فرهنگی و اجتماعی : شرح و تفسر حکمت اول نهج البلاغه

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱۰/۲۳ | 
بسمه تعالی
حکمت اول:
کُنْ فِی الْفِتْنَهِ کَابْنِ اللَّبُونِ، لاَ ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ، وَلاَ ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ.
امام امیر مؤمنان علی(علیه السلام) در ضمن نامه ای به فرزند گرامیاش امام حسن مجتبی(علیه السلام) نیز فرموده است: ... فَکُنْ عِنْدَ ذَلِکَ یَا بُنَیَّ کَابْنِ اللَّبُونِ لاَ ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَلاَ وَبَرٌ فَیُسْلَبَ وَلاَ ضَرْعٌ فَیُحْلَب، فرزندم در چنین شرایطی که (آتش فتنه‏ها شعله ور است) همچون شتر کم سن و سال باش نه پشتی دارد که سوار شوند و نه پشمی که بچینند و نه پستانی که بدوشند... .(صبحی صالح، 1414: 469)
نکته اول
فتنه، از ماده «فتن» (بر وزن متن) در اصل به معنای قرار دادن طلا در کوره است تا خالص از ناخالص جدا شود سپس به معنای هرگونه آزمایش و امتحان و بلا و عذاب و حتی شرک و بت‏پرستی و آشوب‏های اجتماعی آمده است و در اینجا منظور همان آشوب‏های اجتماعی است
. مانند آیه 15 سوره تغابن: انمااموالکم و اولادکم فتنه و ...
از اینجا روشن می‏شود که هدف امام این است که انسان به هنگام شورش‏های اهل باطل و فتنه‏های ناشی از خصومت آنها با یکدیگر نباید آلت دست این و آن شود، باید خود را دور نگه دارد و به هیچ یک از دو طرف که هر دو اهل باطل‏اند کمک نکند. در این گونه موارد معمولاً هر کدام از طرفین به سراغ افراد بانفوذ و باشخصیت می‏آیند تا از نفوذ و قدرت آنها برای کوبیدن حریف استفاده کنند. در این هنگام باید این افراد بلکه تمام افراد، خواه ضعیف باشند یا قوی نهایت مراقبت را به خرج دهند که در دام فتنه‏گران و غوغا سالاران نیفتند مبادا دین و یا دنیای آنها آسیب ببیند.
معنای دیگر آن: هرگاه مرام و مسلکی اعتقادی یا اخلاقی ضد دین ایجاد شود تا مؤمنین را به خود جلب کند؛ گویند «فتنه به وجود آمده است.» قوت ایمان و شدت مقاومت مؤمن یا ضعیف و ناتوانی او با قرار گرفتن در داخل آتش فتنه (مانند طلا) آشکار می شود زیرا گرایش انسان به هر کدام از این گروه‏ها و عقاید، گرویدن به امر باطل است و از طرفی امر حق و درستی هم وجود ندارد تا به سویش برود و آن را بپذیرد و مطابق با آن عمل کند. گویی آدمی در صحرایی راه گم کرده است و تاریکی شب و درندگان وحشی از هر طرف بر او هجوم آورده اند و حرکت به هر طرف باعث نابودی و هلاکت وی می شود.
فتنه به معنای امتحان و ابتلاست وریشۀ آن «فتنت الذهب  الفضه» است و در موردی اطلاق می شود که با گداختن طلا و نقره در آتش، خوب و بد آن از هم جدا شود.
فته به معنای آشوب است و در آشوب؛ تموّج تحول، تقلّب و اضطراب است. هرگز نباید آن نکته را فراموش کرد که تا دشمن شکست خورده ای به نام شیطان هست فتنه برای بین آدم نیز هست. (یا بنی آدم...) فرزندان آدم مواظب باشید که شیاطن نسبت به شما فتنه نکند همانطور که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون برد.
