| تاریخ ارسال: 1399/2/10 |
حضرت علی (علیه السلام) در دومین بخش از حکمت پنجم نهج البلاغه می فرمایند: «آداب (انسانی)، لباس زیبا و کهنگی ناپذیر است»؛ (وَالاْدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ).
الاداب: خویهای پسندیده
حلل: زیورهای
مجدّده: تازه و نو
نکته اول:
ادب در لغت نظم و انضباط را گویند و در اصطلاح :
«الادابُ رعایه الدّقهّ و النَّظمِ معَ الحُسنِ فی جمیعِ الاقوالِ و الاخلاقِ تجاه الخالقِ و الخلقِ»
1- ادب مراعات کردن باریک بینی و نظم است همراه زیبایی، در همه گفتارها و اخلاق و در مورد خالق و خلق(نظامی، 1383: 248)
2- ادب رعایت منظم سنن شرعی در برابر خداوند و مردم و مراعات دائمی سنتهای پسندیده ای است که خدا و مردم آن نهی و یا به نیکویی از آن یاد کرده و انجام دهنده اش را ستوده باشند؛ مثل آداب تلاوت قرآن، آداب غذاخوردن، آداب میهمان نوازی.(جویباری،ج 1، 1384: 41)
3- ادب یعنی ظرافت در عمل: رعایت حدود و رفتار، مانند:
الف) ادب در سخن گفتن: یعنی شمرده و با متانت صحبت کردن.
ب) ادب در شنیدن: وقتی کسی صحبت می کند صورتش را برنمی گرداند.
ج) ادب در دیدن: هر چیزی قابلیت دیدن ندارد، نگاه به خانه همسایه نمی کند.
د) ادب در راه رفتن: تند توی خیابان راه نرفتن و شل و ول راه نرفتن، پاشنه کفش را نخواباندن و ... .
4- همان گونه که در بالا گفتیم، ادب و آداب مفهوم وسیعی دارد که همه فضایل اخلاقی مخصوصا آنچه را مربوط به اخلاق اجتماعی است در بر می گیرد که بزرگترین افتخار آدمی و مایه آبرومندی او در اجتماع است.
و قال ایضا علیه الصّلوه و السّلام ادّب عیالک تنفعهم
هر که آموزد به فرزند و عیال خود ادب تا ابد زان منفعت یابند و شادیّ و طرب(درر کلمات امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، 1369،24)
در کلام امام علی (علیه السلام) می فرمایند: علّموا اولادکم بغیر آدابکم: بچه هایتان را به ادبی غیر از ادب خودتان تربیت کنید. چون آنها برای زمانی غیر از زمان شما تربیت شدند.
5- آدَابُ: جمع ادب است، به ادب یا آداب فضائل اخلاقی می گویند یا یک فضیلت اخلاقی را ادب می گویند. مهرورزیدن، تواضع، فروتنی و فصاحت بیان، صداقت به خرج دادن، خوشرفتاری کردن و اوصاف دیگر ما را موفق می کند که توفیقات بیشتری در زندگی فردی و اجتماعی نصیبمان شود.
اگر فردی فضائل اخلاقی داشته باشد در دید دیگران دین را زیبا نشان می دهد.
در روایات اسلامی برای «أدب» تفسیرهای گوناگونی ذکر شده که در واقع هر کدام اشاره به مصداقی از آن است:
پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: مَن لا ادبَ لهُ، لا عقل هر کس ادب ندارد عقل ندارد (نهج الفصاحه، 1382: 776) و همچنین می فرمایند: لَا أَدَبَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَهُ وَ لَا مُرُوَّهَ لِمَنْ لَا هِمَّهَ لَهُ وَ لَا حَیَاءَ لِمَنْ لَا دِینَ لَه. (بحار الانوار، ج 75،1403: 111)
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: کُلُّ شَیْءٍ یَحتاجُ اِلَی الْعَقْلِ وَالْعَقْلُ یَحتاجُ اِلَی الاَْدَبِ؛هر چیزی به عقل نیاز دارد و عقل به ادب نیازمند است.(غررالحکم و درر الکلم،1410: 510)
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: اِنَّ اللهَ یُبغِضُ الفاحشَ المُتِفَحِّش؛ خداوند دشمن می دارد شخصی را که فحش می دهد. (بحارالانوار ،ج ۷۵ ،1403: ۱۷۶) آدم مؤمن مؤدب است و فحاش نیست.(سایت آیت الله مکارم)
نکته دوم:
آراستگی و تزیّن، محبوب طبیعت انسان است؛ از این جهت است که قیمت عمده ای از امکانات خدا داده را صرف آن می کند. واضح است که آراستگی مادی کهنه شدنی است در صورتی که هر کس، همیشه مزیّن بودن را دوست دارد. هنگامی که حضرت ابراهیم (علیه السلام) را به جرم توحید و بت شکنی به آتش می افکندند، حضرت جبرئیل نزد او آمد و گفت اگر حاجتی داری، بگو(نظامی، 1383: 249) ابراهیم (علیه السلام) از روی ادب، عرض حاجت به غیر از خدا نکرد که بنده، فقط عبد مولایش است و رفتن به در خانه دیگران بی احترامی به مولا و ناتوان دانستن او از برآوردن نیاز بنده اش می باشد. از این رو، در جواب فرمود: با تو، نه. جبرئیل گفت: پس نجات خود را ازخداوند طلب کن.
