود نداشته باشد. آنچه حرام است نگاه به بدن غیر مماثل و لمس آن است و نگاه به فیلم یا عکس عورت دیگران هم خالی از اشکال نیست. | |||
پرسش: | زن در هنگام وضع حمل چه تکلیفی دارد؟ و زنان پرستار که به زنهای دیگر درهنگام وضعحمل کمک میکنند، نسبت به کشف عورت و نگاه کردن به آن چه تکلیفی دارند؟ | |||
پاسخ: | جایز نیست زنان پرستار عمداً و بدون اضطرار، به عورت زنان در هنگام وضع حمل نگاه کنند و همچنین پزشک هم باید از نگاه کردن و لمس بدن زنی که بیمار است ،تا زمانی که اضطرار پیدا نکرده، خودداری کند و بر زنان واجب است که در صورت توجه و توانایی، بدن خود را بپوشانند و یا از کس دیگری بخواهند این کار را انجام دهد. | |||
پرسش: | شخصی با عمل جراحی خود را عقیم کرده، آیا واجب است دوباره خود را معالجه کند تا در صورت امکان به حالت اول درآید؟ | |||
پاسخ: | واجب نیست. | |||
پرسش: | مباحث من راجع به تحقیقاتی است که در محافل علمی غرب راجع به تسکین درد از طریق معالجه با موسیقی، معالجه با لمس، معالجه با رقص، معالجه با دارو و معالجه از طریق الکتریسیته مطرح است و مباحث آنان در این زمینه نتیجه هم داده است، آیا شرعا مبادرت به این تحقیقات جایز است؟ | |||
پاسخ: | تحقیق راجع به امور مذکور و آزمایش مقدار تأثیر آنها در درمان بیماریها شرعا اشکال ندارد به شرطی که مستلزم ارتکاب اعمالی که شرعا حرام هستند نباشد. | |||
پرسش: | بعضی از پزشکان که به مسائل شرعی ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع میکنند، آیا گفته این پزشکان حجت است یا خیر؟ | |||
پاسخ: | اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتباری ندارد. | |||
پرسش: | مادرم تقریبا سیزده سال بیمار بود و به همین دلیل نمیتوانست روزه بگیرد. من دقیقا اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتیاج به مصرف دارو بوده است، امیدواریم ما را راهنمائی فرمائید که آیا قضای روزهها بر او واجب است؟ | |||
پاسخ: | اگر عدم توانائی او از روزه گرفتن بر اثر بیماری بوده، قضا ندارد. | |||
پرسش: | من بر اثر ضعف جسمانی از ابتدای سن بلوغ تا دوازده سالگی روزه نگرفتهام، در حال حاضر چه تکلیفی دارم؟ | |||
پاسخ: | واجب است، روزههائی را که در ماه مبارک رمضان با اینکه به سنّ تکلیف رسیده بودید نگرفتهاید، قضا کنید، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدی و اختیاری و بدون عذر شرعی بوده، کفاره هم بر شما واجب است. | |||
پرسش: | چشم پزشک مرا از روزه گرفتن منع کرده و گفته است که به علت ناراحتی چشم به هیچ وجه نباید روزه بگیرم ولی من به گفته او توجه نکرده و شروع به روزه گرفتن کردم که باعث بروز مشکلاتی برای من در اثنای ماه رمضان شد. بطوری که در بعضی از روزها هنگام عصر احساس ناراحتی میکنم، لذا متحیر و مردد هستم بین اینکه روزه نگیرم و یا ناراحتی ام را تحمل کرده و روزه را تا غروب ادامه دهم. سؤال این است که آیا اصولا روزه گرفتن بر من واجب است؟ و در روزهائی که روزه میگیرم و نمیدانم قدرت ادامه آن را تا غروب دارم یا نه، آیا روزهام را ادامه دهم؟ و نیت من چگونه باید باشد؟ | |||
پاسخ: | اگر از گفته پزشک متدین و امین اطمینان حاصل کنید که روزه برای چشم شما ضرر دارد و یا خوف ضرر داشته باشید، روزه گرفتن برای شما واجب نبوده و بلکه جایز هم نیست، و با خوف ضرر نیت روزه صحیح نیست. و در صورت عدم خوف ضرر نیت روزه اشکال ندارد ولی صحت روزه متوقف بر این است که برای شما واقعا ضرر نداشته باشد. | |||
پرسش: | من از عینک طبی استفاده میکنم و در حال حاضر چشمانم بسیار ضعیف است. هنگامی که به پزشک مراجعه کردم به من گفت اگر برای تقویت چشمانم تلاش نکنم، ضعیفتر خواهند شد، بنابراین اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظیفهای دارم؟ | |||
پاسخ: | اگر روزه برای چشمان شما ضرر دارد، واجب نیست روزه بگیرید، بلکه واجب است افطار کنید، و اگر بیماری شما تا ماه رمضان آینده استمرار پیدا کرد، قضاء روزه بر شما واجب نیست، ولی واجب است عوض هر روز یک مد طعام به فقیر بدهید. | |||
پرسش: | آیا به خاطر حفظ فضای استریل اتاق عمل میتوان مجروح را برهنه کرده و از مقابل انظار پزشکان و پیراپزشکان عبور داد؟ | |||
