آدرس ایمیل خود را وارد نمایید
ثبت
از او پرسیدم: از کجا اینقدر اطمینان داری؟
گفت: دیشب در عالم خواب آقایی با لباس سبز بر بالینم حاضر شده گفتند: پسرم مهدی، از جایت بلند شو برو که دوستانت منتظر تو هستند.همین طور که با من سخن می گفتند، پارچه سبز رنگی دور بدنم می پیچیدند. و به طور مکرر می فرمودند: «مهدی بلند شو و حرکت کن.
بیدار شده، خوابم را این طور تعبیر کردم که منظور از پارچه سبز کفن است و من هم سرباز امام زمان(عج) هستم. و اکنون که امام زمان(عج) و نایب بر حقش امام خمینی مرا دعوت کرده اند، حکمتی در آن وجود دارد.
یک هفته بعد از عزیمت مهدی، خواب صادقانه اش به بار نشست و او از جام شهادت لبریز شد.