فرمود: «حسبی من سؤالی علمه بحالی؛ علم خدا به حال من کفایت می کند از سؤال من.»(جویباری،ج1، 1834: 42-43)
دراین جمله حضرت ابراهیم(علیه السلام)برای ترغیب به ادب فرمود.«آراستگی به دل، زیورهای(همیشه)نوین است و کهنه شدن ندارد.»
حُلَلٌ: جمع حلّه است. به معنای لباس زینتی. انسان دو نوع لباس دارد:
1) لباسی که بر تن می کند او را به گونه ای زیبا نشان می دهد امّا ناپایدار است، یک روزی فرسوده و کهنه می شود و دوباره باید دنبال لباس دیگری باشد.
2) لباسی که بر خُلق و روح انسان پوشیده می شود، این لباس همیشه او را زیبا جلوه می دهد.
از امام علی (علیه السلام) سوءُ الخلق عذاب النفس: بداخلاقی عذاب دادن خویشتن است.
و حسن الخُلق نعم القرین.خوش اخلاقی همدم و همنشین خوبی است.
ما 4 رابطه داریم:
آراستگی های مادی موجب جمال حیوانی و خواستۀ طبیعت است، ولی آراستگی به ادب، جمال معنوی و انسانی را ایجاب می کند و مطلوب خدای تعالی و روش اولیاء است. (نظامی، 1383: 249)
حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ: زیورهای همیشه تازه، همیشه تازه است، کهنگی ندارد و در هر مکان و زمانی جدید و زیباست و همیشه خریدار دارد.
«مُجَدَّدَه» به معنای چیزی است که پیوسته تجدید و نو می شود و هرگز کهنه نخواهد شد.
بر این پایه، مفهوم کلام امام(علیه السلام) چنین است که این صفات برجسته انسانی همچون لباس های زیبایی است که آدمی در تن می کند و هرگز فرسوده نمی شود بر خلاف لباس های ظاهری که هم کهنه می شود و هم ممکن است دست سارقان به آن دراز شود و هم جنبه ظاهری دارد و در اعماق وجود انسان تأثیر گذار است.
به عنوان مثال: انسانی که امانتدار باشد در نزد دشمنانش هم خریدار و آبرودار است.
امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: اگر با آن شمشیری که پدرم سید الشهداء را سرش را از تن جدا کردند به من برای امانت بدهند هرگز خیانت نخواهم کرد.
بنابراین امانت داری در سخن و مال فرد هم تأثیر می گذارد.
حدیثی از امیرالمؤمنین(علیه السلام): کَفاکَ أدَباً لِنَفسِکَ اجتِنابُ ما تَکرَهُهُ مِن غَیرِک؛ برای اینکه ادب داشته باشی همین بس که از آنچه برای دیگران نمی پسندی دوری کنی. (نهج البلاغه1404: 49و259)
وقتی از دیگران خلق و اخلاقی را قبول ندارید سراغ آن فرد هم نروید، زیرا این هم از مصادیق ادب است.