پاسخ: | میتوان از لباسها یا ملحفهای که قبلاً استریل شده، بعد از بیرون آوردن لباسهای بیمار استفاده نمود تا بیمار برهنه نباشد. | |||
پرسش: | بفرمایید در صورتی که زنی نباشد تا به زائو در وضع حمل کمک کند، آیا مرد میتواند دخالت کند؟ | |||
پاسخ: | اگر عدم دخالت مرد موجب تهدید حیات مادر یا کودک باشد، مانعی ندارد. | |||
پرسش: | قرار دادن «نورپلانت» توسط پزشک مرد در صورتی که فقط سطح خارجی بازو مشاهده شود، چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | با وجود پزشک زن، پزشک مرد مبادرت به این عمل ننماید مگر آنکه ضرورتی درکارباشد مانند اینکه پزشک زن وجود نداشته، واین عمل برای آن زن لازم باشد. | |||
پرسش: | در سال گذشته توسط پزشک متخصص موردعمل جراحی کلیه قرار گرفتم. وی مرا از گرفتن روزه تا آخر عمر منع نمود، ولی در حال حاضر هیچ مشکل و دردی احساس نمیکنم و حتی بطور طبیعی غذا میخورم وآب مینوشم و هیچیک از عوارض بیماری را هم حس نمیکنم، وظیفه من چیست؟ | |||
پاسخ: | اگر خود شما از ضرر روزه خوف ندارید و حجت شرعی هم بر آن ندارید، واجب است روزه ماه رمضان را بگیرید. | |||
پرسش: | اگر پزشک شخصی را از روزه گرفتن منع کند آیا با توجه به اینکه بعضی از پزشکان اطلاعی از مسائل شرعی ندارند، عمل به گفته او واجب است؟ | |||
پاسخ: | اگر مکلّف از گفته پزشک یقین پیدا کند که روزه برای او ضرر دارد و یا از گفته وی یا منشاء عقلائی دیگری برای او خوف از ضرر حاصل شود روزه گرفتن برای او واجب نیست. | |||
پرسش: | در کلیههای من سنگ جمع میشود و تنها راه جلوگیری از جمع شدن سنگ در کلیه، نوشیدن مستمر مایعات است و از آنجائی که پزشکان معتقدند که من نباید روزه بگیرم، تکلیف واجب من نسبت به روزه ماه مبارک رمضان چیست؟ | |||
پاسخ: | اگر جلوگیری از بیماری کلیه مستلزم نوشیدن آب یا سایر مایعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نیست. | |||
پرسش: | از آنجا که مبتلایان به مرض قند مجبورند هر روز یک یا دو بار آمپول انسولین تزریق کنند و نباید در وعدههای غذائی آنها تأخیر و فاصله بیفتد زیرا باعث پایین آمدن میزان قند خون و در نتیجه نوعی تشنج و بیهوشی میشود، لذا گاهی پزشکان به آنها توصیه میکنند که در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمندیم نظر شریف خود را درباره روزه این افراد بیان فرمائید. | |||
پاسخ: | اگر بدانند خودداری از خوردن و آشامیدن از طلوع آفتاب تا غروب، به آنان ضرر میرساند یا خوف ضرر داشته باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب نبوده و بلکه جایز نیست. | |||
پرسش: | کسی که دندانش را پر میکند، هنگامی که دهانش خونی میشود لازم است داخل دهان را نیز آب بکشد یا نه؟ | |||
پاسخ: | بطورکلی باطن بدن انسان با زوال عین نجاست پاک میشود. | |||
پرسش: | صدور گواهی نادرست از طرف پزشک برای بیمار، سهواً یا عمداً، چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | عمداً جایز نیست و در صورت سهو باید در صورت امکان آن را تدارک و جبران کند. | |||
پرسش: | برخی از افراد به پزشک مراجعه میکنند و از او تقاضای گواهی پزشکی برای محل کار و… مینمایند. مثلاً میگویند که به علت سرماخوردگی دو روز به اداره نرفتهاند. آیا در صورت اطمینان به صحت گفتار آنها میتوان گواهی برایشان صادر کرد؟ | |||
پاسخ: | در فرض مرقوم که پزشک اطمینان به بیماری آنها دارد، اگر خلاف قانون و مقررات مربوطه نباشد، صدور گواهی مانعی ندارد. | |||
پرسش: | آیا دریافت حق طبابت و یا عمل جراحی، قبل از انجام آن کارها، جایز است؟ | |||
پاسخ: | اگر بر اساس توافق طرفین و مطابق مقرّرات نظام پزشکی باشد اشکال ندارد. | |||
پرسش: | اگر پزشک در طبابت خود کمال دقت و تلاش را برای بهبودی بیمار انجام دهد ولی بهبودی برای وی حاصل نشود، آیا پزشک نسبت به حق ویزیت مدیون است یا نه؟ | |||
پاسخ: | در فرض سوال مدیون نیست. | |||
پرسش: | آیا دریافت حق طبابت قبل از بهبودی بیماری، طبق روش مرسوم صحیح است؟ | |||
پاسخ: | فی نفسه منعی ندارد. | |||
پرسش: | با توجه به اینکه ممکن است جان بیمار به طور اورژانس در خطر باشد و زمان، جهت تعیین حساسیت فرد نسبت به دارویی خاص وجود نداشته باشد، اگر با تجویز دارو، بیمار به آن حساسیت پیدا کرده و دچار عوارض شدید یا مرگ شود، آیا پزشک معالج در قبال این عوارض، مسئولیتی خواهد داشت؟ | |||