نباید فراموش کرد که: جنگ مشرکان با مؤمنان، نبرد ایمان و کفر است؛ نه پیکاری برای گرفتن زمین؛ یعنی انگیزه اصلی آنها اسلام زدایی و ارتداد مسلمانان از دین است.
به نقل از آیت الله جوادی آملی که فرمودند: علامه طباطبایی می فرمایند: فتنه عبارت است از این که بعضی از امت با بعضی دیگر اختلاف می کنند در امری که تمامی امت، حقیقت امر را می فهمند که کدام است و لیکن یک دسته از قبول آن سرپیچی نموده و آگاهانه به ظلم و منکر اقدام می کنند آن دسته دیگر هم که حقیقت امر را قبل کرده اند، آنان را نهی از منکر نمی کنند و در نتیجه آثار سوء ش دامن گیر همه امت می شود.
فتنه در زبان فارسی کاربرد فراوان دارد و به معنای امتحان کردن، آزمودن، گمراه کردن، ضلالت، اختلاف میان مردم، آشوب، محنت و عذاب است.
نکته دوم: انواع فتنه
الف) فتنه سیاسی: غرض اصلی از فته گری، غالباً رسیدن به مقاصد سیاسی و به دست آوردن مناصب اجتماعی است. نمونه این فتنه ها در صدر اسلام و قرون نخستین فراوان بود که امامان اهل‏بیت و یارانشان همواره از آن کناره‏گیری می‏کردند حتی داستان قیام ابو مسلم بر ضد بنی‏امیه گرچه در ظاهر برای کوبیدن باطلی بود ولی در باطن برای تبدیل باطلی به باطل دیگر و حکومت بنی عباس به جای بنیامیه بود. به همین دلیل هنگامی که ابو مسلم به وسیله نامه‏ای پیشنهاد حکومت و خلافت را به امام صادق(علیه السلام) کرد امام آن را نپذیرفت زیرا می‏دانست در پشت پرده این قیام چه اشخاصی کمین کرده‏اند و به تعبیر دیگر امام می‏دانست این یک فتنه است که دو گروه باطل به جان هم افتاده‏اند و نباید به هیچ کدام امتیازی داد.
ب) فتنه عقیدتی و اخلاقی: مثلا مسأله موسیقی در عصر حاضر یک مسأله فته انگیز است زیرا از یک طرف رواجش در مجالس خانمها و نشست های خانوادگی و ... سبب جذب انسان به این آلات و اسباب و کشیده شدن به راه باطل شده است و از سوی دیگر تشکیل کلاسهای موسیقی و استفاده صدا و سیما، مشوقی برای آن است به طوری که مردم مخصوصاً جوانان در این سؤال مانده اند که «موسیقی باید باشد یا نباید باشد؟»اگر باید باشد پس چرا علماء قدیم و مراجع قبل آن را حرام کرده بودند؟ و اگر نباید باشد چرا جشنواره های موسیقی و گروه های سنتور در سطح کشور برپا می شود و چرا اجازۀ دایر شدن کلاسهای موسیقی رامی دهند و ... .
مسأله موسیقی در جامعۀ امروز به صورت فتنه درآمده است لذا برای محفوظ ماندن از آثار و نتایج آن باید به دستور حضرت امیر در این خصوص عمل کرد.
ج)فتنه فرهنگی و دینی: مانند فتنه یهود در بین مسلمانان هنگام شروع جنگ خندق(احزاب) که زمینه ساز نبرد عظیم خیبر شد.