امام صادق(علیه السلام): مَن یَصحَب صاحِبَ السُوء لا یَسلَم وَ مَن لا یُقَیَّد اَلفاظَه یَندَم، و مَن یَدخُل مَداخل السُّوء یُتَّهَم؛ فرزندم کسی که با رفیق بد همنشین شود از آفات در امان نخواهد بود و کسی که سخنان خود را مهار نکند پشیمان می شود و کسی که در محل های آلوده وارد گردد متهم و بدنام خواهد شد. (بحارالانوار، ج 68 ،1403: 279نیز ج 75، 192و261)
در اینجا علت را هم می فرماید: اگر با افراد بد مصالحت کنند سالم نمی مانند و ممکن است آنها را هم به سمت خود بکشانند.
افراد بد در محل سوء و بدی شهرت دارند صحبت و احوال پرسی با آنها اشکالی ندارد، ولی مصالحت و دوستی و همنشینی با آنها جایز نیست زیرا به مرور زمان آنها بر رفتار و کردار ما هم تأثیر می گذارند و ممکن است به علت همنشینی با آنها ما هم در معرض گناه و اشتباه قرار بگیریم.
آداب و زیورهای همیشه تازه، موجب مسرّت شدن اهل بیت می شود.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: به علاقه مندان ما بگویید تقوا داشته باشند و ورع را رعایت کنند، راستگویی و اداء امانت را رعایت کنند زیرا این کار سبب می شود که بگویند اینها هم از شیعیان جعفربن محمد بن صادق هستند. یعنی شیعیان، اهل ادب، تواضع، فروتنی، خوشرفتاری، ادای امانت و رفتارهای شایسته دیگر هستند.
نکته چهارم:
آراستگی مادی را هر مؤمن و کافر و هر بنده و آزاده ای می تواند داشته باشد اما آرایش به ادب، زیبندۀ انسان های مؤمن (کسانی که در بند بندگی خدا هستند) و یا آزادگان (افرادی که به بردگی جهل و پستی در نیامده اند) است. (نظامی، 1383: 249)
امام صادق(علیه السلام) به یکی از دوستان خود سفارش کرد که پیام او را به همه شیعیان و علاقه مندانش برساند و فرمود: من شما را به تقوای الهی و ورع و تلاش برای خدا و راستگویی و ادای امانت... و خوشرفتاری با سایر مسلمانان دعوت می کنم و هرگاه کسی از شما در دینش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت کند و با مردم خوش اخلاق باشد می گویند: «هذا جَعْفَریٌّ فَیَسُرُّنی...» و نیز می گویند: «هذا أَدَبُ جَعْفَر؛ این جعفری است و این سبب سرور و خوشحالی من می شود کار اینها ادب جعفر بن محمد است».( کافی، ج 2،1407: 636)
امام صادق (علیهِ السَّلام) فرمودند:: یا مَعْشَر الشِّیعَهِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً. ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبرو ریزی ما. (مشکاه الأنوار،1385: ۶۷)
امام حسن عسکری (علیه السلام) نیز می فرمایند: اتَّقُوا الله و کُونُوا زیناً ولا تَکُونُوا شِینا، جَرُّوا إلینا کُلَّ مودَّه، و ادفَعُوا عَّنا کُلَّ قَبِیح ؛ از خدا پروا نمایید و زینت (و مایه سرافرازی ما) باشید نه مایه ملامت (و سرافکندگی). همه دوستی ها را به سوی ما جذب کنید و هر زشتی را از ما دور نمایید.(تحف العقول، 1382: 891 نیز، 1363: 488)
نکته پنجم:
ادب از شخص مؤدّب یا نسبت به خلق ظهور می کند یا خالق؛ به هر فرض و تقدیر، شخص مودّب را در پیشگاه خلق و خالق عزیز می سازد و چون او دائماً آراسته است همیشه، مورد توجه می باشد. (نظامی، 1383: 249)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: الأدبُ یُغنی عَنِ الحَسَبِ؛ ادب انسان را از خانواده و فامیل بینیاز میکند. (بحارالانوار، ج 72،1403: 68)
کسی که ادب انسانی داشته باشد هرگز تنها نمی ماند زیرا دیگران حامی و طرفدار او خواهند شد و او محبوب دلها می شود. خیلی از افراد خواهان قبیله و گروه هایی هستند امّا به دلیل نداشتن ادب انسانی نمی توانند تا پایان راه با آنها همراه باشند و بالعکس. انسان با ادب انسانی میتواند در بین گروه ها و افراد مختلف محبوبیت پیدا کنند. ادب انسانی از تقوا نشأت می گیرد و کسی که تقوا داشته باشد به فامیل و طائفه(هم نیاز نخواهد داشت.)