پاسخ: | کسی که آن دارو را به بیمار خورانده یا تزریق کرده ضامن است. توضیحاً یادآور میشود، در موارد ثبوت ضمان، گذشت که اذن بیمار یا کسان وی تأثیری در ارتفاع و سقوط ضمان ندارد، ولی کسی که در صورت ایراد آسیب به بیمار ضامن است، اگر پیش از اقدام بر عمل جراحی یا هر عمل علاجی دیگر از بیمار یا از اولیای وی برائت از ضمان پیشاپیش بگیرد، در این صورت ضامن نیست. | |||
پرسش: | با توجه به این که حق طبابت از لحاظ مادی، غیرقابل تعیین میباشد؛ به نظر حضرت عالی بهترین راه تعیین میزان حق طبابت چیست؟ آیا مقدار تعیین شده توسط دولت، در هر شرایطی قابل دریافت است و پزشک مدیون نخواهد بود؟ | |||
پاسخ: | اگر طبق تعرفههای معین شده، گرفته شود منعی ندارد. | |||
پرسش: | با توجه به اینکه تشخیص بیماری و تجویز دارو به عهده پزشک معالج واگذار شده و طبق قوانین موجود، داروساز موظف به تحویل داروی تجویزی میباشد، آیا داروساز نسبت به عواقب یا عوارض ضررهای ناشی از تجویز غیرعلمی یا غیرضروری و احیاناً تجویز بر اساس سودجویی و غیره ضامن است؟ | |||
پاسخ: | در فرض مرقوم ضامن نیست مگر اینکه بداند این دارو عوارض و ضرر چشمگیر برای بیمار دارد. | |||
پرسش: | نظر به اینکه قانوناً تجویز دارو به عهدهی داروساز نمیباشد، به استثنای داروهای بدون نسخه، چنانچه مریض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوریت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح یا فوت بیمار گردد، آیا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟ | |||
پاسخ: | با فرض اینکه طبق قانون رفتار کرده تکلیفی متوجه او نیست. | |||
پرسش: | آتانازی بر سه قسم است:الف) نوع فعّال (با تجویز داروی کشنده از طرف پزشک به زندگی بیمار خاتمه داده میشود). ب) نوع انفعالی (به صورت خودداری از ادامه مداوا و زنده نگاه داشتن بیمار محتضر) ج) نوع غیر مستقیم (با قرار دادن داروهای به مقدار زیاد در دسترس بیمار تا بیمار شخصاً به زندگی پر رنج خویش پایان دهد) استفاده از کدامیک بلااشکال است؟ | |||
پاسخ: | حفظ محتضر و تأخیر مرگ او واجب نیست، بنابراین قسم دوّم مانع ندارد ولی هر کاری که موجب مردن او باشد، مثل دو قسم دیگر جایز نیست. | |||
پرسش: | الف- شخصی که در اثر آسیب مغزی درک وشعور و شنوایی و بینایی و حس خود را از دست داده و فقط قلب او میزند و حرکت میکند:اگر کسی او را در این شرایط بکشد، آیا باید دیه کامل بپردازد؟ | |||
پاسخ: | الف- بلی دیه دارد. | |||
پرسش: | اگر بیمار روانیای که هر زمان احتمال دارد دست به آدمکشی بزند، بیماری دیگری هم پیدا کرد، آیا جایز است برای اینکه جان افرادی تــوسط وی به خــطر نیفتد، از درمان بیماری جدید او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد؟ | |||
پاسخ: | در هر صورت حفظ جان انسان لازم است و ترک درمان در صورتی که موجب مرگ شود، جایز نیست لکن باید او را طوری نگهداری کنند که موجب آزار دیگران نشود. | |||
پرسش: | بنا بر تشخیص اطباء حاذق در صورت ترک نمودن عمل جراحی بیمار، به زودی خواهد مرد و در صورت اقدام به عمل جراحی، به احتمال قوی زنده میماند ولی تا پایان عمر دچار درد و رنج شدید و توانفرسا میشود، تکلیف این بیمار چیست؟ | |||
پاسخ: | در فرض مذکور که ترک عمل و معالجه موجب مرگ میشود اقدام به عمل واجب است. | |||
پرسش: | آیا تغییر ژنتیکی جنین انسان به منظور اصلاح نژاد و ایجاد اوصاف دلخواه در آن، مانند انتخاب رنگ پوست، افزایش ضریب هوشی و غیره، جایز است؟ | |||
پاسخ: | اگر مستلزم مفسدهای نباشد، فی نفسه منعی ندارد. | |||
پرسش: | بیمارانی که از نظر عرف، مرده به حساب می آیند اما از نظر علم پزشکی زنده میباشند و یا بالعکس چه حکمی دارند؟ | |||
پاسخ: | حکم انسان زنده را دارد. | |||
پرسش: | گاهی به جهت تعجیل در راحت شدن محتضر، به او مواد مهلکه (کشنده) تزریق میکنند؛ آیا این عمل جایز است یا نه؟ و در صورت عدم جواز، آیا عاملان اینکار، در قتل او شریکند؟ | |||
پاسخ: | جایز نیست و در صورتی که موجب قتل شود قصاص یا دیه آن واجب میگردد. | |||
