|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای فراهانی
زلیخا عطارد، فرزانه فراهانی واشقانی، فتانه تراب پرهیز، دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده
زمینه و هدف: پره اکلامپسی یکی از سه علت شایع مرگ و میر مادران و قابل اعتمادترین معیار مورتالیتی و موربیدیتی جنین محسوب می گردد. لذا یافتن روشی که تشخیص سریع تر را امکان پذیر سازد، می تواند از این عوارض بکاهد. این مطالعه به منظور ارزش تشخیصی نسبت پروتئین به کراتی نین نمونه ادرار تصادفی در تشخیص پروتئینوری در بیماران مشکوک به پره اکلامپسی در بیمارستان فاطمه الزهرا و امام خمینی (ره) ساری انجام شد.روش بررسی: این مطالعه آینده نگر روی 150 نفر زن مشکوک به پره اکلامپسی بستری در مرکز آموزشی - درمانی امام خمینی (ره) ساری در سال 1382 که عفونت ادراری، تب، بیماری کلیوی نداشتند و سیگاری نبودند، انجام شد. جمع آوری ادرار 24 ساعته برای تعیین میزان پروتئین دفع شده و یک نمونه تصادفی ادرار برای تعیین نسبت پروتئین به کراتی نین دفع شده تهیه و به آزمایشگاه ارسال شد. نتایج آزمایش ها همراه با یافته های دموگرافیک در پرسشنامه ای ثبت گردید. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار آماری SPSS و آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.یافته ها: بین نسبت پروتئین به کراتی نین نمونه تصادفی ادرار و میزان پروتئین دفع شده در ادرار 24 ساعته هبستگی معنی داری وجود داشت (P<0.05, r=0.37). در ضمن مناسب ترین حساسیت، ویژگی و ارزش اخباری مثبت و منفی نسبت پروتئین به کراتی نین به عنوان روش جایگزینی سنجش پروتئین ادرار 24 ساعته زمانی است که این نسبت 0.175 باشد.نتیجه گیری: با توجه به همبستگی معنی داری که بین نسبت پروتئین به کراتی نین و میزان پروتئین دفع شده در ادرار 24 ساعته وجود دارد، آزمون نسبت پروتئین به کراتی نین با نسبت 0.175 می تواند جایگزین سریع و قابل اعتمادی برای آزمون سنجش پروتئین ادرار 24 ساعته باشد.
دکتر مجید کاتبی، دکتر منصوره سلیمانی، رضا فراهانی پاد، محمدعلی عباسی مقدم، دکتر مهدی مهدی زاده، دکتر هما رسولی، دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : تاکنون درمان دارویی موثری برای جلوگیری از کاهش نورونها بعد از صدمات مغزی مشخص نشده است. در این مطالعه اثر دیازوکساید به عنوان تعدیل کنندههای کانال پتاسیم میتوکندریایی بر تغییرات فراساختاری نورونها بعد از ایسکمی-ریپرفیوژن بررسی شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی موشهای صحرائی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 8 گروه 3تایی شامل گروه شم ، گروه حامل ، گروههای 1 ، 5 و 25 میلیگرم/کیلوگرم گلیبنکلامید و گروههای 2 ، 6 و 18 میلیگرم/کیلوگرم دیازوکساید گروهبندی شدند. حیوانات گروههای مداخله (دوم تا هشتم) 2 ساعت بعد از تزریق تحت جراحی انسداد چهار رگ اصلی خوندهنده به مغز به مدت پانزده دقیقه قرار گرفتند. بعد از 24 ساعت ریپرفیوژن، بررسی فراساختاری نورونها شامل تغییرات هسته و میتوکندری توسط میکروسکوپ الکترونی انجام شد. یافتهها : تغییرات مورفولوژیک فراساختاری پاتولوژیک شامل تورم میتوکندریایی و صدمه به کریستاها و هسته متراکم در نورونها بهدنبال ایسکمی رخ داد. در گروههایی که گلیبنکلامید دریافت کرده بودند؛ تغییرات مورفولوژیک فراساختاری شدید بوده است. این تغییرات در حیواناتی که دوز بیشتری از گلیبنکلامید را دریافت کرده بودند؛ بیشتر مشاهده شد. در حیوانات آزمایشگاهی که دیازوکساید را به میزان 8 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند؛ تغییرات موفورلوژیک فراساختاری پاتولوژیک هسته و میتوکندری کاهش واضحی داشت. کاهش عوارض ناشی از ایسکمی در گروههای دریافت کننده 2 و 6 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن دیازوکساید مشاهده نشد. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که دیازوکساید با دوز 18 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن در موشهای صحرایی دارای نقش حفاظتی در برابر تغییرات فراساختاری نورونها شامل تخریب میتوکندری و تغییرات ظاهری آپوپتیک ناشی از ایسکمی میباشند.