و قال (علیه السّلام) ایضا تاکید الموّده فی الحرمه
حرمت یاران بداری دوستی محکم شود دوستان بسیار اگر گردند دشمن کم شود(درر کلمات امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، 1369: 5)
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا؛ مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار می دهد. (مریم/96)
چون از ادب نظم و ترتیب فهمیده می شود، پس رعایت ادب، زینت بخش اعمال و اقوال در مقابل خالق و مخلوق است.
زینت درختان، شکوفه ها و برگهای تازه است. زینت زندگی دنیا، مال و فرزندان است، مردان با خضاب خود را زینت می دهند و زنان با طلا و جواهر؛ اما زینت واقعی انسان ادب اوست. او با رعایت منظم و مرتب آداب بندگی و با انجام دادن اعمال واجب و مستحب، ترک محرمات و مکروهات، حسن معاشرت با مردم، خود را با صفات عالی زینت می بخشد و هر لحظه در وجود خود طراوت و تازگی را تجدید می کند. آن کس که خود را متخلق به آداب کرده باشد، گویا زیباییهای روحی و اخلاقی و زینتهای شخصیتی دیگر خود را می آراید. از اینرو، در همۀ رفتارها و وگفته های شخص مؤدب، زیبایی و آراستگی وجود دارد و هر کدام طراوت خاص خود را به او میبخشد. (جویباری، ج 1، 1384: 41-42)
الاداب: خویهای پسندیده
حلل: زیورهای
مجدّده: تازه و نو
نکته اول:
ادب در لغت نظم و انضباط را گویند و در اصطلاح :
«الادابُ رعایه الدّقهّ و النَّظمِ معَ الحُسنِ فی جمیعِ الاقوالِ و الاخلاقِ تجاه الخالقِ و الخلقِ»
1- ادب مراعات کردن باریک بینی و نظم است همراه زیبایی، در همه گفتارها و اخلاق و در مورد خالق و خلق(نظامی، 1383: 248)
2- ادب رعایت منظم سنن شرعی در برابر خداوند و مردم و مراعات دائمی سنتهای پسندیده ای است که خدا و مردم آن نهی و یا به نیکویی از آن یاد کرده و انجام دهنده اش را ستوده باشند؛ مثل آداب تلاوت قرآن، آداب غذاخوردن، آداب میهمان نوازی.(جویباری،ج 1، 1384: 41)
3- ادب یعنی ظرافت در عمل: رعایت حدود و رفتار، مانند:
الف) ادب در سخن گفتن: یعنی شمرده و با متانت صحبت کردن.
ب) ادب در شنیدن: وقتی کسی صحبت می کند صورتش را برنمی گرداند.
ج) ادب در دیدن: هر چیزی قابلیت دیدن ندارد، نگاه به خانه همسایه نمی کند.
د) ادب در راه رفتن: تند توی خیابان راه نرفتن و شل و ول راه نرفتن، پاشنه کفش را نخواباندن و ... .
4- همان گونه که در بالا گفتیم، ادب و آداب مفهوم وسیعی دارد که همه فضایل اخلاقی مخصوصا آنچه را مربوط به اخلاق اجتماعی است در بر می گیرد که بزرگترین افتخار آدمی و مایه آبرومندی او در اجتماع است.
و قال ایضا علیه الصّلوه و السّلام ادّب عیالک تنفعهم
هر که آموزد به فرزند و عیال خود ادب تا ابد زان منفعت یابند و شادیّ و طرب(درر کلمات امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، 1369،24)
در کلام امام علی (علیه السلام) می فرمایند: علّموا اولادکم بغیر آدابکم: بچه هایتان را به ادبی غیر از ادب خودتان تربیت کنید. چون آنها برای زمانی غیر از زمان شما تربیت شدند.
5- آدَابُ: جمع ادب است، به ادب یا آداب فضائل اخلاقی می گویند یا یک فضیلت اخلاقی را ادب می گویند. مهرورزیدن، تواضع، فروتنی و فصاحت بیان، صداقت به خرج دادن، خوشرفتاری کردن و اوصاف دیگر ما را موفق می کند که توفیقات بیشتری در زندگی فردی و اجتماعی نصیبمان شود.
اگر فردی فضائل اخلاقی داشته باشد در دید دیگران دین را زیبا نشان می دهد.
