سیاسی : به مناسبت ۱۰ تیر، عملیات کربلای ۱، آزاد سازی مهران

 | تاریخ ارسال: 1399/4/17 | 

گوش به فرمان توایم خمینی!

صبح یکی از روزهای داغ سال ۱۳۶۵، با حیرت و تأسف خبر ناگواری شنیدم که دردهای درونی‏ام را مضاعف کرد. شهر متروکه مهران در غرب کشور، به تصرف نیروهای عراقی درآمده بود. این خبر برایم بیش از حد سنگین بود. مهران بوی کربلا می‏داد. از مهران، جاده‏ای مستقیم به طول صد کیلومتر بود که تا حرم مولای بی‏کفنمان، حسین (علیه السلام) می‏رفت.
همه آماده بودیم تا برویم و نیروهای صدام دژخیم را تار و مار کنیم. بعد از پیام امام عزیز که فرمود: «مهران باید آزاد شود» این شور در ما از حد گذشت، به طوری که حتی فرماندهان گردان را وادار عکس العمل کردیم. مع الوصف فکر نمی‏کردیم شبی فرا برسد که ما جزء اولین گردانهایی باشیم که در مهران عملیات می‏کنند و بعد از آزادی شهر، این پلاکارد را بر سر در آن بزنیم: مهران را خدا آزاد کرد. اولین یگانی که آماده حرکت شد، گردان ما بود؛ گردان حبیب بن مظاهر. گروهانها نیروی جدید گرفته و در عرض دو هفته، با فشار زیاد، آنها را به فرم دلخواه رسانده بودند. هر روز راهپیمایی، رزم شبانه، خشم شبانه و ... برقرار بود و همه این مراحل دشوار، به عشق آزادی مهران و خرسندی دل پدر پیرمان در جماران، به آسانی طی شدند. هر وقت که بچه‏ها خسته می‏شدند، از مهران و جاده کربلا برایشان حرف می‏زدیم و از زیبایی صحنه با شکوهی که در آن امام شبها سر بر سجده برده و ما را دعا می‏کند و اکنون در انتظار آزادی شهر مهران است... .
در نظر بچه‏ها این حمله، با تمام حمله‏های دیگر تفاوت داشت. آنها می‏دانستند که امام‏شان، مراد و مرشدشان، نسبت به آزادی مهران چه حساسیت خاصی دارند. آنها می‏خواستند با رزم‏شان دوباره پیوند ناگسستنی خود را با رهبرشان، به نمایش بگذارند و بگویند که: ما همه سرباز توایم خمینی/گوش به فرمان توایم خمینی.
 
 

دفعات مشاهده: 816 بار   |   دفعات چاپ: 345 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر



CAPTCHA

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دفتر هم اندیشی استادان و نخبگان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 All Rights Reserved | hamandishi

Designed & Developed by : Yektaweb