پرستو احسانی، فاطمه فراهانی، نگار دایی زاده، ملیکا امیا، معین صالح، مینا ابراهیمی راد، کرم الله طولابی، دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مختلف در سیستم مجاری صفراوی و تشکیل سنگ از عوامل انسداد جریان صفرا در آن ارگان استریل است. این مطالعه به منظور شناسایی باکتریهای موجود در صفرای بیماران مبتلا به مشکلات صفراوی و بررسی تولید بیوفیلم در جدایههای شایع انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی 35 نمونه (سنگ و بافت صفرا) جمعآوری شده در شرایط استریل (به روش لاپاراسکوپی) از بخش جراحی بیمارستان امام خمینی تهران طی ششماه اول سال 1395 انجام شد. نوع سنگها بهکمک روشهای شیمیایی و نوع میکروبها با استفاده از آزمایشات بیوشیمیایی و مولکولی تعیین شدند. برای جستجوی باکتریها در نمونههای منفی، DNA از بافت کیسه صفرا تخلیص شد و با استفاده از پرایمرهای 1492R وF 27 برای تکثیر قطعهای از ژن 16SrRNA الگو قرار گرفت. نوع باکتری در نمونههای مثبت بهکمک بانک اطلاعاتی NCBI تعیین شد. شایعترین جدایه از لحاظ شدت تولید بیوفیلم بهکمک روش میکرو تیترپلیت و ژنهای درگیر این فنوتیپ Ag43(Flu) و CsgF بهروش PCR مورد بررسی قرار گرفت. مقاومت آنتیبیوتیکی آنها با استفاده از روش دیسک دیفیوژن تعیین گردید.
یافتهها: تعداد 13 نمونه دارای انواع باکتری شامل 3 جدایه کلبسیلا، 4 جدایه اشریشیا کلی، یک جدایه انتروباکتر، 2 جدایه استافیلوکوکوس اورئوس، 2 جدایه انتروکوک و یک جدایه استرپتوکوکوس بودند. از ۲۳ مورد نمونه صفرا، در 65.7% موارد بااستفاده از روش کشت میکروبیولوژیک، باکتری جدا نگردید؛ ولی هفت باکتری شامل شش سویه کلبسیلا و یک انتروکوک با استفاده از تکثیر 16SrRNA و تعیین ترادف شناسایی شدند. بنابراین، در مجموع گونه کلبسیلا (47.36%) بیشترین سهم را در عفونتهای کیسه صفرا نشان داد. ترکیبات کلسترولی و بیلیروبینی در 98درصد نمونههای حاوی سنگ دیده شد. با وجود آن که وفور کلبسیلا در عفونتهای کیسه صفرا (47.36%) بیش از بقیه باکتریها بود. بیشترین باکتری قابل کشت اشریشیا کلی بود. کلیه اشریشیا کلیهای مورد بررسی دارای ژنهای عامل ایجاد بیوفیلم بودند؛ ولی شدت تشکیل بیوفیلم در دو مورد از آنها قوی و در دو مورد دیگر متوسط بود. این باکتریها نسبت به اکثر آنتیبیوتیکها حساس بودند و به تتراسیکلین، سیپروفلوکسازین و سفتی زیدیم مقاومتهای متفاوتی را نشان دادند و به تتراسیکلین مقاومتر بودند.
نتیجهگیری: باکتریهای غیرقابل کشت سهم مهمی در عفونتهای کیسه صفرا دارند. توانایی بالای ایجاد بیوفیلم در باکتریهای شایع جداشده هشداری برای مداقه در تجویز آنتیبیوتیکها برای از بین بردن این بیوفیلمهای عفونی در عفونتهای کیسه صفرا را نشان میدهد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|