در روایات اسلامی برای «أدب» تفسیرهای گوناگونی ذکر شده که در واقع هر کدام اشاره به مصداقی از آن است:
پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: مَن لا ادبَ لهُ، لا عقل هر کس ادب ندارد عقل ندارد (نهج الفصاحه، 1382: 776) و همچنین می فرمایند: لَا أَدَبَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَهُ وَ لَا مُرُوَّهَ لِمَنْ لَا هِمَّهَ لَهُ وَ لَا حَیَاءَ لِمَنْ لَا دِینَ لَه. (بحار الانوار، ج 75،1403: 111)
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: کُلُّ شَیْءٍ یَحتاجُ اِلَی الْعَقْلِ وَالْعَقْلُ یَحتاجُ اِلَی الاَْدَبِ؛هر چیزی به عقل نیاز دارد و عقل به ادب نیازمند است.(غررالحکم و درر الکلم،1410: 510)
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: اِنَّ اللهَ یُبغِضُ الفاحشَ المُتِفَحِّش؛ خداوند دشمن می دارد شخصی را که فحش می دهد. (بحارالانوار ،ج ۷۵ ،1403: ۱۷۶) آدم مؤمن مؤدب است و فحاش نیست.(سایت آیت الله مکارم)
نکته دوم:
آراستگی و تزیّن، محبوب طبیعت انسان است؛ از این جهت است که قیمت عمده ای از امکانات خدا داده را صرف آن می کند. واضح است که آراستگی مادی کهنه شدنی است در صورتی که هر کس، همیشه مزیّن بودن را دوست دارد. هنگامی که حضرت ابراهیم (علیه السلام) را به جرم توحید و بت شکنی به آتش می افکندند، حضرت جبرئیل نزد او آمد و گفت اگر حاجتی داری، بگو(نظامی، 1383: 249) ابراهیم (علیه السلام) از روی ادب، عرض حاجت به غیر از خدا نکرد که بنده، فقط عبد مولایش است و رفتن به در خانه دیگران بی احترامی به مولا و ناتوان دانستن او از برآوردن نیاز بنده اش می باشد. از این رو، در جواب فرمود: با تو، نه. جبرئیل گفت: پس نجات خود را ازخداوند طلب کن.
فرمود: «حسبی من سؤالی علمه بحالی؛ علم خدا به حال من کفایت می کند از سؤال من.»(جویباری،ج1، 1834: 42-43)
دراین جمله حضرت ابراهیم(علیه السلام)برای ترغیب به ادب فرمود.«آراستگی به دل، زیورهای(همیشه)نوین است و کهنه شدن ندارد.»
حُلَلٌ: جمع حلّه است. به معنای لباس زینتی. انسان دو نوع لباس دارد:
1) لباسی که بر تن می کند او را به گونه ای زیبا نشان می دهد امّا ناپایدار است، یک روزی فرسوده و کهنه می شود و دوباره باید دنبال لباس دیگری باشد.
2) لباسی که بر خُلق و روح انسان پوشیده می شود، این لباس همیشه او را زیبا جلوه می دهد.
از امام علی (علیه السلام) سوءُ الخلق عذاب النفس: بداخلاقی عذاب دادن خویشتن است.
و حسن الخُلق نعم القرین.خوش اخلاقی همدم و همنشین خوبی است.
ما 4 رابطه داریم:
- رابطه با خدا ، ارتباط خود را با خدا مشخص کنیم
- رابطه با خود: خود را بشناسیم، معنای بودن خودمان برای خودمان حل شده باشد.
- رابطه با دیگران: قانون طلایی اخلاق را به کار بندیم که: هر چه را برخود می پسندی بر دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند/
- رابطه با جهان
آراستگی های مادی موجب جمال حیوانی و خواستۀ طبیعت است، ولی آراستگی به ادب، جمال معنوی و انسانی را ایجاب می کند و مطلوب خدای تعالی و روش اولیاء است. (نظامی، 1383: 249)
حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ: زیورهای همیشه تازه، همیشه تازه است، کهنگی ندارد و در هر مکان و زمانی جدید و زیباست و همیشه خریدار دارد.
«مُجَدَّدَه» به معنای چیزی است که پیوسته تجدید و نو می شود و هرگز کهنه نخواهد شد.