(آنها باوجود داشتن پیمان با مسلمانان به صورت ستون پنجم، سپاه ده هزار نفری احزاب (قبایل چندگانه عرب و یهود) را یاری کردند. وقتی احزاب شکست خوردند، پیامبر(ص) بر اساس مفاد پیمان نامه با آنها رفتار نمودند. رفع اختلافات بین دو قبیله اوس و خزرج (اختلافات ۲۰ ساله) از مشکلات رسول خدا (ص) بعد از هجرت به مدینه بود. بعد از صلح این دو، یهود شروع به تفرقه افکنی کردند، اما پیامبر مردم را هوشیار نمودند و دوباره صلح رابرقرار کرد. آیه ۱۰۰ سوره آل عمران در این باره است و مسلمانان را از اطاعت از اهل کتاب منع می کند. این آیه خطاب به تمام مسلمانان در همه زمان هاست و آنها را از توطئه دشمن آگاه می کند، اما مصداق این آیه در اوایل هجرت مسلمانان به مدینه، مشرکان ویهودند. آنها از راه های مختلف به پیامبر فشار می آوردند) و نیز فتنۀ تبانی و همدستی مسیحیان با ابر قدرتهای دنیا در چند دهه اخیر برای ترویج فرهنگ و دین خود در کشورهای اسلامی.
نکته سوم: اسباب و عوامل فتنه
هواهای نفسانی(هرجا که فتنه و آشوبی باشد قطعاً هوای نفس در آن دخیل است )، بدعتها، شبه افکنی، مکانهای خاص(برخی از مکانها هم در ایجاد فتنه نقش دارند همچنانکه حضرت امیر (علیه السلام) فرمودند: «البَصرهَ مَهبطَ ابلیس وَ مَغرسَ الفِتَن»«بصره محل فرود آمدن شیطان است یعنی هر چقدر فتنه و آشوبی است از بصره است و آنجا محل ایجاد آشوبها شده.») (صبحی صالح، 1414: 375)  و اسواق: جمع سوق یعنی بازارها و ...
از آنجایی که اسباب فتنه غالباً عوامل مادی دارد پس در هر زمانی فتنه می تواند باشد. در قرن اخیر نیز فتنه هایی مانند ترویج مادیگری گسترش شهوترانی، انکار دیانت، طرد روحانیت اصیل و ناب از صحنه های سیاسی و تقدس زدایی که به گونه ای سیل آسا از سوی کشورهای غربی (همچون اروپا و آمریکا) روانه ممالک اسلامی شده، انسانیت راتهدید می‏کند. هدف از این فتنه‏گریها، ایجاد تزلزل و سستی در عقاید مردم و تضعیف معنویت و رواج دنیا طلبی است.
همانطور که بچه شتر دوساله کمک جسمی (سواری) و مالی(شیر دادن) به صاحب خود نمی کند انسان هم در مواجهه با مکاتب و عقاید باطل نباید هیچ گونه کمکی به فتنه جویان داشته باشد.
باطل بودن، دلیلی بر عدم شایستگی گرایش انسان به سمت آنهاست و تقویت باطل به هر وسیله ای (زبانی، مالی، اشاره با دست و چشم و ...) منع شده است. پس در مسأله موسیقی، شخص علاوه بر آن که نباید وارد این گونه مجالس شود نباید با در اختیار گذاشتن ضبط صوت یا نوار و ... باعث تقویت موسیقی گردد و یا هنگامی که با حضور در برابر چند غیبت کننده موجب تقویت و ادامۀ غیبت آنها شود باید با برخواستن و ترک محل، سبب تضعیف آنان گردد.
نکته چهارم:
کلمه فتنه برای هر آزمایش سختی به کار می رود؛ هر امتحانی که با دین تضاد خاصی دارد و یابا خواسته های دنیای مؤمن مغایرت دارد. در هر ساعت و لحظه ای که انسان ناگزیر از گرفتن تصمیمی باشد صحنۀ فتنه ای هم برایش گستره می شود. بنابراین باید در انتخاب رشته تحصیلی، گزینش معاشرین و دوستان، نگاه کردن به بعضی از برنامه های تلویزیون و گوش دادن به رادیو، رفتن به میهمانی ها، شرکت در کارهای گروهی و اجتماعی، مسایل و مشکلات خانوادگی و خلاصه تمام آنچه که به او و اطرافش مربوط می شود و با دقت و ظرافت بنگرد و با توجه به فرمودۀ مولا (علیه السلام) تصمیم بگیرد و عمل کند. چنانکه در این رباعی گفته شده:
خواهی نشوی ز دار تقوی بیرون
یعنی که مکن تقویت فتنه گران


  در صحنه فتنه باش، چون ابن لبون
با مال و زبان و جان و اندیشه و خون(استاد نظامی)





فتنه گری بدتر از قتل:
به تصریح قرآن گناه فتنه گری، از قتل بزرگ تر است: «الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ( بقره ، آیه 191)» فتنه سخت تر از کُشتن است.» علت آن شاید این باشد که در قتل، جان انسان ها گرفته می شود ولی در فتنه یا ایمان مردم تباه می شود و یا امنیت جامعه که لازمۀ زندگی آرام است، از بین می رود و این دو مهم تر از حیات آدمی است؛ چرا که زندگی بدون ایمان نزد خداوند ارزش ندارد و از سویی دیگر، جامعه انسانی بدون امنیت روانی و آسایش هر لحظه اش با آرزوی مرگ همراه است.
در فتنه چنان باش که بارت ننهند
ز این آتش تند در حذر باش و به هوش


  و از دست و زبانت استعانت نبرند
تا مدعیان رند، جانت نخرند(ز-جویباری)






نکته پنجم: راههای برخورد با فتنه
  1. قرآن: در حدیثی از حضرت امیر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند:« إذَا إلتَبَستْ عَلَیکُمْ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلُ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرَانِ» زمانی که بر شما آشوبها همانند پاره های شب تاریک پوشیده شد پس بر شما باد بر قرآن که نجات از طریق قرآن است. (حر عاملی، ج 6، 1409: 171)
تقوای الهی: همچنان که حضرت امیر (علیه السلام) در خطبه182 می فرماید:«مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ»«کسی که تقوای الهی پیشه کند خداوند راه خارج شدن از فتنه ها را بر او قرار می دهد» .(صبحی صالح، 1414: 266) یعنی شخصی باید در موضع گیریهای خود در چنین مواقعی دقت کند که آیا برای خدا موضع گیری می کند و یا برای غیر خدا، اگر برای خدا موضع گیری کند خداوند راه نجات را به او نشان خواهد داد
  1. پایبندی به سنت رسول اکرم«صلی الله علیه و آله و سلم»
  2. تمسک به اهل بیت: سفن النجاه: کشتی های نجات، که مراد اهل بیت پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‏باشد که در روایتی از آن حضرت نقل شده که چنین فرمودند: «مَثَلُ اهلِ بیتی کَمَثل سفینه النجاه» «مثل اهل بیت من همانند کشتی نجات است.» «مَن رَکَبها نَجاه» «هر کس سوار بر آن شد نجات می یابند.» «و مَن تَخُلفَ عَنها هَلَکَ» «هر کس تخلف کند نابود می شود.» (شیرازی، ج 2، 1383: 465)
  3. دوری از اختلاف ها و پراکندگی ها "اعرجوا عن طریق المناخره
  4.  زمین گزاردن تاج مفاخرت و فخرفروشی "وضعُوا تیجانَ المفاخره"یعنی اگر شخصی که مدتی پیرو اهل باطل بوده حال متنبه شده و در مسیر حق قرار گرفته با گفتن جملاتی همچون تا دیروز کجا بودی؟ او را آزرده و نسبت به او فخر نفروشیم.
  5. با زیرکی و هوشمندی برخورد نمودن: ایام فتنه که همان ایام خصومت و جنگ و درگیری است بین دو رهبر گمراه که هر دو مردم را به گمراهی دعوت می کنند، مانند: فتنه ابن زبیر و ضحاک و ... باید به گونه ای حرکت کرد که هیچ یک از دو طرف را تقویت نکند نه به صوت مستقیم و نه به صورت تدارکاتی و غیر مستقیم. اما وقتی یکی از دو طرف حق است مانند حضرت علی (علیه السلام) در جنگ صفین باید جانب حق را گرفت.
  6. گوشه گیری: روایاتی که از ائمه هدی(علیهم السلام) درباره فضیلت عزلت و گوشه گیری به ما رسیده است غالباً ناظر به این گونه شرایط است. در حدیث گویا و روشنی از امام صادق(علیه السلام) میخوانیم هنگامی از آن حضرت سؤال کردند: چرا گوشه‏گیری را انتخاب کرده‏اید؟ فرمود: «فَسَدَ الزَّمَانُ وَتَغَیَّرَ الاِْخْوَانُ فَرَأَیْتُ الاِنْفِرَادَ أَسْکَنَ لِلْفُؤَاد، زمانه فاسد شده و برادران تغییر روش داده‏اند به همین دلیل، آرامش دل را در تنهایی یافتم».(حلی، 1408: 153)  قرآن مجید نیز اشاراتی به این معنا دارد از جمله درباره حضرت ابراهیم می‏خوانیم که او گروه بت‏پرستان را مخاطب قرار داد و گفت: «(وَأَعْتَزِلُکُمْ وَما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَأَدْعُوا رَبِّی) از شما و آنچه غیر از خدا میخوانید و می‏پرستید کنارهگیری می‏کنم و (تنها) پروردگارم را می‏خوانم».(48/مریم) در داستان اصحاب کهف نیز در آیه 16 سوره «کهف» اشاره به گوشه‏گیری آنها از گروه فاسد و مفسد شده است. از آنچه گفته شد به خوبی روشن می‏شود که هرگز منظور امام (علیه السلام) این نبوده است که اگر گروهی باطل بر ضد مؤمنان و طرفداران حق برخیزند نباید به حمایت مؤمنان حق‏جو برخاست، این سخن بر خلاف صریح قرآن است که می‏فرماید: «فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَی الاُْخْری فَقاتِلُوا الَّتی تَبْغی حَتّی تَفیءَ إِلی أَمْرِ اللّه، )اگر گروهی از مسلمانان بر گروه دیگری ظلم و ستم روا داشتند (و اصلاح در میان آن دو از طریق مسالمت‏آمیز امکانپذیر نشد) با جمعیت ستمگر پیکار کنید تا به سوی حق باز گردند.» (حجرات/18)
  7. آگاهی یافتن: انسان خود را نسبت به فتنه و فتنه انگیزان از نظر آگاهی و اطلاعات مجهّز کند تا بتواند به راحتی با آن برخورد کند. حضرت در این باره می فرماید: « شما ای گروه عرب... در فتنه در هم پیچیده به هنگام پیدایش نوزاد فتنه ها و آشکار شدن باطن آنها و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن، با آگاهی قدم بردارید. فتنه هایی که از رهگذرهای ناپیدا آشکار گردد و به زشتی و رسوایی گراید، آغازش چون دوران جوانی پرقدرت و زیبا و آثارش چون آثار باقیمانده بر سنگ های سخت زشت و دیر پاست. (خطبه/151)
  8. دوری از اختلاف و پراکندگی
منابع و مآخذ
  1. حلی، رضی الدین علی بن یوسف بن المطهر( برادر علامه حلی)، العدد القویّه لدفع المخاوف الیومیه، به کوشش مهدی رجائی و محمود مرعشی، چ اول، قم: کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی‏، 1408 ق
  2. جویباری، م و جمعی از نویسندگان، راه روشن، چ اول، قم: نسیم فردوس، 1384
  3. صدر الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم‏، شرح أصول الکافی( صدرا)، به کوشش محمد خواجوی، چ اول، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی‏، 1383
  4. نظامی همدانی، علی، شرح نوینی بر کلمات قصار امیرالمؤمنین، چ اول، قم: مؤسسه فرهنگی فخردین، 1383
  5. شریف الرضی، محمدبن حسین، نهج البلاغه(صبحی صالح)، مصحح فیض الاسلام، چ اول، قم: هجرت، 1414
  6. سایت:                       http://makarem.ir/nahjolbalaghe
  7. سایت:                     http://basaer.ir/fehrest.asp?select=nahjolbalagheh
 
 


دفعات مشاهده: 19 بار   |   دفعات چاپ: 1 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر



CAPTCHA

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دفتر هم اندیشی استادان و نخبگان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | hamandishi

Designed & Developed by : Yektaweb