پرسش: | آیا استفاده از سلولهای بنیادین استخراج شده از جنین انسان قبل از لانه گزینی در رحم برای مقاصد درمانی، جایزاست؟ (لازم به یادآوری است که مراکز تحقیقاتی معمولاً نمونههای خود را از جنینهای دور ریخته شده در موسسههای باروری( IVF ) به دست میآورند). | |||
پاسخ: | فی نفسه منعی ندارد. | |||
پرسش: | آیا گذاشتن روکش طلا روی دندان اشکال دارد؟ روکش پلاتین چطور؟ | |||
پاسخ: | گذاشتن روکش طلا یا پلاتین روی دندان اشکال ندارد، ولی پوشاندن دندانهای جلو با طلای زرد، اگر به قصد زینت باشد، خالی ازاشکال نیست. | |||
پرسش: | در مواردی که مرد به علتی قادر به تولید اسپرم نباشد آیا میتوان از اسپرم اهدایی مردی اجنبی (ناشناس یا شناس) جهت امتزاج نمودن باتخمک همسرش در آزمایشگاه استفاده نمود و بعد جنین تشکیل شده را به رحم خانم بیمار منتقل کرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بیمار و همسرش نگهداری شود. | |||
پاسخ: | فی نفسه بدون ارتکاب محرمی مانع ندارد و حکم ولد نیز بیان شد. | |||
پرسش: | در مورد سؤال فوق آیا این امکان هست که اسپرم اهدایی را با تخمک همسر بیمار در آزمایشگاه ممزوج نکرد بلکه مستقیما به داخل رحم همسر بیمار تلقیح نمود تا جنین در همانجا تشکیل شود؟ | |||
پاسخ: | فی نفسه اشکال ندارد و در این صورت با فرض اینکه خود همسر بیمار منشاء طفل است فرزند ملحق به اواست. | |||
پرسش: | در صورتی که شکم بیمار توسط دستیار زن باز شود، با توجه به اینکه نظر به پوست و ظاهر شکم صورت نمیگیرد و بیشتر داخل شکم مشاهده میشود، آیا پزشک مرد میتواند به عمل بستن لولهها بپردازد؟ | |||
پاسخ: | نگاه به باطن بدن زن و ظاهر آن فرقی ندارد و در هر دو صورت اگر ضرورت باشد جایز است و در غیر این صورت جایز نیست. | |||
پرسش: | همانطوری که به احتمال زیاد شنیدهاید اکثر پزشکان از بیمارانی که میخواهند عمل کنند مبلغی پول به عنوان حق الزحمه عمل جراحی (که به زیرمیزی مشهور شده) میگیرند، حال میخواستم بدانم این پول چه حکمی دارد؟ حلال است یا حرام است؟ | |||
پاسخ: | پزشک اگر کارمند دولت در بیمارستان باشد که حقوق خود را از صندوق دولت دریافت میکند و یا عمل جراحی را بر اساس دریافت اجرت عمل از شرکت بیمه دریافت مینماید، حق مطالبه مبلغ اضافی از بیمار را ندارد. | |||
پرسش: | آیا میتوان برای پیوند اعضا از اعضای حیوانات چه حرام گوشت چه حلال گوشت و چه نجس العین برای انسان استفاده کرد لطفاً نظرتان را در این مورد بفرمایید. | |||
پاسخ: | مانع ندارد ولی نماز خواندن با آن اشکال دارد مگر اینکه از قبیل چیزهایی باشد که دارای حیات است که با پیوند آن به بدن انسان حیات پیدا کند و جزو بدن انسان گردد. و در حکم مذکور تفاوتی میان انواع حیوانات، حتی نجسالعین نیست. | |||
پرسش: | در صورتی که شخصی به علت ارتکاب جرم به اعدام محکوم گردد آیا این فرد میتواند قبل از اعدام اعضای حیاتی بدن خود نظیر قلب و کلیه و ... را بذل نماید؟ | |||
پاسخ: | وصیّت به استفاده از اعضا پس از مرگ، اشکال ندارد مگر در اعضایی که برداشتن آنها از بدن میّت موجب صدق عنوان مُثْلِه باشد و یا عرفاً هتک حرمت میّت باشد. | |||
پرسش: | اگر بارداری باعث خجالت و آبروریزی من یا خانوادهام شود، آیا میتوانم در سه ماهه اول آن را سقط کنم؟ | |||
پاسخ: | سقط جنین شرعاً حرام است و آنچه در سؤال ذکر شده مجوّز آن نمیباشد. | |||
پرسش: | در بعضی از موارد بیماریهای روانی فرد بیمار چون به اهداف و امیال مورد نظر دست پیدا نکرده است برای کمتر کردن بار فشار روانی ناشی از عدم توفیق به اهداف خود را در این حالت تصور میکند و گاه این تا جایی پیش میرود که فرد این وضعیت را کاملاً باور نموده و برای دیگران وضعیت خود را آنگونه که تصور دارد و غایه الامال خویش میداند تعریف میکند آیا این بیماران را حرجی است که با این کار بار روانی را از دوش خود بردارند ولو به ارتکاب معصیت دروغ؟ | |||
پاسخ: | اگر مشاعر او همانند سایر عقلا کار میکند، دروغ بر او شرعاً حرام است ولی بیان حالات خود بدانگونه که هست برای دیگران اشکال ندارد. | |||
پرسش: | آیا دندان پر شده در دهان جسم خارجی محسوب میشود و اگر کسی با داشتن دندان پر شده دندان دیگر را بکشد باید با آب جاری دهان را پاک کند یا خیر؟ و اگر بچه باشد و نشود اینکار را کرد یا بزرگسال باشد و نداند، حکم چیست؟ | |||