بر این پایه، مفهوم کلام امام(علیه السلام) چنین است که این صفات برجسته انسانی همچون لباس های زیبایی است که آدمی در تن می کند و هرگز فرسوده نمی شود بر خلاف لباس های ظاهری که هم کهنه می شود و هم ممکن است دست سارقان به آن دراز شود و هم جنبه ظاهری دارد و در اعماق وجود انسان تأثیر گذار است.
به عنوان مثال: انسانی که امانتدار باشد در نزد دشمنانش هم خریدار و آبرودار است.
امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: اگر با آن شمشیری که پدرم سید الشهداء را سرش را از تن جدا کردند به من برای امانت بدهند هرگز خیانت نخواهم کرد.
بنابراین امانت داری در سخن و مال فرد هم تأثیر می گذارد.
حدیثی از امیرالمؤمنین(علیه السلام): کَفاکَ أدَباً لِنَفسِکَ اجتِنابُ ما تَکرَهُهُ مِن غَیرِک؛ برای اینکه ادب داشته باشی همین بس که از آنچه برای دیگران نمی پسندی دوری کنی. (نهج البلاغه1404: 49و259)
وقتی از دیگران خلق و اخلاقی را قبول ندارید سراغ آن فرد هم نروید، زیرا این هم از مصادیق ادب است.
امام صادق(علیه السلام): مَن یَصحَب صاحِبَ السُوء لا یَسلَم وَ مَن لا یُقَیَّد اَلفاظَه یَندَم، و مَن یَدخُل مَداخل السُّوء یُتَّهَم؛ فرزندم کسی که با رفیق بد همنشین شود از آفات در امان نخواهد بود و کسی که سخنان خود را مهار نکند پشیمان می شود و کسی که در محل های آلوده وارد گردد متهم و بدنام خواهد شد. (بحارالانوار، ج 68 ،1403: 279نیز ج 75، 192و261)
در اینجا علت را هم می فرماید: اگر با افراد بد مصالحت کنند سالم نمی مانند و ممکن است آنها را هم به سمت خود بکشانند.
افراد بد در محل سوء و بدی شهرت دارند صحبت و احوال پرسی با آنها اشکالی ندارد، ولی مصالحت و دوستی و همنشینی با آنها جایز نیست زیرا به مرور زمان آنها بر رفتار و کردار ما هم تأثیر می گذارند و ممکن است به علت همنشینی با آنها ما هم در معرض گناه و اشتباه قرار بگیریم.
آداب و زیورهای همیشه تازه، موجب مسرّت شدن اهل بیت می شود.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: به علاقه مندان ما بگویید تقوا داشته باشند و ورع را رعایت کنند، راستگویی و اداء امانت را رعایت کنند زیرا این کار سبب می شود که بگویند اینها هم از شیعیان جعفربن محمد بن صادق هستند. یعنی شیعیان، اهل ادب، تواضع، فروتنی، خوشرفتاری، ادای امانت و رفتارهای شایسته دیگر هستند.
نکته چهارم:
آراستگی مادی را هر مؤمن و کافر و هر بنده و آزاده ای می تواند داشته باشد اما آرایش به ادب، زیبندۀ انسان های مؤمن (کسانی که در بند بندگی خدا هستند) و یا آزادگان (افرادی که به بردگی جهل و پستی در نیامده اند) است. (نظامی، 1383: 249)
امام صادق(علیه السلام) به یکی از دوستان خود سفارش کرد که پیام او را به همه شیعیان و علاقه مندانش برساند و فرمود: من شما را به تقوای الهی و ورع و تلاش برای خدا و راستگویی و ادای امانت... و خوشرفتاری با سایر مسلمانان دعوت می کنم و هرگاه کسی از شما در دینش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت کند و با مردم خوش اخلاق باشد می گویند: «هذا جَعْفَریٌّ فَیَسُرُّنی...» و نیز می گویند: «هذا أَدَبُ جَعْفَر؛ این جعفری است و این سبب سرور و خوشحالی من می شود کار اینها ادب جعفر بن محمد است».( کافی، ج 2،1407: 636)
امام صادق (علیهِ السَّلام) فرمودند:: یا مَعْشَر الشِّیعَهِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً. ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبرو ریزی ما. (مشکاه الأنوار،1385: ۶۷)
