[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
در باره نشریه::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
هیئت تحریریه::
اعضای اجرایی::
آرشیو مقالات::
ثبت نام::
ارسال مقاله::
راهنمای نگارش مقاله::
راهنمای نویسندگان::
مهم قبل از ارسال مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
فرم تعهدنامه::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
رضایت‌آگاهانه‌شرکت‌درمطالعه::
راهنمای بازنگری شده اخلاق در انتشار آثار پژوهشی::
در باره تخلفات پژوهشی::
حمایت مالی مقاله چاپ شده::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2016
Citations39652389
h-index2517
i10-index12763
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
3 نتیجه برای صمدی

دکتر ولی الله حسنی، دکتر میر منصور میر صمدی، دکتر الهام هاشمی نژاد،
دوره 3، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1380 )
چکیده

کاهش فشار داخل چشم و ممانعت از افزایش آن حین القاء بی هوشی، انجام لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل نای و پس از آن، در طی انجام اعمال جراحی داخل چشم، تاثیر به سزایی در میزان موفقیت عمل جراحی دارد. در مطالعه حاضر، دو داروی میدازولام و پروپوفول از حیث ایجاد شرایط مناسب حین القاء، لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل نای مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند. هدف این بررسی، معرفی دارویی است که بتواند به نحو مؤثرتری فشار داخل چشم را کاهش داده و از افزایش آن به دنبال لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل نای ممانعت به عمل آورد. بنابراین، تعداد 100 بیمار با روش نمونه گیری آسان انتخاب، و به دو گروه تقسیم شدند. گروه یک، 0.2 میلی گرم میدازولام به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن، 0.2 میگروگرم سوفنتانیل به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن و 0.5 میلی گرم آتراکوریوم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن، گروه دو، 2.5 میلی گرم پروپوفول به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، 0.2 میکروگرم سوفنتانیل به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن و 0.5 میلی گرم آتراکوریوم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن دریافت نمودند. فشار داخل چشم توسط تونومتر شیوتز قبل و بعد از القاء بی هوشی و نیز بالافاصله پس از لوله گذاری داخل نای اندازه گیری شد. در هر دو گروه بدنبال القاء بی هوشی، فشار داخل چشم نسبت به فشار پایه کاهش یافت (P<.0001) لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل نای باعث افزایش فشار داخل چشم در گروه یک شد، هر چند این افزایش فاقد ارزش آماری بود و از فشار پایه بیشتر نشد. در گروه دو، فشار داخل چشم در پاسخ به لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل نای افزایش نیافت (P<0.0001) ما به این نتیجه رسیدیم پروپوفول در مقایسه با میدازولام به نحو موثرتری از افزایش فشار داخل چشم به دنبال لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل نای پیشگیری می کند.
دکتر محمدرضا پورمند، هومن صدیقیان، زهرا عبدالصمدی، مریم کشت ورز، نادیا مردانی، صدیقه قورچیان، مرضیه حاجتی،
دوره 13، شماره 3 - ( پاييز 1390 )
چکیده

زمینه و هدف : نایسریا مننژیتیدیس باکتری بیماری‌زای اجباری انسان می‌باشد که به طور گذرا در بخش فوقانی دستگاه تنفس کلونیزه شده و در صورت عدم وجود علائم بیماری فرد به عنوان ناقل موقت شناخته می‌شود. بررسی اپیدمیولوژی و جمع‌آوری اطلاعات در مورد وضعیت کلونیزاسیون، اقدام مؤثری در راستای طراحی به موقع برنامه واکسیناسیون خواهد بود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ناقلین حلقی نایسریا در دانش آموزان 12-10ساله شهر تهران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 364 دانش‌آموز پسر پایه چهارم و پنجم ابتدایی چهار دبستان مناطق یک، شش و سیزده تهران در بهار و زمستان سال 1387 انجام شد. نمونه‌گیری با استفاده از سواب استریل و کشت به روی محیط تایرمارتین آگار صورت گرفت. یافته‌ها : نایسریا مننژیتیدیس از ناحیه حلق هیچ دانش‌آموزی جدا نگردید. هیچ‌یک از دانش‌آموزان مورد مطالعه دارای علائم بیماری نبودند. ناحیه حلق 3 نفر (0.8 درصد) از دانش‌آموزان کلاس پنجم ناقل نایسریا لاکتامیکا بود. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان‌دهنده عدم حضور عامل اصلی ایجاد کننده مننژیت در اوروفارنکس دانش‌آموزان بود.
عنایت اله اسدمنش، مریم کوشکی جهرمی، مهدی صمدی، فرهاد دریانوش، جواد نعمتی،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت ورزشی و مکمل‌های غذایی از روش‌های توصیه شده برای کاهش کاشکسی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین مقاومتی و مکمل یاری رسوراترول بر شاخص‌های باززایی عضلانی MyoD (myoblast determination protein) و eMHC (embryonic Myosin Heavy Chain) در موش‌های سوری مبتلا به سرطان کولون CT-26 انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 20 سر موش سوری نژاد BALB/c انجام و تومور CT-26 به حیوانات پیوند زده شد. موش‌ها به چهار گروه تمرینات مقاومتی، گروه رسوراترول، گروه ترکیب رسوراترول توام با تمرین مقاومتی و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه تمرینات مقاومتی 6 هفته تمرینات فزاینده مقاومتی را انجام دادند. گروه رسوراترول روزانه 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم رسوراترول و گروه کنترل و تمرین مقاومتی فقط محلول ﺳﻠﻮﻟﺰ ﻣﺘﻴﻞ را به روش گاواژ دریافت کردند. در عضله دوقلو، میزان پروتئین MyoD به روش وسترن بلات و eMHC به روش الایزا اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: میزان eMHC در گروه ترکیب رسوراترول توام با تمرین مقاومتی (0.25±4.66) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (0.64±3.46) افزایش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). میزان وزن بدن بدون تومور موش‌ها در گروه تمرین مقاومتی (1.30±21.50) نسبت به گروه‌های دیگر افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). وزن تومور موش‌ها و پروتئین MyoD در بین گروه‌های تحقیق تفاوت آماری معنی‌داری نشان نداد.

نتیجه‌گیری: با توجه به اثر افزایشی ترکیب تمرینات مقاومتی با رسوراترول بر میزان eMHC نسبت به گروه تمرینات مقاومتی، احتمالاً مصرف مکمل رسوراترول در دوزهای بالاتر می‌تواند همراه با تمرین مقاومتی برای بهبود باززایی عضلانی توصیه گردد.



صفحه 1 از 1     

مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.09 seconds with 31 queries by YEKTAWEB 4256