پاسخ: | اگر به گونهای است که جزو دندان طبیعی محسوب میشود، حکم دندان طبیعی را دارد و آب کشیدن داخل دهان لازم نیست، و در مورد دندانی که کشیده شده همان قدر که عین نجاست از داخل دهان زایل شود، دهان پاک است؛ و در این مورد فرقی بین بچه و بزرگسال و جهلِ به حکم نیست. | |||
پرسش: | خونی که پس از کشیدن دندان در محل آن باقی میماند و روی دستمال اثر میگذارد ولی آب دهان را رنگین نمیکند چه حکمی دارد؟ آیا غذا خوردن در این صورت اشکال دارد؟ یا ظرفی که با آن غذا میخوریم نجس میشود؟ | |||
پاسخ: | در فرض سؤال غذا خوردن اشکال ندارد و ظرف غذا هم مادامی که به خون آلوده نشده است، پاک است. | |||
پرسش: | اگر آزمایشات طبی روی حیوانات انجام شود و در پایان، حیوانات از بین بروند، صرف نظر از ضمان، آیا چنین کاری برای پیشرفت پزشکی جایز است؟ | |||
پاسخ: | فی نفسه منعی ندارد لکن باید طوری عمل شود که موجب اذیت و آزار حیوان نشود. | |||
پرسش: | با توجه به مراجعه زنان به برخی پزشکان مرد و آثار مترتب بر آن، آیا بر زنانی که استعداد یادگیری علوم پزشکی مربوط به زنان را دارند، واجب است که این علوم را یاد بگیرند؟ | |||
پاسخ: | یادگیری درحد رفع نیازهای ضروری، واجب کفائی است. | |||
پرسش: | اگر فایده آزمایشها به سود تمامی افراد بشر باشد، آیا میتواند خود را در معرض چنین آزمایشهایی قرار دهد، با فرض اینکه علم به ضرر یا احتمال ضرر و یا عدم علم به ضرر داشته باشد؟ | |||
پاسخ: | جایز نیست مگر ضرورت پزشکی و مصلحت اهم اقتضا نماید و تأمین این ضرورت از راههای دیگر و بیخطر و یا کمخطرتر امکانپذیر نباشد. | |||
پرسش: | در صورتی که آزمایش خاص پزشکی برای پیشرفت علم هیچگونه ضرری برای بیمار نداشته باشد، آیا پزشک بدون اطلاع به بیمار و بدون کسب اجازه او میتواند چنین اقدامی نماید؟ | |||
پاسخ: | جایز نیست. | |||
پرسش: | آیا جهت امر آموزش بالینی دانشجویان و انترنها و رزیدنتها مجاز هستیم شرح حال مریض و بعضاً اسرار وی را در جمع پزشکان مطرح کنیم یا خیر؟ | |||
پاسخ: | اگر این امر به مصلحت بیمار بوده و یا برای آموزش دانشجویان مفید باشد مانعی ندارد. | |||
پرسش: | انجام دادن تحقیق و پژوهش در مورد حجامت و فصد (و سایر موضوعات پزشکی مشابه که در روایات موجود است)، مطابق با استانداردهای علمی بین المللی و بررسی آماری نتایج حاصل از آن، از نظر شرعی چه وجهی دارد؟ | |||
پاسخ: | با رعایت اصول و موازین پزشکی روز بلامانع میباشد. | |||
پرسش: | با توجه به مصیبتبار بودن بیماری ایدز، آیا آموزش گروههای مختلف سنی را در مورد راههای انتقال و نحوه پیشگیری از بیماری ایدز، جایز میدانید؟ | |||
پاسخ: | فی نفسه منعی ندارد مگر آنکه مستلزم مفسده بوده و نتایج سوئی داشته باشد. | |||
پرسش: | با توجه به اینکه برخی از داروهای ضروری و حیاتی از منابع حرام یا نجس مثل اعضای انسان یا حیوان و غیر آنها تهیه می شوند و معمولا این گونه داروها از کشورهای خارجی و غیرمسلمان وارد می شوند، حکم شرعی مصرف این گونه داروها برای انسان و نیز معامله بر روی آنها چیست؟ | |||
پاسخ: | اگر معالجه بیماری متوقف و منحصر در آن باشد اشکال ندارد. | |||
پرسش: | آیا تغییر جنسیت برای دوجنسیها و اشخاص خنثی که تغییر جنسیت در عمل برای آنان ممکن است تا آنها را به یکی از دو جنس ملحق کنند و هم چنین زنان و مردانی که آثار مرد یا زن بودن به روشنی در آنها دیده می شود ولکن در خود بعضی از آثار جنس مخالف و ازجمله حرکات و رفتار و سکنات جنس مخالف را مشاهده میکنند جایز است یا نه؟ و آیا تنقیص جنسیت جایز است یا نه؟ لطفاً جواب را مشروحاً بیان فرمایید. | |||
پاسخ: | عمل جرّاحی مذکور برای کشف و آشکار کردن واقعیت جنسی آنان اشکال ندارد، به شرطی که این کار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسدهای نباشد. | |||
پرسش: | س: آیا تغییر جنسیت جایز است یا خیر؟ | |||
پاسخ: | این کار فینفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام پرهیز شود. | |||
پرسش: | مراجعه بیمار زن به دندانپزشک مرد جهت معالجات دندانپزشکی چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | اگر برای اینگونه کارها، دسترسی به پزشک زن دارند، مراجعه به پزشک مرد (اگر مستلزم نظر و لمس حرام باشد) جایز نیست. | |||
پرسش: | ورود مجدد و مکرر وسیلهای که در اثر ترشحات آلوده به خون دهان خود بیمار نجس گردیده به داخل دهان او چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | ورود مجدد وسیله نجس به دهان بیمار اشکال ندارد. | |||
پرسش: | در مواردی برای درمان بیمار، پزشک ناچار به ایراد لطمهای دیگر به بیمار میشود. مثلاً برای احیای قلب بیمار سکته کرده، ماساژ میدهد که منجر به شکستن دندهها میشود یا برای تحریک رفلکس بیمار به او سیلی میزند و پردهی کوشش پاره میشود، آیا در موارد فوق پزشک ضامن است؟ | |||
پاسخ: | اگر نجات جان بیمار، مستلزم ایراد آسیبی بر وی باشد، پزشک ضامن نیست. | |||
پرسش: | در مراکز آموزشی که برای آینده پزشک متخصص تربیت مینمایند و به دلیل کمی مهارت دستیاران و دانشجویان، عوارض و خطراتی متوجه جان بیمار میگردد، اگر احیاناً نقص عضو و فوتی واقع شود، آیا دستیار مربوطه ضامن است یا پزشک مسئول و استادیار مربوطه؟ | |||
پاسخ: | در فرض مزبور دستیار یا هر کس که به بیمار آسیب رسانده، ضامن است. | |||
پرسش: | پزشک حاذق و ماهر، بدون سهلانگاری اقدام به عمل جراحی بیماری نموده است و در حین عمل، آسیبی به بیمار وارد گردیده است. آیا داشتن اجازه عمل از بیمار یا بستگان در رفع ضمان مؤثر است؟ دیه به عهده کیست؟ | |||
پاسخ: | به نحو کلی در موارد ثبوت ضمان، اجازه بیمار یا بستگان وی رافع ضمان نیست. | |||
پرسش: | آیا استفاده از میوهها و مواد غذایی حاصله از تغییرات ژنتیکی، جایز است؟ | |||
پاسخ: | مانعی ندارد. | |||
پرسش: | آیا کلونینگ (شبیه سازی) حیوانات، جایز است؟ | |||
پاسخ: | فی نفسه منعی ندارد. | |||
پرسش: | نظر به اینکه قانوناً تجویز دارو به عهدهی داروساز نمیباشد، به استثنای داروهای بدون نسخه، چنانچه مریض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوریت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح یا فوت بیمار گردد، آیا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟ | |||
پاسخ: | با فرض اینکه طبق قانون رفتار کرده تکلیفی متوجه او نیست. | |||
پرسش: | اگر پزشک منتظر اجازه بستگان بیمار برای عمل جراحی شود ممکن است بیمار دچار نقص یا از کار افتادگی عضو شود در این صورت آیا پزشک میتواند بدون اجازه اقدام به عمل جراحی کند؟ | |||
پاسخ: | اگر خطر فوت بیمار در میان باشد، تأخیر جایز نیست. در مواردی که پزشک ضامن دیه است، باید از مال خود بپردازد. | |||
پرسش: | اگر کسی برای بهبودی موقتی یا رفع درد از داروئی استفاده کند که مرگ را بطور قابل ملاحظهای جلو بیندازد حکم چیست؟ مثلا از «کورتیکو استرئید» و یا «زیدودین» یا «سیکلو سپورین» استفاده شود. | |||
پاسخ: | اگر موجب مرگ زود رس باشد علاج نیست و در هر صورت اگر ضرر معتنیبه عقلایی نداشته باشد در مقام علاج فی نفسه اشکال ندارد. | |||
پرسش: | همانطوری که به احتمال زیاد شنیدهاید اکثر پزشکان از بیمارانی که میخواهند عمل کنند مبلغی پول به عنوان حق الزحمه عمل جراحی (که به زیرمیزی مشهور شده) می گیرند، حال می خواستم بدانم این پول چه حکمی دارد؟ حلال است یا حرام است؟ | |||
پاسخ: | پزشک اگر کارمند دولت در بیمارستان باشد که حقوق خود را از صندوق دولت دریافت میکند و یا عمل جراحی را بر اساس دریافت اجرت عمل از شرکت بیمه دریافت مینماید، حق مطالبه مبلغ اضافی از بیمار را ندارد. | |||
پرسش: | آیا فروش داروهای که مصرف آنها عوارض شدید در بردارد، بدون تجویز پزشک جایز است؟ | |||
پاسخ: | بدون تجویز دکتر، نفروشید. | |||
پرسش: | از آتانازی در فارسی به (قتل از روی ترحم) و (بیمارکشی با ترحم) تعبیر میشود و به منظور کوتاه کردن مدت درد و رنج بیمار لاعلاجی است که بر اساس دانش پزشکی امروز هیچ امیدی به شفا و یا بهبود او وجود ندارد اقدام به این کار چه حکمی دارد؟ آیا سرپرست یا نزدیکان بیمار میتوانند به پزشک همچین اجازهای بدهند؟ | |||
پاسخ: | جایز نیست و قتل نفس محسوب میشود. | |||
پرسش: | دانستن مسائل شرعی برای پزشکان، دندانپزشکان، داروسازان، پرستاران و به طور کلی پیراپزشکان، در حین آموزش و کار تا چه حدّی لازم است؟ | |||
پاسخ: | اگر نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بیانجامد، گناهکار است. | |||
پرسش: | در صورتی که فتوای مراجع با عملکرد و گفتار بعضی از رؤسای بیمارستانهای آموزشی یا آزمایشگاهها مطابق نباشد، تکلیف دانشجویانی که موظف به اجرای دستور اساتید و پزشکان در امر معاینهاند، چیست؟ آیا باید از اساتید تبعیت کنند یا خیر؟ | |||
پاسخ: | در این زمینه دانشجویان باید به مسئولین مافوق مراجعه کنند تا آنها هماهنگیهای لازم را انجام دهند و در صورت عدم هماهنگی موارد آن مختلف است و در هر جا که ضرورت باشد باید بر اساس آن عمل نمود. | |||
پرسش: | با توجه به امکان نجس شدن لباس و بدن بیمار، آیا لازم است نجس بودن وسایل مورد استفاده در مصارف پزشکی (از قبیل: تخت معاینه، وسایل پزشکی، یونیت و ...) را به وی تذکر دهیم؟ | |||
پاسخ: | لازم نیست. | |||
پرسش: | اینجانب به علت نیاز به عمل جراحی مجبور شدم به یکی از بیمارستانهای خارج از کشور بروم. آیا تختی که بیماران روی آن استراحت میکنند، نجس است؟ حکم خود بیمارستان از لحاظ طهارت و نجاست چیست؟ | |||
پاسخ: | تا یقین به نجاست آنها نباشد، محکوم به طهارت هستند. | |||
پرسش: | آیا میتوان پروندهای را که اسرار بیمار در آن بایگانی میشود، در اختیار پزشکان دیگر غیر از پزشک معالج یا بستگان بیمار قرار داد؟ | |||
پاسخ: | موارد آن مختلف است و در صورتی که این عمل باعث دستیابی به معالجه بیمار و یا نجات جان بیماران دیگر باشد مانعی ندارد و بلکه در مواردی لازم است. | |||
پرسش: | اگر بیمار نارضایتی خود را از افشای بیماری خود اعلام نماید، ولی ضرورت درمان اقتضا میکند که نوع بیماری برای بستگانش فاش شود، وظیفه پزشک معالج در این صورت چیست؟ | |||
پاسخ: | در صورتی که نجات جان او بستگی به آن داشته باشد، لازم است. | |||
پرسش: | استفاده پزشک از نخهای بخیه که احیاناً بعضی از آنها از اجزای حیوانات حرام گوشت به دست آمده است، چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | فی نفسه اشکال ندارد. | |||
پرسش: | در مواردی که به علل غیرمربوط به کار پزشک (مثل اختلال در دستگاهها و رفتن برق و ...) به بیمار لطمهای وارد میشود، ضامن کیست؟ | |||
پاسخ: | در فرض مرقوم پزشک ضامن نیست و کسی که در بررسی دستگاهها و وصل برق ذخیره و ازاین قبیل کوتاهی کرده ضامن میباشد. | |||
پرسش: | برخی از بیماران عاقل و بالغ که نیازمند عمل جراحی هستند، به علت ترس یا هر توجیه دیگری حاضرند درد و رنج را تحمل نمایند، ولی تن به عمل ندهند، و این در حالی است که پزشک میداند که در صورت عمل نکردن، بیمار به زودی خواهد مرد یا دچار عوارض سختی خواهد شد. با این فرض، آیا پزشک میتواند با تصمیم خود، او را عمل جراحی کند؟ اگر علی رغم مخالفت بیمار، بستگان وی چنین اجازهای را صادر کنند، تکلیف پزشک چیست؟ | |||
پاسخ: | اگر نجات بیمار از مرگ مستلزم عمل جراحی است، اشکال ندارد. | |||
پرسش: | پزشکی یقین دارد که انجام گرفتن عمل جراحی روی بیمار، تاثیر در زنده ماندن او ندارد، و در هر صورت، بیمار پس از مدت کوتاهی خواهد مرد. آیا پزشک جایز است بنا به اصرار همراهان بیمار یا مسئولان بیمارستان، اقدام به جراحی نماید یا نه؟ | |||
پاسخ: | با اطلاع دادن به بیمار یا همراهان او نسبت به عدم تاثیر عمل، اقدام به عمل جراحی مانعی ندارد. | |||
پرسش: | برخی از خانمهای حامله که میتوانند به وضع طبیعی زایمان کنند، اصرار دارند که سزارین شوند تا درد کمتری را تحمل کنند. در این زمینه نظر حضرت عالی چیست؟ | |||
پاسخ: | اگر ضرری برای خود مادر یا کودک نداشته باشد، منعی ندارد. | |||
پرسش: | اگر دکتر متخصص تشخیص دهد که اگر جنین با عمل جراحی خارج شده و در دستگاه نگهداری شود به حیات خود ادامه خواهد داد، آیا جایز است که اقدام به عمل جراحی شود؟ آیا حکم مسأله قبل از ولوج روح و بعد از آن فرق دارد یا نه؟ | |||
پاسخ: | با فرض اینکه جنین در دستگاه زنده خواهد ماند، بیرون آوردن آن اشکالی ندارد و فرقی بین قبل از ولوج روح و بعد از ولوج روح نیست. | |||
پرسش: | اگر بدانیم یا احتمال بدهیم بیماری در اثر بیماریای مثل لوسمی، و یا متاستاز یا برخی از سرطانها و برخی تومورها به زودی خواهد مرد، آیا مجازیم برای افزایش طول عمر او (در حد چند ماه) از شیوههای درمانی پرخطر و پرعارضه، مانند شیمی درمانی که اغلب عوارض آن بسیار شدیدتر از بیماری اولیه است، استفاده نمائیم؟ | |||
پاسخ: | اشکال ندارد بلکه بعید نیست در برخی موارد لازم باشد. | |||
پرسش: | اگر زنی دچار بیماری خفیفی شده بطوری که جانش در خطر نیست، با فرض دوری او از شهر و وجود پزشک مرد در روستا حتماً باید به پزشک خانم در شهر مراجعه کند و یا در همان جا پزشک مرد مجاز است با انجام معاینات ضروری، اقدام به تشخیص و درمان نماید؟ | |||
پاسخ: | چنانچه به طور عادی و بدون حرج و مشقت، رفتن به شهر میسّر است، باید در شهر به پزشک زن مراجعه نماید. | |||
پرسش: | احتراماً معروض می دارد تعدادی از بیماران به دلیل ضایعات مغزی غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت های قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغمای کامل بوده و به تحریکات داخلی و خارجی پاسخ نمی دهند, ضمناً فعالیت های ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نوری و فیزیکی می باشند. در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت های مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بیمار دارای ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتی و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعی به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور می باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکی مرگ مغزی نامیده می شود. از طرفی نجات جان عده دیگری از بیماران منوط به استفاده از اعضای مبتلایان به مرگ مغزی است.با عنایت به این که به طور خلاصه بیماران با مرگ مغزی فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادی می باشند و هیچ گاه حیات خود را باز نمی یابند, مستدعی است ارشاد فرمایید, آیا در صورت احراز شرایط فوق می توان از اعضای بیمار مبتلا به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران دیگر استفاده نمود؟ | |||
پاسخ: | در فرض سؤال, استفاده از اعضای بدن موصوف, در صورتی که نجات نفس محترمه ای متوقف بر آن باشد, اشکال ندارد. | |||
پرسش: | مستدعی است پاسخ چند سؤال فقهی زیر که در پزشکی مبتلا به می باشد, مرقوم فرمایید. | |||
پاسخ: | تشخیص مفهوم مرگ هم, مثل سایر موضوعات عرفیه با عرف است نه ملاحظه امواج فوق الذکر, و عرف تا حسّ و حرکتی در شخص باشد او را مرده نمی بیند; بلی جدا کردن عضو از انسان برای پیوند در مورد جواز, تابع صدق میّت نیست و اگر نجات نفس محترمه از مرگ موقوف باشد بر جدا کردن عضو در این حال و پیوند به او و با شرایط معتبره دیگر جایز است, هر چند احکام میّت از ارث و غیره در این حال مترتب نمی شود. | |||
پرسش: | بیماران با مرگ مغزی فاقد تنفّس, شعور, احساس و حرکت ارادی هستند, ولی دارای ضربان خودکار قلب موقتی می باشند, آیا می توان از اعضای این بیماران برای نجات جان سایر بیماران استفاده نمود؟ آیا اجازه قبلی بیمار یا اولیای او شرط است؟ | |||
پاسخ: | اگر این کار در مردن او اثر ندارد, با اجازه قبلی خود بیمار یا اولیای او اشکال ندارد. | |||
پرسش: | در صورتی که در اثر وقوع بیماری لاعلاج و پیش رونده از نظر پزشکان مرگ حتمی قریب باشد, آیا می توان از اعضای بدن بیمار نظیر قلب, کلیه و کبد برای پیوند به بیماران و نجات جان آنان استفاده نمود؟ | |||
پاسخ: | اگر هنوز نمرده و قطع اعضای مزبور بر زنده واقع می شود اشکال دارد; بلی اگر عرفاً مرده به حساب آید با شرایط معتبره مانع ندارد. | |||
پرسش: | در صحنه جنگ مسلمانان با کفّار, در صورتی که حیات رزمنده مسلمان متوقف بر پیوند اعضا باشد, آیا می توان اعضای میّت غیرمسلمان را قطع و برای پیوند استفاده نمود؟ برفرض جواز آیا در این صورت دیه لازم است یا نه؟ و بر عهده بیمار است یا قطع کننده؟ آیا عضو پیوند شده برای نماز اشکال ایجاد نمی کند؟ | |||
پاسخ: | قطع عضو میّت غیرمسلمان و پیوند آن مانع ندارد و دیه ندارد و پس از پیوند به مسلمان حکم عضو مسلمان را پیدا می کند. | |||
پرسش: | بعضی از افراد برای کمک به درمان بیمارانی که نیاز به فرآورده های خونی یا اعضای بدن دارند حاضر می شوند که خون یا مثلاً کلیه یا چشم خود را بفروشند, این موضوع چه حکمی دارد؟ | |||
پاسخ: | اگر برای خود آن ها ضرر لازم المراعات نداشته باشد, مانع ندارد. | |||
پرسش: | خرید و فروش اعضا برای پیوند در این که عضو مورد اشاره یک کلیه یا یک چشم باشد فرقی نمی کند؟ | |||
منبع : وزارت بهداشت