امام حسن عسکری (علیه السلام) نیز می فرمایند: اتَّقُوا الله و کُونُوا زیناً ولا تَکُونُوا شِینا، جَرُّوا إلینا کُلَّ مودَّه، و ادفَعُوا عَّنا کُلَّ قَبِیح ؛ از خدا پروا نمایید و زینت (و مایه سرافرازی ما) باشید نه مایه ملامت (و سرافکندگی). همه دوستی ها را به سوی ما جذب کنید و هر زشتی را از ما دور نمایید.(تحف العقول، 1382: 891 نیز، 1363: 488)
نکته پنجم:
ادب از شخص مؤدّب یا نسبت به خلق ظهور می کند یا خالق؛ به هر فرض و تقدیر، شخص مودّب را در پیشگاه خلق و خالق عزیز می سازد و چون او دائماً آراسته است همیشه، مورد توجه می باشد. (نظامی، 1383: 249)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: الأدبُ یُغنی عَنِ الحَسَبِ؛ ادب انسان را از خانواده و فامیل بینیاز میکند. (بحارالانوار، ج 72،1403: 68)
کسی که ادب انسانی داشته باشد هرگز تنها نمی ماند زیرا دیگران حامی و طرفدار او خواهند شد و او محبوب دلها می شود. خیلی از افراد خواهان قبیله و گروه هایی هستند امّا به دلیل نداشتن ادب انسانی نمی توانند تا پایان راه با آنها همراه باشند و بالعکس. انسان با ادب انسانی میتواند در بین گروه ها و افراد مختلف محبوبیت پیدا کنند. ادب انسانی از تقوا نشأت می گیرد و کسی که تقوا داشته باشد به فامیل و طائفه(هم نیاز نخواهد داشت.)
و قال (علیه السّلام) ایضا تاکید الموّده فی الحرمه
حرمت یاران بداری دوستی محکم شود دوستان بسیار اگر گردند دشمن کم شود(درر کلمات امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، 1369: 5)
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا؛ مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار می دهد. (مریم/96)
چون از ادب نظم و ترتیب فهمیده می شود، پس رعایت ادب، زینت بخش اعمال و اقوال در مقابل خالق و مخلوق است.
زینت درختان، شکوفه ها و برگهای تازه است. زینت زندگی دنیا، مال و فرزندان است، مردان با خضاب خود را زینت می دهند و زنان با طلا و جواهر؛ اما زینت واقعی انسان ادب اوست. او با رعایت منظم و مرتب آداب بندگی و با انجام دادن اعمال واجب و مستحب، ترک محرمات و مکروهات، حسن معاشرت با مردم، خود را با صفات عالی زینت می بخشد و هر لحظه در وجود خود طراوت و تازگی را تجدید می کند. آن کس که خود را متخلق به آداب کرده باشد، گویا زیباییهای روحی و اخلاقی و زینتهای شخصیتی دیگر خود را می آراید. از اینرو، در همۀ رفتارها و وگفته های شخص مؤدب، زیبایی و آراستگی وجود دارد و هر کدام طراوت خاص خود را به او میبخشد. (جویباری، ج 1، 1384: 41-42)
- شاعری از قرن دوازدهم، درر کلمات امیر مؤمنان علی علیه السلام، تهران: مکتب قرآن، 1369
- پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، چ چهارم، تهران: دنیای دانش، 1382
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 75، چ دوم، بیروت: داراحیاءالتراث العربی، 1403
- تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، چ دوم، قم: دارالکتب اسلامیه، 1410
- کلینی، محمد، الکافی، ج 2، چ چهارم، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407
- طبرسی، علی، مشکوه الانوار فی غرر الاخبار، چ دوم، نجف: المکتبه الحریه، 1385
- حسن زاده، صادق، تحف العقول، چ اول، قم: انتشارات آل علی، 1382
- حسن، ابن شعبه حرانی، چ دوم، قم: جامعه مدرسین، 1363
- جویباری، م و جمعی از نویسندگان، راه روشن، چ اول، قم: نسیم فردوس، 1384
- نظامی همدانی، علی، شرح نوینی بر کلمات قصار امیرالمؤمنین، چ اول، قم: مؤسسه فرهنگی فخردین، 1383
- عبدالحمید، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، چ اول، قم: مکتبه آیه ا... المرعشی النجفی، 1404
- سایت: آیت الله مکارم شیرازی
کلیدواژه ها: حضرت علی (ع) | نهج البلاغه | حکمت | ادب | نظم |
دفعات مشاهده: 4641 بار |
دفعات چاپ: 179 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر

